نگاه به کرونا از پشت ماسک یک پرستار

۹۹/۰۴/۱۴، ۱:۱۷ ب٫ظ

وقتی داریم با بیمار صحبت کنیم، از پشت ماسک صدای ما را واضح نمی‌شنود. ما هم با این لباس، صدای او را به زحمت می‌شنویم. اما باید در این شرایط با هم تعامل کنیم. بیمار تنها مأمن و ملجأش پرستار شیفت است. چه کارهایش را بگوید، چه دغدغه‌هایش را بگوید. برای همین خیلی زود ارتباط عاطفی با بیمارها برقرار می‌کنیم.

به گزارش «ایام»، علی شایان‌فر؛ پرستار بخش اورژانس بیمارستان شهید اشرفی خمینی‌شهر در استان اصفهان است. در روزهای طولانی شیوع کرونا، شایان‌فر و دوستانش، علاوه بر پرستاری، با برنامه‌ریزی برای استفاده از ظرفیت همکاران خودشان در نظام سلامت، حرکتی جهادی برای حل مشکل نیازمندان شکل داده‌اند و شیفت‌های طاقت‌­فرسای ۱۲ ساعته هم آن­ها را متوقف نمی‌­کند. گزیده‌ای از گفت‌وگوی ایّام با این سرباز سفیدپوش مدافع سلامت در ادامه از نظرتان می‌گذرد:

پرستار خانه های نورانی اصفهان
سختی‌های کنار آمدن با ویروس منحوس

وقتی بحران کرونا در کشور شروع شد، بیمارستان شهید اشرفی به عنوان مرکز درمانی کرونا در خمینی‌­شهر انتخاب شد. بیمارها برای تشخیص اولیه کرونا به اورژانس می‌آیند. تقریباً پنج بخش بیمارستان فعال است. طبق پروتکل وزارت بهداشت، به ­خاطر فاصله‌گذاری، تعداد محدودی بیمار می‌توانیم پذیرش کنیم. اوایل شیوع کرونا، فراوانی ماسک و دستکش نبود. چند روز اول، لباس سرتاسری نداشتیم. بچه‌ها با روپوش ساده و با یک ماسک می‌رفتند سراغ بیمار. تا اینکه به همت مردم، مشکلات رفع شد.
تعدادی از همکاران دچار بیماری شدند. دو نفر به کار برگشتند. یکی هنوز دوره نقاهت را می‌گذراند. یک نفر هم در بیمارستان مراحل درمان را طی می‌کند. وقتی یک نفر از فضای درمان جدا می‌شود، حدود پانزده روز در قرنطینه می‌­ماند.
ما همه را تشویق کردیم به خانه ماندن. اما خودمان باید در محل کار باشیم. اگر این بیماری را به خانواده منتقل کنیم، از نظر وجدانی برای ما خیلی گران تمام می‌شود. تا الآن الحمدلله هیچ کسی از خانواده‌های همکارانم درگیر نشده است.

پرستار خانه های نورانی اصفهان
غافلگیری‌های کرونا

خانمی بستری شده بود و دخترش گریه می‌کرد. هر چقدر هم می‌گفتم خانم بیرون بایست، می‌گفت نمی‌توانم مادرم را ترک کنم. گفتم بعداً تو باید از او مراقبت کنی؟ گفت آره. گفتم الآن تو بیرون باشی بهتر است یا بیایی کنارش روی تخت‌های بیمارستان بخوابی؟ سخت است که مجبوریم به هر نحوی شده با مردم تعامل کنیم تا عزیزشان را رها کنند و چند روز نبینند.
چون بیمار از فرایند درمانش اطلاع ندارد، متوجه نمی‌شود که به سمت خوب شدن می‌رود یا به سمت بدتر شدن، فقط کادر درمان اطرافش می‌دانند. به همین دلیل شاید اضطراب و استرس بیمار بیشتر می­‌شود. قبلاً بیماری می‌آمد که مثلاً درد قفسه سینه داشت. ما می‌گفتیم نهایتش سکته کرده است. همراه بیمار هم متوجه می‌شد درد سینه مساوی است با بیماری قلبی. امّا حالا بیمارشان می‌گوید من هیچ مشکلی نداشتم. یا کمی تب داشته یا برای سرفه و تنگی نفس خیلی خفیف، به بیمارستان آمده است. بعد که سی‌تی اسکن می‌کنیم، معلوم می‌شود درگیری‌اش زیاد است. این را چطوری به بیمار یا همراهش بگوییم؟ بیشتر بیماران کرونا، پیش خود فکر می‌کنند اگر گرفتار کرونا شوند، دیگر دنیا را نمی‌بینند.

پرستار خانه های نورانی اصفهان
روایت‌هایی از خط مقدم مدافعان سلامت

بعضی اوقات پرستار در طول زمان شیفت چیزی نمی‌خورد که احتیاج به اجابت مزاج هم نداشته باشد. چون ۱۲ ساعت باید در آن لباس باشیم. آخر شیفت خیس خیس بودیم. گاهی همکارانم با کمردرد یا حتی لرز بخش را ترک می‌کردند. وقتی می‌رفتند سریع گرم‌شان می‌کردیم تا سرما نخورند.
استفاده از ماسک­‌ها هم مشکلاتی دارد. روی صورت سنگینی می‌­کند. جایش روی صورت می‌ماند. نفس کشیدن پشت این ماسک‌ها مشکل است. چون بازدم‌مان را تنفس می‌کنیم، یک مقدار باعث سرگیجه یا ناراحتی­‌های ناشی از کم‌هوایی می‌شود. قدم زدن با این لباس‌ها، کار کردن پشت شیلدهای پلاستیکی، بخار مداوم روی عینک و شیلد و یا رگ گرفتن با دستکش، واقعا سخت است.

مردم خوب ایران

وقتی داریم با بیمار صحبت کنیم، از پشت ماسک صدای پرستار را واضح نمی‌شنود. ما هم با این لباس، صدای او را به زحمت می‌شنویم. اما باید در این شرایط با هم تعامل کنیم. بیمار تنها مأمن و ملجأش پرستار شیفت است. چه کارهایش را بگوید، چه دغدغه‌هایش را بگوید. برای همین خیلی زود ارتباط عاطفی با بیمارها برقرار می‌کنیم. همراه­ان بیمارها در کارهای مراقبتی نقش داشتند، ولی در ماجرای کرونا، ما پرستارها دست تنها ماندیم.
با این حال، خوشحالیم که مردم به فکر ما هستند. شاید این دِین ما به مردم بوده که در دوره کرونا همه چیز به دوش کادر درمان و پرستار باشد. هر چند داریم به وظیفه خود عمل می‌کنیم. اما مردم متقابلاً تشکر ویژه‌ای از کادر درمان کردند. مثلاً روی شیلد بچه‌های پرستار برچسب بیمارستان ساعی است. کار مجموعه خیّرین سلامت با محوریت بیمارستان ساعی هست. برای ما بسته‌های تغذیه هم می‌آید. یا جمعی از خانم‌های بسیجی در محلات خمینی‌شهر لباس‌ها را تولید برای استفاده بچه‌های پرستار تولید می‌کنند.

پرستار خانه های نورانی اصفهان
خداوند پشت جماعت است

اعضای گروه جهادی خانه‌های نورانی، جمعی بچه‌های فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم پزشکی کاشان هستند. از پرستار بیمارستان تا اتاق‌ عمل و آزمایشگاه و رادیولوژی و شبکه بهداشت، خلاصه در همه عرصه‌های علوم پزشکی هستیم. یعنی اغلب کادر درمانی هستند. رفاقت ما در بسیج دانشجویی شکل گرفت. آنجا هر کس یک گوشه‌ای از کار بسیج را پیش می‌بردند.

پرستار خانه های نورانی اصفهان
خانه‌های نورانی اصفهان

البته همان موقع می‌دیدیم یک سری از دوستان خودمان بعد از اینکه در محیط کار قرار می‌گیرند، چون از فضای فکری و فرهنگی فاصله می‌گرفتند، نوع دغدغه‌ها، اتخاذ تصمیمات و حتی گرایش‌های آن‌ها تحت تأثیر قرار می‌گرفت. البته شاید هم تصور ما این بوده که باید منطبق بر پیش‌بینی ما کاری را بکنند! در بحث و بررسی پیرامون این آسیب “بعد تشکیلاتی” به این نتیجه رسیدیم درگیر روزمرگی شدن ریشه این اتفاق است. بنابراین تصمیم گرفتیم کاری بکنیم که این دورهمی‌مان از بین نرود.
بنا شد هر چند وقت دور هم محفلی داشته باشیم. در اولین گام، یک جلسه دورهمی خانوادگی با محوریت قرآن و اهل بیت برای پیگیری فعالیت‌های فرهنگی تشکیل دادیم.هر بار در منزل یکی از این خانواده‌ها جمع می‌شدیم. ابتدا دو سه خانواده بودیم و به مرور عضوها زیاد شد تا الان که بالای بیست خانواده‌ از بچه‌های پرستار دور هم جمع می‌شویم.

پرستار خانه های نورانی اصفهان
جلسه یک‌شنبه‌های نورانی در محضر نورانیت مصحف شریف
مواسات با یاد شهید

با استمرار این جلسات، به این فکر افتادیم از ظرفیت انفاق همین خانواده‌ها استفاده کنیم. بالاخره خیّر کمک خودش را می‌کند و خیریه‌ها کار خودشان را انجام می‌دهند. ما می‌خواستیم انفاق را در خانواده‌های خودمان پررنگ‌تر کنیم.
عید امسال که به خاطر کرونا جلسات تعطیل شده بود، این فکر به ذهن بچه‌ها رسید که در فضای خیریه کار کنیم. این کار را در شرایطی استارت زدیم که هم شیفت‌ها سنگین‌تر شده بود و هم تعدادش بیشتر.
برای تأمین هزینه‌ها، از ظرفیت گروه‌های علوم پزشکی دوروبر خودمان استفاده کردیم. حدود چهل بسته ارزاق ضروری تهیه شد که بین نیازمندها تقسیم شد. از نیمه شعبان و اعلام رزمایش مواسات از سوی رهبر انقلاب، با وجود اینکه زمان زیادی از عید نمی‌گذشت، بار دوم هم با مدد اهل بیت کار را اجرا کردیم. این‌بار طرح را با نام شهید مهدی اسحاقیان مزیّن کردیم. از پزشکان و متخصصانی که با بچه‌های گروه ارتباط داشتند کمک گرفتیم. هر کسی در حد خودش کمکی کرد و الحمدلله این بار ۱۷۰ بسته فراهم شد.
جا دارد این را بگویم که شاید در کشور طوری نشان داده شده­ که کادر درمان، جدای از بقیه مردم هستند. دور از انصاف است که نگویم! طی همین یک ماه، حدود پنجاه میلیون تومان کمک نقدی کردند. حتی به یک سری از افرادی که در بیمارستان‌های درگیر کرونا کار می‌کردند، پاداشی تعلق ‌گرفت که این پاداش را تمام و کمال اهدا کردند برای کار خیر.

برنامه جهادی بلندمدت

چون کار ما بلندمدت است، برایش چشم‌انداز تعریف کردیم. مرحله اول توزیع ارزاق بین نیازمندان بود. بعد از این، «طرح تکافل» را داریم. هر یک یا دو خانواده‌، قرار است کفیل یک خانواده محروم بشوند. با تحقیق و بررسی که به بهانه، توزیع ارزاق انجام شد، بخشی از خانواده‌های نیازمند را شناختیم. کم‌کم باید تلاش کنیم مشکلات آن‌ها را بشناسیم و سعی کنیم در حل آن نقش داشته باشیم. یعنی فقط برنامه مالی و تکفل هزینه‌ها نیست. می‌خواهیم هر مشکلی مثل بیکاری، بیماری، اعتیاد یا بی‌سوادی هست، در حل آن کمک کنیم. اگر این مشکلات حل بشوند، خانواده توانمند می‌­شود.
در مرحله سوم هم قرار است کارآفرین باشیم. آنهایی که مشکل کار دارند را در کارگاهی دور هم جمع می‌کنیم. اینطوری بچه‌­ها به درآمدی می‌رسند که حاصل زحمت جمعی خودشان است. با همین ۵۰ میلیون تومانی که در دو مرحله جمع شد، می‌توانستیم چند دستگاه چرخ خیاطی بخریم و یک کار خانگی راه بیاندازیم. اما این یک ایده موقت برای دوره کرونا بود. ما هنوز به طور دقیق نیاز مردم را نمی‌دانیم و از مشکلات و معضلات آگاه نیستیم. برای همین این مرحله هنوز اجرایی نشده است.

آموزه‌های اجتماعی کرونا

شیوع کرونا برای تغییر در سبک زندگی خیلی مؤثر بود. درست است که مانع یک سری چیزهای مثبت، مثل جمع‌ها و دورهمی­‌های مومنانه‌ شده، ولی یک سری چیزها را به خوبی نشان داد. چه شهید از سوریه بیاید، چه الآن که تهدید کرونا هست، مردم ما همیشه پای کار هستند و از فرصت‌هایش استفاده می‌کنند. ما نسبت به کل جهان از فرصت‌های کرونا بیشتر استفاده کردیم. ما آن قسمت پر لیوان را دیدیم. این آموخته فرهنگی ماست که باید همنوع‌مان را حمایت کنیم و پای کار مملکت‌مان تحت هر شرایطی بایستیم.
همان‌ خانواده‌هایی که شهید دادند، الآن دارند ماسک تولید می‌کنند. مراکز مذهبی‌مان هم خلاقانه آمدند پای کار، چون معنای قرنطینه را تعطیلی مطلق نمی‌دانند، بلکه دنبال نقش‌آفرینی هستند. هیچ جای دنیا، این همبستگی دیده نمی‌شود. در دوران جنگ ۸ ساله هم ما این فرهنگ جهادی را داشتیم. ما در همه عرصه‌ها نیاز به حرکت خودجوش و جهادی مردم داریم.

کارآفرینی بر اساس نیازها

تجربه کرونا برای ما این بود که دولت و نهادها می‌توانند به این سمت بیایند برای کارگر بیکار شده، در فضای تولیدات بهداشتی که نیاز امروز کشور هست، کارآفرینی کنند. می‌شود مثلاً ماسک تولید کند و حقوقش را بگیرد. یعنی برای یک کار ساده مثل خیاطی، توانمندشان کند و البته حقوق‌شان را هم بدهد. مشکل ما در کرونا این بود که یک زیرساخت تأمین اجتماعی نداشتیم. یعنی نمی‌توانیم کشور را تعطیل کنیم و بگوییم آقا رزق و روزی‌ات با خودت.
شیوع کرونا شاید فرصتی است که بررسی کنیم مشکل تأمین اجتماعی کجاست و روی آن کار کنیم. به نظرم دولت باید زنجیره‌های مردمی را فعال‌تر کند تا همه، به یکدیگر کمک کنند. کارهایی مثل توزیع ارزاق که بارها در نقاط مختلف کشور اتفاق افتاد، در حد مسکّن است. مشکل باید ریشه‌ای بررسی شود تا از زندگی مردم و به خصوص قشر مستضعف حذف شود.

تحقیق: میلاد جعفرپور
تنظیم: الهام کریمی


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/7725

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی