دکتر رقیه فاضل

درخت انقلاب و آفت دوقطبی‌ها

۹۹/۰۱/۲۶، ۵:۱۸ ب٫ظ

عبور انقلاب اسلامی از کلیشه تقابل شرق و غرب از نخستین فرازهای بیانیه گام دوم انقلاب است؛ اما عبور از کلیشه‌ها و دوقطبی‌های ساختگی به‌عنوان یک اصل در تفکر و منش انقلابی چگونه ممکن و مطلوب است؟ گفتار حاضر به تبیین پاسخ این سؤال بر اساس بازشناسی انقلاب اسلامی ذیل نگاه تکاملی و رشدمحور پرداخته است.

به گزارش «ایام»، خانم دکتر فاضل_ دکترای مدیریت آموزشی_ در گفتاری به بررسی دوگانه‌های ساختگی و آثار زیان‌بار آن‌ها برای نظام اسلامی پرداخته و با تکیه بر سیرۀ فکری امامین انقلاب چگونگی عبور از از دوگانه‌های کاذب ونحوۀ تلاش برای پیشرفت انقلاب اسلامی را ذیل دوگانه‌های اصیل حق و باطل، توحید و شرک تبیین می‌نماید. این گفتار در شمارۀ ۶۴ نشریۀ راه به چاپ رسیده است که متن آن را در ادامه می‌خوانید.

در بحث کلیشه‌ها معمولاً ما را بین دو گزینه مخیر می‌کنند و احساس می‌کنیم که مجبور به انتخاب یک از آن‌ها هستیم. درنهایت هم بین این دو گزینه مقداری هزینه فایده می‌کنیم و یکی را برمی‌گزینیم. از گذشته تاکنون، انقلابیون را با این دوگانه‌ها بازی داده‌اند. دوگانه شرق و غرب، دین و دنیا، چپ و راست، آرمانخواهی یا واقعگرایی یا کلیشه میان انقلاب و نظام که بالاخره نظام را حفظ کنیم یا با نگاه انقلابی و انقلابی‌گرایی بخواهیم این نظام را به هم بزنیم.

حضرت امام خمینی (ره) وقتی می‌خواستند این مشکلات فکری انقلاب را حل کنند، به همین دوگانه‌ها اشاره می‌کردند؛ مثال آن در اواخر عمر امام، دعوای بین فقه پویا و فقه سنتی بود که حضرت امام با واژهای به اسم فقه سنتی ما پویا است، موضوع را تبیین می‌کنند. همچنین در مباحثی مثل دعواهای ساختگی میان چپ و راست یا اصلاح‌طلب و اصولگرا که می‌خواستند انقلابیون و امت را با آن درگیر کنند، معمولاً رهبران انقلاب با مبنای فکری دقیقی وارد شدند و نحوه موضع‌گیری میان این دو گزینه را تبیین کردند.
خیلی از اوقات هم اصلاً دوگانه‌ای در کار نیست. نهایتاً اگر نخواهیم بین دو گزینه انتخاب کنیم، گزینه سومی بین مارکسیسم و لیبرالیسم می‌آورند و اگر نتوانستیم انتخاب کنیم، نئولیبرال یا نئومارکسیست را تحویلمان می‌دهند؛ لذا فقط دوگانه نیست و ممکن است کلیشه‌های متنوع‌تری در برابرمان قرار بگیرد.

یک انقلاب فکری

انقلاب ما صرفاً اتفاقی سیاسی نبود که گروهی بروند و گروه دیگری بیایند. انقلابی فکری بود و چون تحولاتش را در لایه‌های فکری می‌دیدیم، طبیعتاً اندیشه‌ای جدید را مطرح کرده است که مبتنی بر نگاه توحیدی است. حال چگونه انقلاب می‌تواند با نفی دوگانه‌ها جلو برود؟ اگر نگاهمان را از جنبه سیاسی صرف بیرون بیاوریم و مبانی فکری انقلاب را فهم کنیم، متوجه می‌شویم که انقلاب مبتنی بر توحید اتفاق افتاد.
ذیل این مکتب فکری، تعاریف جدیدی از دین، دنیا، آرمان و واقعیت‌ها به وجود می‌آید که مبتنی بر توحید است و همه نظام‌های موجود مبتنی بر شرک و الحاد را کنار می‌گذارد. این تعاریف جدید، به نقد نظام‌های فکری، سیاسی و اقتصادی موجود به پا خاستند. نتیجه همین تحلیل‌ها، اندیشمندان را به یک مبنا رساند. افشای هم‌ریشه بودن خیلی از این چندگانگی‌ها.

دوگانه انقلابی و غیرانقلابی

در ابتدای بیانیه گام دوم، اعلام می‌کند این شرق و غرب که در ظاهر دوگانه یا چندگانه هستند، در باطن یک ریشه واحد دارند و از یک نقطه نشأت می‌گیرند. انقلاب همانطورکه این دوگانه‌ها و چندگانه‌ها را رفع کرد، معیاری داد که دوگانه‌های دیگری ساخته بشود. این خیلی مهم است. انقلاب، دوگانه‌هایی را برداشت؛ اما دوگانه‌هایی را هم وضع کرد. دوگانه‌ای با معیاری از جنس حق و باطل و توحید و شرک. خیلی وقت‌ها دوستانی که به دنبال اتحادها و ائتلاف‌های سیاسی هستند، تأکید می‌کنند که ما فلان دوگانه را باید برداریم؛ اما فراموش می‌کنند که آیا هیچ معیار دیگری برای دسته‌بندی وجود ندارد؟ دوگانه‌هایی که انقلاب برای ما می‌سازد چیست؟ انقلابی و غیرانقلابی بودن. بعد از اینکه این معیارها مشخص می‌شود، جبهه حق و باطل را وضع می‌کند. سپس عمل جهادی مبتنی بر این فهم جدید و با این معیار جدید و این دیالکتیک عمل و نظر آغاز می‌شود و افزایش معرفت و تعمیق آن، حول این محورهای جدید اتفاق خواهد افتاد.

راه سوم، صرفاً راه وسط نیست رفع تباین و تضادهای ساختگی چگونه باید اتفاق بیفتد؟ بزرگوارانی هستند که برای رفع تباین و تضاد، صرفاً به یک لفاظی ادبی بسنده می‌کنند. معمولاً میانگین گرفتن دین به‌علاوه دنیا تقسیم بر دو، یعنی اعتدال. این تبیین، تبیین سطحی است. برای رفع این دوگانگی‌ها با توجه به شرح چهل حدیث حضرت امام در می‌یابیم که دین و دنیا را چگونه می‌توان جمع کرد. در حدیث ششم مبحثی درباره دنیا وجود دارد. حضرت امام در آنجا با معیاری دقیق، تباین دین و دنیا و تضاد این دو را رفع می‌کنند و معیار دنیای ممدوح و دنیای مذموم را ارائه می‌دهند؛ یعنی تعریف با معیاری بسیار دقیق، کاملاً دگرگون می‌شود. دنیای ممدوح دنیایی است که با برنامه دینی پیش می‌رود و دنیای مذموم دنیایی است که در غفلت در عالم طبیعت و در عالم ماده غرق می‌شود.

واقع‌گرایی آرمان‌خواهانه چیست؟ انقلاب و فکر انقلابی از همان ابتدا در لایه فردی که بحث از اخلاق و خودسازی و مجاهده علیه نفس است، با تبیینی جدید این تباین‌ها را رفع می‌کند و یک تباین جدید را ارائه می‌دهد. همچنین در لایه‌های وسیع اجتماعی، مفاهیمی مانند آرمان‌خواهی و واقع‌بینی را ارائه می‌دهد. حرف دقیق و عمیق درباره آرمان و واقعیت این است که با هزینه کردن و با جهاد کردن، می‌توان واقعیت‌ها را تغییر داد و به آرمان رسید. یعنی با استفاده از همین ظرفیت‌های موجود می‌توان جهاد کرد و به سمت آرمان‌ها حرکت کرد.

در این تبیین جدید، از آرمان‌ها دست کشیده نمی‌شود و گفته نمی‌شود که قله‌ها دور از دسترس است؛ پس به پایین‌تر از آن قانع شویم. اتفاقاً باید آرمان‌ها و قله‌ها در همه ابعاد خود بازخوانی و اعلام بشوند و نباید دست از آن‌ها کشید؛ البته به این معنا نیست که در فضای توهمی و مالیخولیا سیرکنیم. باید وضعیت موجود و ضعف‌ها و قوت‌ها را دید و بعد شروع به حرکت کرد؛ یعنی اگر پاهایمان در واقعیت هست، طبیعتاً سرمان در افکار و آرمانه است. اصلاً انقلاب یعنی همین. انقلاب یعنی وضع موجود را دیده‌ام، اما به آن رضایت نمی‌دهم و دست از آرمان هم نمی‌کشم. با جهاد کردن و هزینه کردن، باید واقعیت‌ها را به سمت آرمان‌ها تغییر داد. حرف از خوب شدن نو به نو است و حرف از پوست ترکاندن و رشد است، همانند رشد و جوانه زدن گیاه.

هسته انقلاب و پوسته نظام

نگاه جبهه باطل می‌خواهد ما را در قالبی دیگر یا به‌عنوان ساختارشکنی‌های پست‌مدرن، منحرف بکند. درباره این موضوع حضرت آقا در دیدار با دانشجویان علم و صنعت بر تشبیه به مفهوم هسته و پوسته تأکید می‌کنند. می‌شود گفت پوسته را نظام و آن نظم و قوامی که وجود دارد در نظر بگیریم و هسته را انقلاب که به‌عنوان محتوا مطرح می‌شود. جالب است آنجا هم حضرت آقا خیلی بر این نکته تأکید می‌کنند که ما این دو هسته و پوسته را با همدیگر می‌خواهیم. از آن‌طرف حرف از حضرت امام هست که حفظ نظام أوجب واجبات است و این پوسته باید نگه داشته بشود؛ اما این بدان معنا نیست که انقلابی‌گری در راستای کنار زدن پوسته و نظام باشد. باید قائل به نظم بود و رشد و اصلاح دائمی داشته باشیم. خیلی‌ها احساس می‌کنند نظام یک مفهوم جامد و انقلاب یک مفهوم سیال است که می‌تواند شکل‌های مختلف به خودش بگیرد و این‌ها جمع شدنی نیست؛ ولی ما خلاف آن را معتقدیم. آیه ۲۹ سوره فتح دقیقاً از همین جمع‌کردن حرف میزند. آیه از موجودی زنده و زراعتی حرف میزند که «کزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ؛ چون کشته‌ای است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌های خود بایستد.» و این دقیقاً روایت انقلاب است. حضرت آقا چندین بار در این یکی دو سال اخیر این آیه را استفاده و تفسیر کرده‌اند

استعاره درخت یا سیستم؟

اعتقاد ما بر این است که نظام انقلابی استعارهای از موجود زندهای مانند درخت است و سیستم‌های مدیریتی موجود که به‌عنوان سیستمی سفت و سخت دیده می‌شوند، به‌عنوان تئوری دستگاه‌ها، در برابر تئوری درخت و تئوری موجود زنده قرار می‌گیرد. استعاره دستگاه‌ها به درد انقلاب اسلامی نمی‌خورد و با مبنای فکری توحیدی انقلاب اسلامی نمی‌خواند. اگر نگاه به انقلاب و به نظام همانند موجود زنده باشد، همزمان هم خوف باید داشت و هم رجا. این نظام انقلابی می‌تواند رو به تعالی و رشد باشد، چون موجود زنده است، و می‌تواند رو به سقوط باشد و دچار آفت و بیماری بشود؛ به همین دلیل است که حضرت آقا وقتی به تاریخ نگاه می‌کنند، در جایی دستاوردها و همچنین ضعف‌ها را بیان می‌کنند و با توجه به آیه‌ای که گفتم، «یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغِیظَ بِهِمُ الْکفَّارَ؛ کافران از انبوهی آن به خشم می‌آیند» دشمنان ما کینه پیدا کردند. گویا به تمثیل، در زمینی که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد، درختی روئید و برپای خودش ایستاد. حالا دشمنانش غیظ کردند و دوست دارند به هر نحوی این درخت را سرکوب کنند. این قضایای اخیر که روز به روز بر تحریم‌ها افزوده می‌شود، به همین علت است.

اتوبوس سواری یا کوهنوردی؟

استعاره دیگری که حضرت آقا در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزده دی به آن اشاره کردند، گروه کوهنوردی است. این تمثیل دقیقی برای فهم نظام انقلابی است. در تئوری سیستمی مدیریت، مفهوم نظام را به معنای اتوبوس می‌فهمند؛ یعنی انقلاب کردیم و حکومت و قدرت سیاسی را ایجاد کردیم و طبیعتاً رهبرش راننده اتوبوس است و سرنشینانش که امت هستند، بنشینند که رهبر بخواهد این اتوبوس را به آن قله‌های آرمانی برساند. اتوبوس همان تمثیلی است که نظام‌های موجود مدیریتی، حکومت‌های جاری در شرق و غرب عالم مطابق آن به‌پیش می‌روند و به همین علت به بن‌بست رسیده‌اند. استعارهای که ما به آن ایمان داریم، گروه کوهنوردی است.

استعارهای که بیان می‌کند پیوندها از نوع راننده و سرنشین نیست. پیوند امام و امت است و قرار نیست سرنشینانش بنشینند و اتوبوس آن‌ها را به قله برساند. قرار است همه حرکت کنند. طبیعتاً وقتی با گروه کوهنوردی می‌خواهیم به نوک قله برسیم، سختی‌هایی وجود دارد؛ اما این سختی‌ها شیرینی راه هستند؛ البته معتقدیم که اگر به صخره‌ای بزرگ هم بربخوریم، راه جایگزینمان را پیدا خواهیم کرد. اما در دیدگاه اتوبوسی، یا متوقف می‌شویم یا از جاده منحرف می‌شویم و به سمت سقوط می‌رویم. همان اتفاقی که برای نظام‌های موجود و حکومت‌های سیاسی در دنیا اتفاق میافتد. بلوک شرق به همین شکل سقوط کرد و غرب با آن نگاه لیبرالش سقوط خواهد کرد؛ چون جنس نگاه، سیستم است. نظام ولایی، پیوندی است میان امت با امام. اگر بتوانیم مبنای نظری این رابطه را تبیین کنیم و بگوییم نه از جنس دیکتاتوری و نه رابطه میان راننده و سرنشین است، آن‌وقت باید این مبانی نظری را با مبنای فکری توحیدی شرح بدهیم. این مدل استعاره‌ها و تفسیرها هم می‌تواند برای فهم عمومی جامعه و فرهنگ عمومی به درد بخورد.

اوجب واجبات

طبق آنچه گفتیم، اگر هسته را انقلاب و پوسته را نظام در نظر بگیریم، عده‌ای معتقدند تا وقتی این پوسته برای ما محترم هست که بتواند هسته را حفظ کند و اگر دیدیم این پوسته نمی‌تواند آن را حفظ کند، آن را کنار می‌گذاریم. در اکثر موارد کسانی که درگیر این دوگانه‌های رده‌های می‌شوند، معتقدند که اگر انقلابی باشیم، باید صرفاً غر بزنیم، فریاد بکشیم و آن کسانی هم که طرفدار نظام باشند، باید ساکت باشند و وضع موجود را توجیه کنند. این حرف در ظاهر خیلی خوب است؛ اما خیلی از بزرگوارانی که تباین جدی بین هسته و پوسته قائل هستند، این پوسته را از جنس یک ظرف مثل قابلمه می‌بینند، نه پوسته یک گیاه که قابلیت اتساع و رشد دارد. این پوسته همانند بذر یک گیاه، خودش را همزمان بازسازی می‌کند تا رشد کند. پس باید پوسته را حفظ کنیم. به تعبیر امام، حفظ نظام از اوجب واجبات است.

رابطه میان نظام و انقلاب، رابطه ظرف و مظروف نیست. رابطه‌ای از جنس ایدئولوژی و قدرت تحقق ایدئولوژی است. درواقع نظام جمهوری اسلامی، میزان تحقق‌یافته انقلاب اسلامی راه است؛ لذا برای ما ارجمند و دوست‌داشتنی است و با جان و دل می‌خواهیم از آن محافظت کنیم. اسم این کار را هم محافظه‌کاری و حفظ وضع موجود نمی‌دانیم. آن اندازه از دستاوردهای انقلاب را که تا الان به آن رسیدیم، محترم می‌شماریم. پس اگر بخواهیم بیانیه گام دوم را تبیین و به زبان روان در جامعه نشر بدهیم و گفتمان سازی بکنیم، خیلی جدی باید پیوندهای امت و امامت را دوباره مرور کنیم. باید بحث مردم‌سالاری دینی و قیام لله را دوباره مرور کنیم. ما در لحظه به لحظه می‌خواهیم انقلاب کنیم، می‌خواهیم قیام لله کنیم و البته این قیام لله بسته به وضع موجود و امکانات و شرایطی که جبهه حق آماده کرده و ظرفیتش را ساخته است، به تحقق انقلاب اسلامی کمک می‌کند.

هسته‌های مقاومت و ظرفیت‌سازی در گام دوم

چرا خیلی وقت‌ها درگیر این دوگانه‌ها می‌شویم؟ چون دیر به فریاد می‌رسیم و دیر می‌جنبیم. چون انقلابی نیستیم. انقلابی بودن صرفاً به معنای فریاد زدن مشکلات نیست، به میزانی که در توان داریم تا کاری انجام بدهیم، باید برای تحقق آرمان‌های انقلابی تلاش کنیم. یعنی باید ظرفیت بسازیم تا امت کاری بکند. باید آنجایی که انقلاب نیاز دارد به کمکش بشتابیم و تعاون کنیم. امر به معروف و نهی از منکر هم جزو آموزه‌های انقلابی است. اگر بخواهیم گام دوم انقلاب به سلامت و عافیت برداشته بشود، باید ذیل آن توصیه‌های هفتگانه که حضرت آقا میگویند، هسته‌های مقاومتی تشکیل بشود. نباید به‌عنوان یک بیگانه و طلبکار بیرون بایستیم و فریاد بزنیم. در گام دوم انقلاب، باید هم درگیر کار بشویم و هم مطالبه گری و نقادی بکنیم. هر دوی این‌ها به ما نشان خواهد داد که تا ابد پایبند به مفهوم و تئوری نظام انقلابی هستیم و می‌توانیم انقلاب به معنای موجود زنده را در گام دوم به پیش ببریم.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/2120

چاپ نوشته

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی