حجت تمام است!

۹۹/۰۲/۱۴، ۷:۳۹ ق٫ظ

ما واقعاً در این مدت با یک شهید زندگی می‌کردیم. هرچه خاطرات آقاروح‌الله را بیشتر مرور می‌کنم، هرچه جستجو می‌کنم که یک نقطۀ منفی در ذهنم بیاید که مثلاً فلان‌جا حرفی زده باشد یا غیبت کسی را کرده باشد، یا نسبت‌به کسی بدخواهی داشته باشد، پیدا نمی‌کنم. هرچه یادم می‌آید، خلوص است و نور است و زندگیِ مؤمنانه.

به گزارش ایام؛ «روح‌الله نامداری» از اندیشمندان انقلاب اسلامی، پنج‌شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ از دنیا رفت. مراسمِ خاک‌سپاری در زادگاهِ او در استان خوزستان، شهر ایذه برگزار شد. آنچه در ادامه می‌آید، سخنرانیِ کوتاهی از «وحید جلیلی» است که در این مراسم ایراد کرد:

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا.»۱
خوشحالیم که به بدرقۀ مردی به‌سمت حیات ابدی‌اش آمده‌ایم که می‌توانیم دربارۀ او از عمق جان گواهی بدهیم که از مصادیق این آیۀ شریفه بود. روح‌اللهِ عزیز و دوست‌داشتنیِ ما از کسانی بود که عنصر و ملکۀ صدق در وجودِ او بارز بود. همین چند هفتۀ پیش که برای آخرین‌بار خدمت این برادر عزیز بودم و زیارتشان کردم، ایشان را هم‌چون همیشه باصفا، خالص و «مجاهدِ فی سبیل‌الله» دیدم. ایشان، بی‌اغراق، از کسانی بود که انسان هروقت زیارتش می‌کرد، دلش گرم و امیدوار می‌شد. به شما تبریک می‌گویم که چنین فرزندی را در دامن فرهنگ اصیل ملّی و انقلابی‌مان پروراندید. ماها کمتر با ایشان حشرونشر داشتیم، اما همان میزان که توفیق داشتیم این عزیز را ببینیم و از کارهایش باخبر باشیم، می‌دیدیم که واقعاً یک عنصرِ ممتاز بود. این هم از برکات انقلاب اسلامی است که یک جوانی از چنین منطقه‌ای رشد کند، رویش بکند، به مدارج عالی علمی، فکری، اخلاقی و انقلابی برسد. این‌ها همه از برکات هم‌نامِ آقا روح‌الله، حضرت امام(ره) است که نفَس آن مرد بزرگ، چنین انسان‌های خالص و متقی و مجاهدی را در این کشور تربیت کرد.
من بارها و بارها در نقاط مختلف کشور که توفیق دست می‌داد برای سرزدن به بچه‌های فعال فرهنگی در کشور خدمتشان می‌رسیدم، از آذربایجان گرفته تا سیستان‌وبلوچستان، تا خراسان و جاهای مختلف، همین حلقه‌ای را که عزیز دلمان، آقا روح‌الله، در ایذه ایجاد کرده بود، به‌عنوان یک نمونۀ برجسته و مثال‌زدنی ارائه می‌کردم. بارها و بارها در جلسات با بچه‌های تهران و شهرهای بزرگ، یکی از حجت‌های من برای نشان‌دادن این‌که کارِ واقعی یعنی چه، کارِ مخلصانه یعنی چه، کارِ مبتنی بر فکرِ درست یعنی چه، همین بچه‌های ایذه بودند. خیلی‌ها هستند در جاهای مختلف، امکانات بسیار زیادی در اختیارشان است، اما به جرئت می‌توانم بگویم که در کارهایشان، یک‌دهم و گاهی یک‌صدمِ عزیز دلمان آقا روح‌الله نامداری، همّت و برکت نداشتند. همین کتاب اخیری که ایشان تدوین کرد، «جدال دو اسلام»، در همین مدت کوتاهی که منتشر شده، به مرجعی برای بسیاری از فعالان فرهنگی در نقاط مختلف کشور تبدیل شده است. شاید خیلی از این‌ها نام آقا روح‌الله را هم پیش از این نشنیده بودند و شناختی از صفات و ملکات ایشان نداشتند، ولی من می‌بینم که دانشگاه به دانشگاه، مسجد به مسجد این کتاب دارد می‌رود. این محصولِ چیست؟ یکی محصول آن فکر است، دیگر هم محصول صدق، صفا و اخلاص آن برادر عزیز است.
اولین‌بار در اردویی که ایشان در مشهد تدارک دیده بود، خدمتشان رسیدم. آن شب که با جمعی از بچه‌های ایذه در آن اردو ملاقات کردم، بدون‌اغراق تا مدت‌ها بعد شارژ بودم. وقتی می‌دیدم که چنین جمعِ پرشور و اهل مطالعه و باصفایی در شهری مثل ایذه شکل گرفته، [با خود] می‌گفتم که حتماً امکان توسعۀ این حرکت هست و هرجا کم می‌آوردیم و هروقت در عرصۀ فرهنگی و سیاسی به تنگ می‌آمدیم، یادآوری این نهالِ باطراوت در این منطقه، برای ما مایۀ دلگرمی بود.
خواهش می‌کنم دوستانی که با ایشان محشور بودند، خاطرات این بزرگوار را جمع کنند. ما واقعاً در این مدت با یک شهید زندگی می‌کردیم. هرچه خاطرات آقاروح‌الله را بیشتر مرور می‌کنم، هرچه جستجو می‌کنم که یک نقطۀ منفی در ذهنم بیاید که مثلاً فلان‌جا حرفی زده باشد یا غیبت کسی را کرده باشد، یا نسبت‌به کسی بدخواهی داشته باشد، پیدا نمی‌کنم. هرچه یادم می‌آید، خلوص است و نور است و زندگیِ مؤمنانه.
ایشان دربارۀ یکی از شهدای ایذه کتابی درآوردند با نام «فردی بودم مستضعف». در دیدار اخیر که بحث این کتاب مطرح شد، معلوم بود که از عمق جانش به تفکر امام، تفکر انقلاب اسلامی و تفکر رسیدگی به پابرهنه‌ها، محرومان و مستضعفان اعتقاد داشت. مثل امثالِ ما نبود که این‌ها لقلقۀ زبانش باشد؛ واقعاً با همۀ وجودش به آنچه می‌گفت ایمان داشت و به آن ملتزم بود و با آن زندگی می‌کرد.
ایشان، بدون‌اغراق، یک نمونه است و به‌منزلۀ یک نمونۀ ممتاز، به جوانان کشور، دانشجویان و اهل فکر، قابل‌ارائه است. واقعاً آدمِ باسوادی بود؛ آدم اهل فکری بود. این‌ها از نوشته‌هایش آشکار است. یک آدمِ سطحی نبود. آدمی بسیار بامطالعه، عمیق، فکور و وزین بود در تفکر خودش.
خیلی از دوستان، چهارتا کتاب که می‌خوانند، وارد فضای دیگری می‌شوند و از فضای مردم و محرومان و مستضعفان خارج می‌شوند؛ تعریف دیگری برای خودشان پیدا می‌کنند. ایشان برعکس بود؛ هرچه در مسائل فکری و نظری و علمی موفق‌تر می‌شد و آثارش پربارتر می‌شد، اتفاقاً زندگی و سلوکش به سلوک علوی و فاطمی نزدیک‌تر می‌شد. بعضی‌ها برعکسند: هرقدر از لحاظ نظری در دین غور می‌کنند، با خود می‌گویند که ما گردن به بالا هستیم و دیگر نیازی نیست که در عمل هم مظاهرِ زندگی علوی و فاطمی در زندگی ما خیلی به چشم بخورد.
باید قدری فاصله بگیریم تا قدر ایشان بر ما روشن‌تر بشود. در همین دو سه روز هم این تلنگر به همۀ کسانی که با ایشان دم‌خور بودند و با ایشان زندگی کرده بودند، خورد که قدرش را ندانستیم.
او که ان‌شاءالله جایش خوب است؛ مثل این‌که آمده‌ایم بدرقۀ کسی که می‌خواهد برود کربلا یا خانۀ خدا. آقاروح‌اللهِ عزیزِ دوست‌داشتنی ما هم مطمئن هستیم که ان‌شاءالله جایگاه بسیار خوبی دارد. ما نگران او نیستیم، نگران خودمان باید باشیم. او یکی از کسانی بود که حجت را بر ما تمام کرد؛ نشان داد که تا چهل سال بعد از انقلاب می‌شود انقلابی زندگی کرد؛ می‌شود دردِ محرومان را فراموش نکرد؛ می‌شود همچنان دغدغۀ عدالت داشت و برای آن حرص خورد و درعین‌حال، در مسائل فرهنگی و علمی و نظری هم رشد کرد و کار کرد و نیرو تربیت کرد.
افتخار کنید به چنین فرزند ممتازی که تربیت کردید. خاطرۀ او را برای فرزندانتان نقل کنید. او را به‌عنوان یک الگو به جوانان خودتان معرفی کنید. واقعاً الگوی بسیار مناسبی است برای همۀ جوانان ایرانِ اسلامی.
امیدوارم ما هم در حد توانمان بتوانیم یاد آن عزیز را زنده نگه بداریم و مهم‌تر از آن، راه و مرام و مکتب و آرمان‌هایی را که او تا آخرین نفس به آن‌ها ایمان داشت و پایش ایستاد، درست بفهمیم و در آن مسیر، مستقیم و مقاوم حرکت کنیم.
ان‌شاءالله روحش با اولیایش، با حضرت سیدشهدا(علیه‌السلام)، با شهدای گران‌قدری که ایشان به آن‌ها علاقه‌مند بود و برای ترویج راه و مرامشان تلاش می‌کرد، محشور باشد؛ سر سفرۀ اهل‌بیت(علیهم‌السلام) متنعّم باشد؛ ما را هم ان‌شاءالله فراموش نکند.

  1. از میان مؤمنان مردانی‌اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند؛ برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آن‌ها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیدۀ خود را] تبدیل نکردند.

لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/4159

چاپ نوشته

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی