یک کرونانگاری متفاوت

۹۹/۰۴/۲۵، ۱:۴۴ ب٫ظ

تصویر غالب از نقش‌پذیری خانم‌ها در مواقع بحران، به دوره پشتیبانی از جنگ باز می‌گردد؛ یعنی نقش غیرمستقیم و البته موثر. شرایط در بحران کرونا، البته متفاوت است. بیشتر پرستاران در بیمارستان خانم‌ها هستند و این‌بار به صورت مستقیم نقش‌آفرینی می‌کنند… تکرار هشتگ «سپاس قهرمانان سلامت» به تنهایی نمی‌تواند تصور و درک ما را بهبود بخشد. خانم‌ها طبیعتا دلبستگی‌ها و وابستگی‌هایشان به خانواده پررنگ‌تر است. باید کمی به دغدغه‌هایشان نزدیک شویم تا ببینیم «قهرمان بودن» و در عین حال «مادر بودن» و «دختر بودن»، ممکن است چه تراژدی سنگینی ساخته باشد.

«ایام»؛ نوشتاری از بهرام سلیمان‌زاده پیرامون تجربه‌نگاری یک پژوهش‌گر کرونا:

بیمارستان

«کرونا» مهمان ناخوانده‌ای است که همان اول، عجیب‌وغریب‌ بودنش بیشتر به چشم آمد. ما کنجکاو بودیم درباره این ویروس عجیب و پیامدهای عجیب‌ترش بیشتر بدانیم. خیلی زود، صداوسیما و رسانه‌های رسمی به میدان آمدند. یکی از کارهای روزانه ما، چشم دوختن به اخبار و نسبت گرفتن بین آمارهای مختلف کرونا بود. در این بین، تصاویر و مصاحبه‌هایی هم با عوامل درمان منتشر شد؛ اما ما همچنان تصور واضحی از میدان اصلی مبارزه با کرونا در بیمارستان نداریم.
روایت‌های صداوسیمایی، با نیم‌نگاهی به مدیریت افکار عمومی و کارکردی ارشادی-تبلیغاتی همراه بود. از طرفی، تصویری که از پشت درب‌های بیمارستان مخابره می‌شد، با نوعی کلیشه‌نگری همراه بود. تکرار چندین‌باره یک قاب مشخص، طبیعتاً نمی‌توانست پاسخی برای سوالات ما درباره این بحران و دغدغه‌های عوامل درمان باشد.

«حسین عباسپور» یکی از پژوهشگران جوان تاریخ شفاهی است که تصویری اگرچه کوچک، اما بدون روتوش، از این میدان برای ما نشان می‌دهد. او از معدود افرادی است که به طور منظم، روایت‌های مستقیم از داخل بیمارستان را منتشر می‌کرد. به سراغ بیرون از بیمارستان رفته است؛ اما آنچه قوت کار اوست، همان تصویر عینی و مستقیمی است که از داخل بیمارستان برای ما مخابره می‌کند. این روایت‌های بدون روتوش، با نگاهی تاریخی و به قصد ثبت وقایع انجام شده است. از این رو می‌توانند پایه تحلیل‌های مختلف در پساکرونا قرار بگیرد.

در اینجا، صرفا با چند برداشت آزاد، نگاهی می‌کنیم به ۱۶ حاشیه‌نویسی منتشر شده در صفحه اینستاگرامی حسین عباسپور:

-تصویر غالب ما از نقش‌پذیری خانم‌ها در مواقع بحران، بیشتر به دوره پشتیبانی از جنگ باز می‌گردد؛ یعنی نقش غیرمستقیم و البته موثر. شرایط در بحران کرونا، البته متفاوت است. جامعه پرستاری، عمدتاً خانم‌ها هستند و آن‌ها این‌بار به صورت مستقیم نقش‌آفرینی می‌کنند. بر بالین بیمار کرونایی می‌روند و به عنوان آخرین زنجیره ارتباط با بیمار قرار می‌گیرند؛ آن هم در بیمارستان که آلوده‌ترین مکان به کروناست. درک این موقعیت، کمی مشکل است.

تکرار هشتگ «سپاس قهرمانان سلامت» به تنهایی نمی‌تواند تصور و درک ما را بهبود بخشد. خانم‌ها طبیعتاً دلبستگی‌ها و وابستگی‌هایشان به خانواده پررنگ‌تر است. باید کمی به دغدغه‌هایشان نزدیک شویم تا ببینیم «قهرمان بودن» و در عین حال «مادر بودن» و «دختر بودن»، ممکن است چه تراژدی سنگینی ساخته باشد.

شنیدن روایت سختی‌های پرستاری که همزمان با تزریق آمپول در سرم بیمار کرونایی، دختر ده ساله‌اش را در خاطرش به آغوش می‌کشد. شاید بتواند تصور ما را از ترکیب «خانم پرستار قهرمان» روشن کند.
راستی شرح حال «پرستار طرح» که خانواده‌اش در شهر دیگر است و خودش در حال مبارزه با کرونا در غربت است، چه می‌تواند باشد؟
غسل دادن اموات برای یک بانو، به اندازه کافی غیرقابل وصف است؛ حال، کرونا و ترس و التهاب جامعه را هم به این شرایط اضافه کنید. انگیزه‌های اصلی این افراد از خدمت چیست؟ تامین شغلی؟ وضعیت مالی؟ عشق به خدمت؟ می‌توان صبر کرد و روایت‌هایشان را شنید. «حسین عباسپور» بدون کلیشه‌نگری مرسوم و در همان میدان خدمت، به سراغ آن‌ها رفته است تا تصویری واقعی برای ما ایجاد شود.

-با شیوع کرونا، بسیاری از فعالان اجتماعی، برای خدمت‌رسانی به مردم مشغول شدند. درباره این افراد، دو نکته قابل تأمل است؛ اول اینکه حضور در بحران کرونا برای برخی از آن‌ها، ادامه‌ای برای حضور در بحران‌های قبلی و تجربه‌ای برای خدمت‌رسانی در بحران‌های آینده است. هرجا بزنگاهی از سیل و زلزله و غیره بوده است، آن‌ها هم حاضر شده‌اند. خدمت‌رسانی به مردم، یک جورهایی مشغله اصلی آن‌هاست. ادعایی هم ندارند. زلزله که می‌شود، فرغون برمی‌دارند. سیل که می‌شود، تشت آب برمی‌دارند و به وقت کرونا، هر دو را زمین می‌گذارند و «جان» را به مصاف کرونا می‌برند.
دوم اینکه، خدمت به مردم در بحران کرونا، ملازمه دارد با تاثیرپذیری خانواده‌های آن‌ها از حضور اجتماعی‌شان. این حضور برای خدمت‌رسانی، این‌بار می‌تواند همسر و فرزندان‌شان را در معرض خطر قرار دهد. آن‌ها این «خدمت اجتماعی» و «مسئولیت در قبال خانواده» را چطور جمع می‌کنند؟ نگرانی و همراهی خانواده‌هایشان چه شکلی است؟
برخی از سوژه‌های «عباسپور» هر دوی این ویژگی‌ها را دارد. روایت‌ آن‌ها می‌تواند برای ما بدیع و جذاب باشد. در این ایام، حساسیت برخی از مردم برای مواظبت‌های روزمره مثل شستن دست و ضدعفونی وسایل شخصی بیشتر شده است. شاید برای شما هم اتفاق بیافتد که برای یک خروج ساده از منزل، یا برای بیرون بردن زباله، ناچار باشید همه سطوح را ضدعفونی کنید! یا مدت زیادی برای ضدعفونی گوشی همراه‌تان وقت بگذارید. با این شرایط، تصور ما از نحوه پیشگیری و ضدعفونی محیط بیمارستان چگونه است؟ چرا با وجود مواظبت‌ها، برخی از کادر بیمارستانی به کرونا مبتلا می‌شوند؟ روایت چگونگی پیشگیری در میان اهالی بیمارستان، می‌تواند به کنجکاوی درباره این ماجرا و اصلاح تصورمان از میزان مواظبت‌ها کمک کند.
گفت‌وگو با مسئول انتظامات بیمارستان امام رضا (ع) که به تازگی از کرونا رها شده و البته مشاهدات مصاحبه‌کننده، می‌تواند پاسخی برای سوال‌های ما باشد. آنچه از این حاشیه‌نگاری‌ها برمی‌آید، گویی مواظبت‌ها در غیر از بخش‌های درمانی، آنچنان هم چدی گرفته نمی‌شود!

-آمادگی بخش‌های مختلف بیمارستانی برای مقابله با کرونا و سرعت انطباق واحدهای مختلف با شرایط جدید، می‌تواند زاویه دیگری برای روایت باشد. در ایام کرونا، آزمایشگاه بیمارستان امام رضا (ع) در تبریز که تقریباً خاک می‌خورد، به مدار استفاده بازگشت. گفت‌وگو با مسئولان میدانی در بخش‌های مختلف بیمارستان، می‌تواند کمّ‌وکیف این انطباق را برای ما روشن کند. بخش عفونت در بیمارستان امام رضا (ع) تبریز، آشپزخانه، آشغال‌سوزی و…، بخش‌هایی است که عباسپور به سراغ آن‌ها رفته است. کار این واحدها، تحت‌الشعاع کرونا قرار گرفته است و خاطرات مسئولان آن‌ها، راهی برای درک مشکلات و نحوه خدمت‌رسانی آن‌ها در این شرایط است.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/8610

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی