تجربیات موفق مدیر یک بیمارستان در مدیریت بحران کرونا

۹۹/۰۴/۲۵، ۱:۰۹ ب٫ظ

ما از ۳۰ بهمن تصمیم گرفتیم که این بیمارستان از مرکز ارائه‌ی خدمات به بیماران سوانح و سوختگی، به بیمارستان کرونا تغییر کاربری دهیم. یکم اسفند ۹۸ این مسئله به تصویب قطعی رسید و از همان روز تدریجاً بیماران آماده‌ جابه‌جایی شدند. دوم اسفند جابه‌جایی بیماران و پرسنل انجام شد و فردایش این تغییر به طور کامل انجام گرفت و پذیرش بیماران کرونایی شروع شد. در کمتر از ۴۸ ساعت شرایط را برای پذیرش بیماران کرونایی مهیّا کردیم.

به گزارش «ایام»، دکتر سیاوش وزیری؛ پزشک متخصص بیماری­‌های عفونی و استاد دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه است. دکتر وزیری ۵۱ ساله، در بحران­‌های مختلف، از زلزله رودبار تا زلزله کرمانشاه را پشت سر گذاشته است. با توجه به مجاورت با عراق، در روزهای اشغال عراق از سوی آمریکا، او که معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بود، خدمت‌رسانی‌های ویژه‌ای در مواقع حساس داشت. همچنین در زمان همه‌­گیری وبا در استان گلستان، به عنوان نماینده وزیر بهداشت در آن منطقه حضور داشت.
دکتر وزیری حالا که رئیس بیمارستان مخصوص کرونایی‌ها در کرمانشاه است، با تکیه بر تجربه حضور در بحران­‌های مختلف، بیشتر برای مقابله با کرونا و حواشی آن آماده است. در ادامه، روایت‌های خاص از حضور او در بحران‌ها و اتفاقات مختلف پیش از شیوع کرونا و پس از آن را می‌خوانید:

زلزله رودبار

زمانی که در منطقه­ رودبار زلزله شد، دانشجوی سال سوم دانشگاه علوم پزشکی گیلان بودم. به اتفاق تعداد زیادی از دانشجویان پزشکی، به خاطر وظیفه انسانی که به دوش ما بود و احساس مسئولیتی که داشتیم، به آنجا رفتیم. با آقای دکتر داوود یادگاری که الان از اساتید دانشگاه شهید بهشتی هستند و آن زمان مسئولیتی در دانشگاه گیلان داشتند، صحبت کردیم و گفتیم ما دانشجویان علاقه‌مندیم برویم وارد منطقه عملیاتی شویم. با ماشین­‌های مرکز بهداشت رفتیم به منطقه رودبار.
کاری که در مناطق زلزله‌زده انجام می‌­دادیم، درمان فوری زخم‌های مخاطره‌آمیز از قبیل له‌شدگی­‌ها، بریدگی‌­ها، خون‌ریزی‌های شدید را برعهده داشتیم. چون آموزش‌دیده بودیم، وظیفه سختی برایمان نبود. حتی در مواردی شکستگی­‌ها را ثابت می‌­کردیم یا کارهای مربوط به جا انداختن دررفتگی­‌ها و گچ‌گیری را انجام می­‌دادیم.
آن زمان مثل امروز ستاد مدیریت بحران به این شکلِ ساختاریافته وجود نداشت که به صورت دقیق نظارت بر فعالیت‌های مختلف نظارت کند. بیشتر افراد بر اساس حس مسئولیت وارد گود می‌شدند. ما هم هر کاری از دست‌مان بر می‌­آمد انجام می‌­دادیم. رسیدگی به مادران باردار، کمک به برنامه‌های واکسیناسیون، آلودگی‌­زدایی، کمک به بهداشت آب و کلرینه کردن آب، از جمله این فعالیت‌­ها بود که همه­ پرسنل حِرَف پزشکی و حوزه بهداشت انجام می‌دادند. شاید اینکه زمان زیادی طول کشید تا حادثه مدیریت بشود، به علت فقدان ستاد مرکزی بود.

حضور در زلزله دینور

زلزله دینور، حدوداً سال ۸۱ یا ۸۲ بود. آن زمان معاون بهداشتی دانشگاه و رئیس مرکز بهداشت استان کرمانشاه بودم. در خود مرکز استان، ما هم حس کردیم زلزله‌­ای آمده، ولی نمی‌­دانستیم محلش کجاست و چند ریشتر است. از طریق بخش فوریت­‌ها و هلال احمر، اخبار به دست‌مان رسید و متوجه شدیم بخش آسیب‌دیده، منطقه صحنه و دینور هست. بلافاصله همراه با تیم عملیاتی و رئیس وقت دانشگاه وارد منطقه شدیم. در لحظات اول، تأمین آب شرب سالم، مواد غذایی و انتقال مجروح خیلی مهم است. این کارها را با کمک حوزه درمان به سرعت انجام دادیم. خوشبختانه وسعت تخریب و تعداد افراد مجروح در حدی نبود که دانشگاه از پس این مشکل بر نیاید.

با گذر از فازِ اولیه، بحث بهداشت محیط مطرح می‌شد. بهداشت مادر و کودک، حفظ برنامه‌های واکسیناسیون، جلوگیری از انتقال بیماری­‌های منتقل‌­شونده توسط آب به ویژه بیماری­‌های دستگاه گوارش که برای رسیدگی به آن‌ها، تقریباً هر روز در منطقه عملیاتی بودیم تا کار به سرانجام رسید.

تقویت روحیه ایثار با گذشت زمان

این را بگویم که هم در زلزله گیلان، هم در زلزله صحنه و دینور و هم در زلزله منطقه سرپل‌ذهاب بودم. برایم واضح بود که مردم علیرغم دست‌وپنجه نرم کردن با فشار معیشتی و مشکلات اقتصادی-اجتماعی، خودشان را از یاد می­‌بردند و به هم­نوع­شان کمک می­‌کردند. این امر نشان می­‌دهد که حس ایثارگری وجود دارد، از بین نرفته و چه بسا با گذشت زمان تقویت هم شده است.
تجربه‌هایی که از ادوار مختلف مسئولیت دارم، این است که مسئولان باید رفتاری داشته باشند که همیشه نگاه امیدوارانه به آینده این کشور به مردم تزریق شود. باید برای مردم، همیشه پای کار باشند، دلخور نشوند، دل‌زده نشوند، خسته نشوند. همه باید به ایرانی بودن خودشان افتخار بکنند.

مدیریت بحران یعنی غافلگیر نشدن

مردم و مسئولین منطقه کردنشین عراق با صدّام در تعارض بودند و خُب صدّام هم آدم جنایتکاری بود. یعنی خیلی دور از انتظار نبود که برای ماندن خودش در حکومت و بقای حزب بعث یک کشتاری در آن منطقه انجام دهد. آن زمان آمریکا هم قصد حمله به عراق را داشت و من رئیس مرکز بهداشت کرمانشاه بودم. هنوز صدام در رأس حکومت عراق بود. ما با برادران سپاه و یک تیمی متشکل از نماینده وزارت کشور، استانداری، دامپزشکی و جاهای دیگری که مرتبط بودند، رفتیم سلیمانیه عراق. آنجا جلساتی با تعدادی از نمایندگان احزاب کرد عراق داشتیم. بحث این بود که اگر صدام به منطقه کردنشین حمله بیولوژیک بکند چه کار باید کرد؟ حمله شیمیایی بکند چه کار باید کرد؟ اگر در جنگ از سلاح­‌هایی با مقادیر اندکی اورانیوم ضعیف شده استفاده شود چه کار باید کرد؟ اگر جنگ‌زدگان با دام‌هایشان مهاجرت کنند و بیایند نوار مرزی ایران چه کار باید کرد؟ کجا باید چادر زد؟ کجا می‌شود این­ها را اسکان داد؟ تأمین آب آنها چگونه باید باشد؟

خوشبختانه مشکلی ایجاد نشد و سریع‌تر از آن چیزی که فکر می­‌کردیم صدام سرنگون شد و حمله شیمیایی یا بیولوژیک به مناطق کردنشین صورت نگرفت و الزامی ایجاد نشد که ما تعداد زیادی جنگ زده را که به سمت کرمانشاه و ایلام هجوم می‌­آورند، مدیریت کنیم. این اتفاقات نیافتاد، درحالی که ما پیش‌فرض و آمادگی لازم را داشتیم. در مدیریت بحران مهم این است که غافلگیر نشوید.

اعزام به استان گلستان در همه‌­گیری وبا

آن زمانی که وبا در چند استان فراگیر شده بود. من رزیدنت دانشگاه تهران بودم، یعنی دستیار تخصصی بیماری‌های عفونی و گرمسیری. آن زمان ما یک برنامه­‌ای داشتیم تحت عنوان طرح یک‌ماهه. معاون آموزش و درمان دانشگاه، با من صحبت کرد که در مناطقی که همه­‌گیری عفونت­‌های روده­‌ای و وبا است نیاز داریم شما اعزام بشوید و الان نیروی متخصص عفونی در استان گلستان کم هست و مراجعات اسهال­‌های حاد آبکی با عوارض شدید و حتی مرگ‌آور در استان گلستان شهر گرگان زیاد شده و اگر تمایل دارید شما را اعزام بکنیم. من هم فکر کردم دیدم من که می‌­خواهم طرح بروم و از طرفی برای من فرقی هم نمی‌­کند کجا بروم، بنابراین پذیرفتم و رفتم.

دکتر وزیری بیمارستان گلستان کرمانشاه

البته این بحران اصلاً با کرونا قابل مقایسه نبود. یادم هست زمانی که می‌­رفتم برای ویزیت، تعداد مریض در بیمارستان خیلی زیاد بود و در راهرو هم مریض بود. حتی آمادگی داشتند در حیاط هم مریض بستری کنند، ولی خوشبختانه در حدی نبود که تبدیل به یک بحران بشود. علاوه بر آن، بیماران وبایی درمان‌شان کار خیلی سختی نیست. اگر این‌­ها تأمین آب­و­الکترولیت بشوند و به طور کوتاه مدت آنتی‌بیوتیک مصرف کنند، بهبود پیدا می‌­کنند.
به طور کلی، کنترل وبا خیلی راحت­‌تر از بیماری‌­های تنفسی است. بیماری تنفسی در هر صحنه­‌ای، در منزل، در بیمارستان، در یک محیط سر بسته از طریق عطسه و سرفه منتقل می‌شود. ولی بیماری مثل وبا باید آب آلوده باشد، مواد خام آلوده مثل سبزیجات خوب شسته نشده باشد. آن‌ها کنترل‌شان راحت‌­تر است، با یک دستورالعمل ساده بهداشتی می‌توان کنترل‌شان کرد ولی بیماری­‌های تنفسی کنترل‌شان یک مقداری سخت است.

شروع کرونا

ما در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، شرایطی را به صورت مستمر تجربه می‌کنیم که این شرایط تقریباً ادواری برای ما تکرار می‌شود. هر سال طغیان بخشی از عفونت‌های تنفسی را داریم که آنفولانزای فصلی یکی از آن موارد است. بعضی مواقع به صورت ادواری، عفونت‌های دستگاه گوارشی داریم. در برخی استان‌های کشور بوده است. بنابراین افرادی که در رشته­‌های عفونی تخصص دارند، معمولاً سابقه‌ی فعالیت در این امور را دارند و بی‌تجربه نیستند یا اگر از نزدیک ندیده باشند، دانش آن را دارند.
ما اواخر بهمن ۹۸ متوجه وجود بیماران کرونایی در کشور شدیم. برایمان امر غیرمنتظره‌ای نبود. ما قبل از گزارشات رسمی کشور، می‌دانستیم که بعد از همه‌گیری در ووهان چین، امکان همه‌گیری جهانی وجود دارد. شرایط روز دنیا و ارتباطات بین‌المللی به گونه‌ای است که رفت و آمدها ممکن است زمینه‌ساز طغیان اینطور بیماری‌ها در ده‌ها کشور باشد. ما هم آمادگی‌های زیرساختی و علمی مواجهه با این مسئله را داشتیم.
از طرف دیگر، زمانی که سارس همه‌گیر شد یا در سال ۲۰۱۲ که سندروم حاد تنفسی خاورمیانه در بین حجاج رخ داد، ما چیزی شبیه به کرونا را تجربه کرده بودیم؛ هر چند آن زمان به این وسعت نبود.

تغییر ماموریت بیمارستان گلستان

قبل از همه­‌گیری کرونا، بیمارستان گلستان کرمانشاه، بیمارستان سوانح و سوختگی بود. بنده علاوه بر ریاست بیمارستان، مسئول کنترل عفونت‌های بیمارستانی بیمارستان گلستان هم بودم. مدت کوتاهی بعد از شیوع کرونا، بیمارستان گلستان تغییر مأموریت داد. این بیمارستان نوساز، دارای تجهیزات مناسبی در بخش عمومی و یک بخش مراقبت‌های ویژه است.
ما از ۳۰ بهمن تصمیم گرفتیم که این بیمارستان از مرکز ارائه‌ی خدمات به بیماران سوانح و سوختگی، به بیمارستان کرونا تغییر کاربری دهیم. یکم اسفند ۹۸ این مسئله به تصویب قطعی رسید و از همان روز تدریجاً بیماران آماده‌ جابه‌جایی شدند. دوم اسفند جابه‌جایی بیماران و پرسنل انجام شد و فردایش این تغییر به طور کامل انجام گرفت و پذیرش بیماران کرونایی شروع شد. در کمتر از ۴۸ ساعت شرایط را برای پذیرش بیماران کرونایی مهیا کردیم.

مدیریت نیروی انسانی

طبیعتاً کمبود نیرو در این شرایط به وجود می‌آید. ما آن زمان از پرستاران و پزشکان و نیروهای بیمارستان امام رضا(ع) که در فاصله‌ی ۱۰۰ متری این بیمارستان است استفاده کردیم و یک فراخوان هم دادیم. تعداد زیادی از همکاران ما در گروه پرستاری و پزشکی اعلام آمادگی و حضور کردند و ثبت نام شدند و ما به آن مقدار که مورد نیاز بود، از بین این افراد انتخاب کردیم.
لذا توانستیم مسئله‌ی کمبود نیرو را مدیریت کنیم و این قدر افراد، مشتاقانه و داوطلبانه وارد کار شدند که ما حتی یک ساعت هم خلأ نیروی انسانی نداشتیم و الان هم به همین شکل است. الان هم خیلی از افراد داوطلب کار هستند با این وجود حتی به آن‌هایی که تجربه‌ی مواجهه با بیماری‌های تنفسی و بیماری‌های پیچیده‌ را نداشتند هم اجازه‌ی کار ندادیم. ولی با این وجود، با مشکل کمبود نیرو مواجه نشدیم.

ناشناخته بودن کرونا در میان کادر درمانی

ما برای آموزش جامعه‌ی پزشکی و پرسنل پرستار جلسات علمی مختلفی در بیمارستان‌ها برگزار کردیم و در مورد تشخیص، سرایت و مسائل مربوط به حفاظت فردی آموزش‌ دادیم. البته اضطراب و نگرانی منطقی هم بود، ولی به تدریج کاهش پیدا کرد. افرادی که از سرایت این بیماری واهمه داشتند، بعضاً هفته‌ها به منزل خودشان مراجعه نمی‌کردند.
افرادی داشتیم که ۲۰ روز مقیم شدند و به منزل نرفتند و در پاویون یا محل‌های اقامتی بیمارستان اقامت داشتند. این افراد شاید در ابتدای امر چون بیماری را نمی‌شناختند، خیلی نگران بودند که چطور با این بیماران مواجهه داشته باشند. ولی وقتی آموزش دیدند آن اضطراب و ترس ریخت و در ادامه با علاقه‌مندی به کار ادامه دادند.

دکتر وزیری بیمارستان گلستان کرمانشاه
روحیه گرفتن کادر درمان از مردم

باید فعالیت‌هایی انجام می‌دادیم که پرسنل برای ادامه‌ی کار نشاط داشته باشند. از رسانه‌ها این جا آمدند و با همکاران مصاحبه کردند و از تک تک کارکنان تقدیر و تشکر شد. هدایایی هم دادند که شاید تأثیر مادی چشم‌گیری نداشته باشد، ولی نشان می‌دهد مردم سپاسگزار و قدردان هستند. کسی که جانش را به خطر می‌اندازد، نمی‌شود با یک هدیه‌ی کوچک زحماتش را جبران کرد. بنابراین این‌ها انگیزه‌های خیلی قوی­تر و بزرگ­تری دارند و همین‌ انگیزه پرسنل را سرپا نگه داشته است. وقتی یک عده‌ای می‌آیند و برای پرسنل، گل و شیرینی می‌آورند و تقدیر می‌کنند، طبیعتاً آدم خوشحال می‌شود. واقعیت است!

دکتر وزیری بیمارستان گلستان کرمانشاه

وقتی که رسانه‌ها، تغییر مأموریت بیمارستان گلستان را به اطلاع مردم رساندند، خیلی‌ها دست به کار شدند. حتی از خارج از کشور برای تأمین مالی اعلام آمادگی کردند. همچنین برای کمک به تأمین تجهیزات، بسیاری از مردم به این بیمارستان مراجعه کردند. مثلاً می‌گفتند می‌خواهیم هزینه‌ی برگزاری سالگرد پدر خود را صرف تأمین تجهیزات کنیم. یا انجمن دندان‎‌پزشک‌ها گفتند پولی را جمع‌آوری کردیم که می‌خواهیم به تأمین مالی این جا کمک کنیم. انجمن داروسازان نیز همین‌طور.
ما حتی داشتیم افرادی که قنادی داشتند و نزدیک‌ عید مقدار زیادی انواع شیرینی را اینجا گذاشتند و رفتند و حتی نماندند که از آن‌ها تشکر کنیم. بنابراین حضور مردم را مفید و موثر دیدم. همچنین هربار هم که مردم با رسانه‎‌ها تماس می‌گرفتند و صدایشان که از زحمات کادر درمان قدردانی می‌کردند، پخش می‌شد، به ما قوت قلب می‌داد. همین هم کفایت می‌کند. ما خیلی دنبال آن نیستیم که کار عجیب و غریبی صورت بگیرد! همین که قدردانی می‌کردند، به پرسنل درمانی روحیه می‌دهد.

قدردانی از حضور نیروهای داوطلب

نیروهای داوطلب بسیج دانشجویی می‌آمدند و محل‌های عمومی یا محل رفت و آمد را سم‌زدایی می‌کردند. این کار کاملاً به صورت داوطلبانه بود و ساعت‌ها وقت می‌گذاشتند. به قدری حجم این کارها زیاد هست که بیانش مشکل است! بعضی مواقع توی ذهن آدم نمی ماند. تک تک شما بخواهید در موردش صحبت کنید باید یک لیستی بگیرید که در چه روزی، در چه هفته‌ای چه تیمی وارد شد! خیلی از این افراد از بسیج جامعه پزشکی، از بسیج دانشجویی، از نیروهای عمومی مردم با ما تماس می‌گرفتند. برای تأمین غذای بیماران، از آستان قدس رضوی یک وعده‌ی غذا و هدایایی آوردند. این کارهایی بود که انجام شد.

استفاده از طب سنتی در درمان بیماران

ما از عصاره‌ی سیاه‌دانه و زنیان برای کمک به درمان بیماران کرونا استفاده می‌کنیم و از طب سنتی و داروهای شناخته‌شده بهره می‌بریم. ولی خبرسازی و ایجاد جنجال نمی‌کنیم. جالب است به شما بگویم ترکیب داروی گلشیسن و زنیان و سیاه‌دانه را در کنار داروهای رسمی به بیماران می‌دهیم و در تسریع بهبودشان بسیار مفید بوده است. روال بهترش این است که در صورت تأیید علمی این کار در مجامع تخصصی، آن را به عنوان یک موفقیت کشوری ثبت می‌کنیم. ولی قرار نیست مصاحبه کنم و برای مردم به عنوان یک خبر بگویم، در حالی که هنوز وجه علمی‌اش نهایی نشده است.

زنجیره‌ی انتقال بیماری قطع نخواهد شد

بیش از ۱۶ مرکز تحقیقاتی در جهان، مشغول کار بر روی واکسن هستند. ۱۰۰ واکسن طراحی شده و مشغول کارآزمایی است. اما بعید است تا یک سال آینده، این واکسن برای استفاده‌ی عموم در تمام کشورها در دسترس قرار بگیرد. واکسن‌هایی که در دسترس است، از لحاظ اثر بخشی و ایمنی بخشی، مشغول بررسی هستند.
فاصله‌گذاری مثل آن چیزی که در اسفند و فروردین انجام شد، هنوز هم لازم است. این بیماری اگر رعایت فاصله‌ی ۱/۵ تا ۲ متر نشود، از طریق قطرات می‌تواند باعث آلودگی چشم و دهان و بینی شود. اگر مسئله‌ی بهداشت تنفسی و فاصله‌گیری را جدی نگیریم، ویروس کرونا خیلی سریع می‌تواند موج دیگری به وجود بیاورد. این یک بیماری است و ریشه کن نمی‌شود؛ تا زمانی که واکسن آن تولید شده و ایمنی جمعی به حد بالایی برسد. بنابراین ضروری است مردم مسائل بهداشتی را جدی بگیرند.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/8635

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی