سعید مستغاثی

فیلمی که دربارۀ چریک افسانه‌ای ملت ایران ساخته نشد!

۹۹/۰۶/۲، ۲:۵۹ ب٫ظ

زندگی و دوران فعالیت شهید سید علی اندرزگو، سرشار از شگفتی‌ها و گفتنی‌های ناگفته و نقاط پرکشش و دراماتیک است که می‌تواند علاوه برجذابیت های مختلف، بخشی از تاریخ مبارزات یک ملت را برای نسل امروز و فردا به نمایش گذارد. با توجه به اسناد و مدارک موجود از دوران زندگی سید علی اندرزگو انتظار می‌رفت که فیلمی محکم و قوی به لحاظ استنادی و جذاب از جهت دراماتیک خلق شود.

به گزارش «ایام»، سعید مستغاثی؛ نویسنده، مستندساز و کارشناس سیما در یادداشتی که به تازگی در صفحه شخصی‌ خود به مناسبت چهل و دومین سالگرد شهادت سید علی اندرزگو منتشر نمود، از او با عنوان یکی از اسطوره‌های تاریخ معاصر انقلاب و مبارزه یاد کرده و با بیان جاذبه‌های دراماتیک زندگی مبارزاتی او، از عدم ساخت آثار سینمایی دربارۀ این شخصیت انقلابی انتقاد می‌کند. متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خواند:

دوم شهریور، چهل و دومین سالگرد شهادت یکی از اسطوره‌های تاریخ معاصر انقلاب و مبارزه در سرزمین ماست. شهید سید علی اندرزگو، چریک مبارزی که بیش از ۱۴ سال مخوف‌ترین دستگاه امنیتی تاریخ این کشور یعنی ساواک را با تمام مأموران ورزیده و آموزش دیده‌اش به دنبال خویش کشید و در آخر بدون آنکه کوچک‌ترین اطلاعاتی در مورد شبکه‌های گسترده مبارزاتی‌اش به آنها بدهد، با یک اقدام متهورانه و حیرت‌انگیز، در اثر اصابت ۲۰ گلوله مزدوران ساواک(براساس گزارش پزشکی قانونی) به شهادت رسید.

در حالی که در فرهنگ مبارزات مسلحانه و چریکی، عمر یک چریک در مبارزه با رژیم‌های دست نشانده، حداکثر چند ماه پیش بینی می‌شود. از با دوام‌ترین این افراد در تاریخ سازمان‌های چریکی ایران در دوران طاغوت می‌توان به بهرام آرام از رهبران گروه مجاهدین خلق اشاره کرد که حدود ۴ سال در این مبارزه زنده ماند و همچنین حمید اشرف رهبر گروه چریک‌های فدایی خلق که در حدود ۵ سال خودش را حفظ کرد. قابل ذکر اینکه ارنستو چه‌گوارا، انقلابی اسطوره‌ای آمریکای لاتین نیز در دوران پیش از انقلاب کوبا، تنها ۳ سال مابین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۹ را در صفوف مبارزانی بود که در کوه‌های سییرا ماستره موضع گرفته بودند و پس از کنار کشیدن از دولت کوبا و پیوستنش به صفوف انقلابیون بولیوی فقط یک سال مابین پاییز ۱۹۶۶ تا اکتبر ۱۹۶۷ توانست جان سالم به درببرد و در آن تاریخ، بعد از اسارت توسط ارتش بولیوی، بوسیلۀ نظامیان آمریکایی تیرباران شد.

اما سید علی اندرزگو، ۱۴ سال در سخت‌ترین شرایط اختناق و تورهای پلیسی شاه که توسط کارشناسان آمریکایی و اسراییلی هدایت می‌شد، خود را حفظ نمود، در حالی که کانال ورود اسلحه و مهمات از لبنان و سوریه و همچنین آموزش نظامی برای گروه‌های مبارز داخلی بود، سازماندهی مبارزان هوادار امام خمینی(رحمه الله علیه) را برعهده داشت و بنا به دستور رهبر انقلاب، به‌طور کاملاً مخفیانه بنیه نظامی نهضت را تقویت می‌کرد.

ساواک در گزارشات خود، سید علی اندرزگو را با نام رمز “کیس سرفراز” یاد می‌کرد. چراکه بارها و بارها، پس از روزها و ماه‌ها ردگیری و شنود و تعقیب و مراقبت، هنگامی که به یکی از پایگاه‌های داخلی وی دست پیدا می‌نمود، پس از حمله، ردی از وی نمی‌یافت. بارها و بارها، انبارهای وسیع اسلحه از اندرزگو یافت، ولی اثری از خود وی نیافت. بارها و بارها دوستان و یاران و حتی همسر و خویشانش را به دام انداخت، ولی قادر به شکار او نشد.

تا اینکه در اواسط ماه رمضان انقلاب(دوم شهریور سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت)، درحالی که تنها کمتر از شش ماه به پیروزی نهضت مردم باقی مانده بود، وی را در حال انجام یکی از قرارهایش به دام انداخت و شاید درواقع در دام اندرزگو اسیر شد، زیرا درحالی که انتظار داشت اطلاعات فراوانی از وی کسب خواهد کرد (ساواک اطمینان داشت، اندرزگو برخلاف بسیاری از اعضای گروه‌های چریکی مارکسیستی و شبه مارکسیستی، اقدام به خودکشی با سیانور نخواهد کرد، چراکه هم از نظر اعتقادات اسلامی‌اش، خودکشی گناه کبیره محسوب می‌گردید و هم امام دستور اکید داده بودند که پیروان ایشان به چنین اقدامی مبادرت نورزند.) علاوه براینکه اندرزگو همه اطلاعات و ارتباطات مکتوبش بر روی کاغذ که در جیب‌هایش موجود بودند را خورد و بلعید، سپس حرکاتی انجام داد و طوری وانمود کرد که مسلح است و می‌خواهد به نیروهای محاصره کننده‌اش شلیک کند که در اینجا مأموران ساواک برخلاف دستور (که بایستی اندرزگو زنده دستگیر شود) وی را به رگبار گلوله بستند.

هنوز به دام افتادن اندرزگو در آن غروب نوزدهم رمضان هزار و سیصد و پنجاه و هفت، سوال پژوهشگران و کارشناسان تاریخ و محققین را به همراه دارد که چرا اندرزگویی که چهارده سال، کوچک‌ترین مسائل امنیتی را رعایت می‌کرد تا آنجا که زبده‌ترین متخصصان ساواک را حیرت زده کرده بود، چگونه در آن بعدازظهر تابستانی، پیش پاافتاده‌ترین نکات مخفی‌کاری را در تماس تلفنی با یکی از دوستانش (که احتمالا از کنترل و شنود تلفن وی مطلع بوده است) در نظر نگرفته و به آن سادگی در تور پلیس امنیتی می افتد؟

زندگی و دوران فعالیت شهید سید علی اندرزگو، سرشار از شگفتی‌ها و گفتنی‌های ناگفته و نقاط پرکشش و دراماتیک است که می‌تواند علاوه برجذابیت های مختلف، بخشی از تاریخ مبارزات یک ملت را برای نسل امروز و فردا به نمایش گذارد.

خوشبختانه در همان اوایل انقلاب، علیرغم تمامی مسامحه‌ها و کم لطفی دستگاه‌های فرهنگی و هنری، برای ساخت فیلمی درباره سید علی اندرزگو تلاش‌هایی به عمل آمد.

اولین اقدامات در این جهت توسط مسعود کیمیایی صورت گرفت. اگرچه تاکنون خود کیمیایی دراین مورد سخنی نگفته است، اما اسناد منتشره توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی در کتاب «حماسه شهید اندرزگو » به خوبی گویای واقعیت یاد شده است. از سرنوشت فیلم مسعود کیمیایی اطلاعاتی در دست نداریم، ولی اطمینان داریم که ایشان فیلمی درباره سید علی اندرزگو نساخته است.

چهار سال بعد علی اصغر شادروان فیلمی را با عنوان «تیرباران» و پیرامون زندگی شهید اندرزگو برپرده سینماها برد که در آن مجید مجیدی(فیلمساز معروف امروزی) در نقش سید علی اندرزگو قرار گرفته بود. فیلم «تیرباران» اگرچه به گوشه‌هایی از زندگی و مخفی‌کاری‌های اندرزگو پرداخته بود، ولی به دلیل نگاه حادثه پردازانه و سبک هالیوودی‌اش، از پرداختی درون‌گرا و قابل تأمل در مورد شخصیتی همچون اندرزگو با آن همه عمق و وسعت، عاجز ماند و کاراکتر اندرزگو از حد و قواره آرتیست‌های فیلم‌های غربی فراتر نرفت.

اگرچه به دلیل یکه بودن فیلم مذکور، هنوز بایستی ممنون و سپاسگزار آقای شادروان باشیم که همت کرد و فیلمی درباره شهید اندرزگو ساخت، اما نمی‌دانیم که ایشان تا چه حد از تحقیقات آقای کیمیایی استفاده کرده و یا خود مسعود کیمیایی آن تحقیقات نا فرجامش را در اختیار شادروان گذارده یا خیر! به هرحال احتمالا کیمیایی قادر بود که فیلم قابل تأمل‌تری دربارۀ زندگی شهید اندرزگو بسازد و از این لحاظ و تا همین جا توجه ایشان به یکی از قهرمانان ملی تاریخ این سرزمین قابل ستایش است.

اما دوازده سال پیش و در سال هزار و سیصد و هشتاد و شش، خبرهایی به گوش رسید که گویا قصد براین است با امکانات و تحقیقات کافی، پروژه‌ای سینمایی درباره زندگی شهید سید علی اندرزگو کلید بخورد که چندماه پس از آن به کارگردانی علی محمد قاسمی، این کار آغاز شد و سرانجام و پس از سال‌ها، فیلمی با نام و یاد شهید اندرزگو جلوی دوربین رفت. با توجه به اسناد و مدارک موجود از دوران زندگی سید علی اندرزگو انتظار می‌رفت که فیلمی محکم و قوی به لحاظ استنادی و جذاب از جهت دراماتیک خلق شود. اما چنین اتفاقی نیفتاد و به دلیل عدم حمایت از پروژه، کار متوقف شد. قاسمی برای پیشبرد پروژه از سرمایه‌های شخصی‌اش استفاده کرد و برخی از اثاث منزلش را هم فروخت، اما افاقه نکرد و بالاخره به یک مستند هفتاد و پنج دقیقه‌ای به نام گزارش شنبه رضایت داده شد که در سال هزار و سیصد و نود و دو به پایان رسید و تنها فیلمی است که تقریباً با ساختاری میان و براساس اسناد و مدارک افشاء نشده دربارۀ زندگی و دوران شهید سید علی اندرزگو تا لحظه شهادتش موجود است.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/11135

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی