افسانۀ رویای آمریکایی/ نگاهی به نابرابری‌های ساختاری در ایالات‌متحده

91 بازدید ۹۹/۰۳/۱۹، ۱۲:۴۷ ب٫ظ

در بحران اقصادی سال ۲۰۰۸ پولدارها پولدارتر شدند. در سال ۲۰۱۲ میلادی، ۱۰ درصد بالای جامعه ۵۰ درصد از درآمد کشور را از آنِ خود ساختند. بر اساس یک مطالعه انجام گرفته توسط دو اقتصاددان، «امانوئل سائز» و «توماس پیکتی» این بالاترین میزان ظرف ۱۰۰ سال گذشته محسوب می‌شود.

به گزارش «ایام»، متن پیش‌رو مقاله‌ای از کیمبرلی آمادئو، نویسنده و پژوهشگر است که درآن به بررسی نابرابری ساختاری در ایالات متحده می‌پردازد. این نویسنده ضمن بیان شاخص‌های تاثیر گذار بر دستاوردهای یک جامعه، وضعیت این شاخص‌ها در ایالات متحده را بررسی می‎‌کند. این مقاله در شمارۀ ۶۴ نشریه فرهنگی، تحلیلی راه به چاپ رسیده است که متن آن را می‌خوانید:

پایگاه  Balance/ گروه پژوهش و ترجمه راه – نابرابری ساختاری سیستمی مبتنی بر نوبرخورداری عده‌ای محدود از امتیازات ویژه است که توسط مؤسسات و نهادهای موجود در یک اقتصاد ایجاد می‌شود. این نهادها شامل قانون، قواعد تجارت و سیاست‌های دولت می‌باشد. از دیگر عوامل تاثیرگذار می‌توان به تحصیلات، بهداشت و درمان و رسانه‌ها اشاره کرد. این موارد مهم‌ترین شاخص‌های تاثیرگذار بر دستاوردهای یک جامعه به شمار می‌روند. مقاله حاضر به بررسی این مسأله پرداخته است.

نابرابری زمانی ساختاری محسوب می‌شود که سیاست‌هایی، گروهی از مردم را از دستیابی به منابعی که به بهبود زندگی آنان کمک می‌کند، باز دارد. نابرابری یادشده، افرادِ مورد تبعیض را از درک رویای آمریکایی محروم می‌سازد. آن‌ها شانس تعقیب کردن ایده‌آل هایشان برای دستیابی به خوشبختی را ندارند.

نابرابری ساختاری متفاوت از شکل فردی نابرابری است. در شکل ساختاری شاهد نژادپرستی، تبعیض جنسیتی و تمایلات رفتاری خاص هستیم. بسیاری از مردم بر این باورند که بیشتر نابرابری موجود در جامعه به دلیل تعصبات فردی است که هر شخص باید بر آن غلبه کند. آن‌ها گمان می‌کنند این موارد در صورتی که افراد خودشان رفتارشان را اصلاح کنند و از سوی دیگران تحت ستم قرار نگیرند، از بین می‌رود.

نابرابری ساختاری به دلیل سیاست‌های حاکم رخ می‌دهد. این سیاست‌ها ناظر بر قوانین مرتبط با قراردادهای دولت، ورشکستگی و مستغلات است. به این ترتیب امتیازاتی برای گروهی از افراد و محرومیت‌هایی برای عدهای دیگر ایجاد می‌شود. بنابراین وقتی قوانین علیه گروه‌های خاصی از مردم کار می‌کنند، نابرابری بخشی از ساختار بازار می‌شود.

آمار و ارقام

به نظر می‌رسد نابرابری ساختاری در حال بدتر شدن است. بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۷ میلادی، درآمد (پس از کسر مالیات) ۲۷۵ درصد برای یک درصد قشر ثروتمند افزایش یافت. این رقم برای یک پنجم بالایی جامعه ۶۵ درصد بود. این در حالی است که یک پنجم پایینی تنها ۱۸ درصد افزایش را تجربه کردند. این ارقام حتی زمانی که تمام درآمد به‌دست آمده از تأمین اجتماعی، خدمات رفاهی و دیگر پرداخت‌های دولتی در نظر گرفته شود، در نظر گرفته شده است.

در طول این مدت، یک درصد بالای جامعه سهم خود از کل درآمد را تا ۱۰ درصد افزایش دادند. با این حال افراد دیگر شاهد کوچک شدن یک تا ۲ درصدی سهم خود بودند. در نتیجه آن وضعیت تحرک اقتصادی بدتر از پیش شد.

در بحران اقصادی سال ۲۰۰۸ پولدارها پولدارتر شدند. در سال ۲۰۱۲ میلادی، ۱۰ درصد بالای جامعه ۵۰ درصد از درآمد کشور را از آنِ خود ساختند. بر اساس یک مطالعه انجام گرفته توسط دو اقتصاددان، «امانوئل سائز» و «توماس پیکتی» این بالاترین میزان ظرف ۱۰۰ سال گذشته محسوب می‌شود.

انواع نابرابری

تحصیلی: دانش‌آموزان ساکن در مناطق کم‌درآمد آموزشی به مراتب سطح پایین‌تر از دانش‌آموزان مناطق مرفه‌نشین دریافت می‌کنند. نتیجه یک تحقیق نشان می‌دهد که این موضوع نزدیک به ۳۷ درصد در پایین‌تر بودن نمره ریاضی این دانش آموزان تاثیرگذار است. معلمان کارنابلد و کم‌تجربه دلیل عمده این وضعیت بهشمار می‌رود.

مسکن: شهرداران می‌توانند جداسازی سیستماتیک را از طریق ناحیه‌بندی شهری ایجاد کنند. برای مثال آنها تسهیلاتی مانند فضاهای سبز و فضاهای وسیع را برای مناطق سفیدپوست نشین در نظر می‌گیرند. سپس اجازه می‌دهند مجموعه‌های آپارتمانی و کمپ‌های ترک اعتیاد در مناطق کم‌‎درآمد و محله‌های اقلیت‌ها ایجاد شوند. به‌مرور زمان، این تصمیم‌ها به ایجاد مناطق فقیرنشین می‌انجامد.

بر اساس قانونی جدید، اداره مسکن فدرال یک برنامه واگذاری وام را معرفی کرد تا بر اساس آن آمریکایی‌های بیشتری قادر به خرید خانه شوند. اما دولت، مناطق زندگی اقلیت‌ها را تحت پوشش این قانون قرار نداد. این موضوع به بانک‌ها اجازه می‌داد تا وام یادشده را به تمامی مناطق اختصاص ندهند. از سال ۱۹۳۴ میلادی تا ۱۹۶۲، ۹۸ درصد از وام‌های خرید خانه به خانواده‌های سفیدپوست اختصاص داده شد!

بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ میلادی، بانک «وِلز فارگو» ۳۰ هزار وام درجه دو را به اقلیت کم بضاعت واگذار کرد. این در حالی است که بیشتر وام‌های مرغوب به وام‌گیرندگان سفیدپوست، با پروفایل اعتباری مشابه، تعلق گرفت. سپس بانک ولز فارگو دستور گرفت تا هزینه‌های اضافی تحمیل شده ناشی از نرخ‌های بهره و مبالغ بالاتر بر وام‌گیرندگان در اقلیت را جبران کند.

بهداشت و درمان: نابرابری در حوزه بهداشت و درمان نیز همسو با نابرابری درآمدی است. افراد دارای بهترین مشاغل به بهترین خدمات درمانی نیز دسترسی دارند. تنها آمریکا است که یک سیستم درمانی مبتنی بر بیمه‌های درمانی شخصی دارد. تا پیش از اقدام اخیر در حوزه کاهش هزینههای درمان، نزدیک به ۲۵ درصد از آمریکایی‌ها تنها اندکی یا هیچ بیمه درمانی نداشتند. در نتیجه در هر سال بیش از ۱۰۱ هزار نفر به دلیل عدم توانایی مالی برای پرداخت هزینه‌های بالای درمان فوت می‌شدند. عده‌ای پس‌اندازهای خود را از دسترفته می‌دیدند. خانه‌های خود را از دست می‌دادند و متحمل قرض ناشی از کارت‌های اعتباری می‌شدند. اقتصاد آسیب دید، چرا که نیمی از ورشکستگی‌ها به دلیل هزینه‌های بالای درمان اتفاق افتاد.

نژاد: نابرابری نژادی در سیستم برده‌داری ایالات متحده ریشه دارد. سیستم یادشده اجازه می‌داد تا با آمریکایی‌های سیاه به‌عنوان اموال و نه انسان رفتار شود. اگر چه برده‌داری در سال ۱۸۶۵ میلادی ملغی شد، همچنان جداسازی‌های نژادی تا سال ۱۹۶۴ میلادی در جنوب اجرا می‌شد.

اما شکاف ثروتی ناشی از اختلاف نژادی همچنان پا برجاست. داده‌های یک سرشماری در سال ۲۰۱۰ میلادی تأیید می‌کند که اختلاف نژادی در مناطق مسکونی همچنان وجود دارد. یک مطالعه در همین سال نشان می‌دهد که خانواده‌های اقلیت‌های نژادی با درآمدهایی بالای ۷۵ هزار دلار با احتمال بیشتری نسبت به خانواده‌های سفیدپوست با درآمد کمتر از ۴۰ هزار دلار، در مناطق فقیرنشین شهرها سکونت دارند. این را نیز باید در نظر داشت که مدارس این مناطق در مقایسه با مدارس نواحی ثروتمند از کیفیت پایین‌تری برخوردارند.

بنابراین، احتمال این که خانواده‌های سیاه در گروه با درآمدهای بالا جایگاه خود را از دست بدهند، در مقایسه با خانواده‌های سفید همین گروه به مراتب بیشتر است. کودکان سفیدپوستی که خانواده‌هایشان در میان یک پنجم بالایی جامعه از لحاظ سطح درآمدی قرار دارند، شانسی معادل ۴۱.۱ درصد برای حفظ جایگاه خانوادگی خود در بزرگسالی دارند، اما برای کودکان سیاه این رقم تنها ۱۸ درصد است.

رسانه: دادگاه عالی به شرکت‌ها حقی مشابه مردم اعطا کرده است. بر این اساس از حق مشارکت شرکت‌ها در کمپین‌های انتخاباتی، به‌عنوان یکی از اشکال آزادی بیان پاسداری می‌شود. این تصمیم به صاحبان سرمایه و تجارت‌های بزرگ اجازه می‌دهد تا به‌جای افراد طبقه پایین، در تبلیغات سیاسی ایفای نقش کنند.

مردم چگونه تحت تأثیر قرار می‌گیرند

رتبه ایالات متحده در تحصیلات رو به کاهش است. برای مثال، مهارت‌های ریاضی دانش‌آموزان آمریکایی حداقل از سال ۲۰۰۰ میلادی ثابت مانده است. این دانش‌آموزان در حال عقب افتادن از کشورهایی مانند ژاپن، لهستان و ایرلند هستند که پیشرفت‌های چشمگیری دارند. نمرات دانش‌آموزان آمریکایی در حال حاضر زیر متوسط جهانی است. معضل یادشده همچنین حجم تولیدات اقتصادی را کاهش می‌دهد. موسسه «اتحاد برای آموزش خوب» تخمین می‌زند که اقتصاد ایالات متحده سالانه ۳۲۹ میلیارد دلار ضرر می‌کند. این درآمد از دسترفته ناشی از یک میلیون و ۲۰۰ هزار دانش آموز دبیرستانی است که بدون دریافت مدرک ترک تحصیل می‌کنند!


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/6590

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی