محمدحسین نیرومند

بیم ‌و امیدهای حوزه فرهنگ برای مجلس یازدهم

۹۹/۰۲/۳۱، ۱۲:۳۴ ب٫ظ

اگر مسئولان، هدف انسان‌سازی را در جمهوری اسلامی مورد توجه قرار می‌دادند، اینک نه تنها در حوزه فرهنگ، بلکه در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، بهداشت، درمان و تمامی امور جاری کشور، موفق بودیم. مسئولان فرهنگی و اجتماعی ما، هنوز متوجه این موضوع نشده‌اند که اگر برای انسان‌سازی اولویتی قائل نباشند، مشکلات تداوم می‌یابد و روزبه‌روز انباشته‌تر می‌شود.

«ایام»؛ یادداشت محمدحسین نیرومند؛ کارشناس و فعال فرهنگی پیرامون ظرفیت‌های فرهنگی مجلس آینده:

هدف فراموش شده انقلاب

از شعارهای فرهنگی منتخبین یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی برمی‌آید که نامزدهای راه‌یافته به مجلس، اولویت چندانی برای پویایی برنامه‌ها و اولویت‌های فرهنگی نظام اسلامی درنظر نگرفته و برنامه‌ای برای این مهم ندارند.

یکی از مهم‌ترین اهداف پیروزی انقلاب اسلامی، انسان‌سازی است. این انسان‌سازی، برگرفته از آموزه‌های اصیل اسلامی است و یکی از مهم‌ترین اولویت‌های مورد نظر بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و رهبر معظم انقلاب است. جمهوری اسلامی از این جهت انسان‌سازی را مهم می‌داند که ساختن یک انسان می‌تواند منجر به ساخت جامعه‌ متعالی و رشد یافته شود. متاسفانه در چهل سال گذشته، نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن را جدی نگرفته نگرفته‌اند.

سال‌هاست هدف‌گیری بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و حتی بخشی از مسئولان نظام اسلامی در تحقیق و تبیین مسائل فرهنگی، اشتباه است. اگر مسئولان، هدف انسان‌سازی را در جمهوری اسلامی مورد توجه قرار می‌دادند، اینک نه تنها در حوزه فرهنگ، بلکه در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، بهداشت، درمان و تمامی امور جاری کشور، موفق بودیم. مسئولان فرهنگی و اجتماعی ما، هنوز متوجه این موضوع نشده‌اند که اگر برای انسان‌سازی اولویتی قائل نباشند، مشکلات تداوم می‌یابد و روزبه‌روز انباشته‌تر می‌شود.

فراتر از نمایندگان مجلس، بسیاری از مسئولان و سیاست‌گذاران اصلاح‌طلب و اصولگرا، متوجه اهمیت انسان‌سازی به مثابه هدف والای حوزه فرهنگ در جمهوری اسلامی نشده‌اند. آن‌ها هنوز نمی‌دانند که هدف فرهنگی و کار فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، تربیت قاسم سلیمانی‌هاست. متاسفانه تیم‌هایی که مدیریت فرهنگی کشور را برعهده دارند، ذهن‌هایشان توانایی و کشش درک چنین موضوع مهمی را ندارد. لذا تحولات بنیادین درحوزه‌های فرهنگی کشور، در یک چارچوب بسته است و حتی راه را برای عبور از روزمرگی‌های کنونی سخت می‌کند.

بیم ‌و امیدهای حوزه فرهنگ برای مجلس یازدهم
موازی‌کاری در قانون‌گذاری حوزه فرهنگ

یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل، ناکارآمدی ساختاری مجلس شورای اسلامی در قانون گذاری‌های فرهنگی است. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قانون‌گذار حوزه فرهنگ، تبدیل به یک نهاد موثر و موازی با مجلس شده است. این مسئله، مانع اتخاذ تصمیمات مهم و قانون‌گذاری‌ در شأن فرهنگ نظام اسلامی شده است. مجلس شورای اسلامی عملا به دلیل واگذاری تصویب و تدوین قوانین فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی، فعالیت خاص و درخورتوجهی صورت نداده است. این آفت، سال‌هاست گریبان‌گیر مجلس شورای اسلامی شده است.

قوانین تصویب شده در ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی، نشان‌دهنده تصویب محدود قوانینی است که اتفاقا نگاه جامع به مسائل فرهنگی ندارد. این مساله بیان‌گر آن است که مجلس شورای اسلامی، همانند بسیاری از اتفاقاتی که در مدیریت کلان کشور رخ داده، توجه چندانی به حوزه فرهنگ نداشته است. مجلس شورای اسلامی در ادوار گذشته، توجه چندانی به شعارهای بنیادین فرهنگی که اتفاقا اولویت‌های فرهنگی نظام اسلامی به شمار می‌رود، نداشته است. در حالی که اگر مجلس به این شعارها توجه می‌کرد، اینک در بسیاری از حوزه‌ها به رشد و تعالی بالایی رسیده بودیم.

قانونی تصویب کنید تا اهل فرهنگ مدیر شوند

مهم‌ترین دلیل عدم توجه منتخبان مجلس یازدهم به مسائل فرهنگی را می‌توان فرهنگی نبودن این افراد دانست. فرهنگ به دست کسی تبیین می‌شود که نگاه صحیح فرهنگی در ذات او باشد. افرادی می‌توانند مسائل فرهنگی کشور را حل کنند که شأن فرهنگی بالایی داشته باشند. متاسفانه به نظر می‌رسد این دوره مجلس شورای اسلامی، مانند دوره‌های قبل، نمایندگانی از جنس فرهنگی را به خود نمی‌بیند. لذا نمی‌توان به ایجاد تغییراتی جدی در حوزه فرهنگ کشور امیدوار بود.

با این نگاه، کمترین کاری که نمایندگان مجلس شورای اسلامی در یازدهمین دوره می‌توانند انجام دهند، تصویب قوانینی در حوزه فرهنگ است که زمینه‌ساز حضور و مدیریت افرادی بشود که فرهنگی بودن آن‌ها ثابت شده باشد. اگر مدیران فرهنگی روی کار بیایند و مدیریت فرهنگی کشور را در دست بگیرند، قطعا به موضوعاتی می‌پردازند که نیاز اصلی انسان‌سازی و فرهنگ‌سازی جامعه دینی است. نگاه غلطی در تفکر اکثریت دست‌اندرکاران وجود دارد مبنی بر اینکه حوزه فرهنگ، یک حوزه فرادستی است. این می‌شود که همه به خود اجازه می‌دهند بر مسند فعالیت‌های فرهنگی کشور تکیه بزنند. متاسفانه در کلان‌ترین دستگاه‌های فرهنگی کشور، افرادی در رأس مدیریت قرار گرفته‌اند که پیش‌تر مسئول حراست فروشگاه‌های بزرگ بوده‌اند! با چنین مدیرانی، هیچ‌گاه نمی‌توان به پویایی و بالندگی در حوزه فرهنگ رسید. کار فرهنگی باید در خون و در جان  افراد جاری و ساری باشد. هیچ‌کس به یک باره و بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای، مدیر فرهنگی و اهل فرهنگ نمی‌شود. لذا تصویب قوانینی برای ضابطه‌مند شدن تعیین مدیران فرهنگی کشور راهکار مهمی است. تصویب چنین قانونی، مانع از وزیر فرهنگ شدن، رییس صداوسیما شدن و مسوول سازمان تبلیغات شدن یک شخص غیرفرهنگی می‌شود. به تبع آن هم معاونین غیرفرهنگی در نهادهای مختلف روی کار نمی‌آیند. توجه به این موضوعات در مجلس یازدهم، تا حدودی می‌تواند عقب‌ماندگی‌های فرهنگی چهار دهه گذشته را رفع کند.

رفع مشکلات فرهنگ، زمینه‌ساز حل سایر مسائل

به نظر می‌رسد این مسائل ناشی از آن است که نمایندگان مجلس، بیشتر شأن سیاسی دارند تا شأن فرهنگی. لذا طبیعی است از اهمیت موضوعات فرهنگی غافل باشند. حتی هنوز متوجه این موضوع نیستند که دشمن درصدد نشانه‌گیری و تخریب بنیادهای فرهنگی و دینی جامعه است. لذا تا زمانی که این دست مسائل اصلی و بنیادی کشور حل نشود، رفع مشکلات اقتصادی به خودی خود نمی‌تواند رافع مشکلات باشد.

راویان راهیان‌نور این روزها چه می‌کنند؟

روایتگری از جبهه‌ جنگ تا جبهه‌ سلامت

۹۹/۰۲/۳۱، ۱۱:۱۱ ق٫ظ

سعی کردیم راهیان‌نور تعطیل نشود. این را با یک ابتکاراتی در فضای مجازی و به صورت خاص برای جامعه‌ دانش‌آموزی و دانشجویی اجرا کردیم… در شرایط خاصی که قرنطینه ایجاد کرد، لازم بود یک ارتباط عاطفی و معنوی درون جامعه شکل بگیرد. راویان را به حضور در جامعه دعوت کردیم تا سختی‌های پزشکان و پرستاران را روایتگری کنند. مردم با آگاهی از این شرایط، سختی‌ها و ایثار عزیزان خط مقدم جبهه‌ مدافعان سلامت را بیشتر احساس می‌کردند.

به گزارش «ایام»، تشدید قرنطینه ناشی از کرونا در کشورمان، تجمعات دینی و ملی را تحت تاثیر قرار داد. تعطیلات نوروز، به نوعی از نیمه اسفند و حتی قبل‌تر از آن شروع شد. در این میان، اردوهای راهیان‌نور به عنوان یک رویداد مردمی و انقلابی، در نبود دانشجویان، متوقف شد. اما راویانی که دلتنگ پای نهادن بر خاک مقدس جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بودند، در روزهای مبارزه با کرونا در خوزستان، ایثار و مقاومتی که هر سال برای نسل جوان انقلاب روایتگری می‌کردند را خودشان تجربه کردند. گفت‌وگوی ایام با برادر امیر امین‌صفت؛ مسئول قرارگاه پیام‌آوران ایثار که جمعی از راویان حماسه هشت سال دفاع مقدس گرد هم آمدند را در ادامه می‌خوانید.

روایتگری از جبهه‌ جنگ تا جبهه‌ سلامت
میثاق پیام‌آوران ایثار

قرارگاه جهادی پیام‌آوران ایثار از سال ۱۳۹۵ فعالیت خود را در استان خوزستان شروع کرد. اسم این قرارگاه، برگرفته از حرکت و رسالت اصیل ارزشی و اعتقادی حضرت زینب(س) به عنوان راوی کربلاست. ما در این قرارگاه جمع عظیمی از راویان ولایتمدار، خانواده‌های معظم شهدا، جانبازان، آزادگان، رزمندگان، پاسداران و ارتشیان بازنشسته، جهادگران و بسیجیان را پای کار آورده‌ایم. ما آن­ها را شناسایی می‌کنیم و نیروهای مستعد را آموزش می‌دهیم. آن‌هایی که علم بیان خوبی دارند، برای روایتگری کاروان‌های راهیان‌نور و سخنرانی در مدارس آموزش می‌بینند.

در شرایط حساس شیوع بیماری کرونا، راویان و جمعی از خانواده‌ شهدا را ساماندهی کردیم تا قرارگاه جهادی مدافعان سلامت، ذیل این مجموعه در سطح خوزستان برای مقابله با ویروس کرونا شکل بگیرد. مشوق ما در این مسیر، فرامین رهبر انقلاب بود که فرمودند با یک مدیریت جهادی، باید عزیزان و قاطبه ملت رشید ایران اسلامی در جبهه‌ مدافعان سلامت ورود پیدا کنند. دوازدهم اسفندماه سال ۱۳۹۸ این قرارگاه راه­‌اندازی شد و ما فعالیت خودمان را شروع کردیم.

روایتگری از جبهه‌ جنگ تا جبهه‌ سلامت
کارگروه‌های قرارگاه سلامت

راویان عزیز را در کارگروه‌های قرارگاه جهادی مدافعان سلامت تقسیم کردیم. تقسیم‌بندی ما، کارگروه جهادی، کارگروه شفا، کارگروه خدماتی، کارگروه پشتیبانی، کارگروه تخصصی و کارگروه امدادی است. این عزیزان با هماهنگی صورت گرفته، در هلال احمر آموزش می‌بینند و برای کمک در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی حضور پیدا می‌کنند.

یک بخشی‌ از فعالان کارگروه‌ها، بزرگوارانی هستند که در زمان دفاع مقدس، در دوره‌های امدادی بودند. حتی از بانوانی که رزمنده یا جانباز هستند و ایثارگرانی که در زمینه‌های بهداشتی تجربه داشتند و بازنشسته بودند، برای حضور در این قرارگاه دعوت کردیم. آن­ها بیشتر توزیع بسته‌های بهداشتی و فرهنگی را برعهده دارند. چون سنین بالا، محدودیت حضور در مراکز درمانی را دارند.

روایتگری از جبهه‌ جنگ تا جبهه‌ سلامت

به علاوه یک کارگاه در زمینه‌ دوخت ماسک و تولید دستکش و آنچه مورد نیاز امور درمانی و بهداشتی است را در مرکز جانبازان قطع نخاعی اهواز در امانیه که در این مدت تعطیل بود و جانبازان در خانه‌­هایشان بودند، راه‌اندازی کردیم. آنجا شهیدان زنده‌ دوران دفاع مقدس تنفس می‌کنند و فضای روحانی آن، روحیه‌بخش است.

خلاقیت‌هایی به بهانه‌ کرونا

یک خلاقیت قشنگی قرارگاه این بود که اجازه ندادیم وظایف و مأموریت اساسی راویان به عنوان پیام‌آوران ایثار رزمندگان و خون مقدس شهدا، فراموش شود. مردم عزیز‌مان در این شرایط متاسفانه نمی‌توانند از یادمان‌های دفاع مقدس بازدید کنند. ما سعی کردیم راهیان‌نور تعطیل نشود. این را با یک ابتکاراتی در فضای مجازی و به صورت خاص، به­ وسیله سامانه‌های مختلف برای جامعه‌ دانش‌آموزی و دانشجویی و دیگر اقشار مردم اجرا کردیم.

روایتگری از جبهه‌ جنگ تا جبهه‌ سلامت

برنامه به این نحو بود که مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس را با یک جدول زمان‌بندی معرفی کنیم. مثلا ما موقعیت شلمچه، موقعیت شهر شهیدپرور خرمشهر، آبادان، دزفول، اهواز، دشت‌آزادگان، یادمان شهدای هویزه، طلائیه و دهلاویه را تعریف می‌کنیم. اینکه چه هست، چه عملیاتی شکل گرفته و تا حدودی جزئیات و شرایط خاص عملیات‌­ها را شرح می‌دهیم. خاطراتی از شهدا هست که آن‌ها را مطرح می‌کنیم. راویان، خاطرات و روایتگری خود را به صورت کتبی یا پیام صوتی، در این سامانه منتقل می‌کنند.

کار دیگری هم که شد تجلیل از خانواده‌ی شهداست. ما روز شهدا را در اسفندماه داشتیم. به خاطر این شرایط کرونا، نمی­توانستیم مراسم تجلیل خوبی مثل قبل تدارک ببینیم. اما نگذاشتیم آیین تجلیل از شهدا کمرنگ شود. دیدارهایی را بیرون منازل خانواده‌های شهدا عمدتاً بین خانواده‌های شهدای مدافع حرم، با رعایت انضباط و فاصله‌گذاری اجتماعی بین حاضران، انجام دادیم. سعی کردیم به بهانه رساندن بسته‌های بهداشتی که متناسب با شیوع کرونا بود، خدمتی به خانواده‌های شهدا کرده باشیم.

روایتگری از جبهه‌ جنگ تا جبهه‌ سلامت
لزوم ایجاد ارتباط عاطفی در جامعه

در شرایط خاصی که قرنطینه ایجاد کرد، واقعاً لازم بود یک ارتباط عاطفی و معنوی در درون جامعه شکل بگیرد. راویان عزیز ما، با یک حرکت اصیل اسلامی و با رویکردی فرهنگی آن را به منصه‌ ظهور گذاشتند. ما در این شرایط شیوع ویروس کرونا، راویان را به حضور در جامعه تشویق می‌کردیم تا سختی‌های پزشکان و پرستاران را روایتگری کنند. مردم با آگاهی از این شرایط، سختی‌ها و ایثار عزیزان خط مقدم جبهه‌ مدافعان سلامت را بیشتر احساس می‌کردند. حداقلش این بود که توصیه‌ها و ضرورت‌های بهداشتی را جدی­‌تر بگیرند. ما روایتگری این حماسه را به عنوان ایثار اجتماعی، به بحث شهید و شهادت در دوران دفاع مقدس پیوند ‌دادیم که بسیار اثربخش بود. واقعاً مردم می‌پذیرفتند که الآن هم یک جهاد در حال انجام است. آن سال‌ها ایستادگی در برابر دشمن بود و این روزها مقاومت برای سلامت مردم.

نذر خدمت در جهاد سلامت

یک روز به حرم حضرت علی‌ابن‌مهزیار وارد شدم. آنجا کارگاه خیاطی هم بود. در مزار شهدای گمنام، با یک نفر شروع به صحبت کردیم. می‌گفت یکی از بستگان‌ ما، از پرستارهای بیمارستان رازی است. نذر کرده تا لحظه‌ای که آنجا نیاز داشته باشد، بماند. ولو اینکه از خانواده‌ خودش که دو تا بچه دارد، دور باشد. خداوند اجر و پاداش نصیب‌شان کند. چنین تفکری است که پرستاران عزیز ما در جبهه‌ مدافعان سلامت دارند. این خاطره‌ ارزشمند باید سینه به سینه روایت بشود تا جاودانه بماند.

روایتگری از جبهه‌ جنگ تا جبهه‌ سلامت
مبارزه با کرونا، تجربه یک ایثار اجتماعی

در دیدارهایی که از منطقه‌ عامری داشتیم، چندتا از جوان‌های آنجا که می‌آمدند، مثلا تماشاگر بودند. جوان‌­هایی که خیلی ظاهر متشرعی نداشتند. بخشی از دست‌هایشان خالکوبی بود. ما مقایسه‌ جبهه‌‌ای که الآن مدافعان سلامت در خط مقدم آن هستند، با جبهه‌ صدر اسلام و دفاع مقدس را می‌گفتیم. روی آن­ها خیلی تاثیرگذار بود. سبک زندگی شهدا را که می‌گفتم، این جوان‌ها واقعاً با حسرت به گذشته‌ خودشان فکر می‌کردند. به آنها می‌­گفتم اگر شما الآن یک پیرمردی که یک مقدار راه رفتن و جابه‌جایی برایش مشکل است را ببینید، به عنوان کسی که در این شهر دارد زندگی می‌کند، عکس‌العمل شما چیست؟ می‌گفتند ما می‌رفتیم نوکری‌اش را می‌کردیم. خودمان می‌بردیم کارش را انجام می‌دادیم. حداقل به مقصد می‌رساندیمش. گفتم این همان معنای ایثار اجتماعی است. همان معنای ایثار در مسیر جهاد و رسیدن به مقام شهادت است که در جهاد فی سبیل الله شکل می‌گیرد.

تحقیق: محمدعلی بخشی
تنظیم: حسین دارابی

 روح‌الله رشیدی

عارضه‌های گفتمانی مهار عدالتخواهی

۹۹/۰۲/۳۱، ۱۰:۱۲ ق٫ظ

وقتی رهبر انقلاب در یک فراز مهم، از «ضرورت بالا نگه داشتن پرچم آرمانخواهی و مطالبه‌گری با ملاحظۀ مراقبت از آسیب ندیدن نظام» در گفتگوی رمضان ۹۹ با دانشجویان، سخن می‌گوید، گفتمان مهار، بی‌توجه به پایۀ اصلی این سخن(ضرورت تداوم عدالتخواهی و مطالبه‌گری) بلافاصله وجه تهدیدی و قید «مراقبت از آسیب دیدن نظام» را برجسته می‌کند تا زمینه را برای تداوم مهار عدالتخواهان در حال و آینده آماده نگه داشته باشد.

به گزارش«ایام»، روح الله رشیدی؛ نویسنده و پژوهشگر در یادداشتی از ماهیت شناسی جریانات سیاسی چپ و راست در مهار عدالتخواهی نوشت. متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:

تا جایی که به مسئله عدالت مربوط می‌شود، گفتمان مسلط فضای دینی و سیاسی اخیر، معطوف به مهار عدالتخواهی بوده است. اصل برای اغلب سیاسیون و مشاهیر منبری و قوای رسانه‌ای منتسب به نظام، بر این بوده که باورها، انگیزه‌ها و رویکردهای عدالتخواهانه و کنش‌های ضد‌‌ بی‌عدالتی، تعدیل و در نهایت، تعطیل شود. حتی نگاه‌های به ظاهر اصلاحی نیز در نهایت، با هدف توقف جریان عدالتخواهی شکل گرفته است. اگر گروه‌هایی از جوانان دردمند و آرمانخواه، در مسیر عدالتخواهی، خود آئین می‌شوند، قطعا یکی از عواملش، سرخوردگی ناشی از رویکرد سلبی و گفتمان معطوف به مهار عدالتخواهی و اراده‌های گسترده برای منصرف ساختن آنها از سوی چهره‌های سیاسی و مذهبی است. این گروه‌ها در جمع خواص جامعه، کمتر کسی را می‌یابند که انگیزه‌های عدالتخواهانه‌شان را با او همخوان ببینند و رشد دهند. هر چه هست، تفاسیر روبه پایین و فروکاهنده از عدالت است و بس.

روزگاری، خیزش انگیزه‌های عدالت‌طلبانۀ نسل جوان ایرانی، با معارف امثال شهید بهشتی، شهید مطهری، دکتر شریعتی، آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله‌ خامنه‌ای گره می‌خورد و توسعه و تعمیق می‌یافت. معارفی رو به جلو، که نه تنها درصدد منصرف ساختن جوانان از پی‌جویی عدالت و مبارزه با بی‌عدالتی نبود، که حتی آنها را تجهیز می‌کرد و مانع فروغلتیدن‌شان در دام چپ‌گرایی و تحجر می‌شد.

در دورۀ اخیر، اما هرکس از راه رسید، دم را غنیمت شمرد و با لطایف‌الحیل، کوشید تا انگیزه‌های عدالتخواهانه را مهار و عدالتخواهان را منصرف و حتی منکوب کند. گفتمان مهار عدالتخواهی، با تکنیک‌هایی نظیر«تهدید محوری»، «امنیت‌زدگی»، «مقدس مآبی»، «دوگانه‌سازی»، «بزرگنمایی پاره‌ای حرکات تخریبی شبه عدالتخواهانه»، «دستاویز قرار دادن پاره‌ای گرایشات غیر دینی عدالتخواهانه» پیش می‌تازد.

آنچنان که حتی وقتی رهبر انقلاب در یک فراز مهم، از «ضرورت بالا نگه داشتن پرچم آرمانخواهی و مطالبه‌گری با ملاحظۀ مراقبت از آسیب ندیدن نظام» در گفتگوی رمضان ۹۹ با دانشجویان، سخن می‌گوید، گفتمان مهار، بی‌توجه به پایۀ اصلی این سخن(ضرورت تداوم عدالتخواهی و مطالبه‌گری) بلافاصله وجه تهدیدی و قید «مراقبت از آسیب دیدن نظام» را برجسته می‌کند تا زمینه را برای تداوم مهار عدالتخواهان در حال و آینده آماده نگه داشته باشد.

مهدی همازاده ابیانه

مقام امام مانع فریضه نهی از منکر اجتماعی و حکومتی است؟

۹۹/۰۲/۳۱، ۹:۴۶ ق٫ظ

قرار نیست مقام والای معنوی امام ، مانع فریضه نهی از منکر اجتماعی و حکومتی باشد. این مغالطه را حتی سیره قولی و فعلی خود حضرات ائمه(ع) نیز نفی کرده است. بلکه سیره اصحاب نزدیک و معتبر ایشان (مثل مالک اشتر و عمار یاسر و قیس بن سعد و … در برابر امیرالمؤمنین) هم مخالف صریح آنست و کافیست با کتب تاریخ صدر اسلام که یعقوبی و شیخ مفید و ابن اعثم و … نگاشته‌اند، آشنا باشیم.

به گزارش «ایام»، حجت‌الاسلام مهدی همازاده ابیانه؛ دکترای فلسفه ذهن، یادداشتی را در صفحه شخصی خود پیرامون نسبت ولایت و عدالت منتشر کرده است که در ادامه می‌خوانید:

باز آمده‌اند اینکه مقام باطنی ولایت ائمه(ع) چه حقیقت عظیمی است را خلط می‌کنند با وظیفه مطالبه عدالت و نهی از منکر اجتماعی، که اصلا عدالت بی‌ولایت معنا ندارد و برخی مخالفین ائمه(ع) هم با شعار و پرچم نهی از منکر یا عدالت‌طلبی مقابل ایشان ایستادند و…

حالا وارد مصادیق این پرچم‌ها و شعارها نمی‌شوم که به‌ نظرم مناقشه برانگیز است، اما اصل بحث را باید محکم ایستاد که قرار نیست مقام والای معنوی امام ، مانع فریضه نهی از منکر اجتماعی و حکومتی باشد.

این مغالطه را حتی سیره قولی و فعلی خود حضرات ائمه(ع) نیز نفی کرده است. بلکه سیره اصحاب نزدیک و معتبر ایشان (مثل مالک اشتر و عمار یاسر و قیس بن سعد و … در برابر امیرالمؤمنین) هم مخالف صریح آنست و کافیست با کتب تاریخ صدر اسلام که یعقوبی و شیخ مفید و ابن اعثم و … نگاشته‌اند، آشنا باشیم.

علاوه بر این حقیقت عقلی و واقعیت تاریخی، منابع حدیثی هم واضح اند وقتی امام (ع) در حدیث معروف و صحیح (کافی، ج۲، ۱۸)، “ولایت” را مفتاح و دلیل بر نماز و روزه و حج و زکات معرفی کرده‌اند (و نه نهی از منکر)، و در عرض این قبیل احادیث، دسته دیگری از احادیث (کافی، ج۵، ۵۵) “نهی از منکر” را اعظم فرائض نامیده‌اند که سایر واجبات (همان نماز و روزه و حج و زکات و …) بوسیله آن اقامه می‌شود و کسب‌ها حلال و شهرها آباد و راه‌ها امن می‌شود و حقوق مظلومین به ایشان باز می‌گردد و … .

بماند که اساسا صاحبان نظریه ولایت فقیه مانند حضرت امام (ره) هم خودشان قائل به تمام اختیارات ظاهری ائمه (ع) در بحث حکومت‌داری برای ولی فقیه بودند و تصریح کرده‌اند که سخن درباره تعمیم ولایت باطنی آنها به ولی فقیه نیست.

البته اینکه در “نحوه و چگونگی” مطالبه عدالت و نهی از منکر باید مراقب بی‌اخلاقی خود و سوءاستفاده دیگران بود، سخن درستی است و همچنین تشخیص درست مصادیق (که به‌نظرم یک فیش حقوقی ده میلیونی نیست). اما این ملاحظات را نمی‌توان نافی اصل نهی از منکر و مطالبه عدالت دانست. آن هم با مغالطه مخالف عقل و نقل و سیره.

طراحی یک شبکه اجتماعی برای احیای فریضه امربه‌معروف

استمرار انتخابات در بستر فضای مجازی با اتکا به مفهوم «امربه‌معروف»

۹۹/۰۲/۳۱، ۸:۵۸ ق٫ظ

هزینه مبادله در امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در ایران بالا است. یک نرم‌افزار موبایلی، براساس اصل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر،هزینه مبادله امربه‌معروف و نهی‌ازمنکرِ مسئولان را کاهش می‌دهد و رفتار نظام اداری را بهبود می‌بخشد.

به گزارش «ایام»، در چهلمین جلسه از سلسله نشست‌های گفتار عصر که به همت حسینیه هنر مشهد برگزار می‌شود، علیرضا خدابخشی؛ روزنامه‌نگار و پژوهشگر اقتصاد به ارائه ایده “استمرار انتخابات با نرم‌افزار موبایلی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر” پرداخت که مشروح آن را می‌خوانید:

قیام به قسط برای همه مردم است

عرایضم را با یک آیه از قرآن شروع می‌کنم که دوستان عدالت‌خواه این آیه را از اولین روزهای عدالت‌خواهی جلوی چشم‌شان قرار دادند. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط». معمولاً وقتی این آیه ترجمه و تفسیر می‌شود، روی این موضوع تأکید می‌شود که هدف از ارسال رسل و انزال کتب، عدالت و قسط بوده. یک غفلتی می‌شود برای ترجمه این آیه و آن عبارت لیقوم الناس بالقسط است. هدف این بوده که مردم بدانند باید برای عدالت و قسط به پا خیزند، اما به این موضوع بی‌توجهی می‌شود. نتیجه‌اش این می‌شود که یک عده انتظار دارند در وضعیت کنونی آقای خامنه‌ای برود عدالت و قسط را برپا کند. نتیجه‌اش هم برای دوستانی که یک کمی مسن‌تر هستند این است که انبوهی از بچه حزب‌اللهی‌ها و معممین را شما می‌توانید نام ببرید که امروز دیگر عمامه ندارند یا ریش ندارند.

ابزارهای قیام به قسط در عصر حاضر

انتخابات یکی از مصادیق قیام به قسط است؛ یعنی جمهوری اسلامی فضایی را برای شما ایجاد کرده که با یک روش ارزان و کم‌هزینه قیام به قسط کنید. شما با انتخاب‌هایی که انجام می‌دهید، جهت‌گیری‌های خودتان را مشخص می‌کنید که چه کسی با چه خواسته‌ای سر کار بیاید. در حقیقت اولویت‌های خودتان را دارید مشخص می‌کنید. یا اعتراض‌تان به برخی امور کشور را از طریق انتخابات مشخص می‌کنید. نکته دوم اینکه کشورهای دیگر این سیستم را چطوری اعمال می‌کنند. مثلاً یکی از راه‌هایی که آنجا از آن صحبت می‌شود، احزاب است. احزاب می‌آید اولویت‌های مردم را پیگیری می‌کند و آن‌ها را نهادینه می‌کند. آدم‌های مخصوصی پول می‌گیرند می‌روند این‌ها را پیگیری می‌کنند. شغل‌شان همین است که عضو یک حزبی هستند و دارند یک حزبی را اداره می‌کنند.

علیرضا خدابخشی در گفتار عصر 34 با موضوع استمرار انتخابات با نرم افزار موبایلی امربه‌معروف
موثرتر از نماینده مجلس

نمونه دیگری که ابزار قیام به قسط است، رسانه‌ها است. می‌گویند رسانه رکن چهارم دموکراسی است دیگر. می‌آید بر دستگاه‌های مسئول نظارت می‌کند. مثلاً اگر یک نماینده مجلسی می‌خواهد اجرای قوانین را نظارت کند، یک رسانه هم می‌تواند همین کارها را بکند. من خودم چون رسانه‌ای هستم به این روش بیشتر از مجلس عقیده دارم. می‌توانم ده‌ها مورد برای شما بشمارم که من از یک نماینده مجلس مؤثرتر بودم، با کمک همین رسانه.

مفهوم شهروندخبرنگار؛ بستری برای یک رسانه جدید

الان در رسانه، یک پدیده جدیدی داریم به نام شهروندخبرنگار؛ یعنی می‌گوید رسانه‌های جدید دیگر مثل آن رسانه‌های قدیم نیست که نیاز به سرمایه هنگفت و فلان چیزها داشته باشد. خودت می‌توانی بدون هزینه یک رسانه تشکیل بدهی. اگر دارودسته‌ای داری جمع کنی، حالا دیگر بسته به نوع آن آدم و شهرت و تلاشش، می‌بینید به‌اصطلاح فالوورهایش از ده تا بیست تا هست تا چند میلیون. اگر ما مفهوم شهروندخبرنگار را به صورت نظام‌مند دربیاوریم و بتوانیم شمارش کنیم، می‌توانیم از یک رسانه جدید رونمایی بکنیم.

جلسه امشب برای همین بحث است. شما اگر نگاه کنید، رسانه مفهومش عوض شده. شهروندخبرنگار آمده و بعد با لایک و مخاطب آنلاینش که دارد مشارکت می‌کند و نظرش را اعمال می‌کند، این‌ها یعنی مفهوم حکمرانی بعد از فناوری اطلاعات تغییر کرده است. می‌توانم موارد متعددی نام ببرم که نظام‌های مدیریتی با این موبایلی که آمده به‌هم‌ریخته‌اند. مثلاً یکی از چیزهایی که خیلی باب شده و از آن استفاده می‌شود، همین نرم‌افزار اسنپ است. مثلاً اداره یک سازمان تاکسی‌رانی در قدیم چگونه بوده، الان چگونه شده است؟ قیمت‌ها چگونه بوده است، الان چگونه شده است؟ شکایت از یک راننده تاکسی چگونه بوده است، الان چگونه شده است؟ همه این‌ها تغییر کرده، ولی شما این تغییر را در اداره جمهوری اسلامی یا در اداره حکومت ما کمتر می‌بینید. علتش این است که علیرغم ادعاهای فراوانی که از ناحیه مدیران و مسئولان کشور، به‌خصوص رئیس‌جمهور و وزیر مربوطه‌اش یعنی ارتباطات و فناوری اطلاعات، ظاهراً این فناوری از نظر آن‌ها بیشتر قرار است برای یک سری امور دل‌خوش‌کنک و اغفال‌کننده بیشتر استفاده بشود یا دیگر نهایتش تجارت و اقتصاد مثلاً، برای اداره کشور قرار نیست مداخله‌ای داشته باشد یا اوضاع کشور را بهبود ببخشد. شاخص‌هایی که ما برای دولت الکترونیک داریم این را ثابت می‌کند که ما خیلی از بخش‌های دولت الکترونیک، پیشرفت‌های عجیب غریب داشتیم، ازجمله استفاده مردم از وسایل الکترونیک. اما در سازوکارهای حکومت برای اداره کشور، شاخص‌هایمان خیلی پایین است و احکام فراوان قانونی داریم که دولت اجرایش نکرده. مبحث من ناظر به این است که آیا ما می‌توانیم تغییراتی در مقوله امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر از طریق فناوری اطلاعات ایجاد کنیم؟

نود درصد نظارت، ده درصد قانون‌گذاری

حالا ربطش را با موضوع بحث عرض می‌کنم که چرا به انتخابات مربوط است. ببینید نماینده مجلسی که با این همه ضرب و زور و هزینه و تلاشی که ستادها می‌کنند و تائید صلاحیت و بعد هم تبلیغات و صداوسیما وقت می‌گذارد، قرار است چه کار بکند برای شما؟ دو تا وظیفه دارد دیگر، نظارت و تقنین. هم قرار است بر اجرای قوانین نظارت کند، هم قرار است قانون‌گذاری بکند. در شرایط کنونی، نود درصد ماجرا نظارت است. یعنی اگر یک نماینده خوبی می‌خواهد برود مجلس و من مثلاً مدعی بودم من خوب هستم بروم مجلس، می‌گفتم من نود درصد کارم نظارت است، ده درصدش قانون‌گذاری است. خب آیا این نود درصد نظارت را از طریق رأی مستقیم مردم و نظر مستقیم مردم هم می‌شود انجام داد؟ مثلاً یکی از وعده‌های کوچک من این بود که بنده اگر بروم مجلس، ماده ۲۹ قانون برنامه در مورد شفافیت حقوق مدیران را پیگیری می‌کنم که اجرا بشود. قانونی است که دو سال است اجرا نشده. حالا یا باید برویم مثلاً با آقای پژمانفر با این لابی کنیم این‌ها پیگیری کنند، یک راه‌حل دیگرش هم این است که مثلاً صد نفر جمع بشویم در مشهد برویم خیابان و تحت عنوان امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر تجمع کنیم. می‌پرسید آیا می‌توانیم باعث بشویم این قانون اجرا بشود؟ بنده می‌گویم بله می‌توانیم. اگر نشد چه کار کنیم؟ می‌گوییم به جای تجمع، مثلاً بیست شب ما حرم می‌خوابیم تا این رئیس‌جمهور قانون‌شکن مجبور شود این قانون را اجرا کند. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر هم هست دیگر، ثواب هم می‌بریم. نه‌تنها حق شماست، وظیفه‌تان هم هست. واجب‌تان است که بروید این کار را بکنید. خب حالا کسانی که تجمع برگزار کردند، می‌دانند که این کار سختی دارد. می‌گویند آقا صد نفر را جمع کنی، همان ظهر روز اول بیست سی تا خانواده زنگ می‌زنند که تو غلط کردی رفتی آنجا شب خوابیدی، بلند شو بیا و خب هر روز کمتر می‌شوند. یعنی یک هزینه دارد. این را در اقتصاد می‌گویند هزینه مبادله. یک مبحث مشهور مربوط به نهادگراها در اقتصاد است. اصطلاحاً می‌گویند که هزینه مبادله مثلاً در اقتصاد ایران خیلی بالا است. این هزینه مبادله را کوتاه توضیح می‌دهم و دوباره می‌رویم سر بحث امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر.

بسط مفهوم «هزینه مبادله»

اول ببینیم هزینه مبادله در اقتصاد چیست. می‌گوید از وقتی که شما مثلاً امروز تصمیم می‌گیری یک دانه گوشی موبایل بخری، پولش در جیب‌تان است، شما آماده هستید این پول را پرداخت کنید. الان که تصمیم گرفتید به اصل خرید، تا آن لحظه‌ای که پول از حساب شما جابه‌جا بشود برود به حساب خریدار و این موبایل بیاید به دست شما، مثلاً یک میلیون تومان قیمتش بوده، هر هزینه‌ای غیر از قیمت این می‌کنی، می‌شود هزینه مبادله. آن هزینه یعنی چه چیزهایی؟ یک ماه دو ماه طول می‌کشد که شما بفهمی چه مارکی بخری. بعد می‌گویند مثلاً خب شما بیا حالا جی‌ال‌ایکس بخر، حالا بازمی‌گردی که این جی‌ال‌ایکس را کی ارزان می‌دهد، کی گران می‌دهد، مثلاً به تو نیندازند، یک بحث‌های این مدلی. می‌بینی مثلاً پول در جیبت بوده، تصمیم هم داشتی موبایل بخری، از روزی که تصمیم گرفتی تا روزی که این موبایل آمد دست شما استفاده کنی، یک روز، دو روز، یک ماه، دو ماه، بعضی وقت‌ها می‌بینی شش ماه یک سال مثلاً طول کشیده، به این می‌گویند هزینه مبادله، حالا در کشور ما ذیل موضوعاتی هزینه مبادله خیلی بالا است،‌ یعنی هم در اقتصاد، هم غیر اقتصاد.

امکان کاهش هزینه مبادله امربه‌معروف وجود دارد

یک نمونه دیگرش را می‌گویم. کسی که مثلا دو سال پیش به خانواده‌اش گفته من می‌خواهم ازدواج کنم، هنوز که هنوز است خطبه عقدش خوانده نشده و آن موردش را پیدا نکرده، اصطلاحا گفته می‌شود هزینه مبادله ازدواج بالا است. خب حالا به بحث ما چه مربوط می‌شود؟ بحث ما این بود که هزینه مبادله در امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در ایران بالا است. یک نمونه عرض می‌کنم. امروز بنده رفتم فرمانداری مشهد، گفته‌ام آرائم را به تفکیک صندوق‌هایم می‌خواهم. آن معاون سیاسی گفت ما طبق چنین تکلیفی نداریم، کاری که شما می‌خواهی زحمت زیاد دارد، ما انجام نمی‌دهیم. خب تخلف بود. ما یک قانونی داریم قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، شما اطلاعاتی را از جایی درخواست می‌کنید، وظیفه دارند به شما بدهند. من خیلی پیگیر هستم، بالاخره روزنامه‌نگارم. بلند شدم رفتم استانداری، یکی دو کیلومتر همان داخل استانداری هی پیاده‌روی کردم از این اتاق به این اتاق. البته آخرش نتیجه نگرفتم، ولی راه‌های دیگری هم دارم. مثلا بروم به آقای نماینده مجلس بگویم به وزیر کشور تذکر بدهید، ‌تخلف کرده، می‌توانم بروم دادگاه شکایت کنم، می‌توانم بروم تخلفات اداری شکایت کنم. قبلاً یک زیرساختی را بنده در ایجادش مشارکت داشتم، اینجا به کمک من آمد. اگر دوستان خاطرات بنده را در مورد مجلس خوانده باشند، آنجا یک خاطره‌ای دارم به عنوان “شهروند مهم‌تر از نماینده مجلس”. موضوعش به ایجاد این سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مربوط است. یک سامانه‌ای هست برای همین قانون انتشار آزاد دسترسی اطلاعات، شما می‌روید درخواست‌تان را آنجا ثبت می‌کنید. می‌گویید اداره فلان، من این اطلاعات را می‌خواهم. خیلی هم آسان است، خانه بودید و نصف شب خواب‌تان نبرد، می‌توانید بروید این کار را بکنید. هیچ چیز خاصی نمی‌خواهد. ‌آن دستگاه موظف است ظرف ده روز به شما پاسخ بدهد. حالا من روزی که رفتم همشهری، این قانون تصویب شده بود. ولی مدت‌ها بود اجرا نمی‌شد. ما پیگیری کردیم این اجرا بشود، خیلی فشار آوردیم و اجرا شد و این سامانه راه افتاد. حالا به کار خودم آمده. یعنی بنده از استانداری که نتیجه نگرفتم، آمدم خانه در آن سامانه ثبت‌اش کردم. گفتم این آمار نتایج فلان را به تفکیک صندوق‌ها می‌خواهم، تا ده روز دیگر هم صبر می‌کنم. نکته‌اش این است که اگر جواب ندهد، خودکار محکوم است. در خود سامانه امکان شکایت دوباره داری، دادگاه هم می‌توانید بروید شکایت کنید. این است که شما اگر هزینه مبادله دسترسی به اطلاعات را بیاورید پایین، میلیون‌ها نفر می‌روند یک سری اطلاعاتی را درخواست می‌کنند. درست است؟ خب حالا همین کار را بیایید برای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر انجام بدهیم. ما می‌خواهیم یک کسی را امربه‌معروف کنیم، فرض کنید الان یک سامانه‌ای می‌بود، من ثبت می‌کردم می‌گفتم علیرضا خدابخشی هستم با کد ملی فلان، تازه سامانه دیجیتال باشد اسم هم نمی‌خواهد، شما یک کد ملی‌ات را می‌زنی همه چیز می‌آید. آنجا می‌نویسی آقای رئیس‌جمهور خلاف نکن، ماده ۲۹ دو سال گذشته، تمام، درست است؟ آقای رئیس‌جمهور مجبور می‌شود برود این را اجرا کند. ممکن است شما بگویید این که تضمین ندارد. می‌گوییم بیایید یک قانونی بریزید که پشتوانه این سامانه بشود و به صورت ماشه خودکار رئیس‌جمهور را موظف کند که ‌قوانینی که به او امر می‌شود، عمل کند. یا تخلفاتی که از آن نهی می‌شود، رسیدگی کند. پس بحث ما به اینجا می‌رسد. نرم‌افزاری ایجاد بشود که هزینه مبادله امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را کاهش دهد.

ماشه خودکار برای نظارت بر عملکرد

مشخصات این نرم‌افزار چیست؟ یک، ماشه خودکار باشد، یعنی شما یک بار با کد ملی‌ات رفتی ثبت کردی، دیگر خودت مجبور به پیگیری نشوی. بلاتشبیه مانند یک مثل معروفی باشد که یک دیوانه یک سنگی می‌اندازد داخل چاه، صد نفر دنبالش بدوند. شما یک امر به معروف کردی، حالا دولتی‌ها بدوند دنبالش، به صورت ماشه خودکار. این ماشه خودکار را هم توضیح بدهم. ماشه خودکار یکی از روش‌های کاهش هزینه مبادله است. الان هم نمونه‌هایی از ماشه خودکار داریم. از این سامانه ۱۳۷ شهرداری دوستان اگر استفاده کرده باشند، به نظرم مفهوم ماشه خودکار را بهتر درک می‌کنند. آن‌هایی که برایم پیش آمده را بگویم. یک بار تاکسی سوار شده بودم، در بزرگ‌راه داشتیم می‌رفتیم، ناگهان راننده فرمانش را وحشتناک چرخاند و یک دو سه تا فحش آب‌دار به شهردار و جمهوری اسلامی و شهرداری و این‌ها همه داد. حالا مسئله چی بود؟ یک مقدار نخاله، کنار بزرگ‌راه ریخته بود. این هم داشت با سرعت می‌رفت، یک‌دفعه‌ای مواجه شد با آن و گردش ناگهانی داشت. تا دیدم فحش داد و اینها، موبایلم را برداشتم زنگ زدم ۱۳۷، گفتم آقا بزرگراه فلان در محدوده فلان، نخاله ریخته، بی‌زحمت بگویید بیایند جمع کنند. همین. راننده تاکسی هم شرمنده شد از کارش. اینجایش مهم است. افتاده بودم در یک مخمصه‌ای، دو سه بار از شهرداری با من تماس گرفتند که آیا اینها جمع شد یا نه؟! گفتم دیگر رد نشدم از آنجا، نمی‌دانم جمع شده یا نه. چندین بار دیگر هم موارد دیگری را امتحان کردم. یک جایی از بزرگ‌راه رد می‌شدم، پله برقی داشت. این پیمانکار را من بیچاره کردم، چند بار رد شدم و می‌دیدم پله برقی خراب است. هر بار زنگ می‌زدم شهرداری که این پله برقی بالابرش خراب است، رسیدگی کنید. بعد می‌دیدم از شهرداری چند بار به من زنگ می‌زنند که آقا این پله برقی درست شد یا نشد. حالا شما فکر کنید چه فشاری می‌آید روی آن پیمانکار. حالا این نظام را اگر در اداره جمهوری اسلامی پیاده بکنیم، و به صورت ماشه خودکار دربیاوریم، چه می‌شود؟ یعنی شما مدام مجبور نشوید بروید پیگیری کنید، آن‌ها مجبور بشوند بیایند دنبال شما.

نظرگیری به جای نظرخواهی

یک صفت دیگر آن سامانه می‌تواند چی باشد؟ این را از اسنپ می‌توانیم الگو بگیریم. ببینید شما از طریق اسنپ سوار تاکسی که شدید، وقتی پیاده می‌شوید از شما نظر می‌خواهد. می‌گوید به آقای راننده چهار امتیاز، پنج امتیاز، هر چند امتیاز که فکر می‌کنی به او بده. این به اختیار شماست. دقت کنید، ممکن است قسمت نظرخواهی داشته باشد، شما خودتان بروید وارد بشوید. این حالت، یک نظام معمولی است دیگر. شما مثلا باید یک آدم خاصی باشید که مسئولیت اجتماعی بشناسید که بروید نظر بدهید. پشت بعضی از این تلفن‌های گویا، این را توصیه می‌کند. می‌گوید بعد از اینکه تماس تمام شد، شما می‌توانید نظر بدهید در مورد نحوه پاسخ‌گویی آن تلفن‌چی. اما یک بار هست، مثل اسنپ. این نرم افزار مثل کنه به شما می‌چسبد. می‌خواهید ماشین بعدی را بگیرید، می‌گوید نظرت راجع به ماشین قبلی را ثبت کن. نظام معکوس شده دیگر، یعنی ولت نمی‌کند تا نظرت راجع به راننده قبلی را بیان کنی. یعنی به جای اینکه شما بروید نظر بدهید و امربه‌معروف کنید، او دائم درخواست امربه‌معروف می‌کند از شما. اگر دقت کنید، نظام معکوس شده. این خیلی چیز مهمی است. فرض کنید، مثلا در جمهوری اسلامی با هفت هشت ده میلیون کارمند دولتی و خصولتی و فلان، با انواع عناوین که وجود دارد، شما هر کجا با هر کس مواجه شدی، سازوکاری وجود داشته باشد که از طریق نرم‌افزار از شما سوال بشود. آقا این مسئولی که به او برای انجام کارت مراجعه کردی، درست رفتار کرد؟ مثلا حق‌وحقوق شما را داد یا نداد؟ یعنی یک حالت نظام امربه‌معروف معکوس ایجاد شود. مثلا امروز بنده با شش نفر در فرمانداری مشهد و استانداری مواجه شدم، یکی هم از ما نپرسیده که آخرش چی شد! بنده سیریش بودم رفتم دنبال مسئول بالاترش، آخرش هم به نتیجه نرسیدم.

نظام معکوس یک مدل مترقی است

ببینید این دو تا فایده هم دارد. خیلی فایده‌اش جدی است. این را توجه بفرمایید. ببینید آخر عاقبت من با معاون سیاسی فرماندار مشهد، از همین الان می‌دانم به کجا می‌رسد. من می‌روم شکایت می‌کنم، باید از استاندار شکایت کنی. آقای استاندار محکوم خواهد شد و معاون سیاسی توبیخ خواهد شد. ممکن است برکنار هم بشود. دو سه بار پیگیری کنی، این اتفاق خواهد افتاد. فایده کاری که اسنپ کرده، این است که کار به اینجا نمی‌رسد. ما برای جامعه به یک مدلی مثل مدل اسنپ نیاز داریم. ما که برای خالی کردن عقده‌هایمان و روکم‌کنی نیامدیم بگوییم که می‌روم فرماندار را می‌زنم برکنارش می‌کنم، از این مدل‌های قدرت‌نمایی‌. مثل آن کارتونی که مامور مخصوص حاکم بزرگ می‌آمد، می‌زد همه را برکنار می‌کرد. مدل اسنپ خیلی مدل مترقی‌تری است. چه کار می‌کند؟ راننده هر قدر قلدر و لات باشد، اولی را می‌بیند یک فحشی می‌دهد. دومی و سومی، دیگر چهارمی آدم می‌شود. تا آخرش نمی‌تواند آن برخوردها را بکند، رفتار خودش را تغییر می‌دهد. دیگر کار به برخورد، حذف، نان بریدن، نمی‌دانم تعابیر این مدلی نمی‌رسد. لذا از این جهت، اگر نرم افزاری داشته باشیم که به تدریج رفتار حاکمان و کارکنان و مدیران این کشور را بتوانیم اصلاح کنیم، در وضعیت بهتری خواهیم بود.

ضرورت الحاق چند تبصره به قانون حمایت از آمران‌به‌معروف و ناهیان‌ازمنکر

راجع به این نرم افزار موبایلی، مبانی‌اش را خدمت شما عرض کردم. حدود دو سال پیش، اصول کلی‌ این نرم افزار را نوشتم. یک گروه همفکری تلگرامی تشکیل دادیم. شاید صد نفری شدیم. دوستان هر کس الان می‌خواهد وارد آن گروه بشود. در همین مطالب آخر، متن قانونی که باید تغییر کند آنجا آمده. از رو می‌خوانم برای شما. ببینید این متن به شکل قانون درآمده، چون بنا بود به مجلس برود. رفتم درباره‌اش با یکی از نماینده‌های مجلس که مشاورش هستم، مذاکره کردم. چون مجلس دهم مشهور به این است که دست اصلاح‌طلب‌هاست، برای اینکه رأی بیاورد، پیشنهاد دادم برویم به علی مطهری بگوییم که او بیاید این را طرح کند. با آقای علی مطهری یک جلسه مفصل گذاشتیم. طرح را بررسی و حاشیه‌نویسی کرد. دادند مرکز پژوهش‌ها، جایی که هنوز بعد از دو سال چیزی اعلام نکرده. قانون الحاق چند تبصره به ماده ۸ قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر.

احیای امربه‌معروف در بستر فضای مجازی

متأسفانه یک قانون مبتذلی داریم به نام قانون حمایت از آمران معروف و ناهیان از منکر. کسانی که این قانون را تنظیم کردند، یک تعریف مزخرف و سطحی از امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر داشتند. فرض‌شان این است امربه‌معروف همین است که یک عده می‌روند در خیابانی جایی، یک چیزی می‌گویند، بعد دعوایشان می‌شود، بعد زخمی می‌شوند یا شهید می‌شوند! خب حالا با این زخمی‌ها و شهدا ما چه‌کار کنیم؟ مبنای این قانونی که از قبل وجود دارد، کلیتش این است. حالا ما آمدیم برای این قانون الحاقیه تنظیم کردیم. گفتیم آقا این‌ها را هم به آن اضافه کنید. ماده‌واحده، تبصره‌های ذیل به ماده ۸ قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر الحاق می‌گردد.

تبصره ۱ گفته این ماده شامل چه دستگاه‌هایی می‌شود. همه جمهوری اسلامی را در آن متن نوشتیم. آقا مثلا این دستگاه و این دستگاه و عمومی‌ها و خصوصی‌ها و اصناف و این‌ها، همه‌اش هست.

تبصره ۲، برگزاری تجمع به منظور امر به معروف و نهی ازمنکر برای مدت دو ساعت، در مکان‌های ذیل نیاز به مجوز ندارد. تنها کافی است حداکثر بیست و چهار ساعت قبل از برگزاری، در سامانه شبکه اجتماعی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر ثبت گردد. می‌دانید که بخشی از قانون اساسی ما، آزادی تجمعات و این‌هاست. موقعی که این را تدوین کردیم، شلوغی‌های دی ماه ۹۶ بود. ‌فضای مجلس این بود که به نحوی این تجمع‌ها را آزاد کنیم. این را ما به عنوان بخشی از آن مطرح کردیم. کسی خواست اعتراض کند، اعتراض بالاخره بخشی در فرهنگ دینی ما یعنی‌ همین امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است. می‌تواند در این محل‌ها، بدون دردسرهای مجوز، برود تجمع کند. البته خود اینکه برود در سامانه شبکه اجتماعی که پیشنهاد شد، یک روز قبلش ثبت کند، یک درخواست صدور مجوز است دیگر. چند محل را هم پیشنهاد دادیم. یکی محل برگزاری نماز جمعه از پانزده دقیقه پس از پایان مراسم نمازجمعه. یکی در محل‌هایی که از سوی شهرداری‌ها معین می‌گردد. یعنی شهرداری‌ها موظفند حداقل یک مکان مناسب را برای برگزاری تجمعات بدون مجوز مربوط به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر معین کنند و در سامانه شبکه اجتماعی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر آن را معرفی کنند تا در دسترس باشد. حدود این محل‌ها هم باید با علایم مشخص، معلوم باشد. یک مکان دیگر هم مقابل مجلس شورای اسلامی است که جزئیاتی دارد که حالا داخل فایلی که در گروه گذاشتیم هست، می‌توانید کامل بررسی کنید.

باز دقت کنید، بنده عرض کردم تجمع برگزار کردن سخت است و هزینه مبادله‌اش زیاد است. حتی ممکن است چندان اثرگذار نباشد. می‌توانیم برویم تجمع مجازی برگزار کنیم. آن کار باشد برای همان اصلاح‌طلب‌ها. بروند زحمت بکشند، آدم جمع کنند.

تبصره ۳ گفته ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر موظف است حداکثر ظرف سه ماه، شبکه اجتماعی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را در فضای مجازی راه‌اندازی کند. هر شهروند ایرانی دارای کد ملی می‌تواند با یکی از سیم‌کارت‌هایی که به نام خود اوست، در این شبکه از طریق ایجاد پویش، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند.

جزئیات طراحی شبکه اجتماعی امربه‌معروف

انواع پویش را هم تعریف کردیم.

الف) پویش اجرای قانون. فرض کنید نرم‌افزار راه افتاده، کد ملی‌تان را وارد می‌کنید و این پویش را انتخاب می‌کنید. متنش را هم می‌نویسید آقای رئیس جمهور ماده ۲۹ قانون برنامه مهلتش تمام شده، اجرا کن. این می‌شود پویش اجرای قانون.

ب) پویش تصویب، تغییر یا لغو قانون. این همان کاری است که یک نماینده مجلس می‌کند دیگر. ببینید اولی چی بود، پویش اجرای قانون. نماینده‌های مجلس وقتی می‌خواهند نظارت کنند نظارت بر چی می‌کنند؟ نظارت بر اجرای قانون می‌کنند دیگر. دومین کار یک نماینده مجلس تقنین است دیگر. یعنی شما هر دو کار نماینده مجلس را دنبال می‌کنید. یعنی نمایندگی را می‌کشانیم به سطح مردم.

با آی‌تی و فناوری اطلاعات، بخش زیادی از وظایف نمایندگی را مردم خودشان می‌توانند انجام بدهند. با این نرم‌افزار، انتخابات روزانه و لحظه‌ای می‌شود. شما نیاز نیست چهار سال منتظر بمانید، آن هم تازه بشود یا نشود. شما می‌آیید پویش راه می‌اندازید می‌گویید که مثلا من می‌خواهم این قانون تغییر کند. هر گاه تعداد شرکت‌کنندگان در یک پویش، برای تصویب یا تغییر  و لغو قانونی به صد هزار نفر برسد، موضوع به‌صورت طرح عادی در دستور مجلس قرار می‌گیرد. یعنی شما کار یک نماینده را کردید. یک قانون مشخصی را می‌گویید، صد هزار نفر این را تیک می‌زنند، لایک می‌دهند به قول حضرات، آن طرف مجبورند این کار را بکنند. چنانچه این تعداد به پانصد هزار نفر برسد، موضوع به صورت یک‌فوریتی و چنانچه به یک‌میلیون نفر برسد موضوع به‌صورت دوفوریتی و چنانچه به ده میلیون نفر برسد، به‌صورت سه‌فوریتی مطرح می‌شود. یک مثال هم بزنیم. مثلا فرض کنید داستان بنزین، اگر یک کسی برایش پویشی راه می‌انداخت، همان نصف شب نماینده‌ها با پیژامه باید می‌رفتند دنبال اینکه آقا مثلاً ده میلیون تیک زدند. بلند شو بیا برو که اوضاع خراب است! حالا همه این‌ها توضیحات دارد که در فایل نوشتیم سازوکار اداری‌اش چه شکلی است.

ج) پویش اقدام مدعی‌العموم. ببینید ما یکی از مشکلاتی که در کشور داریم، پاسخگو نبودن قوه قضاییه است. مثلا یک موضوع عمومی اتفاق می‌افتد. موضوع مبتلابه مثلا ده‌ها نفر و صدها نفر است. بعد می‌رود برای پیگیری، می‌گویند برو شکایت کن. می‌گوییم آقا ببخشید موضوع عمومی است، من تنهایی بلند بشوم بروم چه کاری بکنم؟ اینجا جای مدعی‌العموم است دیگر، باید برود شکایت کند. شما می‌توانید این را درخواست کنید. افرادی می‌آیند لایک می‌دهند و مدعی‌العموم موظف می‌شود برود اقدام کند. می‌گوید هرگاه پویشی با مشارکت حداقل صد نفر برای تقاضا از مدعی‌العموم، به منظور تشکیل پرونده قضایی ایجاد شود، مدعی‌العموم موظف است ظرف ۷۲ ساعت از زمان به  حدنصاب رسیدن پویش نسبت به اعلام جرم و ثبت پرونده اقدام کند. می‌گوید هفتادودو ساعته مدعی‌العموم باید پرونده قضایی تشکیل بدهد. حالا ممکن است مدعی‌العموم بگوید نه این اصلاً خلاف نکرده. چنانچه مدعی‌العموم معتقد به عدم وجود عنوان مجرمانه در موضوع پویش باشد، موظف است در اطلاعیه رسمی در مهلت فوق‌الذکر -یعنی ظرف همان ۷۲ ساعت- دلایل خود را اعلام کند. یعنی به مردم بگوید به این دلایل از نظر من جرم نیست، من این کار را نمی‌کنم. که تکلیف آن افراد پیگیر مشخص بشود.

د) پویش سوال. شما یک سوالی از یک جایی می‌پرسید. ظرف ۷۲ ساعت باید بیاید جواب شما را بدهد. مثلا پویش برکناری یک مدیر یا حتی حمایت از باقی ماندنش در مدیریت. شما می‌خواهید مدیر یک جایی را برکنار کنید. دیدید دیگر، تجمع می‌کنند شعار می‌دهند استعفا! استعفا! نمی‌دانم فلان. می‌گوییم این را به فضای مجازی بیاور. مردم لایک بزنند، به یک تعدادی که رسید، دولت موظف بشود مدیر را برکنار کند. آقای دولت نمی‌خواهد برکنار کند، رسماً بیانیه می‌دهد مسئله ما این است و به این دلایل برکنار نمی‌کنیم. ببینید انگلیس این را دارد. می‌گوید مثلا یک‌میلیون نفر نامه می‌نویسند یک سؤالی می‌کنند. دولت موظف است رسماً بیانیه بدهد. باید جواب این‌ها را بدهد. تکلیف مشخص بشود. عرض من را متوجه می‌شوید چیست؟ خروجی‌اش پاسخگو کردن دولت است.

پاسخ به یک ابهام

مثلا فرض کنید شاید یکی آمد یک پویش تعریف کرد گفت قانون حجاب اجباری را برداریم. خیلی واضح و صریح، می‌گوید اصلا ما حجاب نمی‌خواهیم! خب اینکه امربه‌معروف نیست. این خلاف شرع است. حجت این کار، شرع است. تازه اصلا می‌گوییم آزادی بیان است. ذیل طرح پیش‌بینی شده با مصوبه فلان جا نمایش عمومی شمارش این را برداشت. یعنی افرادی می‌آیند تیک می‌زنند می‌گویند قانون حجاب اجباری را بردارید. ولی متولی نشان نمی‌دهد چند نفر تیک زدند. اما این پویش بماند. ممکن است بپرسید فایده‌اش چیست. فایده‌اش امربه‌معروف مسئولان فرهنگی کشور است که آقای مسئول، سرت را زیر برف نکن، دو میلیون نفر آمدند درخواست دادند قانون حجاب اجباری را بردار. یعنی نشان می‌دهد باید برای حجاب یک فکری بکنی از لحاظ فرهنگی. به طور کلی بحث این است که بخشی از پویش‌ها ممکن است اصلا حرام شرعی باشد، ما چون در بستر امربه‌معروف هستیم، سمت آنها نمی‌رویم. بلکه می‌فهمیم که اینجا باید فرهنگی عمل کنیم و فرهنگ‌سازی کنیم.

پیاده‌سازی: اعظم بهاری
تنظیم: حسین دارابی

رهبر انقلاب: «عدالت‌خواهی، مبارزه با فساد و در نهایت ایجاد تمدن اسلامی از مظاهر آرمانخواهی هستند.»

به گزارش «ایام»، دکتر سعید شعرباف طی یادداشتی درصفحه شخصی‌اش، ۱۰ برداشت پیرامون مسئله مطالبه‌گری را از سخنان رهبر انقلاب در دیدار با تشکل‌های دانشجویی در تاریخ ۱۳۹۹/۰۲/۲۸ منتشر کرد. متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

معیارها بسیار واضح و عینی هستند و به‌راحتی می‌شود عملکرد جریانات مختلف فکری سیاسی را با آن سنجش کرد. این مجموعه فرامین، به نظر بنده پایانی بر دوقطبی کاذب و زرگری عدالت_ولایت است که برخی مغرضین با مساعدت گروهی از بی‌توجه‌ها و قاعدین، در ماه‌های گذشته راه انداخته بودند. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.

۱- مطالبه کنید حتی اگر اجرایی نباشد!

«ممکن است همه مطالبات قابل اجرا نباشد. اما مهم است که بازگو شود تا اصل بسیار با ارزش آرمانخواهی همچنان زنده و پرنشاط بماند و اجازه ندهد راه انقلاب گم یا منحرف شود».

۲- آرمانخواهی و حصول به تمدن اسلامی، از مسیر مبارزه با فساد و بی‌عدالتی می گذرد

«عدالت‌خواهی، مبارزه با فساد و در نهایت ایجاد تمدن اسلامی از مظاهر آرمان‌خواهی هستند».

۳- طبیعت اعتراضی و غلبه نگاه سلبی در مطالبه‌گری

«در مطالبه‌گری طبعاً نوعی اعتراض و تاکید بر رفع مشکلات و نقایص موجود است».

۴- مطالبه‌گر نمی تواند نسبت به اثراث حقیقی و القا شده حرف‌هایش بر کلیت نظام بی‌توجه باشد

«در مطالبه‌گری طبعاً نوعی اعتراض و تاکید بر رفع مشکلات و نقایص موجود است، اما باید جدا مراقب و هوشیار بود که نحوه بیان و ارائه مطالبات به گونه‌ای نباشد که اعتراض به نظام تلقی شود و یا نظام بتواند آن را اعتراض به نظام القا کند».

۵- اگر عدالتخواهی نکنید زمینه ساز ضربه‌ی دشمن به نظام اسلامی خواهید بود!

«اگر جوانان مومن و پاک این پرچم را زمین بگذراند، ممکن کسانی آن را سر دست بگیرند که هدفشان ضربه ‌زدن به نظام اسلامی است، نه حل مشکلات مردم».

۶- مرزهای فکری خود را در عدالت‌خواهی با جریانات چپ مارکسیستی مشخص کنید!

«جریان چپ مارکسیستی دیگر در دنیا آبرویی ندارد و از فقر اندیشه‌ورزی و فقر سیاسی و فقر نیروی میدانی کارآمد در رنج است، اما به هرحال همیشه ممکن است عده ای با تصاحب شعارهای خوب، سواستفاده کنند».

۷- غلبه انتقاد واعتراض در مطالبه‌گری شما را از ذکر راهکارهای ایجابی حل مسئله غافل نکند!

«مطالبه‌گری و انتقاد و اعتراض را با پیشنهادهای خوب و قابل اجرا همراه کنید که فایده جدی و ماندگار داشته باشد. همچنان که در اسلام نهی از منکر همراه با امر به معروف یعنی بیان پیشنهاد‌های خوب و راهگشا و خوب توصیه شده است».

۸- مطالبه‌گری همراه با توهین و پرخاش ممنوع!

«تخریب فضای گفتگو را مسدود می‌کند، بنابراین مطالبات را با استدلال و منطق و بدون پرخاش و اهانت مطرح کنید»

۹- راه عملی رسیدن به دولت جوان حزب‌اللهی، گفتمان شدن عدالتخواهی در افکار عمومی است

«از جمله برکات این جلسه این است که مطالب بیان شده به تدریج در افکار عمومی، ذهنیت و جهت‌گیری مشخص ایجاد می کند و در نهایت می تواند به گفتمان تبدیل و در پرتو اقبال عمومی، در انتخاب مدیریت ها تاثیر گذار شود».

 10- تکثر را بپذیرید. به بهانه‌ی لزوم حفظ وحدت جریان انقلاب، دوقطبی‌سازی نکنید. منحرف دانستن دیگران به دلیل اختلاف فکری ممنوع!

«برخی به مبانی انقلاب معتقدند. اما ممکن است در برخی موارد با شما اختلاف سلیقه داشته باشند. آنها را طرد نکنید و هرچه می توانید جبهه انقلاب را با جذب اینگونه افراد گسترش دهید».

مقابله با کرونا از زبان پرستار یزدی

ما سفید پوشیدیم تا شما سیاه نپوشید

۹۹/۰۲/۳۰، ۱۱:۳۸ ق٫ظ

خانم‌ها الان در خیاط‌خانه‌ها فعال هستند و دارند ماسک و لباس می‌دوزند. قشنگ مثل زمان جنگ است که زن‌ها پشت جبهه فعالیت می‌کردند تا رزمندگان در خط مقدم بتوانند بجنگند. این روزها ماسک و لباس می‌دوزند تا ما در محیط کار، بتوانیم با ایمنی بالا کار کنیم.

به گزارش «ایام»، تجربه زیست اجتماعی مردم ایران در روزهای کرونا، یک تجربه تاریخی کاملا متفاوت است. با این حال، برای غلبه بر مسائلی که کرونا به وجود آورده، الگوی مشابهی هم در تاریخ کشورمان وجود دارد. دوره دفاع مقدس، بیشتر با تصویر مبارزان و صحنه‌های میدان نبرد تداعی می‌شود. اما همان رزمندگان و مجاهدان، بیشتر از همه ارزش زحماتی که پشت جبهه برای پشتیبانی از خط مقدم کشیده شده را می‌دانند. در ادامه، بخشی از گفت‌وگوی ایام با یک پرستار یزدی را می‌خوانید که در بیمارستان شهید صدوقی یزد حضور دارد. روایتی جذاب از روحیه خوب پرستاران که هم متکی به روحیه‌بخشی اطرافیان آنها بوده و هم متکی به روحیه‌بخشی مردم.

لباس سفید پرستاری
ایمان یعنی عمل به باورها

سعیده‌سادات پورموسوی هستم. کارشناسی بیهوشی دارم. به لطف خدا سابقه فعالیت در قالب گروه‌های جهادی در مناطق محروم را هم دارم. در حال حاضر، به عنوان پرستار آی.سی.یو جنرال بیمارستان شهید صدوقی، مشغول به گذراندن طرح هستم. از دوستان بودند کسانی که با شیوع کرونا، خانواده‌هایشان مخالف حضورشان در بیمارستان بودند و از گذراندن ادامه طرح خود استعفا دادند البته من مرخصی هم داشتم، اما استفاده نکردم. با شیوع کرونا، سعی کردم شیفت‌های بیشتری سر کار بیایم. اگر بخواهم انگیزه‌ام را بگویم، باید بگویم می‌خواستم مرحله ایمان باورهایم به عمل برسد. وقتی انسان از خدا و ایمان حرف می‌زند، در مرحله عمل هم باید پای کار باشد تا ایمان خودش را اثبات کند. این شد که ماندم. استادی داشتیم که می‌گفتند فضای آی.سی.یو، فضای مقدسی است. حاجات خود را آنجا بخواهید. گاهی وقت‌ها همکاران خودشان با کرونا درگیر شده بودند و به استعلاجی رفته بودند. مجبور بودیم شیفت آن‌ها را هم بیاییم. یعنی تقریبا شیفت‌های پشت سر هم.

لباس سفید پرستاری
همراهی روحیه‌بخش خانواده

اگر بگویم نترسیدم هیچ‌کس باورش نمی شود. ولی من واقعا نمی‌ترسم.عقیده‌ام به همان اصول دین است که معاد هم یکی از آن‌هاست. هر وقت زمان مردن ما باشد، می‌میریم. چه در بیمارستان و چه بیرون بر اثر تصادف. با خود گفتم اگر قرار است جانم را از دست بدهم، چه زمانی بهتر از وقت خدمت کردن به مردم. همه کارها به اراده الهی انجام می‌شود. اگر خدا اراده کند اتفاقی رقم بخورد، حتما رقم می‌خورد و اگر نخواهد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

خانواده‌ام نگران بودند. مادرم گاهی شب تا صبح نمی‌خوابید تا به خانه برگردم. پدرم اما نوع نگرانی‌اش متفاوت بود. می‌گفتند نمی‌گویم نرو. هشت سال جنگ بود و یک مدتی را به جبهه رفته‌ایم و جنگیده‌ایم. یا در پشتیبانی بوده‌ایم. آن موقع ما مقاومت کردیم و الان نوبت شماست. باید بجنگید و مقاومت کنید و شانه از زیر بار خالی نکنید. پدرم می‌گویند اینها می‌گذرد و نتیجه امتحان الهی است که برای آدم می‌ماند که سربلند بیرون بیاید یا سرافکنده. این خیلی برایش مهم است. ولی خب برای این که روی من فشار نیاید، می‌گفتند که حداقل به جای دیگران شیفت نرو.

پرستاری روحیه قوی می‌خواهد

یکی از همکاران خود ما مبتلا شد و در آی.سی.یو بستری است. مثل ما پرستار است و اِستَف همین بخش آی.سی.یو است. یعنی بعد از سرپرستار، مسئولیت با اوست. مثل مادر خودم هستند. از ایشان چیزهای زیادی آموخته‌ام. راستش هر موقع او را می‌دیدم، از نظر روحی تضعیف می‌شدم. یک شب به قدری خسته و ناراحت بودم که گفتم دیگر نمی‌روم، من اینقدر کشش روحی ندارم. با همان حال به خانه رفتم و خوابیدم. در عالم خواب دیدم همکارانم مجلسی در بیمارستان برای بهبودی همکارمان گرفته‌اند. به من گفتند تو دعای توسل را بخوان و من شروع کردم به خواندن. صبحش از خوابی که دیده بودم روحیه گرفته بودم. آن را برای همکارم تعریف کردم و به او امیدواری دادم که حالش خوب می‌شود. در آی.سی.یو قوی بودن از نظر روحی مهم‌تر است تا از نظر جسمی. باید روحیه فوق‌العاده‌ای داشته باشی تا بتوانی آنجا دوام بیاوری. چون ما فقط بیمارستان نیستیم. خانه و خانواده هم داریم. باید هر دو جا روحیه داشته باشیم. اینطوری بود که خستگی پیش می‌آمد. ولی خدا خیلی کمک می‌کرد.

لباس سفید پرستاری
تقدیر آیت‌الله ناصری؛ نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد از پرستاران بیمارستان شهید صدوقی
صبر جمیل

هدایت‌ها و نشانه‌های معنوی که به من می‌رسید متوجه می‌شدم خداوند با پرستاری یک رسالتی به گردنم گذاشته که دوست ندارد از آن شانه خالی کنم. من هم همیشه به خدا توکل می‌کنم. هر مشکلی پیش می‌آمد، می‌گفتم خدایا من باید چه کار کنم؟ تو هر چه بخواهی اتفاق می‌افتد و هر چه نخواهی نمی‌افتد. همه کارها دست توست. همواره یکی از آیه‌های سوره یوسف در ذهنم است. همان آیه‌ای که می‌گوید صبر جمیل داشته باش، صبری داشته باشید که مطمئن هستید بعد از آن نتیجه کارتان و صبر در مسیر انجام آن، خوب می شود. این صبر غیر از تحمل است. تحمل، انرژی منفی دارد. وقتی آدم تحمل می‌کند، تحت فشار است و اذیت می‌شود. ولی صبر جمیل، انرژی مثبتی دارد. می‌دانی که اگر الان داری صبر می‌کنی، حتما یک اجری دارد به تو داده می‌شود و حتما از لحاظ کاری و معنوی، برایت پیشرفت است.

می‌گفتم خدایا مصداق سوره یوسف که خودت گفتی صبر جمیل داشته باشید، الان است و ما هم باید صبر جمیل داشته باشیم و امید داشتم که بالاخره درست می‌شود. همان‌طور که هر روز مریض در بخش هست، این همه آدم هم هست که خوب شده‌اند. با این حال، بعضی از همکاران هنوز ناامید هستند. وقتی حال‌شان را می‌پرسم، می‌گویند ما افسرده‌ایم. دلیلش را می‌پرسم، مثلا می‌گویند در این ایام شیوع کرونا، با این وضعیت شیفت می‌دهیم، یا خودمان مثل فلانی مریض خواهیم شدیم و مثل این‌ها. به آن‌ها می‌گویم درست می‌شود. همیشه که اینطوری نمی‌ماند.

ورود کرونا ممنوع

این عقیده‌ای بود که من را سرپا نگه داشت تا بتوانم روحیه خودم را حفظ کنم. به سایرین می‌گویم این درختان را ببینید. امروز سرسبز شده و هوا بهتر است. بچه‌ها می‌گویند تو این همه مریض را نمی‌بینی، درخت‌ها را می‌بینی! این می‌شود که گاهی با ماژیک پشت لباس‌هایشان شعر یا جمله‌ای می‌نویسم که هر کس دید روحیه بگیرد. مثل «ورود کرونا ممنوع»، «ما سفید پوشیدیم تا سیاه نپوشید» یا «ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عشاق نمی‌رقصیدیم»

لباس سفید پرستاری
پرچم متبرک گنبد حرم حضرت معصومه (س) در بیمارستان شهید صدوقی یزد
روحیه گرفتن از پشتیبانان سلامت

من در حوزه پژوهش تاریخ شفاهی پشتیبانی جنگ در روزهای دفاع مقدس هم فعال بوده‌ام. الان که خودم در خط مقدم مقابله با کرونا هستم، خیلی چیزهایی که از زحمات مردم در پشتیبانی جنگ شنیدم، تجربه کردم. ما مثل رزمندگان پوشش خاصی برای دفاع داریم که سختی خودش را دارد. ما سلاح‌مان ماسک، دستکش و عینک است و آنها تفنگ و نارنجک بود. هر دو، هم سختی دارد، هم خطر.

گاهی بسته‌هایی از خیرین برای ما می‌رسید. یک بار بطری‌های کوچک قهوه بود. وقتی آن را برداشتم، دیدم رویش نوشته مهمان دایی علی. به یاد کمک‌های پشت جبهه افتادم. در یکی از خاطرات فردی تعریف می‌کرد زمان جنگ در مدرسه‌ای برای رزمندگان آجیل بسته‌بندی می‌کردند. یکی از خانم‌ها روی بسته‌بندی می‌نویسد برسد به دست برادرم. برادرش که از جبهه می‌آید، کاغذی به او نشان می‌دهد. می‌گوید خواهر این دست خط تو نیست؟ دقیقا همان بسته به دست برادر خودش رسیده بود و برادر خط آشنای خواهرش را شناخته و کاغذ را نگه داشته است.

لباس سفید پرستاری

یا مثلا خانم‌ها الان در خیاط‌خانه‌ها فعال هستند و دارند ماسک و لباس می‌دوزند. قشنگ مثل زمان جنگ است که زن‌ها پشت جبهه فعالیت می‌کردند تا رزمندگان در خط مقدم بتوانند بجنگند. این روزها ماسک و لباس می‌دوزند تا ما در محیط کار، بتوانیم با ایمنی بالا کار کنیم. ما برای اینکه بتوانیم کار کنیم و سر پا بمانیم، باید بتوانیم ایمنی خودمان را حفظ کنیم. شکر خدا وقتی بالای سر مریضی می‌رویم، دغدغه ایمنی نداریم. می‌گویند یک پرستار خوب، پرستاری است که زنده است. یعنی ما اول خودمان باید زنده و سالم باشیم تا بتوانیم به کسی کمک کنیم. مردم خیلی به ما لطف دارند. بارها از دیدن گل‌های رزی که در ایستگاه پرستاری می‌دیدم که مردم آورده بودند، روحیه گرفته‌ام.

تقدیر از جهادگران سلامت

بخش آی.سی.یو سه قسمت دارد؛ عفونی، نیمه‌عفونی، تمیز. قسمت عفونی، جایی است که مریض‌ها خوابیده‌اند و ما با لباس مخصوص ضدکرونایی وارد می‌شویم. با این لباس‌ها به کل حق نداریم از قسمت عفونی خارج بشویم. حتی وارد قسمت نیمه‌عفونی نمی‌شویم. با این لباس‌ها عامل انتقال هستیم. پس به کسی نیاز داریم که رابط ما با محیط بیرونی یعنی سایر نقاط بیمارستان باشد. داروهایی که نیاز است را برایمان بیاورد یا آزمایش‌ها را ببرد. بچه‌های بسیج و طلبه‌ها این وظیفه را برعهده گرفتند. یک صندلی آنجا بود که روی آن می‌نشستند. کار که پیش می‌آمد، صدایشان می‌زدیم و موضوع لازم را به آنها می‌گفتیم. واقعا فی‌سبیل‌الله کار می‌کردند. ممکن بود همان لحظه به پایین رفته و تازه برگشته بودند. اما دوباره کاری پیش می‌آمد، مجددا بدون اینکه ناراحت بشوند با دل و جان به پایین می‌رفتند و کارمان را انجام می‌دادند.

امکانات‌ به سرعت تامین می‌شد

قبل از اینکه کرونا بیاید، ما فقط لباس مخصوص بخش آی.سی.یو را می‌پوشیدیم. الان باید لباس ضدکرونایی هم روی آن بپوشیم. گذاشتن کلاه، زدن دو ماسک، دستکش، عینک مخصوص، محافظ صورت، پوشیدن چکمه، همه اینها هست. تازگی‌ها جنس لباس‌ها را عوض کرده‌اند. لباس از لحاظ کیفیت بهتر شده، ولی گرم است. چون یک لایه پلاستیکی دارد که جنسش مقاوم باشد و زود پاره نشود. حالا دیگر پرستارها قدر لباس‌های قبل از شیوع کرونا را بیشتر می‌دانند.

روزهای اول لباس کم داشتیم. مریض مشکوک به کرونا را هم در بیمارستان می‌خواباندند و فقط همان پرستاری که لباس مخصوص داشت، بالای سر بیمار می‌رفت.  کم‌کم به تمام پرستارها لباس مخصوص داده شد. حتی آن اوایل با ماسک ساده کار می‌کردیم. ابتلای چند نفر از کادر درمان، بیشتر به‌خاطر این بود که روزهای اول خیلی جدی نمی‌گرفتیم. اما امکانات کمبود خاصی نداشت.

مصاحبه: مینا حاجی حبیب‌زاده
تنظیم: حسین دارابی

گفتاری از حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه با موضوع «عدالت‌خواهی؛ رسالت انبیا»

دوگانه‌ی توحید و عدالت وجود ندارد/ اقامه توحید، از مسیر اقامه قسط می‌گذرد

۹۹/۰۲/۳۰، ۱۰:۵۹ ق٫ظ

حرکت توحیدی از عدالت آغاز می‌شود… در یک جامعه نابرابر، انسان؛ امکان موحد بودن ندارد مگر آنکه این نابرابری را نفی کند. لذا می‌توان گفت دوگانه‌ای بنام توحید و عدالت وجود ندارد.

به گزارش «ایام»، «الهیات عدالتخواهی» عنوان سلسله جلسات آنلاینی است که اتحادیه جنبش عدالت‌خواه دانشجویی در شب‌های ماه مبارک رمضان بصورت زنده در فضای اینستاگرام و با حضور کارشناسان مختلف برگزار می‌کند. در این جلسات کارشناسان به تشریح و تبیین آیات و روایات پیرامون عدالتخواهی می‌پردازند. آنچه در ادامه می‌خوانید متن ویراسته دوازدهمین جلسه از سلسله جلسات مجازی «الهیات عدالتخواهی» است که با حضور حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه و با موضوع «عدالت‌خواهی رسالت انبیا» برگزار گردید.

هدف حرکت‌های اجتماعی توحیدی، « لیقوم الناس بالقسط» است

بحث امشب به بررسی الهیات عدالتخواهی با نگاهی به آیه ۲۵ سوره حدید اختصاص دارد. «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، لقد ارسنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناسُ بالقسط». این آیه‌ای است که خیلی از ما شنیدیم و می‌تواند پایه‌ای برای درکِ ما از حرکتِ اجتماعی توحیدی باشد. یک حرکت اجتماعی توحیدی بر حسب این آیه، حرکتی است که «هدفش لیقوم الناس بالقسط» باشد. این جا چند بحث مطرح است، اول آنکه ما در آیات و آموزه‌های متعددی، پیامبران را رسولان خدا برای آوردن پیام توحید و معنویت به سمت بشریت می‌شناسیم و طبق آیات روایات متعدد، آن‌ها را رسولانی که  برای آوردن دین مبعوث شدند، می‌دانیم. قرآن به صراحت بیان می‌کند: «لقد ارسلنا رسلنا» یعنی نه فقط پیامبر اسلام بلکه همه انبیا و کتاب‌های آسمانی و تمام آنچه که خدا از طریق آن، با بشر گفت و گو کرده است هدفی جز «لیقوم الناس بالقسط» ندارند.

اقامه توحید، از مسیر اقامه قسط می‌گذرد

آیا حرکت انبیا دو هدف دارد؟ یعنی دارای هدف توحید و هدف عدالت است؟ یا نه حرکت انبیا یک هدف بیشتر ندارد و آن یا توحید است یا عدالت؟ این پرسشی است که حداقل در دوره معاصر در اندیشه اسلامی بسیار مطرح بوده است. یک پرسش خیلی مهم این است که آیه ۲۵ سوره حدید با آیات، استدلال‌ها و مضامینی که حرکت انبیا را در راستای توحید معرفی می‌کند چه نسبتی دارد؟ برخی چنین پاسخ‌ دادند که ما دو هدف داریم یعنی هدف برتری به نام توحید وجود دارد که عدالت نیز ذیل آن تعریف می‌شود. اما با دقت بیشتر و براساس پاسخی که بسیاری از متفکرین اسلامی در دوره معاصر مانند آنچه مرحوم مطهری در کتاب وحی نبوت_از سلسله‌ کتاب‌های مقدمه‌ای بر جهان بینی اسلامی_مطرح می‌کند، اساساً بحث دو هدف بودن مطرح نیست. ما هدفی داریم در حرکت انبیا که این هدف عبارت است از توحید و رسیدن به این هدف یعنی اقامه توحید و برپایی جامعه توحیدی، از منزل قسط آغاز می‌شود. یعنی قسط مقدمه‌ی رسیدن به توحید است و این نسبت از این جنس نیست که اگر به توحید رسیدیم دیگر نیازی به این مقدمه نداشته باشیم یا آنگونه که اگر به قسط رسیدیم دیگر نیازی به توحید نباشد. به تعبیری یعنی اینطور نیست که اگر به بالای بام رسیدیم، دیگر نیازی به نردبان نباشد، چنان که بتوان نردبان را انداخت.

دوگانه‌ای بنام توحید و عدالت وجود ندارد

حرکت توحیدی از عدالت آغاز می‌شود. چرا این اتفاق می‌افتد؟ چرا قسط از جنس عدالت است و به چه نحوی یک بخشی از هدف عدالتخواهانه انبیا است؟ به معنای توحید که از منظر انبیا توجه می‌کنیم، می‌بینیم عبارتست از کلمه «لا اله الا الله»، چگونه بین توحید و عدالت نسبت برقرار می‌شود؟ «لا اله الا الله» یعنی مسیرِ عبادت و عبودیت برای خدا از نفی عبودیت‌های دیگر می‌گذرد، یعنی ممکن است در طول تاریخ به اسم عرفان، حکمت، فلسفه و معنویت‌ها و مکاتب معنوی مختلف به بشر گفته باشند مسیر رسیدن به خدا، عبودیت خدا است، اما نگاه انبیا و نگاه توحیدی اسلام فریاد می‌زند که مسیر رسیدن به الله، «لا اله» و«قل لا اله الی الله تفلحوا» یعنی نفی عبودیت‌های دیگر در جامعه توحیدی است. چنانکه در یک جامعه نابرابر که افرادی به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دست برتر دارند و به دنبال انباشت ثروت‌اند و با این ثروت محاسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را شکل می‌دهند، اگر این دست برترشان براساس نابرابری شکل گرفته باشد، آحاد افراد آن جامعه پیش از عبودیت خدا طوق بندگی آنها را به گردن دارند چرا که علیه این نابرابری‌ها اقدامی نکرده‌اند. لذا در یک جامعه نابرابر رسیدن به توحید با نفی این عبودیت و بندگی دیگران در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی امکان پذیر است. به‌عبارتی در یک جامعه نابرابر یک انسان امکان موحد بودن ندارد مگر آنکه این نابرابری را نفی کند. لذا می‌توان گفت دوگانه‌ای بنام توحید و عدالت وجود ندارد.

هدف از ارسال انبیا، اقامه قسط به واسطه جمهور مردم است

نکته بعدی این که یک؛ ابعاد و ساخت معرفتی حرکتی انبیا عبارت است از بینات و استدلال‌های روشنِ همه‌فهمِ عمومی. دو؛ ابعاد اجتماعی، فرهنگی و فکری حرکت انبیا عبارت است از آموزه‌های دینی که نمادش کتاب است. سه؛ سیاست و قضاوت در حرکت انبیا عبارت است از قدرت سیاسی و قدرت قضایی که نمادش میزان است و چهار؛ قدرت نظامی و جنگ آوری است که نمادش حدید است. تمام این ابعاد هدفی دارد و آن هدف عبارت است از «لیقوم الناس والقسط». طبق این آیه هدف انبیا قسط نیست، بلکه هدف انبیا با دقت در این آیه«لیقوم الناس بالقسط» است، یعنی هدفشان واداشتن مردم قسط است.

از این منظر«لیقوم الناس بالقسط» یعنی جمهوریت. یعنی عموم مردم در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باید به سمت قسط بیایند. این آیه برای حرکت انبیا یک چارچوب تعریف می‌کند مبنی بر این که شما قرار نیست به‌عنوان یک گروه پارتیزانی در دل نابرابری‌ها بروید و مانند منتغمان از نابرابری انتقام بگیرید، بلکه قرار است با کتاب، میزان، حدید و بینه، عموم مردم را به اقامه قسط وادارید و عاملیت بر پایه عدالت را روی دوش جمهور مردم بگذارید و عموم مردم را به این سمت حرکت بدهید. هیچ نبی و پیامبری و هیچ حرکت اجتماعی پیامبرانه‌ای‌، صرفاً برای برپایی قسط نیامده، بلکه برای بر پا داشتن مردم به قسط و اقامه آن به واسطه جمهور مردم آمده است.

در جامعه توحیدی، ارزش اولی که اولویت دارد عدالت است

یک مسئله خیلی مهم دیگر این است که چرا  این آیه می‌گوید هدف از ارسال رسولان عدالت است؟ چرا نمی‌گوید هدف از ارسال انبیا اخلاق است؟ مگر اخلاق قسمی از توحید نیست؟ طبق آن نگاه توحیدی که ما داریم اخلاق هم ذیل توحید است. معرفت، معنویت و یا آزادی نیز  همینطور است. آیاتی هم هست که تزکیه را برجسته می‌کند. چرا نمی‌گوید انبیا برای تزکیه، برای عبادت، برای معنویت، برای آزادی و این همه ارزش‌های متعدد آمدند؟ من در کتاب اخلاق ناصری که یک کتاب مهمی در حکمت مدنی است، جمله‌ای دیدم که می‌گوید عدالت جزیی از فضیلت نیست، بلکه همه فضیلت است. در حکمت عملی اسلامی و شیعی این بحث جدی است که ما یک ارزش به نام عدالت در کنار دیگر ارزش‌ها نداریم، بلکه عدالت خود ارزش مطلق و ارزش برتر است که همه حرکت‌های اجتماعی توحیدی و همه حرکت‌های اجتماعی الهام گرفته از انبیا و حرکت‌هایی که افق خود را در راستای حرکت انبیا می‌بینند، همه از عدالت به عنوان ارزش اول و ارزش مطلق حرف می‌زنند. اینگونه نیست که امروز عدالت و فردا یک ارزش دیگر، اصل و هدف حرکت‌های اجتماعی باشد. یکی از اشتباهات بزرگ حرکت‌های مصلحانه این است که ده‌ها ارزش متعدد را به اسم عدالت مطرح می‌کنند. حکمت عملی در آموزه‌های وحیانی به ما می‌گوید که همه پیامبران همچون پیامبر خاتم‌اند که وقتی می‌خواست جامعه سازی کند «استقبل ناس بالعدل» با عدل و ارزش عدالت با جامعه مواجه شد. در جامعه‌سازی و حرکت توحیدی در جامعه، ارزش اولی که اولویت دارد عدالت است. «استقبل الناس بالعدل» پیامبر با عدالت با مردم مواجه شد و اولین ارزشی که در جامعه‌سازی مطرح کرد عدالت بود و حرکتی هم که در آینده تاریخ به دست حضرت حجت(عج) اتفاق می‌افتد حرکتی است که ارزش عدالت در آن برجسته است. به چه دلیل ارزش عدالت برجسته است؟ به این دلیل که عدالت به‌عنوان ارزش مطلق به همه نظام‌ها و ارزش‌های توحیدی معنا می‌دهد و از این رو همه حرکت‌ها از عدالت شروع می‌شود. عدالت چیزی در عِدل و ذیل توحید نیست، بلکه بخشی از توحید است، چنانکه که شما وقتی برای اقامه توحید در جامعه و جهان انسانی بخواهید اقدام بکنید، باید از عدالت شروع کنید و عدالت یعنی توحید. در واقع عدالت به معنای توحید «قل الله تفلحوا» نیست، بلکه به معنای «قل الله لا اله الله تفلحوا» است و همه حرکت‌ها از نفی برتری‌های نابرابرانه شروع می‌کنند و ان‌شاءالله خداوند نام ما، اقدامات، گفته‌ها، نوشته، تلاش‌ها، فکر، ذهن و مطالعات ما را الهام گرفته از حرکت انبیا و جزیی از حرکت نهایی حضرت حجت(عج) و در راستای آن به برکت صلوات بر محمد و آل محمد قرار دهد.

تصاویری از بزرگ‌ترین موزه زنده ایران

روایت یک تمنای تاریخی

۹۹/۰۲/۳۰، ۹:۲۳ ق٫ظ

ترکیب معماری و نقاشی و نمایش و طراحی صحنه و… موزه زنده‌ای می‌سازد برای بازنمایی تکاپوی دوباره ایران انقلاب در آرزوی تحقق تمدنی که با ورود امام رضا (ع) به ایران جانی تازه گرفت و در رگ‌های این سرزمین، رسوب و رسوخ کرد. “موزه زیارت” دعوتی است به: نه تنها تماشا، که تجربه سلوک جمعی.

«ایام»؛ موزه زیارت عنوان بزرگترین‌ موزه زنده ایران است که در کارخانه نخریسی سابق مشهد دایر شده است.

با ورود امام رضا علیه السلام به ایران تمنای تاریخی ملت ایران برای شکل دادن به یک جامعه و تمدن ممتاز وارد مرحله تازه‌ای شد.

اگرچه مأمون –که برای خود آرزوی احیای الگوی منسوخ پادشاهان ایران را داشت – این نهضت بیداری ایرانی به محوریت امامت اهل بیت(ع) را برنتافت و حضرت را به شهادت رساند اما انتخاب ایران در طراحی ملکوتی و تمدنی امام رضا علیه السلام کار خودش را کرد و در طول تاریخ؛ نخبگان و توده‌های ایران با معرفت و محبت اهل بیت؛ تلاش‌ها و جنبش‌های بزرگ و کوچک زیادی را با هدف رسیدن به آن آرزوی تمدنی شکل دادند.

از علویان طبرستان تا آل بویه و سربداران و صفویه و از ابن سینا و فردوسی و خواجه نصیر تا شیخ بهایی و ملاصدرا تاریخ ایران اسلامی مملو از فراز و فرودها و شکست‌ها و پیروزی‌های زیادی در مسیرحرکت تمدنی خود است.

در این بخش از موزه زنده زیارت ناگهان از شوق و طراوت کتابت حدیث سلسله الذهب در کنار قلعه‌ای (که بمثابه استعاره‌ای از ایران به عنوان حصن اهل بیت استفاده شده)؛ پرتاب می‌شویم به ایران دهه پنجاه هجری شمسی.

تا ببینیم چه بلایی بر سر آرزوی تاریخی ملت آمده است.

و کشوری را می‌بینیم اسیر در چنگ مستشاران بیگانه و محروم از عزت و استقلال وهویت.

و روایت می‌شود خیزش چند باره ملت در امتداد تکاپو و آرزوی دیرین؛ که می‌انجامد به انقلاب اسلامی.

ترکیب معماری و نقاشی و نمایش و طراحی صحنه و… موزه زنده‌ای می‌سازد برای بازنمایی تکاپوی دوباره ایران انقلاب در آرزوی تحقق تمدنی که با ورود امام رضا علیه السلام به ایران جانی تازه گرفت و در رگ‌های این سرزمین، رسوب و رسوخ کرد.

” موزه زیارت” دعوتی است به: نه تنها تماشا، که تجربه این سلوک جمعی.

موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا
موزه زنده زیارت مشهد امام رضا

تولیت آستان قدس رضوی: ما به گونه‌های مختلف می‌توانیم تاریخ را ترسیم کنیم. نوشتن، فیلم و سینما و تئاتر و یکی هم موزه زنده است، که مخاطب؛ خودش را در فضای آن زمان و آن محیط می‌بیند. باید برای نسل‌های جدید که قبل از انقلاب را و خیلی از ایام بعد از انقلاب را هم ندیده‌اند، جنگ را هم ندیده‌اند؛ محیطی را آماده کنیم که این‌ها را خوب لمس و درک کنند.

«ایام»؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مروی تولیت آستان قدس رضوی در بازدید از مراحل ساخت موزه بزرگ زیارت با تاکید بر تکمیل این پروژه گفت: انقلاب ما امتداد حدیث سلسله‌الذهب امام رضا علیه‌السلام است که یک حدیث بسیار انقلابی است. امام رضا علیه‌السلام، پیوند بین توحید و امامت و ولایت برقرار می‌کنند. امام خمینی هم همین کار را دنبال کردند و ما باید بتوانیم این‌ها را برای نسل جدیدمان ترسیم کنیم تا از انقلاب و مبانی آن فهم درستی داشته باشند و اتصال آن به ائمه اطهار، پیغمبر خدا و ذات الهی را درک کنند.

وی با اشاره به برخی تحلیل‌های غلط راجع به تاریخ تشیع در ایران تصریح کرد: برخی می‌گویند شیعه در ایران تاریخ و قدمتی ندارد، ولی از نظر تاریخی سند و مدرک فراوان داریم که شیعه ایران مولود امام رضاست و این ربطی به صفویه ندارد. در این موزه باید به اینها بپردازیم. تأثیر این حضور تمدنی امام رضا را باید بیان و ترسیم کرد.

تولیت آستان قدس رضوی ادامه داد: ما به گونه‌های مختلف می‌توانیم تاریخ را ترسیم کنیم. یکی از آنها نوشتن است، یکی فیلم و سینما و تئاتر است. یکی هم موزه زنده است، که مخاطب؛ خودش را در فضای آن زمان و آن محیط می‌بیند. مثلاً می‌رود به زمان قبل از انقلاب. باید برای نسل‌های جدید که قبل از انقلاب را و خیلی از ایام بعد از انقلاب را هم ندیده‌اند، جنگ را هم ندیده‌اند؛ محیطی را آماده کنیم که این‌ها را خوب لمس و درک کنند.

حجت‌الاسلام مروی پس از بازدید دو ساعته‌اش از موزه زنده زیارت گفت: این کار، کار بسیار خوب و ارزشمندی است. دنیا هم امروز دارد به همین سمت می‌رود، ما هم باید از این ابزارها استفاده کنیم. منبر یک ابزار است، تلویزیون یک ابزار است، سینما یک ابزار است، کتاب و نوشته یک ابزار است، موزه زنده هم یک ابزار است که پرمخاطب هم هست و البته جاذبه‌هایش را هم باید ایجاد کنیم. اینجا کارهای خوبی شده، کارهای فاخری شده، زحمات خوبی دوستان کشیده‌اند، ولی تا رسیدن به نتیجه مطلوب زمان لازم دارد و هنوز باید کارهایی انجام شود.

وی افزود: افراد و گروه‌های مختلف باید اینجا بیایند و پیام بگیرند. باید ببینیم افراد با چه ذهنیتی اینجا می‌آیند و وقتی از اینجا بیرون می‌روند کدام‌یک از سوالاتشان را پاسخ داده‌ایم، کدام شبهات را جواب داده‌ایم و کدام‌یک از ابهامات را برطرف کرده‌ایم. باید سیاست‌گذاری کنیم