علی سیدان

تئوریسین‌های بن‌بست‌ساز

۹۹/۰۵/۲۶، ۴:۱۱ ب٫ظ

اینکه بنشینیم و هشدار فروپاشی بدهیم غیرمسئولانه‌ترین کار جهان است! چون اگر فروپاشی به وقوع پیوست می‌توانید ژست روشن بین و آینده‌نگر بگیرید و اگر فروپاشی اتفاق نیفتاد می‌توانید بگویید بر اثر هشدارهای شما از رخ دادن فروپاشی جلوگیری شد!

به گزارش «ایام»، متن پیش رو یادداشتی از علی سیدان؛ روزنامه‌نگار فرهنگ و علوم انسانی است که از ابراز برخی مواضع ناامید کننده توسط برخی اندیشه‌ورزان انتقاد کرده و وضع موجود را بی‌ارتباط با کم حاصلی فعالیت‌های نظری آنها تا کنون نمی‌داند و لذا با تأکید بر لزوم توجه به واقعیت‌های میدانی چه کاستی‌ها و چه دستاوردها، برای حل مسائل کشور در حوزه اندیشه‌ورزی جنبش حل مسأله را پیشنهاد می‌کند. متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

«قرار ما این نبود». این جمله شاه کلید همه تئوریسین‌هایی است که روزی در جهت تثبیت و تحکیم پایه‌های جمهوری اسلامی سخن‌سرایی و قلم فرسایی می‌کردند و اکنون پشیمان از گذشته در برابر واقعیت تلخ زمان حاضر، دستاویزی جز همان جمله‌ای ندارند که در گیومه آمد. واقعیت‌های تلخ، این اندیشه‌ورزان را بر آن داشته که تمام آنچه هست و بود را انکار کنند؛ انکار انقلاب، انکار امام، انکار تقدس نهضت ونظام، انکار شهدا، انکار مردم و حتی انکار خود! آن هم از جانب کسانی که روزی کارچاقکن فکری حکومت بوده‌اند و بدخواهان و معاندان نظام را به ضرب شلاق کلمات می‌نواختند. خوشبختانه با متأسفانه شما منزه ومبرا نیستید. شما هم در این وضعیت خوب و بد شریکید. مش قربونعلی، پیر مرد کفاش محل ما هم می‌فهمد که واقعیت امروز با شعارهای دیروز فاصله دارد؛ اما فرق او با تئوریسین‌های بن‌بست و پشیمانی این است که او از فراز برج عاج همه کس را تحقیر نمی‌کند. تفاوت او این است که «متفکر» نیست و مزایای متفکر بودن را ندارد. اختلاف او این است که او از مشاهدات اندکش تئوری بن‌بست نمی‌سازد و ادعای تئوری ساختن هم ندارد. هر چند ممکن است فهمش از مسائل بسیار نزدیک به واقعیت باشد. قرار ما چه بود؟ تا جایی که می‌دانم انقلاب به کسی ضمانت نداده بود که طومار مدرنیته را در هم بپیچد. تعهد نداده بود که جامعه مهدوی برقرار کند. پیمان نبسته بود ما را به «توسعه» برساند. امضا نداده بود درصد عمل به شرعیات توضیح المسائل بیشتر شود. قول نداده بود سفر چهارم حکمت متعالیه را محقق کند. وثیقه نگذاشته بود که جامعه بی‌طبقه توحیدی بسازد. تاوان شکست تئوری‌های شما را انقلاب اسلامی باید بدهد؟! شما اگر درست عمل کرده باشید دریچه‌ای به فهم تفصیلی برخی وجوه احتمالی انقلاب اسلامی باز کردید و از این بابت از شما سپاسگزاریم و به شما مدیونیم؛ اما ما با تئوری‌های شما انقلاب نکردیم که حالا بابت اجرایی نشدن دقیق الگوهای نظری شما بازخواست شویم. شهدایی که همین روزها جانشان را می‌دهند، دقیقاً برای همین جمهوری اسلامی موجود جانفشانی می‌کنند. همین جمهوری اسلامی که رکورد شاخص اختلاس بر دقیقه را در دهه چهارمش شکسته است. مدیونید اگر تصور کنید این مجاهدان، از دزدی‌ها و کژی‌ها و مفاسد اطلاع ندارند.

استقرا نکرده، امضا می‌دهم که این مجاهدان در محله‌هایی زندگی می‌کنند که مظاهر فساد و تبعیض و پلیدی ده برابر محله‌هایی است که شما در آن‌ها منزل دارید. ندیده، شرط می‌بندم بسیاریشان برخلاف شما مشکل مسکن و مایحتاج دارند. شهدا، دروغ بیست وسی نیستند. شهدا همین بچه محل‌های ما هستند. مرتضی مسیب زاده، عباس آسمیه، علی تمام‌زاده، سعید قارلقی و علیرضا قنواتی همشهری‌های من‌اند. نامردید اگر فکر کنید شهدا را شستشوی مغزی داده‌اند. آن‌ها در محیطی ایزوله زندگی نکرده‌اند که بتوان مغزشان را شستشو داد. خام اندیشی است اگر فکر کنید شما حقیقتی را می‌دانید که آنها از آن بی‌خبرند.

شاید بگویند چرا متفکران بیچاره را با شهدا طرف می‌کنی؟! این چه قیاسی است؟! بله؛ من می‌دانم که «مِدادُ العُلَماءِ افضَلُ مِن دِماءِ الشُّهَداء» اما این را هم می‌دانم که «أِنَّمَا یخشَی الله مِن عِبادِهِ العُلَماءُ». علمی که خشیت و انکسار و فروتنی نیاورد و عالم را طلبکار خدا و مردم و تاریخ کند، جهل و نادانی است. یک درصد احتمال بدهید شهدا چیزهایی را -دست کم به اجمال- می‌دانند و می‌بینند که شما نمی‌دانید و نمی‌بینید.

حرف بر سر دو نوع نگاه است. نگاهی که امکان‌یاب و امکان‌ساز است و نگاهی که کور و امکان‌سوز است. شهدا با بذل صادقانه خونشان به امکان‌های این مسیر گواهی می‌دهند، اما تئوری‌های بن‌بست و پشیمانی، افق‌ها را فرو می‌بندند. و اینکه بنشینیم و هشدار فروپاشی بدهیم غیرمسئولانه‌ترین کار جهان است! چون اگر فروپاشی به وقوع پیوست می‌توانید ژست روشن‌بین و آینده‌نگر بگیرید و اگر فروپاشی اتفاق نیفتاد می‌توانید بگویید بر اثر هشدارهای شما از رخ دادن فروپاشی جلوگیری شد! می‌بینید که شما الحمدلله باز هم منزه و مبرا هستید و هر پلشتی و ندانم‌کاری و نابلدی است، برای دیگران است! با این همه ما هنوز به فکر و قلم شما اندیشه‌ورزان امید داریم. ما ضد تفکر و کار نظری نیستیم. آن کسانی که می‌گویند گفته‌های شما سراسر وراجی و بیهودگی است، اهمیت کار شما را نمی‌دانند. اما امید ما این است که شما بتوانید وضعیت امروز ما را توضیح دهید و طرح مسأله کنید. مسأله‌ای که هم معلوماتی دارد و هم مجهولاتی. مسأله‌ای که هم داشته‌های ما را می‌بیند و هم کمبودهایمان را. مسأله‌ای که هم جهالت‌های ما را می‌بیند و هم بصیرت مجاهدان ما را .


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/10728

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی