محمدحسین نیرومند

بیم ‌و امیدهای حوزه فرهنگ برای مجلس یازدهم

۹۹/۰۲/۳۱، ۱۲:۳۴ ب٫ظ

اگر مسئولان، هدف انسان‌سازی را در جمهوری اسلامی مورد توجه قرار می‌دادند، اینک نه تنها در حوزه فرهنگ، بلکه در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، بهداشت، درمان و تمامی امور جاری کشور، موفق بودیم. مسئولان فرهنگی و اجتماعی ما، هنوز متوجه این موضوع نشده‌اند که اگر برای انسان‌سازی اولویتی قائل نباشند، مشکلات تداوم می‌یابد و روزبه‌روز انباشته‌تر می‌شود.

«ایام»؛ یادداشت محمدحسین نیرومند؛ کارشناس و فعال فرهنگی پیرامون ظرفیت‌های فرهنگی مجلس آینده:

هدف فراموش شده انقلاب

از شعارهای فرهنگی منتخبین یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی برمی‌آید که نامزدهای راه‌یافته به مجلس، اولویت چندانی برای پویایی برنامه‌ها و اولویت‌های فرهنگی نظام اسلامی درنظر نگرفته و برنامه‌ای برای این مهم ندارند.

یکی از مهم‌ترین اهداف پیروزی انقلاب اسلامی، انسان‌سازی است. این انسان‌سازی، برگرفته از آموزه‌های اصیل اسلامی است و یکی از مهم‌ترین اولویت‌های مورد نظر بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و رهبر معظم انقلاب است. جمهوری اسلامی از این جهت انسان‌سازی را مهم می‌داند که ساختن یک انسان می‌تواند منجر به ساخت جامعه‌ متعالی و رشد یافته شود. متاسفانه در چهل سال گذشته، نمایندگان مجلس شورای اسلامی آن را جدی نگرفته نگرفته‌اند.

سال‌هاست هدف‌گیری بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و حتی بخشی از مسئولان نظام اسلامی در تحقیق و تبیین مسائل فرهنگی، اشتباه است. اگر مسئولان، هدف انسان‌سازی را در جمهوری اسلامی مورد توجه قرار می‌دادند، اینک نه تنها در حوزه فرهنگ، بلکه در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، بهداشت، درمان و تمامی امور جاری کشور، موفق بودیم. مسئولان فرهنگی و اجتماعی ما، هنوز متوجه این موضوع نشده‌اند که اگر برای انسان‌سازی اولویتی قائل نباشند، مشکلات تداوم می‌یابد و روزبه‌روز انباشته‌تر می‌شود.

فراتر از نمایندگان مجلس، بسیاری از مسئولان و سیاست‌گذاران اصلاح‌طلب و اصولگرا، متوجه اهمیت انسان‌سازی به مثابه هدف والای حوزه فرهنگ در جمهوری اسلامی نشده‌اند. آن‌ها هنوز نمی‌دانند که هدف فرهنگی و کار فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، تربیت قاسم سلیمانی‌هاست. متاسفانه تیم‌هایی که مدیریت فرهنگی کشور را برعهده دارند، ذهن‌هایشان توانایی و کشش درک چنین موضوع مهمی را ندارد. لذا تحولات بنیادین درحوزه‌های فرهنگی کشور، در یک چارچوب بسته است و حتی راه را برای عبور از روزمرگی‌های کنونی سخت می‌کند.

بیم ‌و امیدهای حوزه فرهنگ برای مجلس یازدهم
موازی‌کاری در قانون‌گذاری حوزه فرهنگ

یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل، ناکارآمدی ساختاری مجلس شورای اسلامی در قانون گذاری‌های فرهنگی است. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قانون‌گذار حوزه فرهنگ، تبدیل به یک نهاد موثر و موازی با مجلس شده است. این مسئله، مانع اتخاذ تصمیمات مهم و قانون‌گذاری‌ در شأن فرهنگ نظام اسلامی شده است. مجلس شورای اسلامی عملا به دلیل واگذاری تصویب و تدوین قوانین فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی، فعالیت خاص و درخورتوجهی صورت نداده است. این آفت، سال‌هاست گریبان‌گیر مجلس شورای اسلامی شده است.

قوانین تصویب شده در ادوار گذشته مجلس شورای اسلامی، نشان‌دهنده تصویب محدود قوانینی است که اتفاقا نگاه جامع به مسائل فرهنگی ندارد. این مساله بیان‌گر آن است که مجلس شورای اسلامی، همانند بسیاری از اتفاقاتی که در مدیریت کلان کشور رخ داده، توجه چندانی به حوزه فرهنگ نداشته است. مجلس شورای اسلامی در ادوار گذشته، توجه چندانی به شعارهای بنیادین فرهنگی که اتفاقا اولویت‌های فرهنگی نظام اسلامی به شمار می‌رود، نداشته است. در حالی که اگر مجلس به این شعارها توجه می‌کرد، اینک در بسیاری از حوزه‌ها به رشد و تعالی بالایی رسیده بودیم.

قانونی تصویب کنید تا اهل فرهنگ مدیر شوند

مهم‌ترین دلیل عدم توجه منتخبان مجلس یازدهم به مسائل فرهنگی را می‌توان فرهنگی نبودن این افراد دانست. فرهنگ به دست کسی تبیین می‌شود که نگاه صحیح فرهنگی در ذات او باشد. افرادی می‌توانند مسائل فرهنگی کشور را حل کنند که شأن فرهنگی بالایی داشته باشند. متاسفانه به نظر می‌رسد این دوره مجلس شورای اسلامی، مانند دوره‌های قبل، نمایندگانی از جنس فرهنگی را به خود نمی‌بیند. لذا نمی‌توان به ایجاد تغییراتی جدی در حوزه فرهنگ کشور امیدوار بود.

با این نگاه، کمترین کاری که نمایندگان مجلس شورای اسلامی در یازدهمین دوره می‌توانند انجام دهند، تصویب قوانینی در حوزه فرهنگ است که زمینه‌ساز حضور و مدیریت افرادی بشود که فرهنگی بودن آن‌ها ثابت شده باشد. اگر مدیران فرهنگی روی کار بیایند و مدیریت فرهنگی کشور را در دست بگیرند، قطعا به موضوعاتی می‌پردازند که نیاز اصلی انسان‌سازی و فرهنگ‌سازی جامعه دینی است. نگاه غلطی در تفکر اکثریت دست‌اندرکاران وجود دارد مبنی بر اینکه حوزه فرهنگ، یک حوزه فرادستی است. این می‌شود که همه به خود اجازه می‌دهند بر مسند فعالیت‌های فرهنگی کشور تکیه بزنند. متاسفانه در کلان‌ترین دستگاه‌های فرهنگی کشور، افرادی در رأس مدیریت قرار گرفته‌اند که پیش‌تر مسئول حراست فروشگاه‌های بزرگ بوده‌اند! با چنین مدیرانی، هیچ‌گاه نمی‌توان به پویایی و بالندگی در حوزه فرهنگ رسید. کار فرهنگی باید در خون و در جان  افراد جاری و ساری باشد. هیچ‌کس به یک باره و بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای، مدیر فرهنگی و اهل فرهنگ نمی‌شود. لذا تصویب قوانینی برای ضابطه‌مند شدن تعیین مدیران فرهنگی کشور راهکار مهمی است. تصویب چنین قانونی، مانع از وزیر فرهنگ شدن، رییس صداوسیما شدن و مسوول سازمان تبلیغات شدن یک شخص غیرفرهنگی می‌شود. به تبع آن هم معاونین غیرفرهنگی در نهادهای مختلف روی کار نمی‌آیند. توجه به این موضوعات در مجلس یازدهم، تا حدودی می‌تواند عقب‌ماندگی‌های فرهنگی چهار دهه گذشته را رفع کند.

رفع مشکلات فرهنگ، زمینه‌ساز حل سایر مسائل

به نظر می‌رسد این مسائل ناشی از آن است که نمایندگان مجلس، بیشتر شأن سیاسی دارند تا شأن فرهنگی. لذا طبیعی است از اهمیت موضوعات فرهنگی غافل باشند. حتی هنوز متوجه این موضوع نیستند که دشمن درصدد نشانه‌گیری و تخریب بنیادهای فرهنگی و دینی جامعه است. لذا تا زمانی که این دست مسائل اصلی و بنیادی کشور حل نشود، رفع مشکلات اقتصادی به خودی خود نمی‌تواند رافع مشکلات باشد.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/5375

چاپ نوشته

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی