نظر امام درباره اجاره اجباری مسکن / نابرابری عرضه و تقاضا؛ مشکل اصلی است

۹۹/۰۵/۲۲، ۱:۴۵ ب٫ظ

آن‌هایی که معتقدند واگذاری زمین موجب توسعه شهرهاست و در نتیجه، تامین نیازهای خدماتی در شهر سخت‌تر می‌شود، حرف صحیحی است. اما شما بفرمایید، جمعیتی که هر روز در حال اضافه شدن هستند را در کدام مسکن جا می‌دادیم؟

به گزارش «ایام»، مهندس محسن یحیوی؛ عضو هیئت مدیره بنیاد مسکن در اوایل انقلاب بوده است. بعدتر در کابینه شورای انقلاب اسلامی از تاریخ ۳۰ آبان ۵۸ تا ۲۰ شهریور ۵۹ کفیل و وزیر مسکن و شهرسازی بوده است. تلاش برای تأسیس بنیاد مسکن و تدوین اساس‌نامه آن، حمایت از سیاست کوچک‌سازی واحدهای مسکونی، شناسایی خانه‌های خالی و اجاره دادن آن‌ها به مردم به نمایندگی از مالکان است و واگذاری زمین ارزان به نیازمندان برای ساخت مسکن با کمک تسهیلات بانکی، از جمله مواردی است که یحیوی به آن‌ها پرداخته است. مصاحبه پیش رو در شماره ۴۱ ماهنامه راه و ذیل پرونده «عدالت زمینی» چاپ شده است که به مناسبت پخش مستند «رویای آجری»؛ ساخته داود مرادیان و بررسی سیاست‌های هفتاد ساله زمین و مسکن در ایران بازنشر می‌شود.

با چگونگی وزیر شدن‌تان شروع کنیم؟

بنده با وجود اشتغال در ساخت و ساز، بعد از انقلاب کارهای شخصی را رها کردم و به انقلاب پیوستم. در آن زمان پیشنهاد شد که برای هجوم شدید مردم به قم و کمبود مسکنی که رخ داده بود، ۱۲۰۰ واحد در منطقه سالاریه که زمین آن را تولیت سابق حرم حضرت معصومه (س) با کمک‌های شایانی که آقای هاشمی کردند، برای این منظور اختصاص داده بود، طراحی کنیم.
بنده داوطلب شدم که این کار را راه‌اندازی کنم و این کار با فرمان حضرت امام (ره) مبنی بر تشکیل حساب ۱۰۰ برای حل مشکل مسکن نیازمندان همزمان شد. لذا بنده از طرف شهید بهشتی و دیگر عزیزان مسئولیت پیدا کردم که اساسنامه بنیاد مسکن را بنویسم و با انجام این کار بنیاد مسکن ایجاد شد، بنده نیز به عنوان عضو هیأت مدیره بنیاد مسکن قم شروع به فعالیت کردم و کارهایی که برای آن شهرک صورت گرفته بود به بنیاد مسکن منتقل شد که مرحوم املشی رئیس هیأت مدیره آن بود. ما به صورت انقلابی کار را شروع کردیم به طوریکه ظرف ۶ ماه ۱۲۰۰ واحد ساخته شد.
کارگاه‌‎های مختلفی در کنار آن ایجاد کرده بودیم شامل آهنگری، نجاری و امثالهم. این کار ما به عنوان الگویی مناسب برای دیگر بنیادهای مسکن شهرهای دیگر درآمده بود به طوریکه به ما مراجعه می‌کردند و از بخش‌های مختلف ما برای مشورت و همفکری استفاده می‌کردند.
یکی از اعضای هیئت مرکزی بنیاد مسکن در یکی از سفرهای مأموریتی به شهادت رسید و برای جایگزینی ایشان از بنده دعوت شد. اینگونه با بنیاد مسکن تهران مرتبط شدم. در زمان سقوط دولت بازرگان نیز از طرف شورای انقلاب برای وزارت مسکن دعوت شدم. ما تنها هیأت دولتی هستیم که احکام‌مان از طرف امام (ره) صادر شده است. در تاریخ ۱۳۵۸/۸/۲۶ به فرمان حضرت امام(ره) بنده مسئولیت وزارت مسکن را با حفظ سمت در بنیاد مسکن بر عهده گرفتم.

عمده مشکلات مسکن در زمانی که وزارت را به عهده گرفتید چه بود؟

در کشور ما بخش مسکن یک مشکل ریشه‌ای دارد و این مشکل (کمبود مسکن) به دلیل رشد ۳/۴ درصدی جمعیت در اوایل انقلاب است (حتی تا ۴ درصد هم ذکر شده است). از این رو هر چه مسکن ساخته می‌شود، جوابگوی نیاز نیست. یکی از مسائلی که از شروع وزارت بنده به آن پرداخته شد، بررسی چگونگی حل این معضل در کشورهای دیگر بود. شهردار روسیه ملاقاتی با من داشت و در این ملاقات بنده با ایشان در مورد مسکن صحبت‌هایی کردم و درباره راه‌حل‌هایی که در این زمینه موجود است، بحث‌هایی شد. آنها سرانه ۶ تا ۷ متر را برای هر فرد تعیین کرده بودند. یعنی به عبارت دیگر «کوچک‌سازی» را در دستور کار قرار داده بودند.
متوسط خانه‌هایی که الان در کشور ساخته می‌شود، یکصد مترمربع است. یعنی از ۵۰ مترمربع تا ۳۰۰ ـ ۴۰۰ مترمربع، حتی در تهران آپارتمان‌های ۱۴۰۰ متر هم وجود دارد.
اگر امکانات ساخت مسکن در کشور از نظر نیروی انسانی و وسایل ساختمانی در نظر گرفته شود، هر چقدر کوچک‌سازی بکنیم، بهره بیشتری خواهیم برد. ما حساب کردیم در آن زمان یک خانواده ۵ نفره در شوروی فضایی در حدود ۳۵ متر در اختیار داشت.
الآن گفتند ما داریم می‌رسیم به سرانه ۷/۵ تا ۸ مترمربع. بنابراین مشکلی که ما در این بخش داریم و شما حتما به آن بپردازید، فرهنگ مساحت و زیربنای مناسب است. باید برای افراد کم درآمد، فرهنگ یا فرمولی را رایج کنیم تا بدانند در رفاه بودن فقط زندگی در فضای بزرگ و گسترده نیست. بلکه در شروع زندگی مشترک در فضاهای کوچک‌تر هم می‌توان زندگی کرد.

نگاه مسئولین پیش از شما در دولت موقت به مسئله زمین و مسکن چگونه بود؟

سیاست ویژه‌ای خلاف روال طبیعی نبود و مطابق روند قبلی یعنی به صورت کلاسیک کارها انجام می‌شد. البته تعارضاتی هم بین بنیاد مسکن و دولت در واگذاری‌ زمین‌هایی که باید به مردم تحویل می‌شد وجود داشت. در کل تعارضاتی بین همه حرکت‌های دولت با همه نیروهای انقلاب از جمله بنیاد مسکن دیده می‌شد.
واگذاری زمین‌های موات توسط بنیاد مسکن صورت می‌گرفت. دولت موقت با آن مخالفت داشت و با آمدن دولت جدید این مشکل حل شد. به طور مثال، ما ساختمان‌های خالی زیادی داشتیم که به دلایل مختلفی از ارائه آن به مردم ممانعت می‌کردند. چون می‌ترسیدند اگر این کار صورت بگیرد خانه از تملک مالک اصلی خارج شود. لذا من درخواستی به شورای انقلاب بردم و شورای انقلاب تصویب کرد تا خانه‌های خالی را شناسایی کنیم و به نمایندگی از صاحبان‌شان به مردم اجاره بدهیم و پول آن در حسابی به نام صاحبان آن واریز شود و این سیاست در زمان اضطرار اتخاذ می‌شد.
به خاطرم هست خدمت امام که رسیدیم ایشان به من فرمودند شما وزیر مسکن هستید؟ گفتم بله! فرمودند شنیده‌ام خانه‌های مردم را می‌گیرید و به دیگران واگذار می‌کنید. گفتم نه! خلاف به عرض‌تان رسانده‌اند. ما مردم را در خانه‌های خالی اسکان می‌دهیم و حتی کسانی که چند خانه دارند، تا سه خانه را در اختیار خودشان گذاشته‌ایم. ولی بیش از سه تا را واگذار می‌کنیم و نرخ اجاره آن را به حساب‌شان واریز می‌کنیم. ایشان ضمن موافقت با این حرکت فرمودند آن‌هایی که آمدند و اعتراض داشتند، اول بگویید تسویه حساب حقوق شرعی‌شان را بیاورند اگر تسویه حساب کرده بودند، خانه‌هایشان را به آنها برگردانید. این عمل یعنی سیاست اضطرار، چون وقتی کسی احتکار می‌کند در حالی که کالایی لازم است، باید آن را گرفت و به دیگران واگذار کرد.
کار دیگر ما، اعلام واگذاری ساختمان‌های نیمه‌کاره مسکونی بود. با همان دلیل قبلی این ساختمان‌های نیمه‌کاره را جهت اتمام کار در اختیار سازندگانی قرار می‌دادیم و اگر سازندگان خریدار هم بودند به آنها می‌فروختیم. چون با گرانی مسکن روبه‌رو بودیم برای ساخت مسکن در شهرک‌ها نیز مجوز گرفتیم و ساخت آنها را به بنیاد مسکن سپردیم.

این خانه‌های خالی را چگونه شناسایی می‌کردید و آیا در بازار هم تأثیری داشت؟

خانه‌ها را خود مردم معرفی می‌کردند و ما تحقیق می‌کردیم. صاحبان مراجعه می‌کردند و اسنادشان را ارائه می‌کردند و ما سعی می‌کردیم که با حداکثر دقت مدارک آنها را بازبینی نماییم. این اتفاق دو تا تأثیر داشت. یکی اینکه مسکن برای مردم فراهم می‌شد و دیگر اینکه صاحبان این منازل خالی خودشان اقدام به واگذاری می‌کردند.
در ادامه برای تأمین مسکن علیرغم همکاری با بنیاد مسکن و نیز برای جلوگیری از بزرگ‌تر شدن شهرهای بزرگ، آمایش سرزمین را در دستور کار وزارت مسکن قرار دادیم. اینکار منجر به ساخت شهرک‌های اقماری یا شهرهای جدید شد.
یکی دیگر از طرح‌هایی که من به تصویب دولت رساندم، خارج کردن حکومت از تهران بود. چون مهاجرت به تهران به صورت یک آمال و آرزو برای کارمندان در شهرستان‌ها درآمده بود و همه آنها سعی می‌کردند بعد از چند سال خدمت به تهران منتقل شوند. اینجا دو سیاست از طرف ما اعلام شد: یکی گسترش ساخت مسکن بر مبنای استعداد نقاط مختلف کشور و دیگری ایجاد فعالیت‌های اقتصادی برای به بهره برداری رساندن امکانات بالقوه نقاطی که سیاست اول در مورد آنها انجام شده بود.

ظاهراً رویکرد شما تولید مسکن بوده است. پیام امام (ره) مبنی بر دادن مسکن به مردم محروم بود، ولی بعد از انتخابات ریاست جمهوری این سیاست به تحویل زمین به مردم به جای تحویل مسکن تبدیل شد. به علاوه عموماً زمین‌ها آماده‌سازی نشده بودند و برخی نیازمندان به دلیل فقر مالی نتوانستند زمین خود را به صورت واحد مسکونی بسازند. درنتیجه این زمین‌ها دست سوداگران افتاد و بسیاری از این رانت‌ها به آنها منتقل شد.

در همان موقع، قصد دولت جدید این بود که به هر طریقی مسکن تولید کند. ولی همه افراد نیازمند مسکن، آنقدر نیازمند نبودند که مسکنِ ساخته شده و آماده تحویل آنها شود. بلکه برخی این توانایی را داشتند که زمین را تحویل بگیرند و با دریافت تسهیلات مالی از بانک‌ها، قدرت ساخت واحد مسکونی را پیدا کنند. لذا سیاست در آن زمان این بود که هم برای مردم مسکن ساخته شود و هم امکانات ساخت در اختیارشان گذاشته شود که خودشان اقدام به این کار کنند. یعنی هر دو شکل آن وجود داشت. منتها بر مبنای موقعیت و شرایط، شکل آن تفاوت داشت. البته واگذاری زمین قبل از وزارت بنده آغاز شده بود. وقتی امتیاز خاصی چون اعطای زمین دولتی برای افراد خاصی مد نظر باشد و به علت کمبود منابع، نتوان آن امتیاز را برای همگان قائل شد، مسلماً احتمال سوءاستفاده وجود خواهد داشت. حالا شما این مسأله را در کنار نابسامانی‌های آن زمان و ضعف نهادهای نظارتی قرار دهید. هرچند که ما هم تلاش‌هایی برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ها می‌کردیم.
هم‌اکنون نیز در طرح مسکن مهر که اعلام شده است زمین‌ها به صورت ۹۹ ساله در اختیار گروه‌های هدف و تعاونی‌ها قرار می‌گیرد، مسلماً افرادی هستند که هدف طرح نیستند. اما به هر صورت از مزایای طرح استفاده خواهند کرد؛ آیا به خاطر وجود این افراد باید از اصل طرح چشم‌پوشی کرد؟

البته کارشناسانی وجود دارند (حتی در خود وزارت مسکن) که سیاست آن زمان را مورد نقد قرار می‌دهند و نظرشان بر این است که این طرح‌ها موجب توسعه شهرها و گسترش هزینه‌های شهری و خدمات شهری شد و به آن هدفی که تولید مسکن بود نرسید. به نظر شما که در آن زمان هم در وزارت مسکن و هم در بنیاد مسکن مسؤولیت داشتید، چند درصد آن اهداف محقق شد؟

زمین‌هایی که تحویل داده شد، همگی ساخته شده است. مانند زمین‌های یوسف‌آباد، لواسانات و … و هیچ زمینی به صورت بیابان باقی نمانده است. بنابراین سیاست افزایش عرضه مسکن با استفاده از روش واگذاری زمین انجام شده است. اما اینکه منافع آن در جیب چه کسانی رفته، مسئله است. آنهایی که معتقدند واگذاری زمین موجب توسعه شهرهاست و در نتیجه، تأمین نیازهای خدماتی در شهر افزایش پیدا می‌کند، حرف صحیحی است. اما شما بفرمایید جمعیتی را که هر روز در حال اضافه شدن بودند، کجا باید جا می‌دادیم؟
باید از تعداد افراد ساکن در مناطق پرجمعیت کاست. لذا در تهران به کسانی مسکن واگذار می‌کردیم که دست کم ۶ سال در تهران زندگی کرده بودند. ما باید دنبال عللی باشیم که روستاییان به شهرهای کوچک و ساکنان شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ می‌آیند. ما باید دنبال این علل باشیم که قسمت اعظم آن، نبود اشتغال و امکانات است. لذا باید این امکانات را در تمام شهرهای سراسر کشور نیز ایجاد کرد.

در قانون اساسی بر تأمین مسکن مناسب برای مردم تأکید شده است اما احساس می‌شود این مسئله در سیاست‌گذاری‌های بخش مسکن در ادوار گذشته مورد غفلت واقع شده است و هزینه مسکن با درآمد خانوار تناسبی ندارد. نتیجه این بی‌توجهی این است که با وجود کمبود مسکن در کشور و تقاضای انباشته شده در این بخش، به عنوان مثال با پدیده خانه‌های خالی خصوصاً در شهرهای بزرگ روبه‌رو هستیم.

این مسئله به مدیریت دولت در بخش‌های زیربنایی مرتبط است. قوانین مالیاتی، پروانه‌های ساخت و حتی حق انشعاب آب و برق و گاز و … مواردی هستند که دولت می‌تواند از پتانسیل آنها برای مدیریت بخش مسکن استفاده کند. به نظر بنده می‌توانیم سیاست‌های ساخت مسکن را از نظر سطح زیربنای واحدهای مسکونی جهت بدهیم. کشورهایی هم که سرانه مسکن آنها از میانگین جهانی کمتر بوده است، همین سیاست را در پیش گرفته‌اند.

قبول دارید که به همان میزان هزینه‌ها نیز زیاد می‌شود؟ یعنی اگر ما یک مسکن ۱۵۰ متری بسازیم، هزینه آن از ساخت سه تا مسکن ۵۰ متری کمتر خواهد بود. کسی هم که زمین ۱۰۰ متری دارد، به جای ساخت آن، دو واحد ۴۰ تا ۵۰ متری می‌سازد و به دلیل تقاضای بیشتر سود بیشتری هم می‌برد.

آن هم دلیل دارد. یک وقت شما می‌گویید هزینه ساخت بیشتر است. بله! برای دستگاه‌های کوچک‌تر هزینه ساخت به علت داشتن سرویس‌های بهداشتی و غیره درصد کمی بیشتر می‌شود. اما علت اصلی بالا بودن قیمت واحدهای کوچک‌تر همانطور که اشاره کردید، مربوط به تقاضای بالا برای این واحدهاست. ما باید عرضه را به آن طرف ببریم که نیاز بیشتری داریم. وقتی به انبوه‌سازان امکاناتی می‌دهند، باید روی واحدهای کوچک بیشتر تأکید کنند که قاعدتاً ارزان‌تر هم خواهد بود. جزو سیاست‌هایی که بنده ابلاغ کرده بودم این بود که ما ساختمان‌هایی مثل خارج از کشور با فقط یک اتاق بزرگ بسازیم. بخشی از آن آشپزخانه است، سرویس بهداشتی از آن جدا است و یک زن و شوهر می‌توانند در آن زندگی کنند، شما با ۲۲ متر زیربنا یک واحد یک اتاق خوابه می‌توانید بسازید.

اما مسأله فرهنگی خانه‌های بسیار کوچک و تفاوت ما با برخی از کشورهای خارجی مهم است. این خانه‌های کوچک برای دوره یک یا دو سال بعد از ازدواج جوابگو هستند. ولی بعد از بچه‌دار شدن مشکلات خاص خود را دارند.

این مسیر را می‌شود پله پله رفت. بعد از چند سال مسکن ۴۵ متری تهیه کرد و کم کم به آن اضافه کرد. اگر پله پله پیش بروند، کار راه می‌افتد. ولی اگر از همان ابتدا برای زمان ازدواج فرزندان‌شان حساب کنند، موفق نخواهند بود. باید این مسائل در فرهنگ جامعه جا بیافتد. خود خانواده‌ها نیز به دنبال بچه‌های بیشتر نمی‌روند.

برای شروع زندگی حرف شما صحیح است. اما بالاخره باید یک حداقلی تأمین بشود. آیا ما این توان را در کشور نداریم که یک خانه دو خوابه برای آنها تهیه کنیم؟

اگر داشتیم می‌دادیم. کدام دولت تاکنون توانسته این کار را انجام دهد؟ تنها نیاز در کشور نیاز مسکن نیست، نیاز آموزشی، نیاز بهداشتی و غیره و غیره نیز وجود دارد. ما در کشور معادله یک مجهولی حل نمی‌کنیم. بلکه به صورت ماتریسی است که تعداد مجهولاتش زیاد است. لذا به نظر من ۷۵ متر که هیچ! امکانات دولت به ۴۰ متر هم جوابگو نیست. هم‌اکنون کشوری مثل آمریکا که رشد جمعیتی ما را هم ندارد و با بحران مالی روبه‌رو هستند که از همین تهیه مسکن آغاز شده است.

آیا معتقدید که مسکن باید از شکل کالایی سرمایه‌ای خارج شود و به صورت کالایی مصرفی در بیاید که برای سوداگران جذاب نباشد. مثلاً زمین‌های دولتی را به جای واگذاری، متناسب با عمر مسکن اجاره بدهند. با این کار جذابیت مسکن برای سرمایه‌گذاری کم شده و سوداگرانی که دنبال این کار هستند، خود به خود عقب خواهند کشید. آیا نباید از اول انقلاب به جای اینکه زمین‌های دولتی را به مردم واگذار کردیم، بر همان مبنای طرح آمایشی که شما فرمودید آنها را اجاره می‌‌دادیم؟

این‌ها راه‌های مختلفی است که به ذهن می‌رسد. ولی ما در همین تهران مسکن را مثلاً ۱۰ ساله به صورت اجاره‌ای واگذار کردیم. اما ۱۰ دست با قولنامه و امثالهم می‌چرخید. تا زمانی که عامل برابر کردن عرضه با تقاضا فراهم نشود، همه این طرح‌ها راه فرار دارد.
ممکن است شما شرایط را با همین زمینهای ۹۹ ساله و شبیه آن کمی تغییر بدهید ولی به نظر من این کار نیز مقطعی است چون راه فرار از آن را هم پیدا میکنند اما با این حال چارهای جز رفتن همین مسیر نیست و با همین روش باید دائماً عرضه را اضافه و تقاضا را کم کنیم. البته باید تا جایی که میتوانیم از دولتی شدن جلوگیری کنیم و اینگونه کارها را به بخش خصوصی بسپاریم.

آیا بنیاد مسکن که دچار پیچیدگی‌های سازمان‌های دولتی نیست، این پتانسیل را نداشت تا در «طرح مسکن مهر» مدیریت کلان طرح را برعهده بگیرد و درخواست‌های مردم و پیمانکاران را ساماندهی و منابع مالی و نهاده‌های تولید را با همکاری دولت فراهم کند؟

تجربه به ما آموخته که هرچه را انحصاری کنیم، چه به عنوان مدیریت یا به عنوان فعالیت یا به عنوان تولید و سرمایه‌گذاری و … به معنی محدود کردن عده و توان خود و کنار گذاشتن توان عمومی مردمی است که بعضاً متخصص و کارآمد هم هستند. این کار شکست خود را نشان داده است. به همین دلیل مقام معظم رهبری اصل ۴۴ را که تجربه سی سال بعد از انقلاب است، ابلاغ کردند. ابتدا ما به دنبال دولت‌گرایی رفتیم. ولی دیدیم به دلیل سوددهی پایین کارخانجات و مدیریت دولتی، خود دولت عامل گرانی‌ها شده است. در اصل ۴۴ این مسائل اصلاح شده است و رهبر معظم انقلاب فرمودند اصل ۴۴ باید تصدی‌گری دولت را کم کند. درنتیجه درصد بالایی از تمام اموری که دولت در حال مدیریت آن است، باید به سه بخش: تعاونی، خصوصی و عمومی غیردولتی واگذار شود و چیزی هم به آن اضافه نشود. اما متأسفانه مجلس تصویب کرد که ۷۰ درصد اعضاء تعاونی‌ها باید از دهک ۱ و ۲ تشکیل شود. یعنی دهک ۱ و ۲ که خودش نیاز به کمک یارانه و کوپن دارد، باید ۷۰ درصد تعاونی‌هایی که قرار است در سطح کلان کار کنند را تشکیل بدهند. این یکی از ضربه‌های بزرگی بود که مجلس به اصل ۴۴ زد.
لذا دولت باید اصول قانون اساسی را به گونه‌ای اجرا کند که با روح قانون سازگار باشد و فرصت سوءاستفاده را از افراد سودجو بگیرد. به طور مثال اگر بگویند سیاست‌گذاری بخش مسکن را بنیاد مسکن انجام دهد، دولت باید قسمتی از کارش را تعطیل کند. یا اینکه اگر ساخت وساز زمین‌های ۹۹ ساله را به تعاونی‌ها بسپاریم موجب می‌شود بخش عمومی از همکاری در ساخت کشور دور نگه داشته شود.

در مدیریت کلان نظرتان چیست؟

مدیریت کلان در سیاست‌گذاری است. اعتقاد بنده در بنیاد مسکن این است که باید در قالب محرومیت‌زدایی کار کند و جا دارد که روستاها را آباد کند. هر چند که نسبت به قبل از انقلاب، روستاها تغییرات فراوانی دیده‌اند و امکانات زیادی دارند. اما هنوز روستاها عقب هستند. هنوز در زمستان در گل و لای هستند، ساماندهی و طرح جامع روستاها هنوز کامل نیست و بنیاد می‌تواند طرح هادی آنها را به طور کامل تهیه کند.

با توجه به اینکه شما از ابتدای انقلاب در بین مسئولین حضور داشته‌اید و با شهیدان بهشتی و رجایی کار کرده‌اید، آن روحیه‌ای که مسؤولین در ابتدای انقلاب داشته‌ا‌ند، بعد از انقلاب چگونه شد؟ آیا همان روحیه باقیمانده است یا تغییر کرده است؟

اگر بگوییم همان ادبیات و همان شیوه وجود دارد، نادرست گفته‌ایم. اما اینکه روح آن ادبیات و آن شیوه زندگی وجود دارد، درست است. جایگاهی که برای قشر مستضعف ـ البته درحال حاضر استفاده از واژه مستضعف غلط است، یعنی کسی که ضعیف نگه داشته شده و این مسأله در جمهوری اسلامی وجود ندارد. البته هنوز هم افرادی هستند که ضعیف و یا محروم مانده‌اند ـ وجود داشت هنوز هم پابرجا است، هرچند روحیه‌ای که شما می‌فرمایید تغییراتی پیدا کرده، ولی هنوز در خیلی‌ها وجود دارد.

فکر نمی‌کنید در برخی از مسئولین اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی وجود دارد؟ تعدادی از آنها خانه خود را به بالای شهر منتقل کردند یا ماشین‌های آنچنانی گرفتند؟

اعتقاد من این است که روحیه و روش سابق در بسیاری باقی نمانده و به دنبال عافیت‌طلبی خود رفته‌اند. ولی هنوز کسانی هستند که ساده زندگی کنند. البته کسانی که مثل دکتر شیبانی زندگی می‌کنند کم هستند، روحیه‌ها مثل سابق نیست.

اوایل انقلاب می‌گفتند مدیر برای آنکه مشکلات مردم را بفهمد، باید مثل آنها زندگی کند. درد آنها را بچشد تا بتواند مشکلات را درست حل کند. گروهی هم می‌گویند برای اینکه بهتر کار کند و کارایی داشته باشد، باید زندگی مرفّه داشته باشد. نظر شما چیست؟

باید حد وسط بود.

آیا نماینده‌ای که زانتیا و پرشیا سوار می‌شود و مبلغ ۲۰ میلیون تومان از مجلس برای خرید خودرو می‌گیرد و البته بعضی از آنها هر دوره در مجلس هستند و امکانات می‌گیرند، درد مردم مستضعف ـ کسانی که صاحب انقلاب هستند و امام می‌گوید یک موی آنها (این کوخ‌نشین‌ها) را به همه کاخ‌نشین‌ها ترجیح می‌دهم ـ در شرایطی که می‌گویند ۱۵ میلیون نفر زیر خطر فقر داریم می‌فهمد؟

البته نمایندگان کاخ‌نشین نیستند. از طرفی هم مبلغ خودرو را نیز به صورت اقساط باید پس بدهند و اگر بخواهند از ماشین‌های مجلس برای رفتن به شهرستان استفاده کنند، باید کرایه پرداخت کنند. در مورد پول پیش مسکن نمایندگان هم چون نه آقای لاریجانی و نه هیچکدام از هیئت رئیسه مجلس خودشان اهل استفاده شخصی از اموال بیت‌المال نیستند، حساب و کتاب کردند و مشکلات نمایندگان را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند. البته برخی‌شان هم در نقاط مختلف شهر خانه سازمانی دارند و مشغول زندگی هستند.

شما سابقه اسارت هم دارید؟

۱۰ سال سابقه اسارت دارم. بعد از دولت شهید رجایی از بنده خواستند به عنوان مدیر مناطق نفت‌خیز به خوزستان بروم و به شهید بزرگوار تندگویان کمک کنم. با همین بزرگوار به اسارت دشمن درآمدیم. در تاریخ ۹ آبان ۱۳۵۹ به اسارت درآمدیم و در ۲۴ شهریور ۶۹ خداوند محبت کرد و آزاد شدیم و کتاب ۱۰ سال تنهایی بنده، خاطرات زمان اسارتم است.

چه زمانی وارد مجلس شدید؟

بنده در سال ۶۹ آزاد شدم و در وزارت نفت مشغول شدم. سپس در سال ۷۰ از تهران وارد مجلس چهارم و بعد از آن مجلس پنجم شدم. در مجلس هفتم نیز از بروجرد نماینده بودم.

هم‌اکنون کجا زندگی می‌کنید؟

بنده ۶ سالگی از بروجرد به اهواز رفتم. در دانشکده نفت آبادان درس خواندم و الآن هم در زعفرانیه تهران خانه‌ای دارم. البته بنده تا اواسط دوره نمایندگی اجاره نشین بودم.

ادامه تحصیلاتتان چگونه بود؟

فوق لیسانسم را در سال ۷۴ در رشته علوم سیاسی گرفتم. سپس مدرک دکتری مدیریت بازرگانی با گرایش انرژی‌های نو را در دوره مشترک بخش بین‌الملل دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه هلند گرفتم.
همچنین در آن مقطع زمانی با زلزله خراسان مواجه شدیم که حدود ۱۲۰ هزار مسکن ویران شده بود و ساخت همه روستاهای ویران شده در دستور کار ما بود و بنیاد مسکن را مسؤول کار کرده بودیم. آن زلزله نشان داد خانه‌هایی که حتی با حداقل ارزش‌های مهندسی نیز ساخته شده بود، علیرغم شدت زلزله تخریب نشده است. لذا ما ساخت اصولی و فنی خانه‌ها را شروع کردیم و اسکلت بتونی آنها را هم ساختیم و سپس تکمیل کار را به خود روستاییان سپردیم.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/10066

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی