همت بلند دانشجویان بسیجی در یزد/ وقتی عملیات‌های میدانی با جوانان بود

۹۹/۰۴/۲۲، ۱:۵۵ ب٫ظ

دانشجویان در روزهای قرنطینه عمومی، با حضور میدانی در عملیات‌هایی مثل گندزدایی معابر، کنترل تردد افراد و خودروهای بومی، خیاطی ماسک و یا تولید شیلد، صحنه‌های به‌یادماندنی از مقابله شیوع کرونا در موج اول اپیدمی خلق کردند.

به گزارش «ایام»، چند ماهی است از تعطیلی دانشگاه‌ها به علت شیوع کرونا می‌گذرد. در این بین، عده‌ای از دانشجویان معنای متفاوتی به قرنطینه بخشیده‌اند. جوانان که در روزهای قرنطینه عمومی، با حضور میدانی در عملیات‌هایی مثل گندزدایی معابر، کنترل تردد افراد و خودروهای بومی، خیاطی ماسک و یا تولید شیلد، صحنه‌های به‌یادماندنی از مقابله شیوع کرونا در موج اول اپیدمی خلق کردند.
در روزهای اخیر و با صعود نرخ شیوع بیماری کرونا در کشورمان، گزیده‌ای از گفت‌وگوی ایام با محمدرضا صمدی؛ مسئول حرکت‌های جهادی بسیج دانشجویی یزد را در ادامه می‌خوانید که به مرور برخی تجربه‌های موفق جهادگران سلامت در یزد پرداخته است:

تقسیم افراد در کارهای مختلف؛ مانع غافل‌گیری جهادگران

پس شکل‌گیری ستاد مردمی امداد؛ سما، در شهرستان یزد، اولین برنامه ما تولید ماسک بود. بعد ضدعفونی و گندزدایی را شروع کردیم. در گام بعد، با توجه به اینکه خیلی از بچه‌ها داوطلب خدمت در بیمارستان بودند، بعد از نامه رسمی سپاه به علوم پزشکی، این کار آغاز شد که هنوز هم دوستان مشغول فعالیت هستند.
بعد از کمک به کادر درمان، اقدام به تهیه بسته‌های معیشتی کردیم. برای این اتفاق، یکی از گروه‌های جهادی بسیج دانشجویی، به صورت ویژه پای کار آمد. خدا را شکر قبل از کرونا، از طریق معتمدین محل، امام جماعت‌ها، موسسات خیریه و حتی خود کمیته امداد، یک بانک اطلاعاتی از محرومان و نیازمندان تهیه کرده بودیم. بیشتر افراد شناسایی شده این لیست، از هیچ نهاد حمایتی، کمک دریافت نمی‌کردند. با تجربه قبلی که داشتیم، در این بانک اطلاعاتی، شاخصه “سطح‌بندی وضعیت معیشتی خانواده‌ها” را پیش‌بینی و گردآوری کردیم که کار تقسیم بسته‌ها با دقت خیلی بیشتری انجام شود.

سازمان‌دهی خیاط‌ها در کارگاه‌ها

در زمینه دوخت ماسک‌ و تامین پارچه برش‌خورده و اتو شده برای دوخت آن، آستان قدس رضوی حمایت خوبی کرد. کارگاهی هم در منزل آقای بهشتی؛ از بازاریان یزد برپا شد که به صورت عمده و متمرکز کار پیش برود. آنجا روزانه ۲ تا ۳ هزار ماسک تولید می‌شود. روال کار اینطور شد که تامین منابع و اقلام اولیه با خیّر و نیروی انسانی با ما. با اینکه کار خودجوش بود، ولی روند سریعی داشت. حدود ۴۰ نفر خیاط هم به کارگاه آستان قدس معرفی کردیم.
ما از همه مجموعه‌هایی که کار می‌کردند کمک گرفتیم و از بین آن‌ها سرشبکه مشخص کردیم. برای مثال هیئت انصار ولایت، کمیته خادمین شهدا، هیئت فاطمه و غیره. مجموعه‌های مختلف آمدند پای کار. در محله‌ها رابط داشتیم و از ظرفیت هیئت‌های سنتی هم خیلی استفاده کردیم. به عنوان مثال هیئتی با هماهنگی یکی از کارخانه‌های شیر برای دانشجویان حاضر در برنامه ضدعفونی معابر، شیر می‌آورد. ارتباط عمده ما با مجموعه‌های مذهبی بود، اما برای خیاطی، عموم مردم و گروه‌ها برای همکاری ‌آمدند.

تجربه سخت عملیات ضدعفونی معابر

با شیوع بیماری کرونا در کشور، هر مجموعه‌ای از دستش برمی‌آمد، به صورت جداگانه کار را شروع کرده بود. به همین دلیل، در انجام برخی فعالیت‌ها مانند سم‌زدایی و ضدعفونی کردن نوعی موازی‌کاری پیش آمد. به یاد دارم اوایل مثلا چهار گروه مختلف رفتند محله‌ حسن‌آباد مشیر را در یک شب ضدعفونی کردند. ما در بسیج دانشجویی بعد از بررسی، این موضوعات را با بچه‌های جبهه فرهنگی در میان گذاشتیم. قرار شد کار عملیات میدانی را ما به عهده بگیریم.
وقتی دانشجویان جهادگر می‌خواستند فعالیت خود را شروع کنند. یک دبّه مواد ضدعفونی کننده با دو میلیون هزینه خریدند. اما بعد گفتند باید با وایتکس ضدعفونی شود و مواد ضدعفونی تبعات دارد. هیچکس نمی‌دانست چه مقدار وایتکس با چه میزان آب مخلوط شود. دچار یک سردرگمی بودیم و دانشگاه علوم پزشکی هم در این زمینه همکاری نمی‌کرد که میزان مواد را مشخص کند. بالاخره ما کار گندزدایی را آغاز کردیم. در ابتدا از معابر شروع کردیم. در سه چهار روز اول اتفاقاتی غیرقابل پیش‌بینی می‌افتاد. مثلا یکی شکایت می‌کرد که آیفون منزلش سوخته، یا خبر رسید که عابربانک یکی از بانک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها سوخته است.
مسئله این بود که تا قبل از کرونا، هر نوع کار فرهنگی یا جهادی را هر مجموعه‌ای جداگانه انجام می‌داد. اما در مورد بیماری کرونا، بحث تخصص مطرح بود. ما نمی‌توانستیم بدون همکاری و تایید دستگاه متولی یعنی دانشگاه علوم پزشکی کاری انجام دهیم و آنها نیز همکاری نمی‌کردند.

ایستادن در برابر مانع‌تراشی‌ها

ما قبل از شروع کار به سختی توانستیم با علوم پزشکی جلسه بگذاریم. آنها فکر کردند کار با دانشجویان پیش نمی‌رود. با توجه به اینکه برای هر محله رابط مشخص کرده بودیم، کار به راحتی انجام شد. در ابتدا از سوی دستگاه متولی کار مانعی نبود، اما بعدها علاوه بر اینکه همکاری نمی‌کردند مانع‌تراشی هم می‌کردند. به عنوان مثال با توجه به سخنان رهبر انقلاب در مراسم روز درخت‌کاری که فرمودند برخی از مغازه‌دارها برای اینکه مردم دستشان را بشویند، جلوی مغازه شیر آب گذاشته‌اند و ایشان به نیکی از این کار یاد کردند. بعد از آن، قصد داشتیم در خیابان و جلوی مغازه‌ها شیر آب بگذاریم. اما واحد بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی مانع شد. به این دلیل که شاید کسی از این شیر، آب بخورد.

انتظار طولانی برای یک پروتکل!

در موضوع سم‌زدایی معابر، ما چهار روز منتظر ماندیم که این دستگاه اجرایی به ما بگوید از محلول ضدعفونی استفاده کنیم، یا چه میزان وایتکس در آب حل کنیم. بالاخره با اینکه آقا اگر نگویید فردا برای ضدعفونی می‌رویم و اگر اتفاقی افتاد مسئولیتش با شما خواهد بود، کار را پیش بردیم. در آخر گفتند که میزان آب و وایتکس باید یک به پنجاه باشد. اما این موضوع را روی کاغذ نمی‌آوردند و می‌گفتند این برای ما مسئولیت دارد و هنوز پروتکلش از تهران نیامده است. حالا چند وقتی است که این امر را بومی‌سازی کرده‌اند، اما روی کاغذ نمی‌آورند. می‌گویند باید از تهران پروتکل بیاید! در حالی که ما همه معابر را ضدعفونی کرده‌ایم. حتی یک بار که این عملیات را با ماشین‌های آتش‌نشانی انجام می‌دادیم، یکی از مسئولین هیئت‌های یکی از محلات یزد به مسئول مربوط در علوم پزشکی پیام داد که آیا این فرمول تایید است؟ او هم فقط نوشته بود «خدا قوت» که مبادا پیامش سند شود.

تحقیق و تنظیم: زینب کشاورز


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/8601

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی