پایبندی‌ هویتی به حجاب، ضد منافع سلطه است/ نظام سلطه به ‌دنبال تحمیل یک هویت خاص بر ملت‌ها است

57 بازدید ۹۹/۰۳/۳۱، ۱:۱۲ ب٫ظ

مسأله حجاب ذیل چتر مفهومی به نام جنگ حق و باطل، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ فقر و غناست. حجاب مانند همه مفاهیم دینی دیگر، ذیل مفهوم قیام لله و جهاد معنا پیدا می‌کند. این نگاه، پس از شناسایی دو جبهه و درک تقابل میان دو جبهه، حجاب را معنا و تحلیل می‌کند.

به گزارش «ایام»، دکتر «رقیه فاضل»؛ پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت در گفتاری با انتقاد از مواضع دو دیدگاه رایج نسبت به مسئله حجاب، به تبیین نگاهی فارق از این افراط و تفریط و درافق بینشی انقلاب اسلامی می‌پردازد و از این رهگذر با نقد نگاه غرب به زن و حجاب، مولفه‌های مورد نظر برای پرداختن به این موضوع را از منظر انقلاب اسلامی بیان می‌کند. این گفتار برگرفته از ارائه خانم فاضل در بیستمین نشست گفتار عصر با موضوع «حجاب و مقابله با منافع نظام سلطه» است که گزیده‌ای از آن در شماره ۶۳ نشریۀ فرهنگی، تحلیلی راه منتشر شده است.

حجاب: مسأله اصلی یا دست چندم؟

در بحث از «میزان اولویت و اهمیت حجاب در فضای عمومی جامعه اسلامی» دو جریان کلی را مشاهده می‌کنیم. جریان اول جریانی است که مسأله رعایت حجاب در عرصه عمومی را در صدر مسائل اجتماعی جامعه می‌بیند و اهتمام جدی برای مقابله با بی‌حجابی دارد. دهۀ هفتاد و هشتاد، هنگامی که پیامدهای فرهنگی-اجتماعی سیاست‌های دولت سازندگی خود را نشان می‌دهد، اوج بروز این جریان است و مردم متدین و حزب اللهی را وادار به واکنش کرده است. جریان دوم، جریانی است که معتقد است مسأله حجاب، در کنار دیگر آموزه‌های دینی در یک منظومه اندیشه‌ای قرار دارد و از لحاظ اهمیت و اولویت نه تنها در صدر مسائل اجتماعی نیست، بلکه یک مسأله دست چندم است و در فضای کنونی جامعه، آنقدر مسائل مهم‌تر در عرصه مسائل معیشتی،  اقتصادی و اجتماعی وجود دارد که نوبت پرداختن به حجاب نمی‌رسد. شاید بتوان گفت که این جریان در انتقاد به جریان اول که همه مسائل را در حجاب خلاصه می‌کرد، به وجود آمده و سعی کرده به صورت جامع‌تر و کلان‌تر مسائل اجتماعی اسلام را مطرح کند.

نگاه ناقص: وجه اشتراک دو جریان

این دو جریان، در عین تفاوت بسیار جدی که دارند، شباهت‌های عجیبی نیز دارند.

هر دو جریان مسأله حجاب را در یک زمینه و زمانه خنثی و بدون دشمن مطرح می‌کنند و آن را مسأله‌ای درون مرزهای جمهوری اسلامی می‌دانند که ارتباطی با روابط قدرت در عرصه بین الملل ندارد.

هر دو جریان مسأله حجاب را یک مسأله تربیتی و نهایتاً فرهنگی می‌بینند و از وجه سیاسی آن غافل‌اند. در تحلیل نیز سطح تحلیل مسأله حجاب را خرد یا نهایتاً میانه می‌بییند و اینگونه مسأله را ساده‌سازی می‌کنند.

هر دو جریان از وجه تاریخی مسأله حجاب در ایران و کشورهای مسلمان غافل هستند.

حجاب: نماد هویت و تمدن

در این میان، در تبیین نگاه انقلاب اسلامی به حجاب، اولین نکته‌ای که باید اشاره شود، مطرح کردن مسأله حجاب ذیل چتر مفهومی‌ به نام جنگ حق و باطل، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ فقر و غناست. حجاب مانند همه مفاهیم دینی دیگر، ذیل مفهوم قیام لله و جهاد معنا پیدا می‌کند. این نگاه، پس از شناسایی دو جبهه و درک تقابل میان دو جبهه، حجاب را معنا و تحلیل می‌کند. این جنگ در دو لایه اتفاق می‌افتد. لایه جهاد اکبر، که حجاب را مبارزه زن مسلمان با خواهش‌های نفسانی می‌داند برای رعایت حدود الهی -که البته آن دو جریان نیز تا حدی بر این جهاد تاکید دارند-. همچنین جنگ در لایه جهاد کبیر نیز معنا پیدا می‌کند و از یک امر فردی بیرون آمده و به لایه تمدنی می‌رسد. از آنجا که حجاب یک امر هویتی است، پذیرش بی‌حجابی، یعنی اثرپذیری و خضوع در برابر جبهه باطل. با این وصف حجاب نه تنها یک مسألۀ فرهنگی تربیتی است بلکه به شدت مسأله‌‌ای  سیاسی هم هست. در این نگاه، حجاب یک نماد هویتی است و جامعه اسلامی وقتی حجاب دارد، یعنی در حال مقاومت در برابر جبهه باطل است و هویت خویش را محفوظ می‌خواهد.

روایت تاریخی انقلاب اسلامی از حجاب

در اینجا خوب است که روایت تاریخی انقلاب اسلامی از حجاب را مرور کنیم:

قرن ۱۹ قرنی است که استعمارگری، جریان حاکم بر روابط قدرت در دنیا است. این جریان ظالمانه استعمارگر برای ادامه سلطه‌گری خودش سیاست‌هایی دارد. باید موانعی را بردارد، عواملی را هم ایجاد بکند. اول باید اندیشه و حس مقاومت مقابل ظلم را از جامعه تحت سلطه بگیرد وگرنه اصلاً نمی‌تواند زیاده‌خواهی خودش را پیش ببرد. باید اندیشۀ مقاومت را در ذهن جوانان جامعه از بین ببرد که خیلی راحت نرم بشوند و سلطه را بپذیرند. طبیعتاً اگر بخواهیم یک جامعه را از لحاظ دینی سست کنیم، به طوری که دیگر مقاوم نباشد، اصلی‌ترین راه آن ترویج شهوت‌رانی و بی بندوباری اخلاقی در آن جامعه است. جامعه‌ای که اهل شهوت باشد، مطمئناً جامعۀ مجاهد نخواهد بود، نرم می‌شود و مقاومت و سرسختی از خودش نشان نخواهد داد. برای پیشبرد این شهوت رانی، زنان می‌توانند گزینۀ جاده صاف کن خوبی برای نظام سلطه باشند.

قضیه این است که در برابر یک جریان ظالمانه و نظام سلطه‌جو، جریان روشن جبهه حق ایجاد شده و می‌خواهد مقاومت کند. طبیعی است که منافع نظام سلطه در خطر است و یکی از این خطرات، همین پایبندی‌های هویتی و دینی است که نشان می‌دهد جامعه نمی‌خواهد زیر بار اندیشه و فرهنگ سلطه برود و جهاد کبیر می‌کند. به میزانی که من این نماد جهاد کبیر را به سر داشته باشم، ‌این اندیشۀ مقاومت روز به روز خودش را گسترش خواهد داد. اگر حجاب صرفاً یک مقولۀ فردی بود که این همه سیاست برای مقابله با آن وجود نداشت. پس قضیه اصلاً دغدغه آزادی‌های فردی زن نیست، قضیه این است که حجاب، آزادی سلطه‌گران را در سلطه‌گری سلب می‌کند. برای همین اینقدر دست و پا می‌زنند و بدانیم به میزانی که عمر انقلاب بیشتر شود و کارآمدی اندیشه دینی در حکومت بیشتر اثبات شود، سلطه‌گران بیشتر احساس خطر می‌کنند و این تقابل‌ها بیشتر خواهد شد.

از دیگر چیزهایی که نظام سلطه باید از جبهه مقاومت بگیرد، هویت است. نظام سلطه، در لایه فرهنگی، جریانی است که با شعار جهانی شدن پیش می‌آید و می‌خواهد یک هویت خاص را بر ملت‌‌ها تحمیل کند. طبیعی است که اول باید هویت ملت‌‌ها را بگیرد. مثل وقتی که می‌خواهم یک خمیر را قالب بزنم، خب اول باید این خمیر بی‌شکل بشود. هر شکل و هویتی اگر دارند باید سلب شود و به یک بی‌هویتی برسند، آنگاه آن هویتی که من دلم می‌خواهد را به این‌ قالب‌ها بزنم. لذا هر آنچه که مظهر هویت باشد، باید از بین برود تا هویت جهانی حاکم شود.

در لایۀ اقتصادی هم نظام سلطه و سرمایه سالار باید سرمایه‌های خودش را افزایش دهد. طبیعی است که این نظام سرمایه‌داری و این اقتصاد نئولیبرال اول دنبال تولید بیشتر باشند. باید کارگرهای ارزانی داشته باشد و چه کارگری ارزان‌تر از زن؟ و برای اینکه زن را به عنوان نیروی کار ارزان بکشاند، اولین چیز مقابله با حجاب است تا زن راحت‌تر و بهره‌ورانه‌تر در محیط کار حضور داشته باشد. دیگر چه؟ در لایۀ مصرف، دوباره زنانی باید باشند که مدام مصرف کنند. اگر ذهن زنان مدیریت شود و به سمت مصرف برود، چرخ نظام سرمایه‌داری و نظام سلطه خواهد چرخید. خب دوباره اینجا عنصر محوری برای زیاده‌خواهی‌های این نظام، زن است و مشخصاً هویت زن در اینجا نقش اساسی ایفا می‌کند. اقتصاد انواع پوشاک و لوازم آرایشی بر دوش زنان برهنه و بی‌هویت باید باشد.

دیگر چه؟ می‌خواهد مصرفش را دامن بزند. باید تبلیغ بکند. زن، مبلّغِ خیلی خوبی هم هست برای کالاهای این نظام. صنایع مصرفی را می‌چرخاند، صنعت سینما را می‌چرخاند و… و متأسفانه در آن گام آخر، زن نه تنها مبلّغ برای کالا است، خودش دیگر می‌شود کالا، یعنی اگر دارد یک کالای دیگری را تبلیغ می‌کند، هم‌زمان این تبلیغ، یک اقتصاد دیگری را هم دارد می‌چرخاند، به اسم اقتصاد جنسی. در سه چهار لایه، منافع نظام سلطه با برهنگی زن گره خورده و لذا حجاب سدّ بزرگی است در برابر زیاده‌خواهی نظام سلطه.

اینگونه است که می‌بینیم در طول تاریخ، چه در استعمار کهن، چه استعمار نو و چه استعمار فرانو، مبارزه با حجاب و کشف حجاب اجباری یک محور اصلی است که این کشف حجاب اجباری، گاه سخت و رضاخانی اتفاق افتاده و گاه نرم و رسانه‌ای. همینجا اشاره کنیم که بسیار ساده اندیشی است که ما هم در زمین دشمن بازی کنیم و کمپین نه به حجاب اجباری را پیش ببریم. اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم در دنیا اتفاقاً توسط نظام سلطه یک کشف حجاب اجباری در جریان است که با ابزار قانونی یا رسانه‌ای پیش می‌رود و باید به آن نه بگوییم. باید بتوانیم کمپین نه به کشف حجاب اجباری و نه به بی‌حجابی اجباری را راه بیندازیم.

جمع‌بندی تحلیلی

با این اوصاف، موضع جریان انقلاب اسلامی درباره حجاب را می‌توان در لایه تحلیل، اینگونه جمع بندی کرد که:

فرهنگ و حجاب از طرفی و اقتصاد و معیشت از طرف دیگر، با یکدیگر رابطه متقابل دارند و هر یک دیگری را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ و این هر دو، تنها با روحیه و اندیشه مقاومت و مبارزه و جهاد اصلاح خواهند شد. اگر نظام اقتصادی ما کاملاً اسلامی شود، بیکاری از بین برود و معیشت کاملاً اصلاح بشود، هیچ تضمین صد در صدی وجود ندارد که حجاب خود بخود حل شود. از طرف دیگر اگر جامعه روز به روز در شهوت غرق شود، طبیعتاً آرمان‌های بلند را فراموش خواهد کرد و جوانانش هیچ انگیزه تحولی برای تغییر همین نظام‌های ناکارآمد اقتصادی، اداری و… را هم نخواهند داشت. جامعه‌ای که در شهوت جنسی غرق شود، نمی‌تواند در عرصه شهوت مال و مقام استقامت کند و نظام کارآمد اقتصادی بنیان گذاری کند.

نظام سرمایه‌داری و سلطه، یک نظام منسجم است که از یک سو اقتصادی را که مایه شکاف طبقاتی است به وجود می‌آورد و از سویی دیگر در لایه فرهنگی به بی‌حجابی دامن می‌زند. این دو سیاست، مکمل یکدیگرند. زن بدون حجاب و بی هویت، همان زن مصرف کننده، حریص و مبلغ سرمایه‌داری است و همان انسان مطلوب این نظام بانکی و اقتصادی.

بی‌حجابی مطمئناً معلول است. این معلول هم علت درونی دارد و هم علت بیرونی. برای درمان علت، هم باید اهداف دشمن را از بی‌حجابی بدانیم و هم انگیزه‌های درونی انسان‌ها را تحلیل کنیم.

برای مقابله با بی‌حجابی، هم باید ساختارهای فسادزای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را اصلاح کنیم و هم نفوس را تربیت کنیم. ما در جامعه اسلامی به دنبال ساختار اتوماتیکی نیستیم که انسان‌ها بدون فکر به رفتار عفیفانه روی بیاورند. در جامعه اسلامی، هم ساختارها باید اسلامی باشند و هم انسان‌ها با تفکر و آگاهی و هویت مستقل، رفتار عفیفانه دارند.

طبیعتاً جریان بی‌حجابی از سوی لایه‌های اقتصادی و سیاسی داخلی نیز حمایت می‌شود که توانسته این توفیقات را به همراه داشته باشد. واردات و قاچاق لوازم آرایشی و پوشاک مبتذل و… را باید دنبال کرد تا بدانیم این سرنخ به کدام سرمایه دار زالوصفت می‌رسد که حاضر است برای افزایش ثروتش اینگونه زنان این سرزمین را به بازی بگیرد؛ و با او مقابله کنیم.

نکاتی برای اقدام

همچنین موضع جریان انقلاب اسلامی درباره حجاب را می‌توان در لایه اقدام، اینگونه جمع بندی کرد که:

باید تاریخ مقاومت فرهنگی و اقتصادی و نظامی این سرزمین در برابر دشمنانش احیا شود تا زنان ما بدانند در کدام جبهه شمشیر می‌زنند.

زنده کردن آرمان‌های بلند انقلابی در جامعه، به احیای حجاب کمک خواهد کرد. هر قدر قله آرزوهای بشر کوتاه شود، جامعه حقیرتر، دنیاطلب‌تر و شهوانی‌تر می‌شود.

آشنایی با مقاومت زنان محجوب مسلمان و غیر مسلمان در دنیا، نشان خواهد داد که کدام جریان، بی‌حجابی اجباری را حاکم کرده و چگونه با جعل مفهوم حجاب اجباری، ذهن جهانیان را منحرف می‌کنند.

از آنجا که یکی از علت‌های اصلی بی‌حجابی را در بی هویتی و مدگرایی و مصرف‌زدگی می‌دانیم، هر اقدامی که به تقویت عزت نفس و هویت انسانی زنان ما کمک کند و از پوچی و بی هویتی دور کند، خدمت به فرهنگ حجاب خواهد بود. هر اقدامی که تولیدگری و هنرمندی و البته ساده‌زیستی زنان و دختران ما را تقویت کند، اقدامی برای خدمت به حجاب است. چرا که هویت مستقل، تولید محور است و مصرف زدگی، اولین نشانه بر هویت پوچ و توخالی.

متشکل شدن زنان ما به آن‌‌ها هویتی جمعی و ایمانی خواهد داد که بتوانند بنیان گذار فعالیت‌های مفید باشند و در برابر موج بی‌هویت کردن زنان مقابله کنند.

آشنایی با الگوهای زنان انقلابی از صدر اسلام تا کنون، بهترین نمونه است برای اینکه زنان ما بدانند می‌شود و می‌توانیم و زیر بار کلیشه زن ناامید و افسرده و صرفا معترض غربی نروند و حقوق حقه خود را با جدیت و ایمان پیگیری کند.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/3181

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی