مقابله با کرونا به سبک یکی از بانوان یزدی

مبارزه تلفنی با کرونا

69 بازدید ۹۹/۰۲/۲۱، ۷:۲۹ ق٫ظ

در این مبارزه هر کسی سهمی دارد. راه مشاوره تلفنی را انتخاب کردم. از همان اوایل اسفند، در گروه‌های اطلاع‌رسانی شماره‌ام اعلام شد. میانگین روزی دو مورد مشاوره کرونایی داشتم. برخی حتی سوال‌های غیرکرونایی مثل احکام و سوالات مذهبی هم می‌پرسند. اما اغلب تماس‌ها به بیماری کرونا مربوط است.

به گزارش «ایام»، زنان مسلمان ایران زمین، با تکیه بر تجربه‌های قبلی خود، در در میدان مبارزه با کرونا توانستند یک جریان عظیم پشتیبانی اجتماعی ایجاد کنند که امروز و پس از گذشت سه ماه از شیوع این ویروس، آثارش هویداست. خانم مرضیه نقیب‌القراء، بانوی یزدی که از جوانی به مبارزات انقلاب پیوسته، همچنان در راه خدمت به انقلاب و کشورش ثابت قدم است. او پیش‌تر تجارب زیادی در قامت مشاور امور بانوان حوزه‌های علمیه خواهران استان یزد کسب کرده و امروز ایفاگر نقشی متفاوت در میدان مقابله با کروناست. در گفت‌وگوی مرضیه کشاورز با این بانوی یزدی، شرحی از این اقدامات آمده است:

اولین تجربه مبارزه

مرضیه نقیب‌القراء، متولد ۱۳۳۷ هستم. در محله مالمیر یزد به دنیا آمدم. از بچگی به قرآن و کلاس‌های قرآنی علاقه داشتم و پیگیر بودم. در مدرسه به بچه‌های دیگر هم قرآن یاد می‌دادم. سال‌ها معلم بودم و در کنار آن، در مدرسه‌های علمیه یزد نیز تدریس داشتم. از دوران نوجوانی با امام خمینی(ره) آشنا بودم و در فعالیت‌های انقلابی در یزد وارد شدم. با ورود به دانشسرای تربیت معلم یزد، این مبارزات شکل سازماندهی شده گرفت، چون به عضویت گروه‌های مبارزاتی درآمدم. علاوه بر تکثیر اطلاعیه‌ها و اعلامیه‌های مربوط به انقلاب، در سخنرانی‌ها و تظاهرات‌ها شرکت می­کردیم. با تشکیل مراسم‌­های مذهبی و کارهای فرهنگی، در جهت آشنایی مردم با امام(ره) و انقلاب تلاش می‌کردیم.

جنگ همان جنگ است

با شروع جنگ تحمیلی، از همان ابتدا به پیشنهاد همسرم که پاسدار بود، به خانواده شهدا سر می‌زدیم. این کار با تشکیل بنیاد تعاون سپاه، شکل رسمی‌تری گرفت. همچنین در کارهای مربوط به پشتیبانی جنگ و هماهنگی بین خیاط‌خانه‌ها هم فعالیت می‌کردم. با شیوع ویروس کرونا، وظیفه خودم دیدم در کنار پزشکان و پرستاران و همه کادر درمانی که در خط مقدم هستند، به انقلاب و مردم خدمت کنم. در آن دوران خیلی از مردم، به خصوص زنان، در پشت جبهه‌ها برای پیروزی اسلام تلاش می‌کردند. مثل آن پیرزنی که یک مرغ داشت و تخم‌مرغ‌هایش را جمع می‌کرد و برای رزمنده‌ها می‌فرستاد. امروز هم این همبستگی و همدلی ایجاد شده و هر کسی به هر نحوی، برای شکست کرونا تلاش می‌کند. یک نفر با بخشیدن کرایه مغازه یا خانه، یکی با کمک مالی به کسانی که بیکار شده­‌اند، یک نفر با تولید ماسک و گان برای کمک به کادر درمانی، همه آمده‌اند تا بهار دل‌انگیز دیگری رقم بزنند. این روزها، یک همدلی جمعی در توجه به معنویات رخ داده است. مردم همگی دست به دعا برداشته‌اند.

همیشه راهی هست

هر وقت، حادثه بزرگی رخ می‌دهد، وجدان‌های بیدار نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد. اوایل اسفند که خبر این حادثه را شنیدم، مطمئن شدم که باید کاری انجام دهم. باید تمام هستی خودمان را برکف بگذاریم و در این عرصه قدم برداریم. این عقیده‌ی باطنی من است که باید این برهه تاریخی ایران هم به زیبایی رقم بخورد. این حق ایران و حق اسلام است. در این مبارزه هر کسی سهمی دارد. من سهم خودم را در جبهه فرهنگی انتخاب کردم. به دلیل آسیب‌پذیری  افراد در سنین بالا، نمی‌توانستم در عرصه‌های اجتماعی باشم. البته اگر مخالفت همسرم نبود، ملاحظه نمی‌کردم و در اجتماع هم فعالیت می‌کردم. پس راه مشاوره تلفنی را انتخاب کردم. به همه کسانی که در عرصه اجتماعی و میدانی مبارزه با کرونا هستند، مشاوره رایگان می‌دهم.

روزی دو مشاوره کرونایی

از همان اوایل اسفند، در گروه‌های اطلاع‌رسانی شماره‌ام اعلام شد. معمولا بعدازظهرها زنگ می‌زنند. روزی دو بار در آن روزهای اول تماس داشتم. متقاضیان تقریبا از همه اقشار هستند. برخی حتی سوال‌های غیرکرونایی مثل احکام و سوالات مذهبی هم می‌پرسند. اما اغلب تماس‌ها به بیماری کرونا مربوط است. زوجی در ایام قرنطینه با هم اختلاف پیدا کرده بودند. تماس گرفتند و صحبت خوبی داشتیم. خوشبختانه مشکل آنها حل شد. یا خانمی که تقریبا با من هم سن بودند، تماس گرفتند که در این روزهای قرنطینه چون امکان رفت و آمد نیست، فرزندانم را نمی‌توانم ببینم. به من برنامه بدهید. چند مورد بودند که دچار وسواس شده بودند. می‌گفتند اصلا با بیرون تماس نداشتند، اما مرتب دستگیره در و یا کل خانه را ضدعفونی می‌کنند. یا خانمی که با وسواسش باعث شده بود همسر و فرزندش از او دلخور شوند و مشکل‌شان هر روز بیشتر می‌شد. خیلی‌ها تماس گرفتند.

برخورد با خانواده کرونایی‌ها

جالب‌ترین تماس‌ها، از دو خانم بود که همسرشان به بیماری کرونا مبتلا شده بودند. اولش هر کدام که تماس گرفتند، با آنها صحبت‌هایی کردم. یکی از خانم‌ها خیلی روحیه بالایی داشت و برنامه‌ها را با انرژی انجام می‌داد.  درواقع پرستار شجاع و خوبی بود. خوشبختانه شوهرش بعد از یک هفته، در همان قرنطینه خانگی خوب شد. اما فرد دیگری که شوهرش مبتلا شد، اصلا به درد پرستاری نمی‌خورد. آخرش به او توصیه کردم از خانه برو و فرد با روحیه‌ای برای پرستاری همسرت بیاید. اخلاقش طوری بود که کنار همسرش می‌نشست و آخ و وای می‌کرد. بیشتر روحیه بیمار را خراب کرده بود. متاسفانه همسرش بعد از یک هفته بدتر و راهی بیمارستان شد.

ضرورت حفظ روحیه

با تجربه‌ای که به دست آوردم، باید بگویم روحیه بالا و استقامت روانی، ۶۰ درصد درمان است که در این روزهای کرونایی بیشتر به درد انسان می‌خورد، هم در درمان و هم در پیشگیری. در این وانفسای کرونایی، خانواده‌ها هم باید از دو جنبه‌ آموزش ببینند. یکی آموزش بهداشت فیزیکی و محیطی، یکی هم آموزش‌های روحی و بهداشت روان. شیوع کرونا این آموزش را به ما داد و تجربه‌ای برای آینده است. یک مادر شهید هشتاد ساله بودند که یک پسرشان به کرونا مبتلا شده بود. این مادر برای من درس بود، ایمانی که داشت، غم از دست دادن عزیز دیگرش که این عزیز هم خیلی به مردم خدمت کرده بود. وقتی حالش را می‌پرسیدم، می‌گفت این فراغ و مصیبت چیزی نیست. اصلا غم دنیا را نداشت. این نشانه روح بلند این مادر شهید بود. ما این روحیه را در تمامی مادران و همسران شهدا، در اوج جنگ می‌دیدیم و همچنان زندگی‌هایشان رنگ و بوی خدایی دارد. معتقدم در این میدان هم سرگذشت افرادی که به مبارزه با بیماری پرداختند و یا در حین خدمت جان‌شان را تقدیم کرده‌اند می‌تواند برای ما درس باشد.

مصاحبه و تنظیم: زینب کشاورز


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/4705

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی