جهادگران روی موج خدمت/ گفت‌وگو با طلبه‌ای که بیش از صد گروه مردمی را برای مبارزه با کرونا فعال کرد

۹۹/۰۴/۲۴، ۱۲:۴۱ ب٫ظ

مسیرها را لیست می­‌کنیم و در گروه هماهنگی فضای مجازی قرار می‌­دهیم… تیم بسیج فلان منطقه می‌بیند تیم آن مسجد دیگر کجاست. می‌رود هرجا خلاء باشد یا خیابانی مغفول مانده باشد، زحمتش را می‌کشد… این مزیت اخلاص جهادگران است که کار برکت پیدا می‌کند. ما خودجوش با هفت یا هشت گروه شروع کردیم و به صد گروه رسیدیم.

به گزارش «ایام»، علیرضا سرحدی؛ جوان دهه هفتادی است که به تازگی به کسوت طلبگی درآمده. این گزارش، برگرفته از مصاحبه با طلبه‌ای است که سازمان‌دهی حرکت‌های مردمی و جهادی شیراز در دوران مبارزه با موج اول کرونا را برعهده داشته است. در سایه موج دوم شیوع ویروس کرونا، بیش از هر چیز روایت تلاش‌های جهادی و خودجوش مردمی است که می‌تواند جامعه را به ریل مقابله با کرونا برگرداند. در ادامه با تلاش‌های میدانی طلّاب شیرازی با محوریت آقای سرحدی بیشتر آشنا می‌شویم.

جهاد طلبه‌ها

از حضور طلبه‌ها در عرصه‌های اجتماعی می‌پرسم. واژه‌ای به کار می­‌برد که قابل توجه است: «این نسل، نسل جدیدی است که خیلی وسط میدان‌­تر و دغدغه­‌مندتر و خوش‌­فکرتر از نسل قبلی است. حالا نمی‌­توانم این تعبیر را بگویم، ولی مردمی‌­تر هم هستند.» این تعابیر حاکی از نگاه انتقادی او به فضای حاکم در حوزه‌های علمیه است.

بحث را عوض می‌کند: «در مجموعه، چندین گروه ویژه از طلاب داریم. همگی طلبه‌هایی هستند که ضرورت حضور در عرصه‌های مختلف را درک کرده‌اند.‌» یکی از همین گروه‌های ویژه از میان طلاب، گروه جهادی شهید مسرور است که با هماهنگی و کسب مجوز در بیمارستان حضرت علی اصغر(ع) به عنوان خط مقدم دفاع از سلامت، مشغول به خدمات‌رسانی به بیماران کرونایی هستند.»

البته به دو گروه دیگر از طلبه‌ها هم اشاره می‌­کند که در مناطق کم‌برخوردارتر جنوب شهر، مشغول خدمات‌رسانی هستند و اقلام بهداشتی مانند و ماسک و مواد ضدعفونی را به خانواده‌ها می‌رسانند. می‌پرسم برای اقلام بهداشتی پولی هم می‌­گیرید. با اخمی که شاید پنهان می‌­کند جواب می‌­دهد: «ما اینجا چیز پولی نداریم.»

کرماشان

درباره سابقه حضور در عرصه‌های جهادی می‌پرسم. به نظر می‌آید سابقه‌ای طولایی در این عرصه دارد. گفت سه روز از زلزله کرمانشاه گذشته که گروه خود را به سرپل ذهاب می‌رساند. به کمک آستان قدس رضوی، سوله‌ای دست و پا می‌­کنند و با گروه‌های شیرازی، تهرانی و مشهدیِ حاضر، برنامه‌ریزی‌هایی را برای خدمات‌رسانی به زلزله‌زدگان انجام داده و اجرا می‌کنند: «آن سوله ابتدا متعلق به آستان قدس بود. بعد دیگر به بچه­‌های جهادی و مردمی رسید. هم تجهیزاتی که می‌­آمد و هم شناسایی و پخش اقلام، دست بچه‌­های گروه­‌های جهادی افتاد».

در سال‌های اخیر، گروه‌های جهادی عموما محدود شده بودند به اردوهای عمران و سازندگی در روستاها. آن هم فقط در تابستان و ایام تعطیل که بیشتر دانشجویان بتوانند بروند. اما زلزله سرپل‌ذهاب، سنگی بود که در این دریاچه آرام افتاد و باعث بیداری امواج فروخفته شد: «فکر می‌­کنم نقطه اوج برای تغییر نوع فعالیت‌های گروه‌های‌جهادی، زلزله سر­پل‌ذهاب بود. آنجا یک برنامه­‌هایی شروع شد و استارت همدلی گروه‌های جهادی شیرازی آنجا شکل گرفت. گروه‌­های مختلفی از شیراز به آنجا می‌­آمدند، ولی کمی بعد برمی‌­گشتند.

گروه ما و سیدغفار حسینی و آقا حجت­ رحیمی، یک کار مشترک را در یکی از روستاهای اهل حق سرپل‌ذهاب آغاز کردیم. البته ما از قبل همدیگر را می‌شناختیم و در برنامه‌های خادم الشهداء با هم بودیم، ولی در آنجا یک کار تیمی مشترک را شروع کردیم.»
این نهال در سرپل ذهاب کاشته شد. اما نیاز به آبیاری و مراقبت داشت تا رشد کند و شکل بگیرد و تنومند شود.

سیل گلستان

بعد از به سرانجام رسیدن کرمانشاه، گروه‌های جهادی مشغول به کارهای بومی خودشان بودند. تا اینکه دو سال بعد؛ چند روز قبل از نوروز ۹۸، سیل استان گلستان اتفاق افتاد. دوباره بهانه‌ای پیش آمد که همان گروه‌های جهادی که در کرمانشاه با هم تعامل و همکاری داشتند، گرد هم بیایند و با حرکتی منسجم‌تر از قبل، راهی جهاد در استان گلستان شوند: «یک تیم جمع شدند و به گلستان رفتند. یک آشپزخانه راه‌­اندازی کردند و روزانه دو­هزار پرس غذای گرم در آن شرایط آب‌گرفتگی و سخت، تهیه و پخش ­کردند. آنجا تقسیم‌بندی کوچه به کوچه شدند، مسئول گروه و مسئول کوچه مشخص شد و تک به تک خانه‌ها را پوشش می‌دادند.»

نهالی که با سیل آبیاری شد!

کمی بعد سیل شیراز اتفاق افتاد. گروه‌ها خودشان را به شیراز رساندند. اوضاع شیراز کم‌کم آرام شد و سروسامانی گرفت که سیل در سیستان‌وبلوچستان جاری شد: «برای سیل سیستان‌وبلوچستان هم رفتیم. آنجا هم دوباره گروه‌­های جهادی شیراز یک آشپز­خانه راه‌­اندازی کرده بودند. علاوه بر آن، محدوده­‌ای که روستا­های اطراف چابهار بود را به بچه­‌های شیراز سپردند. همه از قبل تجربه داشتند. گروه­‌ها با هم به اتحاد و همدلی رسیده بودند. ثمره این بود که مدیریت آن منطقه، دست بچه‌­های شیراز افتاد که بحث سازندگی آنجا، آمار در آوردن و کار کردن از صفر تا صد به عهده این رفقا گذاشته شد و انصافاً هم خوب عمل کردند.»

به نظر می‌رسید نهال همدلی و اتحادی که در زلزله کرمانشاه کاشته شد، با آب سیل آبیاری شد: «گروه­‌های جهادی، کار­های مختلف انجام می‌­دادند. دیگر هر گروه، هویتی برای خودش داشت. در عین حال با هم هماهنگ بودند. هماهنگ بودن به این معنی که اگر گروهی کم و کاستی داشت، آن را با کمک یکدیگر حل می‌­کردند. مثلاً گروهی می‌گفت ما اینقدر پول کم داریم. بقیه ضمن کار خود، تلاش می‌کردند برای آن گروه هم پول جور کنند. این اتفاق‌ها افتاد که تبلور آن مثلاً در ساخت خانه برای سلطان­‌آباد دیده شد. آنجا برای چهار خانوار مستضعف قرار شد خانه ساخته شود. همین گروه­‌ها پول گذاشتند و کمک کردند.»‌
این فعالیت‌ها و ارتباط‌‌‌گیری‌ها، موجب شد که دیگر گروه‌های جهادی از پتانسیل و استعدادهای یکدیگر شناخت داشته باشند و در بحران‌های پیشِ رو، هم‌پوشانی کنند.

غول بی شاخ و دم

همه اینها گذشت تا قضیه کرونا پیش آمد. در قضیه کرونا، حساسیت بیش از بحران‌های قبلی بود. چرا که اپیدمی بودن این بیماری، کار را خیلی از سخت‌تر از بحران‌های قبلی می‌کرد. از طرفی مواد و اقلام بهداشتی چیزی بود که کمتر رایج بود. این مسائل باعث شد که گروه‌های جهادی حساب شده‌تر پیش بروند: «با چند نفر از بچه­‌هایی که می­شناختیم، این کار را شروع کردیم. گفتیم بیاییم همگی یک گروه شویم.

با آقا سیدغفار حسینی یک صحبتی کردیم. گفتیم هر کسی را که می‌شناسیم بگوییم برای هماهنگی مسیر­های ضدعفونی -که دوباره‌کاری نشود- و هم برای پشتیبانی عملیات. شاید با شش یا هفت گروهی که اطراف خودمان بود، شروع کردیم و این کار شکل گرفت. با هم هماهنگ کردیم که هر کسی چه مسیری برود. با شش، هفت گروه شروع شد و الحمدالله الآن به ۶۷ گروه رسیده.»

حرکت ستادی برای حل معضل موازی‌کاری

اصلی‌ترین مسئله‌ در این کار، تهیه دستگاه‌های گندزدایی بود. گام بعدی، تأمین محلول ضدعفونی بود. این کار هم با همت و تلاش خودجوش همین بچه‌ها حل شد: «برای تهیه دستگاه در ابتدا اعلام شد هر کسی می‌­تواند برود کرایه کند و یا قرض بگیرد و یا با پول شخصی و یا به کمک خیِّرها از همین سمپاش‌های دوشی بخرد. به لطف خدا توانستیم دوازده دستگاه از یک خیِّر بگیریم.

بعد گفتیم چه اشکال دارد دو دستگاه آن را به فلان گروه جهادی بدهیم. برای مواد اولیه هم از آب و وایتکس خانگی­ استفاده می‌کنند. بعضی هم می‌رفتند از سپاه یا شهرداری می‌­گرفتند. این‌جوری کار شروع شد و عملیات‌ها شکل گرفت. محله­‌بندی کرده بودیم. ما از عادل‌­آباد شروع می‌­کردیم و تا دروازه می‌­آمدیم. از آنجا به بعد، باز یکی دیگر از گروه­‌ها، کار را دست می‌گرفت.

مسیر را از خودشان می‌پرسیدیم. مثلاً می‌­گفتیم شما در چه محدوده­‌ای هستید؟ بسم­‌الله! این مسیر ثابت شما. چه زمانی می‌­توانید کار کنید؟ مثلاً می‌گفتند هر شب.
مسیرها را لیست می‌­کنیم و در گروه هماهنگی فضای مجازی قرار می‌­دهیم. لیست را هر روز تا عصر بروزرسانی می‌­کنیم. در گروه‌­های دیگر هم منتشر می‌­کنیم تا همه­ تیم‌های جهادی مطلع شوند. مثلاً بچه­‌های بسیج فلان منطقه می‌­گویند آقا فلان جا را فلان تیم انجام می‌دهد، ما به خیابان آن‌طرفی برویم.

ضمن اینکه با قرارگاه جهادی بچه‌­های انقلاب هم‌افزایی داریم که آنها هم با دانستن این لیست، هرجا خلاء باشد یا خیابانی مغفول مانده باشد، زحمت آن را می‌­کشند. چون تیم آنها سیّار است و خودشان تقریباً سی، چهل گروه هستند. الان مجموعه ما که با یکدیگر برای ضدعفونی کار می‌­کنیم، می‌­شود بیش از گروه جهادی.»

کرونا ضرورت اقدامات دانش‌بنیان را یادآوری کرد

گروه‌های جهادی به پیشنهادات علمی، تخصصی و خلاقانه برای بهبود فرآیندها بسیار احتیاج دارند. آقای سرحدی درباره بهره‌گیری از دستاوردهای علمی برای خدمت به مردم اینطور می‌­گوید: «وقتی بیش از حد از وایتکس و آب برای ضدعفونی استفاده شود، این ماده به مرور وارد مجرای تنفسی و ریه‌ی شما می‌شود. مگر ماسک چقدر دوام دارد؟ یک ماسک ساده­ سه لایه.

برخی از بچه‌ها حساسیت ریوی پیدا کرده بودند. از طرف یک گروه­ جهادی، نوعی مایع ضدعفونی‌­ پیشنهاد شد که عوارض کمتری داشت و تولید یک شرکت ایرانی بود. ما که با دردسرهای وایتکس و امثال آن دست و پنجه نرم می‌­کردیم، استقبال کردیم. اسم مایع محلول «جرمی­‌ساید» بود که یک شرکت ایرانی با تاییدیه انستیتو پاستور تولید می‌کرد. یک مایع تقریباً کم خطر­تر بود. حساسیت پوستی و تنفسی ایجاد نمی‌­کرد و مثل آب ­ژاول و وایتکس خورندگی آهن نداشت. وقتی این بررسی‌­ها را انجام دادیم، به کمک یکی از خَیّرین مقداری از آن را خریدیم.
فایده این مایع ضدعفونی‌کننده که معلوم شد، سعی کردیم هرچه قدر می‌توانیم تهیه‌اش کنیم. به گروه‌­های دیگر هم توصیه ­کردیم اگر می‌­توانند این مایع را تهیه کنند. جالب بود که این محصول چون تولید زیادی نداشت، در شیراز کمیاب شد.

سفارش ۳۰۰ کیلومتری!

وقتی دیدیم که گروه‌های جهادی دیگر هم نیاز دارند و تهیه آن ضروری شده، اعلام کردیم هرکس خواست برایش تأمین می‌­کنیم. به هیچ گروه جهادی هم نه نگفتیم. یعنی شاید گروه جهادی هم بوده که اصلاً با ما همکاری نداشته، فقط زنگ زده گفته داریم فلان‌­جا را ضدعفونی می‌­­کنیم، گفتیم بیا یک لیتر بگیر.
نرخ تهیه محلول این مایع تقریباً یک به دویست هست، یعنی یک لیتر آن در دویست لیتر آب قابل استفاده می‌­شود. با اینکه تیم میدانی ما فقط شیراز را پوشش می‌دهد، اما از شهرستان­‌های داراب، فیروزآباد و خرامه هم تماس داشتیم و کارشان را راه انداختیم.

یک بار هم یکی پیام داده بود ما محدوده اطراف شیراز هستیم. گفتیم مشکلی نیست بیایید بگیرید. بعد گفت نه حالا خیلی هم اطراف نزدیک شیراز نیستیم! گفتیم اشکال ندارد، روستاهای اطراف هم باشید مشکلی نیست. گفت راستش ما از روستاهای ابرکوه یزد هستیم. گفتیم دستت درد نکند، ولی خودتان بیایید ببرید! بالاخره نزدیک ۳۰۰ کیلومتر راه است!»

پنجه در پنجه با کرونا

«فکر می­‌کنم اگر مزیت اخلاص جهادگران نباشد، هیچ­وقت کار به این قشنگی و به این زیبایی شکل نمی‌­گیرد. ببینید ما با هفت یا هشت گروه، خودجوش شروع می‌­کنیم. آخرش به صد گروه می‌رسد. این اخلاص یک مزیت بیرونی هم دارد؛ اثربخشی در اذهان مردم. یعنی کاری که می‌­کنیم، کاملا برای مردم ملموس است. این می‌شود که مردم به مجموعه نظام اعتماد می‌­کنند. می‌بینند عده‌ای دارند یک کاری را پیش می‌برند. بچه ­حزب‌­الهی و بچه مذهبی‌­ها را یک بخشی از نظام و حکومت می‌­بینند. که البته این هم افتخار ماست.»

به تعبیر حاج‌آقای سرحدی، اخلاص و مطالبه‌گری دو بال کمال برای گروه­‌های جهادی هستند: «اسم نمی‌آورم که با نهاد­های مختلف جلساتی داشتیم و مطالبه­‌گری‌­هایی داشتیم. مطالبات جلسات برای بحث تولید، کمبود­های ماسک­‌ها و توزیع اقلام بهداشتی، یا نقص فلان نهاد در بحث مثلاً ضد­عفونی کردن و بحث امنیت گروه‌های جهادی بود. این قبیل مسائل چیزی نبود که نسبت به آنها بی‌­تفاوت باشیم. این هم خاطره‌ای شد که یک شب چندین بار سرفه کردم. حدود ساعت ۳بامداد بود. بچه‌ها همان سحر به ۴۰۳۰ زنگ زدند و گزارش حال من را دادند. نه اینکه حالا به من مشکوک شده باشند که مبتلا شده­‌ام. بیشتر می‌‌خواستند شوخی کنند و سرفه‌­های من را بهانه کردند. تا روز بعد دو سه بار از ۴۰۳۰ به من زنگ زدند و جویای حالم شدند و خواستند که در سامانه اینترنتی هم ثبت‌نام کنم. خلاصه نزدیک بود بیایند من را ببرند قرنطینه!»

گویی درد آن‌قدر زیاد بوده که خود را با این شوخی­‌ها تسکین می‌­دهند. البته نه درد کمبودهای خود، بلکه درد مشکلات دیگران: «یک بار به درب خانه­‌ها که مراجعه می­‌کردیم، با خانواده‌ای برخورد کردیم که مورد مثبت ابتلا به ویروس کرونا را شناسایی کردیم. در حالی که دیدیم خودشان اصلاً حساسیتی به این قضیه نداشتند. در واقع شرایط سخت‌شان و عدم دسترسی به تجهیزات و امکانات و تمکن ناکافی مالی برای تهیه اقلام بهداشتی، آن‌ها را از این امور غافل کرده بود. این‌ها برای­ ما خیلی سخت بود.»

مصاحبه: محمدحسین عظیمی
تنظیم: محمدرضا دهقانی


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/8606

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی