گفت‌وگو با دو تن از جهادگران سلامت اهل ملایر پیرامون تلاش‌ها برای مقابله با کرونا

خاطرات جهاد/ از همکاری با پلیس راهور تا راه‌اندازی نقاهتگاه در دانشگاه آزاد

۹۹/۰۱/۲۷، ۹:۰۴ ق٫ظ

ساعت کار بچه­‌های جهادی به غیر از روزهای بارندگی از صبح تا ظهر در خیابان خلوت کار ضدعفونی انجام می‌­شد و بعضی موقع­‌ها هم مثل پنجشنبه‌ها بعد از ظهر شروع می­‌کردیم. چند بار هم شد که کلا روز کار نمی­‌کردیم و می‌­گذاشتیم از ساعت ۱۲ شب شروع می‌­کردیم تا ساعت سه و چهارصبح

به گزارش ایام، عملکرد جوانان بسیجی و طلبه در شرایط حساس اپیدمی کرونا در کشور، نشان داد در هر شرایطی حاضر و هوشیار هستند. امروز کرونا جان هموطنان را هدف گرفته و حضور آنها از همان ابتدا در اجرای برنامه‌های ضدعفونی و گندزدایی معابر، تولید ماسک، همیاری پزشکان و پرستاران در بیمارستان‌ها، همیاری پلیس در کنترل ترددها و نیز غسل دادن و خاکسپاری فوتی‌های کرونایی پررنگ بوده است. درست مثل ایام دفاع مقدس که تا خبر جنگ در کشور پیچید، در صف اول تامین نیازهای انقلاب در خط مقدم و پشتیبانی رزمندگان بودند. گزارشی که از نظرتان می‌گذرد، برگرفته از گفت‌و‌گو با دو تن از جهادگران سلامت در ملایر است.

ماجرای شکل‌گیری هسته جهاد سلامت جوانان ملایر در روزهای اول شیوع کرونا

محمد فرهادی دانشجوی ۲۶ ساله ملایری، یکی از بسیجی‌هایی است که با شنیدن خبر شیوع کرونا با دوستانش برای پیشگیری و ضدعفونی کردن شهر وارد عمل شدند. این گروه جهادی امروز در ملایر با نام پرافتخار شهید قاسم سلیمانی شناخته می‌شوند که فرهادی از اولین اقدام‌شان برای مبارزه با کرونا اینطور می­گوید: «عصر سیزدهم اسفند ۹۸ بود که دو نفر در حوزه بسیج بودیم. روزهای اولی بود که در کشور خبر شیوع کرونا پیچیده بود. قرار ما بر این شد که خودمان گمنام و خودجوش ضدعفونی کردن سطح شهر را انجام بدهیم. چند نفر از دوستان هم اعلام آمادگی کردند، البته آن موقع آن­قدر جدی نشده بود. ولی این کار یک حالت پیشگیرانه داشت که به نظر ما اگر از یک مرحله‌ای می‌گذشت، شاید دیگر تاثیری در پیشگیری از شیوع کرونا نداشت.
صبح چهاردهم، پس از پیگیری و هماهنگی با سپاه، دو دستگاه تراکتور سمپاش در اختیار ما قرار گرفت. اوایل کار همین دو دستگاه تراکتور داشتیم. با همدلی و همکاری مردم تیم ۵ نفره ما توانست در بحث هزینه‌های تهیه محلول ضدعفونی و سایر اقلام کار را شروع کند تا با جلب نظر مردم، خیرین پای کار آمدند و هر کس هر چقدر در توانش بود، چه در بحث هزینه و یا وسیله و ابزار برای ضدعفونی کمک می­‌کرد.»

فرهادی در ادامه گسترش این هسته خودجوش مردمی برای مقابله با شیوع کرونا در ملایر را اینطور توضیح داد: «چند روز بعد تیم جهادی ما، همکاری با قرارگاه سلامت را شروع کرد. در حال حاضر ۱۸ دستگاه تراکتور، گروه۲۰ نفر موتورسوار و ۱۷ گروه جهادی برای پوشش مناطق که تقسیم‌بندی شده، داریم. در چند روز اول منطقه‌­­هایی مانند خیابان همدان تا میدان امام حسین، خیابان خیام، پارک چمران، خیابان شهید طلوعی، خیابان فخریه، خیابان امیرکبیر، خیابان بروجرد که معابر پرتردد بودند را ضدعفونی می­‌کردیم، اما بعد تمام سطح شهر، حاشیه شهر و محلات را ضدعفونی کردیم. تیم‌های موتوری ابتدا با ده عدد سمپاش­ دستی برای پوشش معابر عمومی فعال شدند و در حال حاضر تجهیزات ما سه برابر شده است و افراد زیادی هم داوطلب حضور در برنامه‌های ضدعفونی معابر هستند.»

تکثیر حسین فهمیده‌ها

فرهادی با اشاره به حضور اقشار مختلف مردم ملایر در حرکت خودجوش مبارزه با کرونا، از داوطلبان اجرای عملیات ضدعفونی معابر گفت: «از همان روزهای اول از نوجوانان تا پیشکسوتان همه اعلام آمادگی کردند. خداوند پدر شهیدان فهمیده را رحمت کند. اینجا هم نوجوان­هایی داریم از پایگاه‌های حاجی­آباد و پایگاه شهید گلزردی مسجد حاج قاسمی که پای کار هستند و کوچک­ترین عضو ما محمدصالح بختیاری است که ۱۳ سالش است و از پایگاه شهید گلزردی می­آید. یک تجربه هم که برای ما در این مدت به وجود آمده این بود که بعضاً افرادی بودند که قبلاً ارتباط خاصی با طیف مذهبی نداشتند، وقتی در خیابان کار بچه‌­ها را می­دیدند، اعلام آمادگی می­‌کردند و پیگیر هم بودند و تماس می‌گرفتند که بیایند و این برای ما درس‌های خوبی داشت.»

فرهادی در ادامه توضیح داد از پوشش روستاهای اطراف ملایر هم غفلت نکرده‌اند: «برای ارتباط با روستاها آقای رستمی که فرمانده پایگاه‌ بسیج و دهیار یکی از روستاها بودند، واسط شدند. همچنین افرادی که در جریان کار ما بودند در روستا مبلّغ کار ما می‌­شدند و نفرات جدید هم می‌­آوردند. در خود روستاها هم اکثر صاحبان دستگاه‌­های تراکتور اعلام آمادگی می­کردند و حتی مثلا هزینه گازوئیل مورد نیاز را می‌خواستیم پرداخت کنیم قبول نمی­‌کردند و حاضر بودند هزینه­ای هم برای کمک مالی به ما بدهند. یا مثلا یکی از بچه‌های جهادی قبلاً قصد خرید تراکتور با پدرشان را داشتند. وقتی دیدند الآن برای سمپاشی نیاز به تراکتور است، یک تراکتور خریدند و در اختیار ما گذاشتند که باز در آینده هم خودشان استفاده کنند.»

خاطرات و خطرات جهاد سلامت

این جهادگر حوزه سلامت درباره فرازونشیب‌های عملیات ضدعفونی کردن معابر سطح شهر هم گفت: «گاهی اوقات شد که بعضی افراد برخورد تندی هم داشتند مثلاً مسکن مهر که رفتیم، بچه­‌ها با سمپاش دستی زحمت کشیدند ساختمان‌های همه بلوک‌ها را تا طبقات آخر رفتند و همه جا را از جمله کابین‌ آسانسورها، راه­‌پله‌­ها و پارکینگ‌­ها، ضدعفونی کردند. فردایش عده‌ای آمده بودند به فرمانده ما گلایه و شکایت کردند که این آدم‌ها آمدند مثلا خانه ما را پر از آب کردند و یا کفش‌­هایشان خراب شده و کلا از این اتفاقات زیاد داشتیم. حتی وقتی در پیاده‌­رو یک خیابان بعضی‌ها ما را دیدند می‌گفتند ما نمی‌خواهیم، اصلاً ما می­‌خواهیم کرونا بگیریم.
از این مسائل زیاد بود. ولی بچه­‌ها الحمدالله خسته نمی‌شدند. یا مثلاً یک روز صبح جمعه بود با تراکتور محل­ه‌ها را ضدعفونی می‌­کردیم. هر بار محلول تمام می‌شد، می­رفتیم دوباره پر می­کردیم و همین‌طور بی‌وقفه ادامه دادیم. وقتی به خودمان آمدیم که شب شد و کار به گونه‌ای بود که خستگی جسمانی داشت، ولی احساس رضایت درونی از کمک به همشهری و هم‌نوع خودت اجازه نمی­‌داد خستگی جسمی بر روحیه گروه جهادگران سلامت غالب شود.»

روال کار جوانان ملایری هم نکته دیگری بود که او توضیح داد: «ساعت کار بچه­‌های جهادی به غیر از روزهای بارندگی از صبح تا ظهر در خیابان خلوت کار ضدعفونی انجام می‌­شد و بعضی موقع­‌ها هم مثل پنجشنبه‌ها بعد از ظهر شروع می­‌کردیم. چند بار هم شد که کلا روز کار نمی­‌کردیم و می‌­گذاشتیم از ساعت ۱۲ شب شروع می‌­کردیم تا ساعت سه و چهارصبح.»

فرهادی در انتها درباره نگرانی‌ اصلی کسانی که پای این کار جهادی بودند هم گفت: «صحبتم را شعاری تعبیر نکنید. این اعتقاد قلبی من است که اگر من داخل بیمارستان محل نگهداری بیماران کرونایی باشم و خدا نخواهد، من این بیمار را نمی­گیرم. ولی اگر خداوند بخواهد در خانه در قرنطینه هم باشم، با یک اتفاق ساده بیمار می­شوم. امید ما به خدا است، چون جهاد قراردادی بین خدا و جهادگر است. بالاخره ما در ابتدا خطراتش را می‌دانستیم. در حالی کار را شروع کردیم که هیچ وسیله­ای نبود که بهداشت بخواهد به ما بدهد. هر اداره ­ای هم می­رفتیم برای بحث تجهیزات و امکانات خیلی مودبانه می­گفتند شماره بدهید تماس می­گیریم. ما با توکل به خدا این مسیر را طی کردیم و از خدا خواستیم که خودش مواظب بچه‌‌هایی که پای کار آمدند باشد.»

تعامل ارگان‌ها و جهادگران چگونه بوده است؟

عباس معتمدی، جوان سی ساله ملایری است که دوشادوش دوستانش در کار جهادی قدم برداشته و از تهیه محلول و ضدعفونی کردن معابر تا کمک برای تجهیز اولیه نقاهتگاهی که در سوله دانشگاه آزاد ملایر ایجاد شده، حضور داشته است. این جهادگر بسیجی از هماهنگی و تعامل ارگان‌ها و جهادگران می‌گوید: «در ابتدا با جمع­‌آوری کمک مردمی، وایتکس خریداری کردیم و با نظارت اداره بهداشت طبق درصدی که برای تهیه محلول به ما سفارش کردند، آن را تهیه کردیم. در حال حاضر هنوز هم از محلول داریم که جزء بهترین محلول­هایی است که استفاده می‌­شود و از این نظر تامین هستیم. الآن در بحث ضدعفونی چون با گذشت حدود یک ماه بر کار مسلط شدیم، شهرداری که در ادامه وارد کار شد و از ما کمک گرفت.
الان روزانه ۱۲۰ لیتر محلول ضدعفونی معابر را شهرداری می‌دهد که هر روز در سطح شهر استفاده ‌می‌کنیم. تشکیل گروه جهادی برای کارهای ضدعفونی کرونا به راحتی انجام نشد و همه بچه‌­ها بسیار زحمت کشیدند تا به این انسجام رسیدیم که بتوانیم کل شهر را ضدعفونی کنیم. در ابتدا با استرس کار را شروع کردیم و روزها در خود ملایر یا روستاهای اطراف دنبال هماهنگی بودیم و بعد ازظهر یا شب‌ها برای ضدعفونی می­‌رفتیم.»

متعمدی با اشاره به ضرورت همکاری و هم‌افزایی در شهرستان ملایر برای تولید اقلام بهداشتی از جمله ماسک ادامه داد: «اداره صنعت و معدن ملایر با همکاری سپاه و حوزه علمیه برادران برای تولید ماسک ورود کردند و ما هم با آنها همکاری داریم و مکان مورد نیاز را برای دوخت ماسک آماده کردیم.»

آماده‌سازی نقاهتگاه دانشگاه آزاد ملایر
ماجرای همکاری جهادگران با پلیس راهور

گروه جهادی شهید سلیمانی در حوزه همکاری و همیاری با پلیس راهنمایی و رانندگی برای کنترل تردد خودروها نیز مشارکت داشتند. معتمدی در این باره گفت: «بچه‌­ها با فرارسیدن زمان سفرهای نوروزی، هر روز تا ساعت ۹ یا ۱۰ شب در برنامه همیاری کنترل تردد بودند و بعد از آن هم برای ضدعفونی می­رفتند. این کار سختی­های خودش را برای بچه­‌های جهادی داشت. خصوصا که گاهی افراد با در برابر قانون مقاومت می‌کردند، ولی سکوت تنها پاسخ­ ما به بود و صبوری می‌کردیم.
اتفاقاً آن‌ها هم منتظر برخورد تند ما هستند، ولی بچه‌های بسیجی ما وقتی برای خدمت می­رویم اگر هر بلایی سرمان بیاید، کوتاه می­آییم. بالاخره گاهی هم مردمانی بودند که با تشکر و خسته نباشید، خستگی را  از تن جهادگران درمی­آوردند. طبق آمار حدود ۳۰ درصد پلاک­ها از شهرهای دیگر هستند که ساکن ملایر هستند و برای کنترل تردد هنگامی که کارت ماشین و کارت ملی  افراد را برای شناسایی به دست می‌گیریم و نگاه می­کنیم و یا  صحبت می­کنیم، در معرض خطر ابتلا هستیم. اوایل فقط به رویت کارت ملی افراد بسنده می­کردیم. بعد از مدتی متوجه شدیم مسافرانی هستند که به افراد سودجو مبلغی پرداخت می­کنند که آن فرد پشت فرمان ماشین آن­ها می­نشیند و با نشان دادن کارت ملی خودش، مسافر­ان را رد می‌کند.
کمی گذشت و باز مطلع شدیم برخی افراد ماشین­شان را در پارکینگی اطراف شهر می­گذارند. بعد از سواری یا تاکسی افراد سودجو استفاده می­کردند و یک مبلغی هم می­دهند وارد شهر می­شوند. بلافاصله به پلیس اطلاع دادیم و پس از شناسایی افراد سودجو آنها دستگیر شدند. در نهایت اعلام شد برای خروج و ورود قوانین سخت­تری اعمال می‌شود و حتماً بیمه­نامه هم باید ارائه دهند چون آدرس سکونت فرد در بیمه نامه ثبت شده است و تنها با این ترفند بود که توانستیم دقیق‌تر کارمان را در همکاری با پلیس راهور انجام بدهیم و تجربه خیلی خوبی برای ما جوان‌ها بود.»

تلخ و شیرین حضور در میدان مبارزه با کرونا

معتمدی در ادامه با اشاره به اینکه سختی‌های کار جهادی هم جزو شیرینی‌های آن است از خاطراتش گفت: «یک روز شلنگ در رفت و وایتکس به  چشمم خورد و یک مقدار اذیت شدم. یک روز در محله­ای بودیم، شخصی به عمده با ماشین از روی شلنگ انتقال محلول رد شد که ناگهان ترکید. وقتی اعتراض کردیم با حالت تمسخرآمیز گفت: “دلم خواست! دوست نداریم شما بیایید ضدعفونی کنید.” گاهی اوقات از صبح که شروع به ضدعفونی می­کردیم تا بعد از نیمه شب طول می‌کشید. با این حال تجربه کارهای مختلف جهادی به ما نشان داده رضایت قلبی جهاد در راه خدا و کسب رضایت او اهمیت دارد. ارزش جهاد را می­توان در سوره عادیات دید که خداوند حتی بر اسبی در راه جهاد علیه کفار ­جنگیده است، قسم یاد می­کند.»

عباس متعمدی در پایان از فراموش نشدن نیازمندان در شرایط مبارزه با کرونا هم گفت و گفت: «گروه جهادگران سلامت سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، قبلاً با عنوان شهید بابایی در بحث توزیع ارزاق بین مستضعفین در حاشیه شهر فعال بود و آن هم با تکیه برکمک‌های عموم مردم بود. در شرایط کرونایی فعلی هم نیازمندان را فراموش نکردیم و با تقدیم عیدی به بچه‌های بدسرپرست و بی‌سرپرست و نیز توزیع سبد حمایتی، توانستیم یک کار حداقلی انجام بدهیم که بابت این اتفاق نیز خدا را شکر می‌کنیم.»


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/2281

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی