مجید عسگری

بازخوانی حماسه‌های تاریخی، امکانی برای بازیابی هویت/ بررسی ظرفیت‌های هویت‌پردازی قیام گوهرشاد

۹۹/۰۴/۱۹، ۶:۳۵ ب٫ظ

واقعه گوهرشاد باعث شد تا همینه‌ی آن قلدری رضاخان، آن دیکتاتوری رضاخان در بین مردم شکسته بشود ‌و باعث شد، مردم یک دفاع جدی‌تری از آن به اصطلاح ایدئولوژی و آن نگاه دینی که دارند، انجام بدهند و آن هویت ملی‌شان را رقم بزنند.

به گزارش «ایام»، به مناسبت فرارسیدن هشتاد و پنجمین سالگرد واقعه کشتار خونین مردم متحصّن در مسجد گوهرشاد به دستور پهلوی اول، متن ارائه مجید عسگری؛ مسئول کمیته اجرائی همایش ملی قیام گوهرشاد را در ادامه می‌خوانید که در نشست بیستم از سلسله جلسات «گفتار عصر» به میزبانی حسینیه هنر مشهد مطرح شده است. این ارائه به اهمیت بازخوانی حماسه‌های تاریخی با هدف بازتولید هویت می‌پردازد که در این مسیر، از مطالعه‌ی موردی حماسه‌ی قیام مسجد گوهرشاد و تجربه‌های پیرامون مردمی کردن آن بهره گرفته است.

مجید عسگری دبیر اجرائی همایش ملی قیام گوهرشاد گفتار عصر هویت تاریخی
مقابله علنی رضاماکسیم با شعائر دینی

می‌دانید که در سال ۱۳۰۵ رضاخان به سلطنت می‌رسد. در اولین گام، یک وجهه‌ مذهبی برای خودش ایجاد می‌کند، اما بعد از تثبیت سلطنتش، آن چهره‌ خودش را نمایان می‌کند که مبارزه و ستیز با مباحث دینی است. یعنی علناً با مظاهر و شعائر دینی مردم مقابله می‌کند که از جمله موضوعات اصلی آن، مسأله‌ حجاب مردمان ایران، یعنی پوشش زنان و نوع لباس پوشیدن مردان است. همچنین ممنوع کردن فعالیت‌های روحانیت است و در نهایت هم سال ۱۳۱۴ مسأله‌ ممنوعیت عزاداری و مقابله علنی با روضه‌خوانی در کل کشور است. او قوانین مختلفی را وضع می‌کند و سیاست‌های فرهنگی و خشونت‌آمیز مختلفی را رضاخان پیگیری می‌کند.

تقلید چشم ‌بسته پهلوی اول از آتاتورک

رضاخان در سال ۱۳۱۳ می‌رود ترکیه و با آتاتورک دیدار می‌کند. وقتی اصلاحات آنجا را می‌بیند، برمی‌گردد و اعمالش را در دو مسیر شدت می‌دهد. مسیر اول اجباری کردن پوشش یکسان مردان است. اول از فضاهایی مثل ادارات، دانشگاه‌ها و مدارس که زیرمجموعه دولت هستند، شروع  می‌کند.
مسیر دوم، فرهنگ‌سازی برای مساله‌ حجاب‌ بانوان است. اتفاقی تحت عنوان «جشن‌های کشف حجاب» را برگزار می‌کنند و به صورت رسمی وارد پازل مقابله با حجاب بانوان می‌شوند. اوج این مسأله در سیزدهم فروردین است. جشنی در شیراز گرفته می‌شود و متأسفانه آنجا به صورت رسمی، زنان بالای سِن می‌روند و با کشف حجاب و رقصیدن، در حضور حکمت که وزیر فرهنگ رضاخان بوده، نشان می‌دهند که رسماً می‌خواهند وارد مساله‌ برداشتن حجاب بانوان بشوند. در کنار این برنامه‌ها، کم‌کم قانون‌های دیگری هم در این باره گذاشته می‌شود.

رضاخان و آتاترک هویت تاریخی و ملی ایرانیان قیام گوهرشاد
رضاخان و آتاترک
حبس آیت‌الله قمی به دستور رضاخان

خبرهای متعدد از برگزاری برنامه‌های ضدحجاب در کشور، از جمله جشن کشف حجاب تهران و شیراز، به اضافه قانون‌های اجباری شدن کلاه  شاپو و غیره، به علما و زعما می‌رسد.
ابتدا در شیراز و تهران اعتراضاتی می‌شود. تا اینکه در مشهد آیت‌الله سیدحسین قمی تصمیم می‌گیرد برود تهران و مستقیم با رضاخان وارد مذاکره بشود.
در این سفر، ایشان به دستور رضاخان، در حرم شاه‌عبدالعظیم حبس می‌شود. به دنبال این اتفاق، تجمعات اعتراضی مردم در مسجد گوهرشاد که از حدود اردیبهشت و خرداد شروع شده بود، جدی گرفته می‌شود. در هفدهم و هجدهم تیرماه، تحصن دیگری اتفاق می‌افتد که وعاظ مختلف سخنرانی می‌کنند. متأسفانه از قیام مسجد گوهرشاد، فقط سخنرانی‌های بهلول در مسجد گوهرشاد بیشتر مطرح شده است. در صورتی که سه سطح از روحانیون، علماء و خطباء در جلسات مختلفی برای مردم سخنرانی می‌کردند.

آیت الله سیدحسین قمی طباطبایی قیام مسجد گوهرشاد هویت تاریخی
آیت‌الله سیدحسین قمی طباطبائی
پاسخ رضاخان میرپنج به مطالبات مردم

با جدی شدن تحصن و به هم ریختن اوضاع، رضا ماکسیم به استاندار وقت خراسان، فتح‌الله پاک‌روان فشار می‌آورد که باید کشتار جدی‌ای در حرم اتفاق بیافتد! متأسفانه در شب بیست و یکم تیرماه، مسلسل‌ها بالای سقف مسجد گوهرشاد کار گذاشته می‌شود و تحصن‌کنندگان اعم از مردم و روحانیون، به تیربار بسته می‌شوند. تعداد زیادی از هم‌وطنان ما در فاجعه مسجد گوهرشاد شهید می‌شوند.
این حادثه‌ تلخ به گفته‌ چند نفر از مورّخان خارجی،‌ فاجعه‌بارترین حادثه‌ ایران تلقی می‌شود.
بعد از آن هم در هفده دی ۱۳۱۴ قانون اجباری شدن کشف حجاب، رسماً از سوی رضاخان در یکی از مدارس عالیه اعلام می‌شود. از آن زمان به بعد هیچ زنی حق نداشت در معابر عمومی، با پوشش حتی در حد روسری، حاضر بشود.

ضرورت بازخوانی قیام گوهرشاد چیست؟

این خلاصه‌ای اتفاقات بود. اما ماجرای قیام مردمی گوهرشاد، جوانب مختلفی دارد. اینکه چطور مردم جمع می‌شوند، چطور به منزل علماء می‌روند تا حول محور روحانیت کاری بکنند. اینکه مردم چگونه در مسجد تحصن می‌کنند.
اصلاً‌ این اعتراض که شروع می‌شود، چگونه گوش به گوش می‌رسد؟ چرا مردم از اطراف مشهد، ‌از روستاهای فریمان و‌ از جاهای مختلف می‌آیند پای کار؟ چرا تعداد زیادی از شهدای قیام گوهرشاد، مشهدی نیستند؟ از نقاط مختلف ایران در این ماجرا شهید داریم. هم از زائرین مشهد، هم کسانی که از نقاط اطراف مشهد آمدند. این‌ها جزئیاتی است که می‌شود به آن پرداخت.
دو سالی هم در فرهنگسرای بهشت مشهد، قیام مسجد گوهرشاد را برای مردم بازخوانی می‌کردیم و به بعضی از این اتفاقات رجوع کردیم. الان ادامه بحث این است که چرا نیاز داریم این تیپ اتفاقات را بازخوانی کنیم و خروجی‌اش برای امروز ما چه می‌شود؟

مجید عسگری دبیر اجرائی همایش ملی قیام گوهرشاد گفتار عصر هویت تاریخی
شکل‌گیری دوباره هویت ملی ایرانیان

آقای دکتر نجفی در کتاب هویت‌شناسی مطرح کرده است که هویت عبارت است از «مجموعه نگرش‌ها و ویژگی‌ها و روحیاتی که یک فرد را از دیگران متمایز می‌کند.» در ادامه کتاب با همین نگاه، به مسأله‌ هویت ملی ایرانیان می‌پردازند. در جایی می‌گویند ما در فضای ایران، با سه شاخصه مذهب، زبان فارسی‌ و جغرافیا، هویتی را تشکیل دادیم که هویت ملی ایرانیان محسوب می‌شود.
در یک مقاله‌ دیگری، ایشان شکل‌گیری این هویت ملّی را به عصر صفوی منتسب می‌کند. آنجا مطرح می‌کند که کشور ما از دوره صفوی، شکل‌گیری هویت ملّی برای خودش را با شاه اسماعیل صفوی را تجربه کرد. قبلش ما در سیطره خلفای اسلامی بودیم. اما از دوره صفوی به بعد، جغرافیایی به نام ایران، دوباره شکل می‌گیرد و ملیتی به نام ایران دوباره پدید می‌آید.

دکتر موسی نجفی مورخ پژوهشگر استاد دانشگاه و صاحب «نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان»
دکتر موسی نجفی؛ مورخ، استاد دانشگاه و صاحب «نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان»
بیداری اسلامی پیش از جهان عرب، در ایران رقم خورده است

دکتر نجفی در ادامه، بعد از اینکه می‌گوید ما در صفویه به یک استقلال سیاسی می‌رسیم، چهار موج بیداری اسلامی را توضیح می‌دهد. یعنی بیداری اسلامی در تعریف آقای نجفی، دو قسم است. یکی در کشورهای عربی که در اتفاقات چند سال اخیر دیدیم، یکی در ایران که ایشان مربوط به بعد از صفویه می‌داند. تعریف دکتر نجفی از بیداری اسلامی در ایران این است: «دفاع از هویت کشورها در مقابل اجانب و غرب».
یعنی هر جا که مردم یک کشوری آگاهی پیدا می‌کنند و دنبال این هستند که بتوانند از هویت خودشان دفاع بکنند، یک بیداری‌ای در جامعه آن کشور رخ داده است.

دستخط شهید حامد کوچک‌زاده درباره کتاب هویت‌شناسی اثر دکتر موسی نجفی قیام گوهرشاد هویت تاریخی و ملی ایرانیان
دستخط شهید حامد کوچک‌زاده درباره کتاب هویت‌شناسی اثر دکتر موسی نجفی
چهار موج بیداری اسلامی در ایران

موسی نجفی چهار موج را برای بیداری اسلامی در کشور ما نام می‌برند که بعد می‌خواهم ارتباطش بدهم با هدف و اهمیت بازخوانی ماجرای قیام مسجد گوهرشاد.
موج اول بیداری اسلامی بعد از صفویه، با زوال حکومت‌های مرکزی ایران شکل می‌گیرد. نجفی اوجش را ماجرای جنگ‌های ایران و روسیه و قتل گریبایدوف؛ سفیر روسیه می‌داند. یعنی آگاهی مردم و علماء در تقابل با روس به عنوان یکی از قدرت‌های اجنبی.
او موج دوم را نهضت تنباکو و مشروطه معرفی می‌کند و می‌گوید در ماجرای تنباکو و مشروطه، یک دور جدیدی از‌ آگاهی در مردم ایران و علمای ایران اتفاق افتاد که منجر به تشکیل نظام مشروطه شد.
موج سوم در دوران پهلوی است که به صورت ویژه در دوره پهلوی اول است که باز یک دوره‌ای است با یک مدل خاص و مردم ایران از هویت ملی‌- دینی‌شان دفاع می‌کنند.
موج چهارم بیداری اسلامی ایرانیان در نگاه دکتر نجفی هم ۱۵ خرداد ۴۲ با رهبری حضرت امام خمینی و شکل‌گیری نهضت انقلاب اسلامی و بعد پیروزی آن است که در ادامه مقاله نجفی می‌گوید ما الان در موج چهارم دنبال این هستیم که بتوانیم تمدن نوین ایرانی اسلامی را شکل بدهیم.

کتاب هویت‌شناسی دکتر موسی نجفی هویت ملی ایرانیان
تصویر جلد کتاب هویت‌شناسی به قلم دکتر موسی نجفی
واقعه گوهرشاد؛ قله موج سوم بیداری

اینجا باید تعریفی از حماسه تاریخی ارائه بدهیم. خود کلمه حماسه که می‌دانید، یعنی دلیری و شجاعت. حماسه تاریخی یعنی آنجا که مردم یک مملکت با شجاعت و با استواری، از ارزش‌ها و هویت خودشان دفاع کرده باشند.
با این وصف، قیام مسجد گوهرشاد، نوک قله‌ موج سوم بیداری اسلامی در ایران است. یعنی اگر قیام مسجد گوهرشاد و اعتراضات  آن دوره نبود، شاید شکل دفاع مردم از سبک زندگی دینی‌شان، متفاوت می‌شد.
واقعه گوهرشاد باعث شد تا همینه‌ی آن قلدری رضاخان، آن دیکتاتوری رضاخان در بین مردم شکسته بشود ‌و باعث شد، مردم یک دفاع جدی‌تری از آن به اصطلاح ایدئولوژی و آن نگاه دینی که دارند، انجام بدهند و آن هویت ملی‌شان را رقم بزنند.

قیام گوهرشاد، به مثابه هویت شهری برای مشهدمقدس

بازخوانی قیام مسجد گوهرشاد، یک سری ویژگی‌هائی دارد که در ادامه به آن می‌پردازیم. محور اول در ماجرای قیام مسجد گوهرشاد، «شکل‌گیری یک هویت تاریخی و انقلابی برای شهر مشهد» است. مثلاً در دوره انقلاب اسلامی، شما می‌بینید شهرهای مختلفی پیشتاز بوده‌اند و شکل‌های مختلفی از حرکت‌های مردمی صورت می‌گیرد. در دوره‌ پهلوی اول، مهم‌ترین قیام و مهم‌ترین تقابلی که با رژیم شاه می‌شود، در مشهد است. آن هم در کنار حرم امام رضا علیه‌السلام. این ارتباط، یکی از مسائلی است که باید بازخوانی بشود. فعالان فرهنگی شهر مشهد، حداقل از این منظر می‌توانند یک بازخوانی مطلوب را رقم بزنند.

المان هویتی «زن مسلمان»

محور دوم در ماجرای قیام مسجد گوهرشاد، بحث «هویت دینی زن مسلمان و سبک زندگی ایرانیان» است. در هیچ مقطعی به اندازه دوره پهلوی اول، به مسائل سبک زندگی ما تا این حد حمله نشده است. آن هم با آن خوی دیکتاتوری و خشونت‌آمیز. در این دوره می‌بینیم اتفاقاتی که افتاده، بسیار پرفراز و نشیب است و قابلیت بالایی برای نقل تاریخی دارد. یعنی به نوعی از منظر سینمائی،‌ دراماتیک است. خاطرات زیادی است که دوستان تاریخ شفاهی ما ثبت کردند.
در مجموع چه در ماجرای قیام مردمی در مسجد گوهرشاد، و چه اتفاقاتی که در ادامه افتاده، مثلا اینکه خانم‌های محجّبه، مجبور بودند از بالای پشت بام‌ها برای رسیدن به حمام استفاده کنند. متأسفانه کم‌کاری‌هائی در انعکاس ماجرای گوهرشاد شده و‌ نتیجه این است که این خاطرات، خیلی‌هایش نقل قول نشدند. با این حال، همان مقداری که وجود دارد بسیار جذاب و جالب است.

تصمیم حکومت پهلوی؛ مانعی برای رشد زنان

نکته مهم دیگر در مسئله زنان، این است که نسلی از خانم‌ها در آن دوره پدید می‌آید که فقط تا پنجم ابتدائی تحصیل کردند. دلیلش این بوده که بعد از پایه پنجم، باید برای مدرک‌شان، عکس سرلخت می‌گرفتند. ضمن اینکه اجبار شدند که بدون حجاب بروند مدرسه. بنابراین بسیاری از زنان از حق طبیعی‌شان برای تحصیل محروم شدند.
بازخوانی دوران پهلوی اول و ماندن مردم ایران پای هویت اسلامی به خصوص از منظر سبک زندگی زن مسلمان ایرانی، اهمیت ویژه‌ای دارد. الان در دوره‌ای هستیم که در غرب مسأله‌ حجاب اینقدر گسترده شده است. آقای رحیم‌پور یک جایی می‌گفتند خون شهدای قیام مسجد گوهرشاد در دفاع از زن مسلمان، باعث شد که بعد از ده‌ها سال‌، در مهد دموکراسی و آزادی غربی، زنان مسلمان دنبال رعایت حجاب‌شان باشند. یعنی تاریخچه‌ای از حفظ حجاب زن مسلمان و هویت زن مسلمان در نسبت با جهانی شدن وجود دارد.

کنار گذاشتن تاریخ، عامل تطهیر پهلوی در افکار عمومی

محور سوم برای بازخوانی قیام مسجد گوهرشاد، راهبردی است که می‌شود با آن به  مسائل روز رسانه هم پرداخت. «پاسخ به جریان رسانه‌ای حمایت از پهلوی»، یکی از مشکلات امروز جامعه‌ ماست که ناشی از بازخوانی نکردن تاریخ است. اصلاً به مسأله‌ی اعتراض مردم و قیام مسجد گوهرشاد هم کار نگیریم.
در یک مسجد در یک شب به نقلی هزار نفر، به نقلی دو هزار نفر، به نقل‌های کتاب‌های تاریخ‌نگاری خارجی هم بالای دو هزار نفر کشته شدند. خود این فاجعه اصلاً در تصور آدم نمی‌گنجد. بعد امروز کسی مثل رضاخان دیکتاتورمنش را می‌آیند دموکراسی‌خواه و ترقی‌خواه معرفی می‌کنند. مسئله همین است دیگر، ما تاریخ پهلوی را نخواندیم و بازخوانی نکردیم که شخصیت رضاخان مبتنی بر عملکردش و تصمیماتش برای مخاطب روشن شود.

گریزی به “پایان پادشاه”

یک نمونه از روایت‌های خوب برای بازخوانی، کتاب “پایان پادشاهی” نوشته «محمدحسن صنعتی» است. متأسفانه با اینکه اثر خوبی است، ولی اصلاً دیده نشده است. یک گزارش سبُک تاریخی از پهلوی اول و دوم است که خیلی خوب به ماجراهای این دوران می‌پردازد. یا مثلا روزگار پس از مرگ پهلوی اول را از زبان ارتشبد حسین فردوست در کتاب “ظهور و سقوط سلطنت پهلوی” می‌توانید بخوانید. رضاخان در تاریخ ۴ مرداد سال ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ بر اثر سکته مرد. آن زمان هنوز شرایط برای انتقال جنازه‌اش به کشور فراهم نبود. چون جوّ سنگین ضد رضاخان هنوز برقرار بود. جنازه را به مصر بردند و حدود شش سال امانت گذاشتند تا به تدریج شرایط سیاسی کشور مساعد شد و مقدمات بازگرداندن جنازه به ایران فراهم شد. به طوری که در سال ۱۳۲۸، برای رضاخان عنوان کبیر را در مجلس تصویب کردند و بعد جسد او را به ایران آوردند.

تصویر مجلد «پایان پادشاهی» اثر محمدحسن صنعتی هویت تاریخی
شرح یک نفوذ از مبدا فرانسه

بگذارید یک کتاب دیگر هم معرفی کنم. کتاب “مردمان قصه کنند: هشتادویک قصه از قیام مسجد گوهرشاد”؛ نوشته آقای سعید تشکری. این هم کتاب خوبی است. ویژگی کتاب‌های آقای تشکری همین است که با شناخت وضعیت و تاریخ مشهد و هویت مردم مشهد، قلم‌فرسایی می‌کند.
آقای تشکری می‌گوید یکی از شخصیت‌های زن موثر در استان خراسان در روزگار رضاخانی، خانمی است فرانسوی که می‌آید زن استاندار وقت خراسان می‌شود. اسمش حالا امینه یا «انسیه پاک‌روان» است.
احتمالاً سریال کلاه پهلوی را دیده‌اید، آنجا هم نفوذ فرانسوی‌ها را نشان می‌دهد. یعنی اصلاً برنامه این بوده که خانم‌های فرانسوی می‌آمدند با مردان بانفوذ ایرانی ازدواج می‌کردند تا فرهنگ غرب را وارد جامعه کنند. آقای تشکری می‌گوید یکی از کارهایی انسیه پاک‌روان در مشهد، این بود که دستور داد در تمام قهوه‌خانه‌های مشهد، پرده‌های نقالی و نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای را جمع کردند. بعد دوباره دادند بازطراحی شد. با این روال که یا داستان‌ها عوض شد یا مهم‌تر از آن، زنان دارای پوشش روی این پرده‌ها را بدون حجاب تصویر کردند. این نشان می‌دهد که چقدر کار کردن روی یک هویت تاریخی، مؤثر و تولیدات دیگری نیاز است. باز ببینید چقدر این خراب کردن پیشینه تاریخی ما، تاثیرگذار است.

کتاب مردمان قصه کنند سعید تشکری قیام مسجد گوهرشاد هویت تاریخی
کتاب مردمان قصه کنند، اثر سعید تشکری
لزوم بازخوانی تاریخ پهلوی برای اصلاح نگاه عمومی

با همه این‌ها، در افکار عمومی جا افتاده که آن روزها همه رضاخان را دوست داشتند. خاطرات زیادی نقل شده که انگار رضاخان تبعید شده است!
یکی دیگر از خاطرات خیلی جذّاب این است که بعد از کشف حجاب اجباری، وقتی رضاخان از کشور می‌رود، تعدادی از خانم‌ها با چادر می‌آیند در انظار عمومی. خیلی راحت همه جا می‌روند، حالا عذرخواهی می‌کنم با این لحن، ولی چون در خاطره نقل شده می‌شود بگویم. می‌رفتند جلوی پاسبان‌ها می‌گفتند چشمتان کور، چادر ما را ببینید. یعنی درست مثل صحنه‌هائی که در ایّام انقلاب می‌بینیم، شادی و سرور و شعف بوده است.
حالا شما حساب کنید با یک فضای این تیپی، طوری وانمود کردند که انگار همه راضی بودند از رضاخان! بحث فقط سر چادر و این‌ها نیست. به لحاظ کلی، طبق خاطراتی که نقل شده، جوّ کشور ضد رضاخان بوده است.

مستشاران خارجی، یک قزاق مطیع می‌خواستند

مورد دیگر، اتفاقاتی است که شخصیت رضاخان را نمایان می‌کند. یک آدم کاملاً مطیع که خودش اذعان کرده “من از سیاست هیچی نمی‌فهمم”.
این نکته برمی‌گردد به نقلی از جلسه‌ای در زمان کودتا علیه احمدشاه قاجار. می‌گویند در یک جمعی که رضاخان به عنوان صاحب منصب قزاق حاضر بوده و یک سری مستشاران و افراد خارجی دیگر هم بودند، آقائی به نام دکتر فرتسکیو پیشنهاد می‌کند کودتائی به دست قوای قزاق صورت گیرد و پایه‌گذار حکومت قویِ نظامی شود تا به هرج و مرج خاتمه داده شود. اینجاست که از سرتیپ رضاخان؛ صاحب منصب قزاق، نظر و عقیده‌اش را می‌خواهند. او هم می‌گوید: من اهل سیاست نیستم، شما هر تصمیمی بگیرید، حاضرم آ‌ن را اجرا کنم. یعنی مطیع محض مستشاران نظامی خارج از کشور بوده است.
همین خاطرات معمولی را وقتی بازخوانی نمی‌کنیم، مسأله‌ امروز ما می‌شود تطهیر پهلوی در رسانه‌ها، متکی بر روایت‌های غیرواقعی.

در انتظار موج چهارم بیداری اسلامی

یک جمع‌بندی بکنم. مطرح شد که چهار موج بیداری اسلامی را آقای دکتر نجفی عنوان کردند. موج انتهائی‌اش، یک موج بیداری اسلامی است که ایشان توضیح داده ما در این موج نهائی، هویت داریم و آن دفاع از هویت، به شکل ایجابی است. یعنی رفتن به سوی ساخت یک هویت جدید ایرانی اسلامی که برای نیل به آن، نیاز به یک حضور مردمی داریم. این مهم، متکی به انگیزه‌ عمومی است. یعنی خلق حماسه‌های جدید برای ساختن کشورمان، محقق نمی‌شود مگر اینکه بیائیم تاریخ خودمان را برای مردم‌ بگوئیم و با تکیه بر این حماسه‌های تاریخی، هویت مردمی‌مان را تقویت می‌کنیم.

امان از دست دیمنتورها!

امروزه عده‌ای به عنوان دیمنتور یا ناامیدکننده‌ها داریم که در کشور دوره می‌افتند که آقا نمی‌شود! نمی‌شود! حاج سعید قاسمی یک عبارت خیلی خوبی دارد. می‌گوید نقطه قوت امام این بود که می‌گفت می‌شود. هر چیزی به امام می‌گفتند نمی‌شود، می‌گفت می‌شود.
الان مشکل‌مان در کشور همین است. اگر بخواهیم هویت جدیدی برای ایران اسلامی تعریف کنیم، سریع عده‌ای می‌گویند نمی‌شود. می‌خواهیم بگوئیم مشکلات اقتصادی را می‌شود حل کرد، آن‌ها می‌گویند نمی‌شود. می‌گوئیم ما کشور باهویتی هستیم، هویت ایرانی با هویت اسلامی قابل تلفیق است، از شاهنامه فردوسی تا عصر صفویه تا دوره‌های مختلف، هویت ایرانی با اسلامی قابل جمع بوده، یک عده‌ای باز می‌گویند نه، نمی‌شود!
پس رسالت امروز ما این است که حماسه‌های تاریخی‌مان؛ از قیام مسجد گوهرشاد تا حماسه ۱۵ خرداد، بازخوانی کنیم. از این بازخوانی، هویت را برای کشور بازتعریف بکنیم تا بتوانیم به نسل جوان‌ بگوئیم که می‌شود حماسه‌های جدیدی خلق کرد.

تاریخ‌نگری همیشه برای مخاطب جذاب است

بحث آخرم، یک بحث تجربی است. اینکه چرا اینقدر روی حماسه تاریخی تأکید داریم. شهید مطهری می‌فرمایند اگر بخواهید یک جمعی را رشد بدهید، دو تا مسأله را جدی بگیرید. یکی ایدئولوژی‌اش. تقویت ایدئولوژی‌اش و دیگری آشنائی با تاریخ و هویت تاریخی خودش.
در این دو سالی که بنده ذیل ماجرای قیام مسجد گوهرشاد در مجموعه فرهنگی شهرداری کار کردم، برایم یک تجربه جدیدی بود، از این بابت که دیدم مسأله تاریخ، از آن مسائلی است که می‌تواند مخاطب عمومی را برای رشد فرهنگ عمومی درگیر بکند. اساساً تاریخ، یک نوستالژی دارد و هر مخاطبی حتی غیرحزب‌اللهی را درگیر می‌کند. شاید فکر کنید خیلی‌ها در ظاهر با مسائلی مثل قیام مسجد گوهرشاد و مباحث انقلاب، ارتباطی ندارند، اما با تکیه بر تاریخ می‌توانید درگیرش بکنید.

اجرای تئاتر قیام گوهرشاد مشهد دوست داشتنی هویت ملی
اجرای تئاتر قیام گوهرشاد
تجربه‌نگاری از یک عملیات فرهنگی میدانی پیرامون واقعه گوهرشاد

نمایشگاهی را دو سال پیش در یکی از خانه‌های قدیمی مشهد با محوریت قیام مسجد گوهرشاد گذاشتیم. چون محیطش یک خانه‌ قدیمی بود، مخاطبین مختلف می‌آمدند؛ باحجاب و بی‌حجاب و کم‌حجاب. دم در یک کار نمایشی مختصر کرده بودیم. چند نفر با لباس آبی آژان‌ها را گذاشته بودیم که دنبال افرادی می‌کردند و کلاه از سرشان برمی‌داشتند. جذابیتی ایجاد می‌کرد و عموم مردم می‌آمدند داخل این خانه قدیمی. دقایقی می‌نشستند داخل این خانه. در این بین، نقالّی بود و ماجرای قیام مسجد گوهرشاد را برای مخاطب روایت می‌کرد.
بعد از این روایتگری، تازه حرف‌ها شروع می‌شد. می‌رفتیم بین مخاطبان و صحبت می‌کردیم تا ذهن‌ها درگیر شود. آنجا ندیدم یک نفر بیاید دفاع بکند. یعنی قضاوت خانم‌های بی‌حجاب هم این بود که رضاخان کار بدی کرده. با این حال، چالش ما تطهیر پهلوی بود. در اذهان شبهه شده بود که اگر کار بدی کرده، کارهای خوبش را هم ببینیم. از این تیپ شبهات که ناشی از یک طرفه بودن روایت تاریخ در افکار عمومی است. پایان عرضم این است که مسأله‌ تاریخ، یک ژانر جذاب برای مخاطب عمومی است که در دلش می‌شود وقایع تاریخی و حماسه‌های تاریخی را بازخوانی کرد و در قالب‌های خیلی خوب با یک روایتگری ساده، می‌شود مفاهیم زیادی را به مخاطب منتقل کرد.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/8255

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی