گفتاری از مصطفی فارویی

مجلس و سناریوی بازگشت آمریکا به برجام

۹۹/۰۴/۱۰، ۱:۵۸ ب٫ظ

بازگشت آمریکا به برجام در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران تاثیر خواهد گذاشت. به این معنا که در حقیقت MASS MEDIA یا رسانه‌های گروهی که در اختیار گروه‌های چپ و گروه‌های طرفدار مذاکره قرار دارد این گونه القاء خواهند کرد که فشار دیپلماتیک و منطق گفتگو، جهان را به سمتی برد که آمریکا را سر عقل بیاورد و باعث شد آمریکایی که خودش از برجام خارج شده بود، به آن بازگردد.

به‌گزارش «ایام»، متن پیش رو گفتاری از «مصطفی فارویی»؛ کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل است که در سی و پنجمین جلسه از سلسله جلسات گفتار عصر که با محوریت «مجلس و سناریوی بازگشت آمریکا به برجام» در حسینیه هنر مشهد مطرح شد:

لزوم عبرت از تاریخ برای اتخاذ متدولوژی مطلوب در رابطه با آمریکا

موضوع این جلسه در رابطه با مقاله‌ای است با عنوان «آمریکا به برجام برمی‌گردد». عموماً مقالاتی که در این موضوعات نوشته می‌شود، در حقیقت آینده‌نگاری و آینده پژوهی محسوب می‌شود و مستلزم دو نکته است. یک نکته برخورداری از اطلاعات زیاد درباره یک موضوع و محیط و محاط بودن بر مسائل مرتبط با آن است، و دوم روش‌شناسی، یعنی داشتن یک متدولوژی برای درک آینده و پیش بینی حرکت دشمن است. در بحث متدولوژی، پیشنهاد می‌کنم که دوستان، متدولوژی‌ای را که رهبر معظم انقلاب در گام دوم به آن اشاره کردند؛ یعنی عبرت گرفتن از تاریخ و چرخه‌های تکراری تاریخ را مورد مراجعه قرار بدهند. نگاهم به این مساله اینطور است که معتقدم همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند، خیلی از مباحث و اتفاقاتی که در آینده رخ می‌دهد، در گذشته هم اتفاق افتاده است و با یک الگوبرداری یا بررسی نمونه‌ای از گذشته می‌شود به مواردی که در آینده محتمل است، دست یافت. نکته دوم هم در مورد حجم اطلاعات است که از دوستان دعوت می‌کنم اگر علاقه‌مندند در مورد ایالات متحده آمریکا مطالبی را بخوانند و تحلیلی پیدا کنند، حتما گستره مطالعات‌شان را گسترده کنند و ابعاد مختلف در مورد آمریکا را مورد مطالعه نمایند.

صحبت از افول آمریکا، مستلزم شناخت کلان از آمریکاست

پدیده آمریکا و ایالات متحده آمریکا یک پدیده بی‌نظیر در طول تاریخ بشریت است. ایالات متحده بزرگترین ابرقدرت در طول تاریخ بشریت است، آن چنان که در هیچ زمانی از تاریخ نگاشته شده بشر تکرار نداشته است. تسلطی که در حوزه‌های نظامی در سراسر دنیا، در حوزه‌های اقتصادی، ایدئولوژیک، سیاسی و … دارد، در طول تاریخ بی‌مانند است. اگر ما بخواهیم در مورد افول آمریکا صحبت کنیم، اول باید این بدنه و پیکره عظیم‌الجثه را بشناسیم. نمی‌توانیم با جزئی‌بینی و برداشت‌های حدااقلی که البته مفید هم هست، به جمع‌بندی کلی در مورد ایالات متحده برسیم. البته برداشت‌های جزئی‌تر در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و تخصصی شدن در این حوزه‌ها، خودش باز هم خوب است، اما آن اتفاقی که در عالم در مورد آمریکا دارد رخ می‌دهد، مانند پیش‌بینی حضرت آقا در مورد زوال ایالات متحده، به نظرم مستلزم این است که حتما دوستان اطلاعات‌شان را در مورد کلیت ایالات متحده و این عظمتی که ایالات متحده در قرن بیستم و بیست و یکم داشته، بیشتر کنند.

برجام؛ دستمایه ایالات متحده برای بی‌حیثیت کردن جمهوری اسلامی

در مورد بحث بازگشت آمریکا به برجام، چند بحث مطرح است. اول اینکه اصلاً آمریکایی‌ها برای چه وارد برجام شدند و به‌عبارتی اصلا برجام برای چه اتفاق افتاد؟ برجام مهم‌ترین دستمایه ایالات متحده برای بی‌حیثیت کردن جمهوری اسلامی ایران بود، یعنی ما در اواخر قرن بیستم با یک ایالات متحده‌ای طرف هستیم که پس ناکامی در جنگ ویتنام، بلافاصله درگیر بحث‌های بلوکی بین خودش و شوروی می‌شود و حالا با یک قدرت و پدیده‌ای طرف است که هیچ کسی بر خوب بودن آن نمی‌تواند انگی بگذارد، آن هم پدیده جمهوری اسلامی است که نه غرب و نه شرق را قبول دارد. هیچ کدام از این ایدئولوژی‌ها را قبول ندارد و ایدئولوژی مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی را دنبال می‌کند و در حقیقت اندیشه‌های عدالت‌طلبانه، مردم دوستی و مردم سالارانه و به تعبیری پز دموکراتیک دارد، آن هم در منطقه‌ای که اصولا با صندوق رأی آشنا نیست!  به‌علاوه اینکه چهره اسلامی دارد، هیچ کسی نمی‌تواند بر نیت خالص رهبران آن خدشه وارد کند.

برخورد قاطع ما با شیطان بزرگ مورد پسند افکار عمومی جهان بود

 سال‌ها در کشمکش درگیری‌های منطقه، جبهه مقابل جمع‌بندی‌شان این می‌شود که چهره جمهوری اسلامی را در همه ابعادش تخریب کنند. خب یکی از ابعادی که آنها دنبال کردند، بحث فتنه بود و ماحصل این بحث شد آنچه که به‌ عنوان برجام به جمهوری اسلامی تحمیل شد. دوم؛ آمدند داعش و چهره اسلام را در منطقه تخریب کردند و انواع و اقسام گروه‌های اسلام‌گرا و دولت‌های اسلامی که چهره خشنی داشتند و مورد تایید هیچ کس نبودند را ایجاد و حمایت کردند. در وهله بعد هم خود نظام جمهوری اسلامی را پای یک میز مذاکره‌ای که جز تحقیر ایران هیچ نفع اساسی برای ایالات متحده نداشت، آوردند. یعنی ایالات متحده توانست ما را پای میز مذاکره‌ با کسی که هیچ وقت قبول نمی‌کردیم با او مذاکره کنیم و شیطان بزرگ خطابش می‌کردیم، بیاورد. در حالیکه برخورد قاطع ما با شیطان بزرگ مورد پسند افکار عمومی جهان هم بود، اما بالاخره آنها توانستند در یک فرآیندی و با یک سرمایه‌گذاری هنگفتی، رئیس جمهوری را در ایران بر سر کار ببینند که آمریکا را کدخدا اعلام کرد و وزیر امور خارجه‌ای را روبروی خودشان ببینند که کاملا آماده هر گونه معامله و مذاکره بود. یکی از بدترین اتفاقاتی که در این دوره افتاد صحبت‌هایی بود که آقای ظریف قبل از اینکه حضرت آقا بحث مذاکره را کاملاً ببندند با رسانه‌های مختلف انجام دادند، از جمله اینکه می‌گفتند ما آماده مذاکره با آمریکا هستیم به شرطی که به برجام برگردد، یعنی در یک پارادایمی قرار داشتند که کاملاً  همه پیشرفت و توسعه کشور را در گروی ایالات متحده می‌دیدند.

هجوم به سه رکن «جمهوریت»، «اسلامیت» و «ایرانیت»

حالا ایالات متحده پای یک همچین قراردادی آمده و آن را امضا کرده است. مشکل این قرارداد کجا بود از روز اول؟ مشکل این قرارداد این بود که با آمریکا بسته نشده، بلکه در حقیقت اروپایی‌ها پیشران و پیش‌قراول این قرارداد بودند و دوم اینکه این قرارداد منجر به این می‌شد که حیثیت جمهوری اسلامی در نگاه افکار عمومی دنیا از بین برود، چون جمهوری اسلامی هر کدام از ارکانش چه جمهوری‌اش، چه اسلامی‌اش و چه ایرانش یک تعریف در افکار عمومی دنیا دارد. بنابراین اینها سعی کردند تک تک پایه‌هایش را بزنند. جمهوری‌اش را در فتنه، اسلامش را در داعش و ایرانش را در برجام زدند. مشکل دومش این بود که می‌توانست این حیثیت را به ایران برگرداند، یعنی ما در معرض و دچار سنگین‌ترین بازرسی‌های تاریخ بشریت از یک کشور در مورد یک موضوع خاص شدیم و تمام گزارش‌ها هم نشان می‌داد که ایران به سمت سلاح هسته‌ای حرکت نکرده و آن جایی که آمریکایی‌ها برداشتند گفتند آی دزد، آی دزد، ما مچشان را گرفتیم و نشان دادیم این کشوری که آنقدر ادعای خوب بودن و خالص بودن می‌کرد، به سمت سلاح هسته‌ای و  سلاح‌های کشتار جمعی رفته است. اینجا بود که آمریکایی‌ها دچار خسران می‌شدند، چنان که شدند. این دو مشکل اساسی را برجام داشت.

برجام عامل امتیاز‌گیری برای مذاکرات آتی

امتیاز مثبتی که در مورد برجام، آمریکایی‌ها به دست آورده بودند، این بود که دستشان دور گردن جمهوری اسلامی قرار گرفت، یعنی برجام را وسیله‌ای می‌دانستند که از این به بعد ایران را در حوزه‌های دیگر هم مطابق همین الگو و بر مبنای همین ریل‌گذاری که انجام شده، چنان که در قطعنامه ۲۱۳۳۱ هم بهش اشاره شده؛ پای مذاکره بنشانند و جالب است که طرف ایرانی هم کاملا عالمانه یا شاید غیر عالمانه موافقت کرده که برجام راهی برای شروع مذاکرات بعدی شود و این در متن برنامه هم هست. چنانکه این فرصت را برای آمریکا مهیا می‌کند تا با برجام شروع به امتیاز‌گیری برای مذاکرات بعد کند.

برجام؛ اهرم فشار علیه ایران برای کاهش توان موشکی و قدرت منطقه‌ای

اوایل که آقای ترامپ رای آورد، برجام به‌صورت دستور اجرایی رئیس جمهور در آمریکا مصوبه گرفت، اما ترامپ بعد از آنکه رأی آورد از برجام خارج شد. اینجا چند سوال مطرح است. یک، آیا اگر یک دموکرات رأی می‌آورد آمریکا از برجام خارج نمی‌شد؟ شما اگر مراجعه کنید به صفحات اینترنت، ملاحظه خواهید کرد که یکی از انتقادهای تند آقای کری وزیر خارجه وقت آمریکا -که امضایش تضمین برجام بود- به آقای ترامپ این بوده و هست که چرا از برجام بدون شروع مطالبات در حوزه‌های دیگر خارج شدید. یعنی اصل حرفش این است که می‌گوید برنامه ما هم این بود که از برجام خارج شویم، اما کی؟ قرار بود بیاییم یک کمپین جهانی راه بیندازیم و از ایران بخواهیم در دو حوزه، یک؛ کاهش قدرت منطقه‌ای خودش و دو؛ کاهش قدرت موشکی‌اش وارد مذاکره بشود و طبعا ایران هم نمی‌پذیرفت و بعد از اینکه جوّ جهانی علیه ایران ایجاد می‌شد و مجبور به پذیرش می‌شد، آن موقع ما از برجام خارج می‌شدیم؛ اما کاری که آقای ترامپ کرد و عجله‌ای که داشت، منجر به این شد که از برجام خارج شود و بعد اعلام کند ما می‌خواهیم موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران درست شود. یعنی این فشاری که قرار بود پیش از پایان برجام روی ایران بیاورد، بعد از خروج آورد و باعث شد که خروجش از برجام هم مشروعیت پیدا نکند. البته بگویم این کاری که آمریکایی‌ها کردند ممکن است در نزد افکار عمومی دنیا مشروعیت نداشته باشد، اما نزد کسانی که الان عضو میز برجام هستند، مشروع است. یعنی آنها در بیانیه‌هایی که اعلام کرده‌اند، گفتند ما حرف آمریکا را که ایران باید قدرت موشکی‌ و قدرت منطقه‌ای‌اش را کاهش بدهد، قبول داریم.

آمریکایی‌ها با خروج از برجام، اروپایی‌ها را مسخره دنیا کردند

سوال دوم این است که چرا آمریکایی‌ها و آقای ترامپ بعد از اینکه رای آورد بلافاصله از برجام خارج نشدند؟ آمریکا به صورت شش ماه یک بار باید برجام را تمدید می‌کرد. تمدیدهایی که آقای ترامپ در دو دوره انجام داد، مربوط به قبل از دوران انتخابات ریاست جمهوری دوره جدید آقای روحانی بود و خروجش از برجام به انتخاب مجدد آقای روحانی ضربه می‌زد. در نتیجه گذاشتند انتخابات انجام بشود و همین تیمی که آماده مذاکره و امتیاز دادن است، رأی بیاورد و بعد از آن، شروع به اجرای نقشه‌های بعدی‌شان کنند. اکنون که آمریکایی‌ها از برجام خارج شدند، چند اقدام را با هم انجام دادند. یکی اینکه واقعا اروپایی‌ها را مسخره دنیا کردند، یعنی اروپایی‌ها در یک سلسله مذاکراتی که به‌عنوان طولانی‌ترین مذاکرات تاریخ دیپلماسی مطرح است و دوازده سال برای مذاکره و امضای یک قرارداد که اروپایی‌ها پیش قراول بودند، به طول انجامید، آمریکایی‌ها از آن خارج شدند و این اقدام پایه‌هایش را سست کرد و نه تنها اروپا، بلکه دنیا را مجبور کرد که به رفتار آمریکایی‌ها در قبال ایران ملزم بشوند. پس یکی از ضربه‌های مهمی که به واحد CSE اتحادیه اروپا خورد، این بود که مشروعیتش را از این به بعد در معادلات جهانی برای مبادلات و معاملات بین‌المللی چند جانبه از دست داد. چنان که شما می‌بینید عملاً در هیچ کدام از بحران‌هایی که بعد از برجام و بعد از خروج از برجام ایجاد شده، اروپایی‌ها هیچ نقشی ندارند و حتی صحبتی از آنها نیست. در مذاکراتی که در جنگ اقتصادی میان آمریکا و چین مطرح است، در بین مسایلی که بین آمریکا و کره شمالی مطرح است و بحث‌هایی که روسیه دارد و سایر موضوعات مختلفی که رخ می‌دهد، عملاً اروپایی‌ها از معادلات جهانی کنار گذاشته شدند. این نکته خیلی مهم است و باید در نظر داشته باشیم که هر اتفاقی که در دنیا می‌افتد و هر حرکتی که مهره‌های شطرنج سیاست بین‌الملل انجام می‌دهند، اصولاً پلن‌های مختلفی دارند که اهداف مختلفی را دنبال می‌کند. یعنی اهداف صرفا سیاسی، صرفا اقتصادی،‌ یا صرفا نظامی و به‌ طور کلی هیچ کدام از اینها نیست، اما همه اینها را هم شامل می‌شود.

مزایای بازگشت به برجام برای ایالات متحده

نکته دیگر اینکه خروج از برجام بی‌اعتبار کردن و ضایع کردن جمهوری اسلامی ایران بود. چرا که نشان می‌داد آمریکایی‌ها هر وقت عشق‌شان کشید، هر وقت حال کردند از این مجموعه خارج می‌شوند و ایران هم در برابر این اقدام، اراده انجام هیچ کاری را ندارد. خروج آمریکا از برجام برای آمریکایی‌ها غیر از بحث‌هایی عرض کردم چند فایده دارد. یکی‌اش این است که جلوی برداشت جمهوری اسلامی از منافعی را که برجام برای ما حاصل می‌کرد، گرفت. بحث تبادلات بین‌المللی است. بحث پولی که خود ایالات متحده هر سه ماه یک بار به صورت کَش به ما می‌داد و بحث‌های دیگر. نکته دوم این بود که آمریکایی‌ها متصور بودند که خروج از برجام، ایران را برای مذاکرات دور جدید تحت فشار قرار می‌دهد. اصلاً یکی از پِلَن‌های اصلی این بود و از روز اولی که آقای ترامپ از مجموعه برجام خارج شد، اعلام کرد که ما برای یک قرارداد بهتر از این مجموعه خارج می‌شویم و این قرارداد را کنار می‌گذاریم. خیلی کارهای متنوعی هم در این زمینه انجام دادند. دست آمریکایی‌ها برای تحریم‌های جدید و تحت فشار گذاشتن ایران و کل جهان به صورت یک جانبه باز شد. یک مساله خیلی مهم این است که آمریکایی‌ها در متن خود برجام مطابق با بند ۳۷ توافق‌نامه، وقتی که به‌عنوان یکی از اعضای برجام مطرح بودند، می‌توانستند یک مکانیزمی را در برجام به نام مکانیزم «ماشه» فعال کنند، البته این مکانیزم به این نام در برجام وجود ندارد، اما بند ۲۷ توافق هسته‌ای یا برجام این مکانیزم را به گونه‌ای قرار داده که در یک سلسله مراحل پانزده روزه، بیست روزه و باز پانزده روزه فرصت‌هایی که در اختیار هر یک از طرفین قرار می‌گیرد، هر کدام از اعضای برجام که شامل هشت طرف از جمله ایران، آمریکا، سه کشور اروپایی، روسیه، چین و اتحادیه اروپا به‌عنوان یک واحد مستقل است، می‌توانند برجام را به‌صورت کامل مُلغی و تمامی تحریم‌های سازمان ملل را که در چهار دوره تحریمی که قطعنامه‌های شورای امنیت داشته، به صورت اتوماتیک‌وار برگردانند. آمریکایی‌ها برای ابطال برجام، چرا از این مکانیزم در حقیقت بند ۳۷ قطعنامه استفاده نکردند. به نظر این می‌رسد که استفاده از کارت برجام برای آمریکایی‌ها خیلی شیرین‌تر و منطقی‌تر بود تا اینکه بخواهند کل برجام را از بین ببرند، آمریکایی‌ها الان همه طرف‌های موجود در برجام را از اجرای تعهدات خودشان منع کردند، همه حقوق ایران نقض شده و تمامی حقوق و تعهداتی که از سمت ایران باید اجرا می‌شده، اجرا می‌شود. اگر آمریکایی‌ها برجام را کلا نابود می‌کردند و از بین می‌بردند، ازهمان روز اول مرحله هفتم خروج ایران از سیستم هسته‌ای نظام بین‌الملل اجرا می‌شد، یعنی ایران اعلام می‌کرد با خروج آمریکا، برجامی وجود ندارد، به همین دلیل ما از MPT خارج می‌شویم، از الحاقیه خارج می‌شویم و هیچ کدام از کنوانسیون‌های بین‌المللی و نظارت بین‌المللی را برای فعالیت هسته‌ای‌ خودمان قبول نخواهیم کرد. آمریکایی‌ها برجام را حفظ کردند، اما خودشان خارج شدند و ایران را به رعایت کلیه موارد مربوط به برجام متعهد کردند، ضمن اینکه خیال‌شان از این موضوع که ایران به سمت هسته‌ای شدن پیش نمی‌رود، راحت بود و در عین حال امتیازاتی که باید به ما می‌دادند را هم ندادند. حالا پرسش اینجا است که با توجه به این تحلیل‌ها، برجام نیمه زنده به چه کار آمریکایی‌ها می‌آید؟ یعنی چه استفاده‌ای در آینده آمریکایی‌ها از آن خواهند کرد. من پیش‌بینی‌ام این است با توجه به اتفاقاتی که تاکنون افتاده؛ یکی‌اش این است که آمریکایی‌ها از کارت برجام در انتخابات آینده ریاست جمهوری استفاده می‌کنند، یعنی بازگشت آمریکا به برجام در انتخابات ریاست جمهوری آینده تاثیر خواهد گذاشت. به این معنا که در حقیقت MASS MEDIA یا رسانه‌های گروهی که در اختیار گروه‌های چپ و گروه‌های طرفدار مذاکره قرار دارد این گونه القاء خواهند کرد که فشار دیپلماتیک و منطق گفتگو، جهان را به سمتی برد که آمریکا را سر عقل بیاورد و باعث شد آمریکایی که خودش از برجام خارج شده بود، به آن بازگردد و این مدل و ساختاری که ما در این هشت سال پیش بردیم، می‌تواند راهگشای جمهوری اسلامی باشد، وگرنه هر دولت و رقیبی که برای گروه‌های طرفدار مذاکره در انتخابات بعدی مطرح شود، مدعی می‌شوند که اینها جامعه را به سمت جنگ و نابودی خواهند برد و مدل‌هایی را پیش خواهند برد که آمریکا را دیگر اینطور سر میز مذاکره نمی‌آورد، بلکه آمریکا را با ناوهای هواپیمابر و هواپیماهای جنگی‌اش سر تنگه هرمز می‌آورد.

بازگشت آمریکا به برجام و فرصت استفاده از مکانیزم ماشه علیه ایران

نکته دوم این است که بازگشت آمریکا به برجام، فرصت استفاده از بند ۳۷ توافق‌نامه را خواهد داد،‌ یعنی آمریکا وقتی که از بین بازیگران برجام خارج شده، دیگر نمی‌تواند از مفاد برجام استفاده کند. یک واقعیت و تحلیلی که وجود دارد این است که آمریکایی‌ها هیچ وقت رضایت نخواهند داد که حق هسته‌ای ما به رسمیت شناخته شود و قطعا برجام را نابود خواهند کرد، اما این کارت را برای استفاده به کس دیگری هم نخواهند داد. برجام در صورت استفاده از بند ۳۷ توافق‌نامه، اولین توافق‌نامه در تاریخ بشریت است که تمام دنیا با آن موافق هستند، اما یک کشور به تنهایی می‌تواند آن را نابود کند. آن هم نه به‌صورت غیر قانونی، نه به زور، نه با جنگ؛ بلکه به‌صورت کاملا قانونی و مطابق با بندهای مصوب شده در شورای امنیت. پس یکی از دلایل دیگر که آمریکایی‌ها برمی‌گردند به برجام، بحث استفاده از مکانیزم ماشه است و به شما بگویم که در میان رژیم‌های بین‌المللی، این قرارداد اصلاً مانندی برایش وجود ندارد. از این فرصت آمریکایی‌ها خودشان استفاده خواهند کرد، چون هر کشوری غیر از آمریکا از این فرصت استفاده کند، آن کشور در معادلات جهانی و معادلات آینده نظام بین‌الملل خیلی ضریب جدی خواهد گرفت. مساله سوم هم مساله حرکتی است که جمهوری اسلامی شروع کرده، یعنی ما در یک گام‌بندی هفتگانه اعلام کردیم که در هفت مرحله، از برجام و حتی از MPT و پروتکل الحاقی خارج می‌شویم و آن را هم اعلام کردیم. گفتیم هر دو ماه یک اقدامی را در جهت خروج از برجام عملی خواهیم کرد که این موضوع باعث افزایش فشار بر روی ایالات متحده شد.

استراتژی نزدیک نشو مانع برتری آمریکا در بازگشت به برجام

یعنی بالاخره آمریکایی‌ها در دو حوزه شکست خوردند، چنانکه با تدبیر رهبر معظم انقلاب، یکی در حوزه مذاکره شکست خوردند؛ یعنی راه را حضرت آقا الحمدالله کلا بستند که هیچ امیدی به بحث مذاکره ندارند، و دوم، در حوزه تحت فشار گذاشتن ما در مسایل اقتصادی شکست خوردند که الان این فشار به سمت خودشان، برگشت خورده است، به گونه‌ای که آنها هر چقدر دیرتر به برجام برگردند و هر چقدر دیرتر امتیازاتی که مورد نظر جمهوری اسلامی و مستلزم بازگشت آمریکا به برجام هست، بدهند، این تاخیر به ساختار کلی سیستم نظارتی ایالات متحده و کلاً رژیم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران در حوزه هسته‌ای ضربه می‌زند. نکته بعدی این است که باید با تحلیل سیاست داخلی ایالات متحده و سیاست بین‌الملل دریابیم بازگشت آمریکا به برجام چه ضرری برای آن‌ها خواهد داشت. بازگشت آمریکا به برجام در دوره آقای ترامپ نه در دوره بعد آقای ترامپ، نه در دوره دموکرات‌ها، هم وجهه داخلی خوبی برای ترامپ دارد و هم وجه بین‌المللی خوبی برای آمریکا خواهد داشت، یعنی از اقدام آمریکا هم در داخل آمریکا و هم در خارج آمریکا استقبال می‌شود. بازگشت آمریکا به برجام برگه‌ی در حقیقت صلح‌طلبانه طرفدار رژیم‌های بین‌المللی دموکرات‌ها را از آنها خواهد گرفت به گونه‌ای که ترامپ می‌تواند بیاید و اعلام کند ما از برجام خارج شدیم، چند سال برجام نبودیم، الان برگشتیم و فواید بسیاری این خروج ما داشته است. می‌تواند چند میلیارد دلار را فاکتور کند و به مردم آمریکا نشان دهد که این چند سال حضور نداشتنش در برجام، این فواید را برای کشور ما داشته، ضمن اینکه یک کشور صلح‌طلب هم شناخته می‌شود و اعلام می‌دارد ما طرفدار صلح و مذاکره و گفتگو هستیم. چنان که نشان داده جاهای دیگر نیز چنین کاری کرده است. در حوزه بین‌الملل هم همین طوری هست، یعنی ما در جهان کشورهای متعدد و طرف‌های متنوعی را می‌بینیم که تقریبا همۀ آنها طرفدار بازگشت آمریکا به برجام هستند، یعنی بازگشت آمریکا به برجام مورد استقبال همه طرف‌ها از جمله ما قرار خواهد گرفت. این دوره حضرت آقا یک بحث‌هایی را مطرح فرمودند و استراتژی “نزدیک نشو” را در حقیقت مطرح فرمودند. اما قبل ازاینکه حضرت آقا این استراتژی نزدیک نشو را مطرح کنند، تمامی مسئولین کشور مطالبه‌شان بازگشت آمریکا بود و حتی حاضر بودند که امتیاز هم بدهند. پس بازگشت آمریکایی‌ها به برجام از نظر بین‌المللی هم مطلوبیت خواهد داشت، منتهی یک سری اتفاقاتی افتاده است از جمله این کاهش تعهدات ایران به موارد برجام و مهمتر از آن تحقیر ایالات متحده و تحقیر شخص ترامپ توسط حضرت آقا که ایشان فرمودند ما اصلا با تو مذاکره نمی‌کنیم و به هیچ وجه تو را لایق مذاکره نمی‌دانیم، به‌علاوۀ واکنش سریع آمریکایی‌ها برای تحریم که یک واکنش در حقیقت دستپاچه بود، چون به ‌طور کلی آمریکایی‌ها در این قبیل واکنش‌ها خیلی خردمندانه عمل می‌کنند، مثلا روز پاسدار آمدند سپاه را تحریم کردند یا روز سیزده آبان تحریم‌های مضاعف بر آن افزودند. آمریکایی‌ها معمولا در برنامه‌ریزی‌های از پیش تعیین شده‌، یکسری کارهایی انجام می‌دهند، ولی این واکنش که منجر به تحریم مسئولین جمهوری اسلامی شد، نشان‌دهنده شدت فشار و شدت تحقیر ناشی از تدبیر رهبر معظم انقلاب بود که بر آنها وارد شد. اکنون این پرسش مطرح است که آیا این اتفاقات پیش‌آمده در معادلات و بازی رسانه‌ای بازگشت آمریکا به برجام تاثیر می‌گذارد؟ من تصورم این است که آمریکایی‌ها یک کشور اروپایی یا یک طرفی را درگیر امتیازات گسترده با ایرانی‌ها می‌کنند و از زبان ایرانی‌ها این مطلب را که ما مرتب می‌گوییم که هرگز به سمت هسته‌ای شدن و دنبال بمب هسته‌ای نخواهیم رفت، می‌گیرند و احتمالا در رسانه‌ها بزرگش خواهند کرد و آن را برای بازگشت به‌ برجام بهانه می‌کنند.

بازگشت آمریکا به برجام، باید مشروط به منع استفاده از بند ۳۷ باشد

اکنون این مطلب را که با این آمریکا باید چه کار کرد، عرض کنم. من به نظرم می‌رسد که ما همان استراتژی نزدیک نشو رهبر معظم انقلاب را باید در پیش بگیریم. یعنی در جلساتی که الان برگزار می‌شود اگر این تحلیل را قبول داریم باید طرف‌های موجود در برجام را ملزم کنیم به عدم بازگشت آمریکا به برجام، و یا اگر آمریکایی‌ها می‌خواهند برگردند، مشروط باید برگردند. مشروط به اینکه حق استفاده از بند ۳۷ برنامه جامع اقدام مشترک را نداشته باشند. این نکات به نظرم باید مطرح شود. ضمن آن که، این مساله می‌تواند در حوزه رسانه‌ها مطرح شود، به‌نظرم اینها جنبه‌ی اجرایی هم نخواهد داشت، چرا که ما نمی‌توانیم همچین کاری انجام بدهیم،‌ یعنی قدرت همچین کاری را نداریم و آمریکایی‌ها خیلی راحت می‌توانند طبق قطعنامه ۲۳۳۱ به صورت کامل به برجام برگردند، حتی می‌توانند مصوبه کنگره را هم بگیرند و از تمام فواید آن استفاده کنند.

در حوزه سیاست خارجه آمریکا، ترامپ دیوانه یا اوبامای عاقل نداریم

اما اینکه ایران بیاید از همین الان اعلام کند که ما به شرطی اجازه می‌دهیم آمریکایی‌ها برگردند که از بند ۳۷ توافق‌نامه استفاده نکنند، در واقع یک عملیات رسانه‌ای پیش‌دستانه است که هزینه‌های آمریکا را برای استفاده از این بند زیاد می‌کند. ضمن اینکه در موضوع اول هم که خدمت شما عرض کردم، یعنی استفاده از کارت برجام در انتخابات ریاست جمهوری، به‌نظرم باید درباره این موضوع زیاد صحبت و اطلاع‌رسانی کنیم. من اخیراً مقاله‌ای از آقای محمدی در وطن امروز خواندم که ایشان گفته اصلا دموکرات‌ها هم به برجام برنمی‌گردند. یک مساله خیلی مهم که در مورد آمریکایی‌ها، اول بحث‌ هم اشاره کردم، این است که در حوزه سیاست خارجی به هیچ وجه دموکرات و جمهوری‌خواه، ترامپ دیوانه یا اوبامای عاقل ندارند، بلکه همه‌شان در یک خط ‌مشی و استراتژی حرکت می‌کنند و همه‌شان طبق پلن‌ها و برنامه‌های مشخص و از پیش تعیین شده حرکت می‌کنند. بنابراین هیچ تفاوتی بین ترامپ و بین دمکرات‌ها نخواهد بود. حالا آقای محمدی گفته بودند که اصلا آمریکا به برجام برنخواهد گشت. حتی اگر دموکرات‌ها هم رای بیاورند، آمریکا به برجام برنخواهد گشت، که به‌نظرم خیلی راحت اتفاقا به برجام برمی‌گردند؛ چون اخیراً همین نماینده‌های دموکرات هم در مناظره‌هایشان اعلام کردند ما برمی‌گردیم. بنابراین حتی اگر ترامپ هم رأی بیاورد یا حتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آنها به برجام برگردند، باید این ملاحظات مربوط به بازگشت آنها را در نظر بگیریم. حداقل چیزی که به نظرم لازم است انجام بشود، مصوبه مجلس است که دولت را به پیگیری این موضوع ملزم کند. این موضوع هر چقدر رسانه‌ای‌تر بشود بعداً هزینه‌های انجام این کار را برای آمریکایی‌ها بیشتر خواهد کرد، چنانچه همین الان در حقیقت هزینه‌های بازگشت آمریکا را حضرت آقا با استراتژی ما پیشرفت خواهیم کرد، به شرط آنکه شما نزدیک نشوید و نوع برخوردی که با فرستاده آمریکا داشتند، زیاد کردند.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/7618

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها

 معرفی «موانع رشد علمی ایران و راحل‌های آن»
«دانشگاه» یا «مدرک گاه»
 مروری اجمالی بر مطالبات رهبری از رسانه ملی
رسانه ملی و مطالبات رهبری
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی