مدیریت کرونا در شرایط تحریم از زبان مدیر بیمارستان شهید صدوقی یزد

۹۹/۰۳/۲۵، ۶:۳۶ ق٫ظ

برای تامین لوازم، چون ما به تحریم عادت کردیم و مدیریت کردن شرایط را سال‌هاست تجربه کردیم، از قبل یک سری برنامه‌ریزی‌ها را انجام داده بودیم و غافلگیر نشدیم. اما با توجه به حساسیت بالای شرایط خط مقدم کرونا، اقلام مصرفی سه ماه، در بیست روز مصرف ­شد. خیلی زود مردم هم وارد شدند و حرکت‌های خودجوش مردمی، ظرفیت کشور را برای تامین نیازها بالا برد. با تکیه بر جهاد سلامت مردمی، از ماسک تا گان و لباس‌های یکسره، همه چیز را از تولید همین کارگاه‌ها تامین کردیم.

به گزارش «ایام»، دوره شیوع کرونا که تا کنون نزدیک به چهارماه از آن می‌گذرد، بیش از هر چیز با همت خود مردم مدیریت شده و مسئولین کشوری بیشتر جهت‌دهی و نظارت را برعهده داشته‌اند. طبیعی است که کادر درمان که در خط مقدم مقابله با کرونا هستند، بیشتر از همه ارزش کمک‌های کوچک و بزرگ مردم را می‌فهمند. در ادامه روایت دکتر «محمد زارع‌زاده»؛ مدیر بیمارستان شهید صدوقی یزد را می‌خوانید که برگرفته از مصاحبه ایام با مدیری است که تلاش کرده شرایط بحران را مدیریت کند. شنیدن تجارب دکتر زارع‌زاده از کار با پرسنل دلسوز بیمارستان و جهادگران سلامتی که به خط مقدم رفته بودند، از خواندنی‌ترین بخش‌های متن پیش‌روست:

دکتر محمد زارع‌زاده مدیر بیمارستان شهید صدوقی یزد مبارزه با کرونا
دکتر محمد زارع‌زاده
کرونا یک تجربه جدید بود

سال ۸۱ از دانشگاه علوم پزشکی ایران فارغ التحصیل شدم. همان سال برای گذراندن طرح وارد بیمارستان شهید صدوقی شدم. در حالی که هنوز ۷، ۸ ماه از راه‌اندازی بیمارستان گذشته بود. بعد به بیمارستان‌های دیگری مثل گودرز و فاطمه‌الزهرا(س) مهریز رفتم. دوباره در سال ۸۸ به بیمارستان شهید صدوقی آمدم و تا الان اینجا هستم.
بیمارستان شهید صدوقی، به عنوان مرکز اصلی در استان معرفی شد و بیمارستان‌های تفت و مهریز و بهاباد بیمارستان معین ما شدند. یعنی اگر تعداد بیماران زیاد می‌شد و بیمارستان ما نمی‌توانست در خدمت ‌آن‌ها باشد، بیمارستان­های معین به کمک ما می‌آمدند.
درباره شیوع اپیدمی و پاندمی، همه ما در دوره تحصیل خوانده بودیم، ولی به این شدت لمس نکرده بودیم. سال‌های قبل با آنفلوآنزاهای مختلف و بیماری‌های شبیه این برخورد داشتیم و اورژانس‌مان درگیر شده بود، ولی با این وسعت تجربه نکرده بودیم.
اولین بیمار ما دو روز بعد از داغ شدن بحث قم بود که یک بیمار چینی را به بیمارستان آوردند. از قبل در رسانه‌ها و تلویزیون نام چین زیاد شنیده می‌شد و این حساسیت ما را برانگیخت. ما هم به سرعت رفتیم به سمت آمادگی بیشتر و بخش‌­ها را برای بیماران کرونا خالی کردیم.

دکتر محمد زارع‌زاده مدیر بیمارستان شهید صدوقی یزد مبارزه با کرونا
مدیریت در شرایط تحریم

برای تامین لوازم، چون ما به تحریم عادت کردیم و مدیریت کردن شرایط را سال‌هاست تجربه کردیم، از قبل یک سری برنامه‌ریزی‌ها را انجام داده بودیم و غافلگیر نشدیم. نکته دیگر هم این بود که شرکت‌ها هر ساله از ابتدای اسفندماه برای حساب‌رسی و تنظیم تراز مالی، به سمت تعطیلی می‌روند و فروش‌شان را خیلی کم می‌کنند. با این شرایط، ما امسال مثل هر سال، خریدهای‌مان را تا آخر بهمن انجام دادیم.
تقریبا خیلی از این نیازها را برای سه ماه در انبار موجود داشتیم و برای شش ماه هم پیش خرید کرده بودیم که کم‌کم به انبارها منتقل شود. با آمدن کرونا، کمبودی نداشتیم و از داشته­‌های قبلی استفاده می‌کردیم. با توجه به حساسیت بالای شرایط خط مقدم کرونا، اقلام مصرفی سه ماه، در بیست روز مصرف ­شد. خیلی سریع با شرکت­‌ها وارد مذاکره شدیم تا مشکل خاصی پیش نیاید. ۴، ۵ روز اول که ظرفیت تولید کمتر شد و نیازها زیاد بود، خود وزارت بهداشت کمک کرد. خیلی زود مردم هم وارد شدند و حرکت‌های خودجوش مردمی، ظرفیت کشور را برای تامین نیازها بالا برد. شکر خدا مردم وارد شدند و توانستیم با تکیه بر جهاد سلامت مردمی، از ماسک تا گان و لباس‌های یکسره، همه چیز را از تولید همین کارگاه‌ها تامین کنیم.

مدیریت منابع انسانی

از دانشگاه درخواست کردیم با نیروهایی که وزارت بهداشت قبلا در حال جذب‌شان بود، و هنوز گزینش‌شان نهایی نشده بود، قرارداد ببندند تا نیاز ما برای نیروی انسانی تامین شود. ما معمولا در عید بخش‌ها را ادغام می­کردیم که نیروها بتوانند مرخصی بروند و مریض هم کمتر می­شد. وقتی کرونا پیش آمد این کار را زودتر انجام دادیم و به جای آخر اسفند، اول اسفند این­کار را کردیم. کار بهداشت و درمان نیاز به نیروهای متخصص دارد. وقتی کرونا در یزد اوج گرفت، درخواست‌های متعدد داشتیم که بیایند کمک کنند. چون ۴۰ درصد انتقال هم در بیمارستان‌ها اتفاق می‌افتاد، ممکن بود کسی که می­‌آید ناقل باشد یا خودش بیمار شود، ناچار بودیم افراد کمی را به سیستم وارد کنیم.
بنابراین ما برای تامین نیروی انسانی متخصص، به مراکز دیگر که تعطیل شده بودند نامه نوشتیم. مثلا دانشجوهایی که به دلیل نزدیکی به عید رفته بودند. یا آن­هایی که قبلا در بیمارستان کار می‌کردند و به هر دلیلی، رفته بودند جای دیگر مشغول کار شده بودند. این‌ها را درخواست دادیم از حضور مجددشان در بیمارستان استفاده کنیم.
از آنجا که نیروی داوطلب نمی‌­تواند همه جای بیمارستان را پوشش دهد، آن‌ها را در قالب خدمات و پشتیبانی بیمارستان سامان‌دهی کردیم. این نیروها بیشتر سه قشر بودند. یک سری از طریق علوم پزشکی، یک سری طلاب جهادی و یک سری هم نیروهایی مردمی بودند که خودجوش می‌­خواستند به بیمارستان کمک کنند. برای نظم دادن به این فرایند، فرم‌هایی طراحی شد و با رزومه و شناسنامه، افراد داوطلب خدمت ثبت‌نام شدند. نیروهای مردمی و طلاب برای تغذیه بیماران یا انتقال وسایل بیماران همکاری می­‌کردند. چون بیماران همراه نداشتند، این افراد کمک حال خیلی خوبی برای ما و آن‌ها بودند.

همراهی کادر درمان با تک‌تک بیماران

روزهای اول بعد از صحبت با بیماران به این نتیجه رسیدیم که بیماران از نظر روانی و تغذیه، یک حلقه مفقوده دارند. در نتیجه مرکز مشاوره بیمارستان را راه‌اندازی کردیم. آنجا مشاوران پرستاری، مامایی و پزشکی را برای کمک به بیماران کرونایی در نظر گرفتیم. تنهایی ناشی از نبود همراه، باعث شده بود از نظر روحی خود را ببازند. چندین مشاور گذاشتیم که با بیماران مرتب صحبت می­‌کردند. کار این مرکز را هم منظم کردیم. در بدو ورود، از بیمار اطلاعاتی می­‌گرفتند و بعد در طول درمان هم با او صحبت می­‌کردند و از نیازها و مشکلاتش مطلع می‌شدند. بعد از ترخیص هم تماس م‌ی­گرفتند و جویای حالش میشدند و اگر مشکلی داشت برای رفع آن کمک می‌کردند. هنر این تیم مشاوره هم این بود که در صورت نیاز، مشکلات را به نیروهای جهادی منتقل می­‌کردند و آن‌ها هم در حل مشکلات مشارکت می‌کردند.

دکتر محمد زارع‌زاده مدیر بیمارستان شهید صدوقی یزد مبارزه با کرونا
تدبیر برای تقویت روحیه کادر درمان

ابتدا سعی کردیم یکی دو مرحله از نظر مالی کمک کنیم و به آن‌ها کارانه پرداخت کردیم. بین نیروهای خدمات هم بسته­‌های غذایی و حمایتی توزیع کردیم. برای حفظ روحیه و سلامت روان هم واحد روان‌کاوی را فعال کردیم. روانشناسان بالینی از همان روزهای اول مامور شدند با همه پرسنل گفت‌وگوی  منظم داشته باشند که اگر مشکلی هست، حل کنیم. خودمان هم سعی کردیم بیشتر بین نیروها باشیم. اینکه پرسنل می‌دیدند مدیرشان هم در کنار آن‌ها هست و خطر را به جان می‌خرد، خودش روحیه بخش است. اصلا پیش نیامد که وقتی ماسک درجه۱ برای همه وجود ندارد، خودم از آن استفاده کنم. مثل بقیه از ماسک‌های معمولی استفاده می‌کردم. در اعیاد مختلف سعی ‌کردیم از ظرفیت گروه‌های هنری یا طلاب جهادی حاضر در بیمارستان استفاده کنیم. هر برنامه‌ای که امکانش فراهم می‌شد، برای تقویت روحیه آن‌ها اجرا کردیم.

قاب‌های ماندگار دوره مبارزه با کرونا

ما اوایل برای پیشگیری از انتقال به خارج بیمارستان، بحث قرنطینه در خود بیمارستان داشتیم. بعضی از کادر درمان حدود سی چهل روز در قرنطینه بودند. پرستارانی بودند که تا آخرین لحظه، با این­که تست‌شان مثبت بود، حاضر نمی‌شدند دست از کار بکشند و آن‌ها را به زور روی تخت بیمارستان بستری می‌کردیم. پیرمردی ۶۰ ساله از نیروهای جهادی بود و بدون هیچ چشم‌داشتی همکاری می‌کرد. طلبه‌ای داشتیم که حتی پول آبمیوه­ای که خورده بود را می‌پرداخت تا مدیون نباشد.
کسی بود که از اول می‌آمد، ولی بعد از راه افتادن مشاغل، چون کارگر کارخانه است، مجبور شد سر کار برود. ولی همچنان یک روز در میان، بعد از کارش به بیمارستان می‌آید. آن هم نه برای کار معمولی، بلکه در قسمت امحاء زباله مشغول است که کار خیلی سخت و خطرناکی است و هر کسی این کار را قبول نمی‌کند.
چیزی که در این مدت به من ثابت شد حرف سردار عزیزمان، شهید سلیمانی بود که می‌گفت فرصتی که در بحران‌ها هست، در شرایط عادی نیست. تحمل بحران راحت نیست. به هر حال کمبود هست، مشکلات هست، ولی گلایه به هیچ عنوان کار درستی نیست. حتی کرونا هم یک فرصت بود که تلاش کنیم هر چه بیشتر کمکی بکنیم.

کلیپ کوتاه از شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی با موضوع «فرصتی که در بحران‌هاست»

مصاحبه: سجاد اسماعیلی
تنظیم: اسماء مرتضایی‌راد


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/7034

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها

 معرفی «موانع رشد علمی ایران و راحل‌های آن»
«دانشگاه» یا «مدرک گاه»
 مروری اجمالی بر مطالبات رهبری از رسانه ملی
رسانه ملی و مطالبات رهبری
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی