شیوه منبرداری کافی در گفت‌وگو با دو خطیب خراسانی

منبری که هم سینماها را تعطیل می‌کرد هم سایر منبرها را

۹۹/۰۴/۳۰، ۱۱:۳۵ ق٫ظ

روز عرفه‌ای بود که من به مهدیه تهران رفته بودم، جوان‌ها با قیافه‌هایی می‌آمدند که انسان باورش نمی‌شد؛ آن موقع می‌گفتند هی‌پی و مانند آن! منبر ایشان که تمام شد کم چشمی بود که از گریه قرمز نشده باشد. در برابر آن سیل فساد، منبر و مهدیه کافی نوعی امر به معروف و نهی از منکر مؤثر بود.

به‌گزارش «ایام»، متن پیش رو گفت‌وگویی با دو خطیب برجسته خراسان، حجج الاسلام فاضل کدکنی و رجائی خراسانی دربارۀ شیوه منبرداری مرحوم حجت الاسلام کافی است که در شمارۀ دوم نشریه خراسان فرهنگی منتشر شده است.

هماهنگی میزگردها همیشه مشکل است. اما وقتی مدعوین از خطبایی باشند که اشتغالات و سفرهای تبلیغی متناوبی را دارند کار مشکل‌تر خواهد شد. این چنین است که یک ماه و نیم طول می‌کشد تا پس از پنج بار هماهنگی بتوانی آنان را سرمیزی در کتابخانه مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) مشهد جمع کنی و ویژگی‌های منبر کافی را پس از ۳۳ سال به بحث بگذاری. حجج اسلام رجائی خراسانی و فاضل کدکنی هر دو از سخنوران برجسته و اساتید فن منبر و خطابه هستند که ده‌ها سال است در مشهد و دیگر شهرها و همچنین برخی کشورهای خارجی به تبلیغ و وعظ و خطابه می‌پردازند و البته مرحوم کافی را نیز در دوره‌هایی مشایعت کرده‌اند.

پیش از این که به مرحوم کافی بپردازیم باید ببینیم چرا جایگاه منبر با وجود رسانه‌های جدید هنوز خدشه‌دار نشده؟ تا جایی که حتی امروز منبر در رسانه‌های جدید بازتولید می‌شود و کلیپ‌های منبری‌ها در فضای مجازی و دیجیتال بازنشر داده می‌شود.

فاضل کدکنی: حول منبر، ارتباطی مستقیم و گروهی هست. منبر شرایط و مقدماتی هم دارد؛ در مسجد یا حسینیه، پس از نماز جماعت، وجه عبادی، جمعیت، سؤال و جواب. اما رسانه‌ای مثل کتاب و فیلم یک طرفه و تک بعدی است و این حواشی مفید و جاذبه‌ها را ندارد. روایت داریم مکانی که این برنامه‌ها به نام اهل بیت در آن اجرا می‌شود اعم از حسینیه یا مسجد یا حتی منازل، شعبه‌ای از حرم اهل بیت است. شور و هیجان این احساسات و هماهنگی با دیگران را هم در نظر بگیرید.

رجائی خراسانی: به روز بودن منبرها و جنبه‌های نوآورانه منبرهای قوی یک جنبه است، جهت دیگر هم آن موج احساسی است که ایجاد می‌شود. احساس خیلی اهمیت دارد؛ انسان که با زن و بچه‌اش پای مداحی تلویزیون می‌نشیند، اگر تأثیر هم داشته باشد، خجالت می‌کشد گریه کند؛ اما وقتی در جمعی نشسته شرمش می‌شکند و اشکش جاری می‌شود. یکی از امتیازات منبر این است که می‌تواند احساسات را تحریک و تهییج کند؛ البته به حق و به موقع.

فاضل کدکنی: می‌گفتند وقتی ایشان منبر داشته سینماها در شهرها تعطیل می‌شده است. منبرها را هم تعطیل  کرده بود. همه می‌رفتند پای منبر ایشان.

خوب است کمی فضای آن دوران را هم توصیف و ترسیم کنیم؛ در دوره پهلوی شرایط عمومی مخاطبان منبر چگونه بود و منبر و روضه و واعظ چه جایگاهی در میان مردم داشتند؟

رجائی خراسانی: عصر مرحوم کافی عصر خفقان بود، و این برای مردم عقده شده بود. خیلی از افراد دوست داشتند میدانی برای تخلیه آن داشته باشند. آن‌هایی که مقداری روشن‌تر بودند در مبارزات فعال بودند و عموم مردم هم دوست داشتند آن را در این مجالس خالی کنند. مرحوم کافی در این جهت خیلی موفق بود؛ جنبه‌های اخلاقی و وعظ و خطابه ایشان به کنار، اما روضه ایشان واقعاً عرصه عجیبی بود. آن زمان آقایان اهل منبر، خصوصاً خطبای نامی کمتر روضه می‌خواندند؛ با آن که مداحان از الان کمتر بودند. توده منبری‌های معروف فقط اشاره‌ای می‌کردند و چند جمله‌ای بیشتر روضه نمی‌خواندند، اما مرحوم کافی روضه مفصلی می‌خواند و حتی بین روضه‌هایش دم می‌گرفت و مردم جواب می‌دادند. یادم هست که در احمدآباد یک شب خودم را مقید کردم بروم پای منبر ایشان. دو ساعت و نیم طول کشید و شاید حدود ۵۰ دقیقه روضه خواند.

رجائی خراسانی: بعضی از خطبای نوظهور و جوان روضه نمی‌خواندند؛ این را تجدد می‌دانستند که مثلاً روضه‌خوان نیستند و خطیب و منبری هستند و برای خود یک چنین شأنی قائل بودند.

آن زمان تبلیغاتی شده بود که به صورت توهین‌آمیز می‌گفتند «این‌ها روضه‌خوان هستند….»، «این روضه‌ها چیست که می‌خوانید؟» ، «دستتان را بجای سینه خودتان به سینه دشمن بزنید.» و از این حرف‌ها. این را تجدد می‌دانستند که خطبه‌خوان نیستند و خطیب و منبری هستند. برای خود یک چنین شأنی قائل بودند. لذا بعضی خطبای نوظهور و جوان روضه نمی‌خواندند، ولی مرحوم کافی مقید بود به روضه‌های عالی و با صدای دلنشین البته خیلی هم مقید نبود که لزوماً صحیح باشد، روضه‌هایی که متداول بود را می‌خواند، روضه‌های ضعیف  هم گاهی می‌خواند! ولی اشک می‌گرفت و خودش هم گریه می‌کرد.

من قبلاً فکر می‌کردم شاید گریه‌های مرحوم کافی تصنعی است، اما یکی از دوستان خاطره‌ای نقل کرد که ایشان در تهران سه چهار تا مجلس مفصل رفت و ما هم که همراهش بودیم شب میهمانش شدیم و پس از نیمه شب به خانه ایشان آمدیم. شام خوردیم و خوابیدیم اما خوابم نمی‌برد که دیدم مرحوم کافی بعد از خوابیدن همه و در تاریکی شب عبا را به دوش انداخته و در صحن منزل شروع کرده به یامهدی یا مهدی گفتن، می‌گفت و می‌گریست.

فاضل کدکنی: بعضی آقایان قدردان فضای امروز که ثمره خون شهداست نیستند. دستگاه طاغوتی اصرار داشت بر تضعیف پایه‌های دین و تقویت مظاهر فساد از سینما گرفته تا مجلات فاسد و مجالس عیاشی، مراکز فساد و مشروب‌فروشی‌ها به مراتب بیشتر از منابر و مساجد بود. آنها فساد را ترویج می‌کردند اما نمی‌توانستند اصل دین و ایمان را از مردم بگیرند. در چنین شرایطی کسی که بتواند درد دل مردم را بگوید و دین را در برابر آن همه مظاهر فساد ترویج کند و مؤثر باشد، محبوب خواهد شد. روز عرفه‌ای بود که من به مهدیه تهران رفته بودم، جوان‌ها با قیافه‌هایی می‌آمدند که انسان باورش نمی‌شد؛ آن موقع می‌گفتند هی‌پی و مانند آن! منبر ایشان که تمام شد کم چشمی بود که از گریه قرمز نشده باشد. در برابر آن سیل فساد، منبر و مهدیه کافی نوعی امر به معروف و نهی از منکر مؤثر بود. در آن تاریکی، یک روشنی بود و بهترین استفاده را از فرصت می‌کرد؛ نه خستگی می‌فهمید و نه برای قبول مجلس ناز می‌کرد. به شهر و روستا می‌رفت و سعی می‌کرد در برابر آن مراکز فساد، مراکز دینی را گسترش دهد این چنین بود که سینماها را خلوت کرده بود؛ می‌گفتند وقتی ایشان منبر داشته سینماها در شهر تعطیل می‌شده است. منبرها را هم تعطیل کرده بود. همه می‌رفتند پای منبر ایشان. من خودم در یکی از شهرهای کوچک‌تر منبر داشتم که با مستعمین‌مان می‌آمدیم پای منبر ایشان.

حالا که از شرایط آن عصر بحث شد به مقایسه مرحوم کافی وشریعتی هم بپردازیم. دو سخنوری که مشی اسلامی داشتند و از جهتی رقیب و از جهتی در موازات با یکدیگر بودند. فارغ از محتوا، از نظر نوع سخن‌وری و مخاطب چه تشابهات و تفاوت‌هایی با هم داشتند که هر دو توانستند اولاً تاثیرگذار باشند و ثانیاً دو جریان متفاوت اسلامی را جذب کنند؟

رجائی خراسانی: مرحوم کافی توده مردم را جذب می‌کرد و مستمع خاصی داشت که آن مستمع را دکتر شریعتی نداشت. بارها می‌شنیدم که می‌گفت من برای این حرف‌ها خوب هستم. اگر می‌فرمایید چرا من علمی حرف نمی‌زنم همین‌هایی که پای منبر من می‌آیند همین‌ها را نیاز دارند، بحث‌های خانوادگی، اخلاقی، کسب و کار و غیره. شاید از او هم برنمی‌آمد که بحث‌های علمی آن چنانی را مطرح کند.

اما مرحوم دکتر شریعتی جامعه شناس بود و دانشجوها را می‌شناخت و در حیطه‌ خودش خیلی مسلط بود. اگر عوام می‌رفتند، پای صحبت او اصلاً نمی‌پسندیدند. مخصوصاً اصطلاحاتی که ایشان به کار می‌برد و حتی مثلاً لفظ «علیه‌السلام»ی که پس از نام ائمه نمی‌گفت را عامه متدین نمی‌پسندیدند. اما در جمع دانشجویان خیلی موفق بود و احساسات آنها را خیلی خوب می‌توانست به جوش بیاورد. جنبه مبارزه‌ای هم که داشت در همان طیف خیلی مؤثر بود. شریعتی برای مخاطب مرحوم کافی مؤثر نبود و مرحوم کافی برای مخاطب او.

شکی نیست که مرحوم دکتر شریعتی در پیشرفت مبارزات موفق بود و در آگاهی طیف دانشجویان و راه انداختن آنها خیلی مؤثر بود. البته انتقاداتی که می‌شد اصطکاکاتی هم به وجود آورده بود؛ این اختلافات در اجتماعات و حتی حوزه‌ها وجود دارد. شاید این «اختلاف امتی رحمه» به همین خاطر است. ما خودمان آن زمان جوان بودیم و بحث‌های زیادی داشتیم. نه فقط درباره آقای دکتر و کافی، درباره بسیاری از گویندگان دیگر. این‌ها خوب است. برای همین گفته شده که «حیات العلم بالنقد و الرد»، حیات علم به انتقاد و تضارب افکار و اندیشه‌ها است. باید هم این گونه باشد. البته عده‌ای هم خیلی افراط و تفریط می‌کردند.

فاضل کدکنی: آقای دکتر شریعتی از کتاب‌ها و اصطلاحات روز استفاده می‌کرد. مقید هم نبودند که مدارک و مآخذش از شیعه و کتب مورد قبول شیعه باشد، همان گونه که از دانشمندان غیر مسلمان و مسیحی استناد می‌کرد، از کتب اهل سنت هم می‌آورد و از ماخذ شیعه کمتر استفاده می‌کرد. گاهی هم در سخنرانی انتقاداتی می‌کردند؛ مسائل انتقادی هم که شهرت‌آور است. این انتقادهای مداوم مخصوصاً برای تیپ جوان و دانشگاهی‌ها جالب است. حالت مخالفت و مبارزه‌ای که ایشان در هر صحنه‌ای داشت خیلی سر و صدا ایجاد کرده بود، همان‌طور که گفتند، برای مستمعین مکتبی و مذهبی‌ها آن وقت منبر کافی جالب بود و برای قشر دانشگاهی و روشن‌فکر هم ایشان مفید بودند . همان طور که بعضی انتقاد داشتند، خیلی‌ها هم تعریف می‌کردند که در برابر کمونیسم و تبلیغات ضد دینی جوابگوست. از پیشرفت مرام کمونیستی در آن وقت جلوگیری می‌کرد، یعنی در نقش خودش و در همان طیف مهم و اثرگذار بود.

درباره ویژگی‌های خاص کافی چه می‌توان گفت؟ منبر مرحوم کافی چه داشت که پس از سالها هنوز بین مردم زنده است؟

رجائی خراسانی: ایشان مخلص بود و اخلاص، هر عملی را ماندگار و جاوید می‌کند. هر چند الان خیلی فرق کرده و دانش مردم بالا رفته، اما در عین حال اگر الان هم ایشان بود، همان محبوبیت را می‌داشت. البته با حالات و اخلاصی که او داشت مسلماً عنایت و توجهی به او بوده و دست خالی نبوده است.

تا که از جانب معشوق نباشد کششی، کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.

فاضل کدکنی: منبر و تبلیغ وابسته به دین است. در این دنیا همه چیز در حال تغییر و تبدیل و فنا است و چیز ثابتی وجود ندارد جز ذات اقدس احدیت و هر چه به این مبدأ، یعنی به دین نزدیک‌تر باشد، پایداری و عزتش همیشگی خواهد بود. قرآن می‌فرماید «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا». آن‌ها که ایمان دارند و به خداوند نزدیک‌ترند خداوند محبت و عزت پایدار آنها را در دل مومنان قرار می‌دهد.

البته مورد عنایت بود و آن‌هایی که اهلش بودند، می‌دانستند به قول معروف نمکی زیر زبان او پاشیده‌اند. اما کسی که از نه سالگی بالای سر حضرت دعا و روضه بخواند، بعد برود به نجف و کربلا و این گونه تاثیرگذار باشد، نیازی به این حرف‌ها ندارد.

در بین بحث‌ها اشاره‌ای شد به سطح علمی مرحوم کافی. آیا فکر می‌کنید جایگاه علمی و حوزوی او تناسبی با فعالیت تبلیغی‌اش داشت؟

فاضل کدکنی: به این مطلب باید از دو جهت نگاه کرد یکی این که میزان علم و تحصیلات آقای کافی چه حدی بود؛ و دیگر این که در مقام مقایسه نسبت به دیگران چگونه بود. ایشان مقدمات را خواندند و به نجف رفتند و آنجا هم در بعضی از درس‌ها شرکت می‌کردند. پس به صورتی نبود که معنای آن چه می‌خواند را متوجه نشود؛ عبارت‌خوانی ایشان هم خیلی صحیح بود و این میسر نمی‌شود مگر این که مقدمات را خیلی خوب خوانده و به درس اساتید رفته باشد. اما این گونه هم نبود که بگوییم یک مدرس فاضل و یک عالم حوزوی یا درس خارج رفته متخصص باشد، خودش هم چنین ادعایی نداشت.

رجائی خراسانی: بر احادیث اخلاقی خیلی خوب مسلط بود. و مخصوصاً مقید بود از احادیث عددیه استفاده کند و جنبه‌های اخلاقی و اشارات لطیفی برای آنها به کار می‌برد. این‌ها برای آن مستمع بسیار عالی بود، اما پا از گلیم خودش درازتر نکرده بود. نمی‌گفت که من جامع همه علوم هستم. گاهی هم انتقاداتی می‌شد و نامه‌هایی برایش می‌نوشتند؛ بنده خودم چند تا نامه نوشتم و انتقادات سختی از ایشان کردم که اینجا حوزه علمیه است و شما هر وقت می‌آیید همان منبر خودتان را تکرار می‌کنید. ایشان باز همان منبر را تکرار می‌کرد و در بین منبر به من هم اشاره می‌کرد:

یک سید اهل علم در همسایگی ما بود که نخاع‌شان صدمه دیده و مدت‌ها در بستر بود، کارش شده بود گوش کردن نوارهای آقایان منبری، خودش برایم نقل می‌کرد که نوار ترماح بن عدی را هزار بار گوش داده بودم. وقتی شنیدم آقای کافی آمده به پسرم گفتم که این نوار را خیلی گوش داده‌ام، نوار را پاک می‌کنم. ببر امشب نوار جدید آقای کافی را رویش ضبط کن. پسرم اینها را پاک کرد و برد ضبط کرد و دیدم کافی عین همان نوار را تکرار کرده است بدون کم و زیاد. می‌فت ولی باز هم خوشم می‌آید و همان را گوش می‌کنم.

آن اخلاص اثر خودش را می‌گذارد. اگر شما داستانی را دوبار بشنوید، بار دوم ناراحتید و بار سوم زجرآور می‌شود. اما ایشان تکرارهای زیادی در منبر داشت و حتی لطیفه‌هایش را که مردم بارها شنیده بودند باز هم می‌خندیدند. این امتیاز ایشان بود، اگر جسارت نباشد می‌خواهم بگویم که او یک هنرپیشه بود. بر مستمع احاطه داشت؛ مستمع را با حرکات دست و چشم و چهره منقلب می‌کرد، می‌خنداند و می‌گریاند. پس جنبه‌های علمی خیلی مطرح نبود و ادعایی هم نداشت. به مقداری که آن مستمع نیاز داشت مطالعاتش خوب بود، تاریخش خوب بود، احادیث را خیلی خوب بررسی می‌کرد و همین‌ها برای آن سطح منبر ایشان لازم بود. اما الان منبری باید حتماً کار بکند و زحمت بکشد و مثلاً در تاریخ باید تاریخ صدر اسلام تا کنون را مسلط باشد، تاریخ ملل و ادیان و ایران را بداند تا بتواند مستمع را اشباع کند.

پس معتقدید سطح علمی متناسب با سطح سواد مخاطب خودش را داشت.

رجائی خراسانی: بله. یک نکته دیگر این که در آن زمان منبرها خطابه‌ای بود. یک گوینده مثل مقاله خواندن مسلسل‌وار صحبت می‌کرد و خطابه ایراد می‌کرد. این سبک آن زمان بود. اما مرحوم کافی آرام با مخاطب صحبت می‌کرد و هر گاه خسته می‌شد از مردم جواب می‌گرفت. این خیلی اثر داشت اکثر منبری‌ها از آن سبک گذشته برگشته‌اند و منبر دیگر خطابه‌ای نیست. اکثر منبری‌ها و خود بنده خطابه‌ای صحبت می‌کردیم. خود مقام معظم رهبری یادم هست مسلسل‌وار صحبت می‌کردند.

یعنی در آن زمان یک تغییر رویکردی شروع شد از روش خطابه‌ای به روش وعظ.

رجائی خراسانی: بله. البته آن روش خودش هنر است و بسیار هم مشکل‌تر. اما ایشان آن امتیاز را داشت و مطلوب‌تر هم بود.

نحوه ورود و خروج ایشان در محتوای منبر و حواشی آن چگونه بود؟

فاضل کدکنی: ایشان روی منبر که می‌نشست شروع می‌کرد خطبه‌ای مفصل با لحن عربی که سبک آن وقت بود می‌خواند که الان مختصر شده است، یعنی حمد خدا، سلام و صلوات بر پیامبر و آل و قسمتی را هم ایشان اختصاص می‌داد به امام زمان (عج). در این توسل به نام حضرت در آغاز منبر مخصوصاً در مهدیه موجی ایجاد می‌کرد و اشکی می‌گفت. مردم همان اول با اشک جاری و تصفیه شده آماده می‌شدند برای اصل منبر. بعد یک روایت اخلاقی می‌خوانند به تناسب نیاز مخاطب و مسائل را در آن روایت  دسته‌بندی می‌کرد، مثلاً پنج تا مسئله اخلاقی در یک روایت، دسته اول را ترجمه می‌کرد و حکایت یا داستانی برای توضیح آن می‌گفت، وسطش لطیفه‌ای هم می‌گفت و گاهی همان جا می‌ساخت. یادم هست وسط حیاط منزلی را فرش کرده بودند و ایشان منبر رفته بود که گربه‌ای رفت بالای درخت؛ ایشان وسط صحبت گفت: «این آمده گزارش بدهد…درست گزارش بدهی». این جمله تحول ایجاد می‌کرد، هم مردم را می‌خنداند و هم کنایه‌اش را به دستگاه ساواک می‌زد!

کشش مجلس را مراعات می‌کرد؛ اگر می‌دید وقت هست و آمادگی دارند آن حدیث را کامل می‌کرد. هر چند خیلی هم طول بکشد؛ اما اگر وقت نبود یا مخاطب آمادگی نداشت موکول می‌کرد به جلسه دیگر. آخرش هم که توسل و روضه بود و کمتر کسی بود که در آن توسل آخر به حال نیاید و منقلب نشود و اشک نریزد. از این جمعیت زیادی که پای منبر ایشان می‌آمدند هیچ کس دست خالی نمی‌رفت. همین باعث اقبال مردم می‌شد و از راه دور می‌آمدند. کم داریم که یک منبری بتواند همه مستمع‌ها را راضی کند و مردم با دست پر از پای منبرش بروند.

رجائی خراسانی: آن زمان که الان هم کمابیش همین طور است منبری کسرشان می‌دانست دعای کمیل و ندبه بخواند! چون مثلاً ممکن است بگویند فلانی دعاخوان است! می‌گفتند که یک آدم با شش کلاس سواد هم می‌تواند دعا بخواند! اما دعای ندبه و کمیل مرحوم کافی معروف بود. در همین مسجد جامع گوهرشاد وقتی می‌گفتند این جمعه آقای کافی دعای ندبه می‌خواند، سیل جمعیت می‌آمد و ایشان دو ساعت دعای ندبه می‌خواند، در بین دعا هم اشاراتی داشت و می‌گریاند و حال عجیبی پیدا می‌کرد. در بین منبری‌ها به ندرت هستند کسانی که هم در منبر شاخص باشند و هم در دعا. این از امتیازات مرحوم کافی بود.

از شعر چگونه استفاده می‌کرد؟ خودش قریحه شعری داشت یا از منابع خاصی استفاده می‌کرد؟

رجائی خراسانی: شعر کم می‌خواند اما همان شعرهایی که می‌خواند را خوب از آب درمی‌آورد، مثلاً گاهی یک رباعی را که می‌خواست بخواند، می‌گفت می‌خواهم یک رباعی بخوانم که چنین و چنان! مردم را آماده می‌کرد و همان یکی دو بار تکرار می‌کرد. شعر زیادی از حفظ نداشت. گاهی بین موعظه، که البته رسم نبود، یک دفعه می‌زد زیر آوار و دو تا شعر می‌خواند و دوباره برمی‌گشت به صحبت کردن. خودش با این کار مردم را شارژ می‌کرد و گاهی می‌گریاند. یا ابتدای منبر مثل اکثر منبری‌های آن زمان چند تا شعر می‌خواند و بعد روضه می‌خواند و سپس شروع می‌کرد به اصل منبر. الان به این صورت خیلی کم داریم ولی در عرب‌ها معمول است که اول روضه می‌خوانند و بعد وارد منبر می‌شوند.

فاضل کدکنی: خودش هم چند نمونه شعر داشت که گاهی با تواضع می‌گفت خودم سر هم کرده‌ام؛ مثل: چون که شود روز جمعه، دل نگرانیم از منتظر مقدم امام زمانیم.. شاید پنج شش نمونه از این‌ها در نوارهایش باشد.

شکل داستان‌ها را خودش می‌ساخت یا یک داستان آماده را نقل می‌کرد؟

رجائی خراسانی: ایشان قالب داستان را به هم می‌ریختند و در یک قالب دیگری بیان می‌کردند. داستان را به سبک خودش و به صورتی که مستمع درک کند تنزل و تغییر می‌داد و قابل فهم می‌کرد. ما انتقاداتی هم به ایشان داشتیم که تاریخ این گونه نبوده! چه در روضه‌ها و چه در حکایات از این اشکال‌ها زیاد به ایشان وارد می‌شد:، ولی او می‌خواست برای مستمع قابل فهم باشد.

این تغییرات از نظر شما چقدر قابل پذیرش بود؟

رجائی خراسانی: تغییر داستان‌ها که عیبی ندارد، البته اگر آیه و روایت نباشد. داستان است دیگر! اما ذکر مصائب چرا، حساس است. روضه‌هایی که مرحوم کافی نقل می‌کردند یک مقدار ضعیف بود.

فاضل کدکنی: البته بعضی‌هایش، آن هم از نظر ما.

رجائی خراسانی: الان هم اگر انسان بخواهد مته به خشخاش بگذارد، خیلی از روضه‌ها هست که ما هم می‌خوانیم و مثلاً شهید مطهری رد کرده است.

فاضل کدکنی: البته به خود شهید مطهری هم در این باب انتقاداتی شده است.

رجائی خراسانی: بله. شهید مطهری خیلی از روضه‌ها را رد کرده، با این که در مقتل وجود دارد! روضه خوان چیزی را مطابق با مقتل بیان می‌کند، خلاف عقل یا خلاف گفته معصومین هم نیست؛ اما در عین حال ممکن است با مستندات دیگر فرق‌هایی داشته باشد، مثلاً همه نوشته‌اند؛ اما شهید مطهری مطابق ذوقی که دارد می‌گوید چطور می‌شود امام فرزندش را مقابل مردم بگیرد و آب بخواهد؟

مرحوم کافی لحن کلام و اصوات و حرکات حواشی منبر را چگونه به کار می‌برد تا کمکی به منبرش باشد؟

رجائی خراسانی: خنداندن کار آسانی نیست؛ مثل گریاندن است. شما بیست دقیقه که صحبت می‌کنید مستمع خسته می‌شود، باید یک تحول به وجود بیاورید، یا بخندانید، یا صلواتی بفرستید یا بگویید بلند شوند و بنشینند. مرحوم کافی با آن دم گرفتن‌ها و صلوات‌ها و آن همراهی که از مخاطب می‌گرفت، هم مستمع را شارژ می‌کرد و همراه می‌کرد و هم خودش با لحن خیلی قشنگی می‌خواند مثلاً ۴۰ مرتبه «الهی العفو» یا یک شعر را شروع می‌کرد «به کعبه ولادت، به مسجد شهادت» و ده دقیقه مردم می‌خواندند.

فاضل کدکنی: مثلاً یک بار نشست روی منبر و همان اول گفت: «این جوان‌ها من را اذیت می‌کنند. چطور کافی؟ الان دم در که می‌آمدم وارد بشوم جوانکی آمد و گفت آقای کافی، این هفته هم که ارباب نیامد…» یک کلمه می‌گفت و تکان می‌داد مهدیه را. حالا شما آن جمعیتی را در نظر بگیرید که از تمام ایران هر کس خودش را رسانده آنجا برای یک دعای ندبه. یا یک شب در رشت در مضرات ربا سخن می‌گفت. پس از بیان آیات و روایات گفت ریشِ دهنده، گیرنده و واسطه رباگیر است ؛ اما دروغ می‌گویند که شما رشتی‌ها ساده‌اید؛ خیلی هم زرنگید! برای این که ریشتان گیر نباشد ریش‌هایتان را تراشیده‌اید!

مباحث مرحوم کافی چقدر منطبق بر نیاز مخاطب بود

رجائی خراسانی: به طور کلی گوینده باید نیازها و دردهای جامعه را بشناسد و مثل طبیب آنها را مداوا بکند، نه اینکه هر چه خودش یاد دارد بر منبر بگوید! مرحوم کافی به دنبال دردها می‌گشت و مطابق دردهای جامعه صحبت می‌کرد و این خیلی مؤثر و مهم بود. مخصوصاً بحث‌های خانوادگی و اخلاقی را خیلی خوب مطرح می‌کرد و انگشت روی مسائل حساس جامعه می‌گذاشت. خودش چون از توده مردم بود کاملاً اشراف داشت، با این که خیلی از گوینده‌ها این گونه نبودند. مطالب آماده را دسته بندی می‌کردند و در مورد آنها صحبت می‌کردند؛ مردم بپسندند یا نپسندند، مورد نیاز باشد یا نباشد!

چگونه به این مخاطب‌شناسی رسیده بود؟

فاضل کدکنی: از طریق روان شناسی و جامعه شناسی می‌توان به این مخاطب‌شنناسی رسید و همچنین با زندگی بین مردم. فکر کنید یک منبری که در تمام ایام سال مجلس داشته و در مجالسش جمعیت موج می‌زده، در سال با چند صد هزار نفر قبل و بعد منبر مراوده داشته است؟ کافی غیر از منبر، خیریه‌ها و دارالایتام‌هایی داشت، درمانگاه‌های خیریه و صندوق‌های قرض الحسنه داشت، مهدیه‌سازی و مسجدسازی می‌کرد و همه اینها با روابط اجتماعی انجام می‌شود. این چنین بود که با دردهای اجتماع و مشکلات مردم آگاه می‌شد، مردم را درک می‌کرد و روحیات مردم را می‌شناخت، از حوزه‌های علمیه تا تجار و اصناف و فقرا همه مراجعه داشتند.

یعنی کافی را بدون لحاظ کردن فعالیت اجتماعی و نهادسازی‌هایش، به تنهایی و صرفاً با منبرش نمی‌توان تحلیل کرد؟

فاضل کدکنی: البته اینها مایه کمال او بوده؛ ولی حساب منبر و تبلیغات و اثرگذاری او حساب دیگری دارد. این‌ها نتیجه عمل است؛ وقتی بر منبر می‌گوید احسان کنید، وقتی بارها می‌گوید مسلمان نیست کسی که سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد، یا این که کارگشایی مردم ثواب صد تا عمره دارد و این همه عمره رفتن نتیجه ندارد و کار مردم را راه بیندازید، این‌ها وقتی مؤثر می‌شود که خودش هم عمل کند؛ این نهادسازی‌ها و دستگیری‌ها در کنار منبرش، یعنی این که من خودم پیش‌قدم هستم. آن موقع در سراسر کشور مهدیه‌های بزرگی می‌ساختند و همه جا با کلنگ کافی و کمک کافی. حدیثی هست از امام صادق (ع) که اگر کسی به آنچه که می‌گوید عمل نکند حرفش مثل باران روی سنگ می‌غلتد و نفوذ نمی‌کند. اما اگر موعظه‌ای از قلب حرکت کند، در قلب هم اثر می‌کند. کافی خودش اهل عمل و عشق و ارادت به امام زمان بود.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/8946

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی