بررسی کارکردهای رسانه‌ای نماز جمعه

۹۹/۰۴/۲۹، ۳:۰۶ ب٫ظ

ابتدای انقلاب تعریف ما از نماز جمعه این بود که دنبال رسانه‌ای برای احیای یک آیین عبادی و همچنین طرح مهم‌ترین مسائل سیاسی جامعه در آن بودیم. آن موقع به دلیل ضعف رسانه‌های مدرن این نیاز وجود داشت.

به گزارش «ایام»، گفت‌وگوی پیش رو با دکتر ناصر باهنر؛ مدیر بنیاد فرهنگی رفاه پیرامون «کارکرد‌های رسانه‌ای نمازجمعه» در شماره ۵ نشریه سوره چاپ شده است. هدف از این مصاحبه، بررسی امکان تبدیل شدن نمازجمعه به یک رسانه فراگیر است که از آرمان‌های مطرح شده در کلام رهبر معظم انقلاب خطاب به ائمه جمعه است. به مناسبت فرارسیدن پنجم مرداد ماه؛ سال‌روز برپایی اولین نمازجمعه بعد از انقلاب، این گفتار بازنشر می‌شود:

ناصر باهنر کارکردهای رسانه ای نمازجمعه سنتی
ناصر باهنر
اشاره

بر مبنای تحقیقاتی که صورت پذیرفته و خود بنده هم در آن نقش داشته‌ام، اگر بخواهیم کمی صحبت کنیم، هنوز رسانه‌های سنتی، ۶۰ درصد نیاز‌های دینی مردم ایران را تأمین می‌کنند. لذا رسانه‌های سنتی همچنان نقش موثر‌تر و در برخی موارد بی‌بدیلی در قیاس با رسانه‌های مدرن دارند. یکی از این رسانه‌ها، نماز جمعه است.
مطابق تحقیق یاد شده، در بین مجموعه رسانه‌های سنتی و مدرن ایران، جایگاه نمازجمعه صرف‌نظر از کارکرد‌های سیاسی و غیردینی آن (منظور کارکرد‌هایی است که مستقیماً به نیاز‌ها و پیام‌های دینی مربوط می‌شوند) آن‌قدر پایین بود که به عنوان یک رسانه سنتی مورد توجه جدی جامعه ایران، از آن ذکری نکردیم؛ مگر اینکه مجموعه مخاطبان‌مان را به جمعیت متدینین محدود کنیم که در آن صورت نمازجمعه برای آن‌ها رسانه خیلی مهمی می‌شود. حالا شما حساب کنید این افراد چه بخشی از جمعیت کل ایران را تشکیل می‌دهند. نمازجمعه در تاریخ اسلام کارکرد‌های فوق‌العاده مهمی داشته است. مهم‌ترین رسانه‌ای بوده که می‌توانسته مردم را بسیج کند و اطلاعات ناب دینی و اجتماعی و سیاسی را در اختیارشان قرار دهد.

چرا ما در جامعه خود و در دهه اخیر شاهد چنین وضعیتی هستیم؟

من علاقه‌مندم بحث خود را از دیدگاه‌های تئوریک شروع کنم و بعد به بحث‌های دیگر بپردازیم. یکی از دیدگاه‌هایی که در جامعه‌شناسی و ارتباطات وجود دارد، دیدگاه کارکردی و دیدگاه کارکردی ساختاری است. بر این اساس، همه پدیده‌هایی که در جامعه وجود دارند بدون استثناء دارای کارکرد هستند. این کارکرد‌ها که باید در حوزه ساختاری‌شان تبیین شوند، بر چند دسته‌اند:
یک دسته، کارکرد‌های آشکارند. دسته‌ای دیگر کارکرد‌های پنهان.
فرض کنید کارکرد آشکار نهادی مثل خانواده، تولید نسل و بقای جمعیت در جامعه است. این کارکرد‌ها در فرهنگ‌های مختلف، متفاوت است. دیگر اینکه هر کدام از این نهاد‌ها و واقعیت‌های اجتماعی، می‌توانند کج کارکرد هم داشته باشند. یعنی به رغم نقشی که از آن‌ها انتظار می‌رود، به راهی بیافتند که درست خلاف کارکرد مورد توقع باشد، یعنی تاثیر کاملاً متضاد و مخالف داشته باشند.
سوم اینکه بعضی از علمای علوم اجتماعی می‌گویند، ممکن است پدیده‌ای به مرحله‌ای برسد که بدون کارکرد باشد. حالا در این مناقشه است، یعنی کارکردی که از پدیده‌ای انتظار داشتند، دیگر از آن بر نمی‌آید، لذا می‌شود بی‌کارکرد.

ناصر باهنر کارکردهای رسانه ای نمازجمعه سنتی

در صدر اسلام هدف از تأسیس نمازجمعه، کارکرد ارشادی آن بود. یعنی پیامبر اسلام دنبال جایی بودند که مردم تازه مسلمان دور هم جمع شوند تا در درجه اول عقاید و باور‌های دینی در آن‌ها تقویت شود، احساسات دینی در آن‌ها درونی شود و نوعی تغییر اخلاق و رفتار در یک «رودررویی صمیمی» بین رهبر اسلام و مردم علاقه‌مند به دین به وجود بیاید که بعد پیامبر پایه‌های دیگر حکومت خود را بر مبنای این اتفاق اصلی بنا کند. به تدریج می‌بینیم بنابر نیاز‌های جامعه، کارکرد آموزشی نیز اضافه می‌شود، کارکرد اطلاع‌رسانی هم به آن اضافه می‌شود؛ حتی مسجد جایگاهی می‌شود برای بحث‌های سیاسی و نظامی. کارکرد یک رسانه چه سنتی و چه مدرن در طول تاریخ باید متناسب با شرایط، پویایی داشته باشد.

علت محدود شدن رسانه‌های سنتی به تعبیر دیگر عدم پویایی تعارف ان در عصر فعلی را چطور تحلیل می‌کنید؟

وقتی ما از یک رسانه تعریفی ارائه می‌دهیم و بر مبنای آن، محدوده‌هایش را تعیین می‌کنیم و می‌گوییم نمازجمعه یک رسانه عبادی سیاسی است، دوم این که چرا توجه نمی‌شود آیا کارکردها و تعاریف متناسب با شرایط اجتماعی و بر مبنای اصول اسلامی هستند و با مشخص و از پیش تعیین شده‌اند. چقدر کارکرد‌های جدید به رسانه‌های سنتی بعد از انقلاب افزوده شده که برخی قابل مناقشه است، ولی بسیاری از آن‌ها  قابل قبول بودند و باعث پویایی شدند که نمونه کامل آن را در مسجد محقق می‌بینیم. مساجد شد پایگاه هنری، و برنامه‌های آموزشی و برنامه‌های خاص نوجوانان و جوانان یعنی کارکرد‌های متناسب با شرایط انقلاب باعث باز تعریفی از مسجد شد یعنی در عین حال که مسجد به عنوان یک پایگاه عبادی حفظ می‌شد، کارکرد‌های دیگری نیز داشت.

در ابتدای انقلاب تعریف ما از نماز جمعه این بود که دنبال رسانه‌ای برای احیای یک آیین عبادی و همچنین طرح مهمترین مسائل سیاسی جامعه در آن بودیم. آن موقع به دلیل ضعف رسانه‌های مدرن این نیاز واقعا وجود داشت. در آن زمان بحران‌های سیاسی موجود باعث می‌شد انقلابیون دنبال تریبون باشند که ارزش‌ها و توصیه‌های رهبران انقلاب از طریق آن منتشر شود اما به تدریج که جلو آمدیم، دیدیم بخش عمده‌ای از نیاز‌های دینی و سیاسی مردم از طرق دیگری مثل رادیو، تلوزیون و مطبوعات تأمین می‌شود. شما الان از مردم بپرسید این اطلاعات و اخباری که از طریق تریبون نماز جمعه در اختیار شما گذاشته می‌شود، آیا برای نخستین بار است که می‌شنوید یا دو هفته، سه هفته، یک ماه قبل شنیده‌اید و هم تحلیل کرده‌اید. بعضی از شرکت‌کنندگان در نماز جمعه که در موضوعات مختلف اجتماعی دارای تحلیل هستند، می‌گویند ما در حال حاضر نیاز‌های جدیدی داریم. یعنی الان کارکرد‌هایی وجود دارد که به وسیله رسانه‌های دیگر و یا از طریق ارتباط میان فردی و گروهی دیگر برآورده نمی‌شود. من می‌خواهم از این استفاده کنم و بگوییم رسانه‌ای به نام نماز جمعه، امروزه در ساختار اجتماعی ما باید دوباره تعریف شود و برمبنای تعریف مجدد باید کارکرد‌های جدیدی را هم برایش در نظر بگیریم؛ هنوز همان تعریف و همان کارکرد‌های ابتدای انقلاب را داریم اجرا می‌کنیم. یک مسئله مهم این است که در مقوله ارتباطات، آخرین تاثیر قهری یکسان بودن پیام، دلزدگی و خستگی مخاطب است. اگر ما می‌خواهیم مردم به پیام‌های ما حساس باشند، راهش این است که آدم‌های جدیدی را بیان‌نو و چهره‌نو و ادبیات‌نو به عنوان خطیب نماز جمعه مطرح کنیم. این، نوگرایی به معنی منفی آن نیست. ما در حوزه و دانشگاه آدم‌های بسیار متدین و آگاه دینی داریم که باید در نماز جمعه به عنوان خطیب نماز جمعه مطرح ‌شوند. نکته بعد این که باید در محتوای ارائه شده در نماز‌های جمعه تغییر ایجاد کنیم. به تازگی گفته‌اند ما می‌خواهیم موضوعاتی را مطرح کنیم که به هیچ وجه در طول سال‌های گذشته در نمازجمعه مطرح نبوده‌اند از جمله موضوعاتی هنری که این خود قدم بسیار مهمی است.

نکته آخر این که من با همه احترامی که برای سیاست‌گذاران نمازجمعه قائل هستم، معتقدم تغییر در این شورا ضروری است. نه این که این افراد آدم‌های متعهد و پر تلاشی نیستند؛ من تک تک این عزیزان را می‌شناسم و برایشان احترام قائلم. اما در هر نهادی، یک مجموعه در دوره‌ای خاص می‌تواند تولید فکر و اندیشه کند، بعد به آدم‌هایی نیاز است که افکاری جدید، آگاهی‌های جدید و ایده‌های جدید بیابند و راه قبل را تکمیل کنند. تا زمانی که در ستاد سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی تغییر به وجود نیاید، ما همچنان با این مسئله مواجه‌ایم. باید نشست و این بار تعریف رسانه، کارکرد‌های جدی و نقش‌های جدیدش را مطرح کرد.

درباره محتوای خطبه‌های نماز جمعه هم آیا تغییراتی را ضروری می‌بینید؟ این محتوا در چه جهاتی باید تغییر کند؟

اگر مسائل مطرح شده در نمازجمعه را طی سال‌های اخیر تحلیل محتوا کنیم، به دو نکته می‌رسیم: اول این که تعریف ما از مخاطبان نمازجمعه «متدینین مسجدرو» بود. یعنی گفته‌ایم با آدم‌های متدینی رو به رو هستیم که نمازشان را می‌خوانند، روزه‌شان را می‌گیرند و مسجدشان را می‌روند؛ اصلا این‌ها آدم‌هایی نیستند که مشکل داشته باشند و نمازجمعه را برای تعریف این‌ها تعریف کرده‌ایم. دوم اینکه نمازجمعه را محدود کرده‌ایم به طرح یک سلسله مسائل سیاسی و بین‌المللی و مناسبت‌ها.

اگر احیاناً بحث‌های دیگر هم مطرح می‌شود، سریع سروته‌اش را هم می‌آوریم تا برسیم به خطبه دوم که بحث سیاسی است. مگر دین اسلام یک دین همه‌بُعدی نیست؟ مگر ما نمی‌گوییم اسلام انقلابی و اسلام ناب را می‌خواهیم؟ اسلام نابی که امام می‌گفت، اسلامی است که در همه جهات حرف دارد. باید در نمازجمعه مجموعه‌ای از موضوعات مورد نیاز نه برای متدینین ویژه، بلکه برای همه مردم ایران که علاقه‌مند به دین هستند و دوست دارند خیلی از حرف‌ها از چنین تریبونی بشنوند، مطرح شود.
ما باید دو کار انجام دهیم: یکی این که تعریف خود را از مخاطبان این رسانه گسترش دهیم. دوم تنوع مطالب مطروح را بیشتر کنیم. یکی از راه‌هایش این است که اگر در خطبه‌های اصلی محذوراتی داریم، در سخنرانی‌های پیش از خطبه بیایم به تناسب نیاز‌های مردم از هنرمندان و جامعه‌شناسان و نویسندگان انقلاب دعوت کنیم تا هم به نیاز‌های مردم پاسخ گفته شود و هم این افراد به جامعه معرفی شوند.

 در یک جمع‌بندی با توجه به فضای رسانه‌ای کشور چه عناصری را باید در کنار هم جمع کنیم تا به فراگیر شدن این رسانه نزدیک شویم؟

به عنوان جمع‌بندی عرایضم باید بگویم، اول: یک بازتعریف از نماز جمعه به عنوان رسانه‌ای که باید دوباره تعریف شود، ضروری است. این که می‌گوییم نماز جمعه یک رسانه است، باید ببینیم پیام‌آفرینان آن چه کسانی باید باشند. پس بازتعریف پیام‌آفرینان هم لازم است. دوم کارکرد‌ها، هدف‌ها و نقش‌های امروزین آن چیست؟ سوم پیام‌های جدید چه می‌تواند باشد؟ چهارم مخاطبانش چه کسانی هستند؟ اصلا این رسانه متعلق به چه کسانی است؟ اگر این را روشن کنیم، خیلی از بحث‌هایمان حل و فصل می‌شود. پنجم اینکه تعامل این رسانه با رسانه‌های دیگر چیست؟ در فرهنگ اسلامی ایران چطور باید سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شود؟

ارتباطات سنتی و رسانه‌های سنتی در جوامع در حال گذار، نقش مهمی را بازی می‌کنند. در این نوع جوامع نوعی بحران مشروعیت برای رسانه‌های جمعی اتفاق افتاده است. مثلا در جامعه خودمان تا قبل از انقلاب، رادیو و تلوزیون در بین مردم مشروع و مقبول نبود و حداکثر به عنوان یک وسیله سرگرم‌کننده مطرح بود که فیلم‌های سینمایی و سریال‌هایش را می‌دیدند. اما نه در حوزه اطلاع رسانی و نه در حوزه سیاسی، رسانه مشروع و مقبولی نبود. مردم اطلاعات‌شان را از طریق رسانه‌های سنتی به دست می‌آوردند. اما نکته اصلی این دیدگاه آن است که اگر رسانه‌های یک جامعه بخواهند در حوزه اطلاعات موفق عمل کنند، باید سیاست‌گذاری و برنامه ارتباطی طوری باشد که رسانه‌های سنتی و رسانه‌های مدرن در جریانی هماهنگ به صورت همگرا عمل کنند.

اگر شما برای مباحث ارتباطی خود هدفی را در نظر گرفته‌اید، باید ارتباطات سنتی با مزیت‌ها و کارکردهایشان در کنار ارتباطات مدرن (رادیو و تلوزیون و مطبوعات و …)  با ویژگی‌های خود طوری عمل کنند که با همکاری یکدیگر از عهده دستیابی به این اهداف برآیند. در چنین شرایطی است که جامعه به رشد صحیح در شرایط فرهنگی خود می‌رسد. اما در ایران؟ محور فرهنگ در ایران اسلام است. یعنی تمام مولفه‌های فرهنگی ایران حول اصول اسلامی دور می‌زند. ارتباطات سنتی و ارتباطات مدرن بر مبنای اصول اسلامی باید آنگونه تنظیم شوند که به طور همگرا و مکمل در یک جهت حرکت کنند. این اتفاق تا سال ۵۷ به بعد امکانی فراهم آمد که در طول تاریخ ارتباطات ایران بی نظیر بود؛ به این ترتیب که هم رسانه‌های سنتی و هم رسانه‌های مدرن در اختیار متدینین معتقد به اسلام و انقلابیون قرار گرفت.

کسانی که در حوزه سنت درس خوانده بودند، آمدند به رادیو و تلوزیون و آدم‌هایی که رادیو و تلوزیون را اداره می‌کردند، همان کسانی بودند که در حوزه ارتباطات سنتی کارکرده بودند، معتقد بودند و با ویژگی‌هایش آشنایی داشتند. دیگر دوره اینکه ما بنشینیم و به عنوان تک‌رسانه برای خودمان برنامه‌ریزی کنیم، گذشته است. مثلا قبل از انقلاب جامعه روحانیت مبارز تشکیل می‌شود و می‌گوید مساجد در اختیار من است، نه رادیو و تلوزیون اختیارم است نه مطبوعات. برای مسجد به عنوان تنها رسانه برنامه‌ریزی می‌کنیم. عده‌ای مثل شهید باهنر، شهید بهشتی و شهید مطهری، می‌گویند ما به لطایف‌‌‌‌الحیل توانستیم کتاب‌های درسی دینی را در اختیار بگیریم. این رسانه‌ای است که در اختیار ماست. به بقیه هم دسترسی نداریم، پس می‌آییم برای این برنامه‌ریزی می‌کنیم و از قابلیت‌هایش بهره می‌بریم. اما در شرایط بعد از انقلاب که رادیوی ما دینی است، تلوزیون ما دینی است، مطبوعات ما دینی است، مردم می‌توانند اطلاعات دینی خود را علاوه بر رسانه‌های سنتی از این‌ها نیز دریافت کنند. این غلط است که ما بنشینیم و بگوییم نمازجمعه یک رسانه عبادی سیاسی است و همین.

این رسانه وقتی در کنار رسانه‌های دیگر قرار می‌گیرد باید طوری برنامه‌ریزی شود که از مزیت‌های نسبی هرکدام در جای خود استفاده کنیم. باید به گونه‌ای برنامه‌‌ ریزی شود که این رسانه خلاء و کمبود‌های ارتباطی رسانه‌های دیگر را پر کند یعنی باید ببینیم نماز جمعه چه کارهایی می‌تواند بکند که رسانه‌های دیگر نمی‌توانند بکنند یا رسانه‌های دیگر در چه جاهایی کمبود یا نیاز به نماز جمعه دارند که نماز جمعه بیاید آن را تکمیل کند. نکته در این است که این نگاه مکمل در جامعه ما حتی نسبت به نماز جمعه وجود نداشته است. ما به آن در یک سیستم متعامل نگاه همگرا و پویا می‌گوییم. پویا به این معنا که اگر رادیوی ما در اول انقلاب کار‌هایی می‌کرد، الان در دهه سوم انقلاب صد‌ها کار انجام می‌دهد. رسانه‌های سنتی ما باید آنقدر پویا باشند که بتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.

چه باید کرد که در عین حرکت به سمت همگرایی و نگاه مکمل، آسیب‌های حاصل از قالب گرایی، به رسانه‌هایی سنتی از جمله نماز جمعه وارد نشود؟

فرض‌مان این است که هم نماز جمعه و هم رادیو و تلوزیون زیر نظر ولی فقیه است. منتها توصیه‌ای که می‌توانم بکنم این است که شورای سیاستگذاری رادیو و تلویزیون و شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه ببینند اصول مورد نظر رهبری در این قضایا چیست و با یکدیگر هماهنگ عمل کنند. الان زمان واگرایی نیست یعنی اگر تصور کنیم رادیو و تلویزیون ما دارد به سمت سرمایه داری حرکت می‌کند و نماز جمعه بیاید در جهت حل مشکلات آن حرکت کند؛ آن وقت این (هماهنگی) یک ضایعه است در کشور ما یعنی ما مهم‌ترین نقطه عطف تاریخ ارتباطی‌مان را به همین راحتی از دست می‌دهیم. زمان، زمان آسیب‌شناسی نیست یعنی ببینیم رادیو و تلویزیون کجا دارد به اصول دینی‌مان ضرر می‌زند نماز جمعه بیاید آنجا را پر کند. این نگاه اصلا نگاه درستی نیست. تا موقعی که این نگاه وجود دارد یعنی ما در اصول‌مان مشکل داریم.

ما بحث‌هایمان را از خیلی پیشتر باید شروع می‌کردیم. در بحث من این است شرایطی که همه هدف‌ها به سمت نشر معارف ناب دینی است البته ممکن است که کوتاهی‌هایی هم وجود داشته باشد این دو چطور می‌توانند به کمک هم بیایند. در این شرایط ما داریم نوعی همگرایی ارتباطی را تجربه می‌کنیم و باید از این شرایط استفاده کنیم.

تنها رسانه سنتی که در کشور ما به طور گسترده همراه با رسانه‌های مدرن به وجود آمد، نماز جمعه بود. نماز جمعه به عنوان یک رسانه مستقل بعد از انقلاب راه افتاد، رادیو و تلویزیون هم به کمک آن آمدند. اگر اگر یک فرایند رسانه‌ای بخواهد تاثیر بگذار باید در درجه اول توجه مخاطب به موضوع پیام جلب شود. یکی از کار‌هایی که رسانه‌ها می‌توانند در جهت همگرایی با نماز جمعه انجام دهند، این است که ما موضوعاتی را که در نماز جمعه مطرح می‌شود، بعد از آن رها نکنیم. مثلا ممکن است یکی از خطبا در مورد مسائل قضایی صحبت کند که رسانه‌ای مانند تلویزیون در برنامه‌ای نظیر گفت و گوی ویژه خبری شبکه دو می‌تواند آن را پیگیری کند.

تحقیق و تدوین: مصطفی حریری


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/1724

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی