گفتاری از حجت الاسلام نظافت در اولین شب محرم

مجلس امام حسین دارالشفاست/ داشتن دغدغۀ جامعه اسلامی؛ الفبای مسلمانی

۹۹/۰۶/۶، ۳:۲۰ ب٫ظ

انتظار ما از مجلس امام حسین (ع) این است. فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»، کسی که شب را به صبح بیاورد و غصه مسلمانان را نخورد اصلا مسلمان نیست، یعنی الفبای مسلمانی، داشتن دغدغه امور جامعه اسلامی است.

به گزارش «ایام»، متن پیش رو گفتاری است از حجت الاسلام نظافت؛ استاد برجسته حوزه علمیه مشهد با موضوع «مسئولیت مومنین در جامعۀ حسینی» که در هیئت لبیک مشهد در شب اول محرم ایراد شده است. متن کامل این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:

مجلس اباعبدالله(ع) دارالشفاء است

مجلس اباعبدالله(ع) به معنای واقعی کلمه دارالشفاء است، اما باید تأمل کنیم که اینجا قرار است چه چیزی شفا پیدا کند. امام حسین قرآن ناطق هستند، همان طور که قرآن قرار است شفا بدهد، مجلس امام حسین و خود ابا‌عبدالله(ع) شفا می‌دهند. خداوند متعال می‌فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً». یعنی می‌فرماید ما آیه‌هایی را نازل می‌کنیم که این آیه‌ها مومنین را شفا می‌دهد و این آیه‌ها بر ظالمان چیزی جز خسارت نمی‌افزاید. خب آیات قرآن چه چیزی را شفا می‌دهد، در سوره یونس خدای متعال فرمود «وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ»، یعنی آنچه را که در سینه آدم‌ها است، شفا می‌دهد. مرض‌هایی که توی سینه است کنایه از مرض‌های روحی است؛ مرض کفر و نفاق، جهالت و ضلالت، حب دنیا، پول‌پرستی، ریا، نفاق، بی‌معرفتی نسبت به هدف زندگی و اسارت به شهوات. یعنی اگر می‌گویند مجلس امام حسین(ع) شفا می‌دهد، انتظارمان این است که امثال ما که اسیر خلق خدا، اسیر شهوت و اسیر راحتی‌ها و رفاه هستیم، حریت پیدا کنیم. اگر سست‌عنصر و سست‌ اراده هستیم، اراده‌هایمان تقویت شود، این می‌شود شفاء. خود قرآن چطور شفا می‌دهد؟ نگرش انسان را عوض می‌کند. نگرش‌ها خیلی مهم است. افکار انسان که اصلاح شود، خیلی از این مرض‌های روحی درمان و حالات درونی ما اصلاح می‌شود. حالات درونی‌مان که اصلاح شد خیلی از رفتارهای ما تغییر می‌کند. رفتارهایمان تغییر کرد همه چیز درست می‌شود.

شفاء مرض‌های روحی جایگزینی جز قرآن و اهل البیت ندارد

 آیا مجلس امام حسین(ع)، مرض‌های جسمی را شفا نمی‌دهند؟ جواب این است که مجلس امام حسین(ع) مثل قرآن است که برای مرض‌های جسمی خاصیت دارد. مثلاً گفتند اگر سوره حمد را هفت بار خواندید و مرده زنده شد، تعجب نکنید، ولی هدف اصلی قرآن این نیست. امیرالمومنین فرمود تقوا «شفاءُ مرض اجسادکم» هم هست، یعنی تقوا از گناهان پیشگیری می‌کند. گناهان، ضررهایی برای جسم و روح ما و دنیایمان دارد، ولی خدا برای شفای بیماری‌های جسمی در این عالم اسباب دیگری آفریده است، مثلاً اگر سردرد داشته باشیم برای تسکین آن، خدا سبب دیگری مانند استامینوفن قرار داده است، ولی شفاء مرض‌های روحی جایگزینی جز قرآن و اهل البیت ندارد. البته اهل‌البیت هم می‌توانند این گره‌گشایی را بکنند، ولی در این حوزه، خدا دیگرانی را هم سبب قرار داده است، اما در قسمت مرض‌های روحی، دیگر بدیلی ندارد.

دنیا دار آزمایش است

حالا این پرسش مطرح می‌شود که ائمه(ع) مشکلات دنیوی ما را حل نمی‌کنند؟ با این که قدرت دارند مرض‌های جسمانی را شفا نمی‌دهند؟ چرا، قدرت دارند؛ ولی به شرط اینکه مطابق با رضایت و حکمت پروردگار باشد. امام حسین(ع) نمی‌خواهد قواعد عالم را به هم بزند، اگر قرار بر برهم زدن این قواعد بود، برای خودشان به هم می‌زدند. خب اجنه آمدند پیشنهاد دادند که آقا ما کمک‌تان می‌کنیم. اگر قرار بود اجنه با سربازان ابن زیاد بجنگند، اصلاً کار تمام بود به نفع امام حسین، ولی آقا اینطور نمی‌خواستند. ایشان می‌خواهد دشمن‌ها و حتی همۀ انسان‌ها آزمایش شوند، چراکه رضایت خدا در این است. دنیا دار آزمایش است. آزمایش از جبرهای پروردگار است. به همین دلیل امیرالمومنین(ع)  فرمود کسی نگوید «أعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ»، خدایا من از فتنه به تو پناه می‌برم. چون خدا به حرفت نمی‌کند، پناهت نمی‌دهد و آزمایشت می‌کند، فتنه یعنی آزمایش.  البته فرمود می‌تواند بگوید خدایا از آزمایش‌های گمراه کننده به تو پناه می‌برم. شاگرد نمی‌تواند به معلمش بگوید از من امتحان نگیر، اما می‌تواند بگوید آقا سخت نگیر. می‌توانیم بگوییم خدایا ما را گرفتار زلیخا نکن. ما مثل یوسف از این قدرت‌ها را نداریم. اگر خواستی به آن شکل آزمایش کنی، اول ظرفیتش را بده. ثروت قارون را به ما نده، اما اگر خواستی آن‌طور آزمایش کنی، اول ظرفیتش را بده. آن شهرت‌هایی که بعضی‌ها خودشان را گم می‌کنند، آن شهرت را نده، اگر خواستی بدهی اول ظرفیتش را بده.

امدادهای غیبی شامل حال چه کسانی می‌شود؟

بنابراین همه آزمایش می‌شوند. آزمایش یک امر حتمی و جبری است. خب قرار است همه آزمایش شوند. رضایت امام حسین(ع) در رضایت خدا است، بنابراین آنها از امدادهای غیبی و قدرت‌هایی که دارند و فراوان و فوق تصور ما هم هست، می‌توانند برای حل مشکلات ما استفاده کنند و استفاده می‌کنند، اما با شرایط و مطابق با حکمت الهی. امدادهای غیبی اتفاقاً شامل حال کسانی می‌شود که از امکانات دنیوی به درستی استفاده کرده‌اند و مستأصل شدند، نه اینکه یک کسی خودش، خودش را مریض کند بعد بگوید آقا شفا می‌دهد. مثلاً این افرادی که می‌گویند‌ اگر در مجلس امام حسین(ع) ما مقررات بهداشتی را رعایت نکنیم، اتفاقی نمی‌افتد، چون اینجا «دارالشفاء» است. این نگاه مانند این است که یک کسی، خودش را گرفتار بکند بعد بگوید آقا شفا بده. در جنگ هشت ساله و در جنگ سوریه، مدافعان حرم را اهل البیت خیلی مدد کردند، منتهی بچه‌های ما به پیروی از اباعبدالله(ع) عاقل بودند و تدبیر داشتند. خود امام حسین در کربلا چه کار کردند؟ میمنه و میسره درست کردند، یعنی جناح راست و جناح چپ را تعیین کردند و پرچم را دادند دست حضرت ابالفضل‌العباس. پشت سر ایشان خندقی کندند که در آن آتش قرار دادند تا ‌از یک طرف به آنها حمله بشود، یعنی تمام تدابیر عقلانی را پیاده کردند. شمشیرها را تیز کردند، این‌طور نبود که چون عاشق شهادت بودند، هیچ کار نکنند. اباعبدالله فرمود: «إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِک».

این تفکر غلط بنی‌اسرائیلی است که قرآن می‌گوید بنی‌اسرائیل به موسی گفتند: «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»، تو و خدایت بروید بجنگید، ما اینجا نشستیم، وقتی دشمن را نابود کردید ما می‌آییم. خدا و حضرت موسی چنین کاری نمی‌کند. کسانی که رفتند در میدان نبرد، مددهای غیبی به کمک آنها آمد. از صدر اسلام چنین بوده و خدا فرشته‌ها را به کمک می‎فرستاده، امدادهای غیبی به کمک آمده، منتهی برای کسی که تکلیف‌شان را انجام دادند. نمی‌تواند یک دانش‌آموز درس‌هایش را نخواند، بعد بگوید کمکم کنید، من فردا نتیجۀ کنکورم خوب بشود. یک کسی چشم‌هایش را کور کند بعد بگوید شفا بده، نه از این خبرها نیست.

شهوت و شبهه، دو راهکار شیطان برای هجوم است

شیطان دو تا راهکار عمده برای هجوم دارد، شهوت و شبهه. در دعای بیست و پنج صحیفه سجادیه، حضرت در قسمتی از دعا، در حق فرزندان به خدای متعال می‌گوید خدایا بچه‌هایم را به تو پناهنده کردم از شر شیطان. بعد شرح می‎دهد شیطان چه می‌کند، می‌گوید شیطان کارش این است «یتَعَرَّضُ لَنَا بِالشَّهَوَاتِ، وَ ینْصِبُ لَنَا بِالشُّبُهَاتِ»، از طریق شهوت وارد می‌شود واز طریق شبهه، شبهه ایجاد می‌کند. می‌گوید آقا مجلس امام حسین(ع) مگر کاری می‌شود؟ بله در همین حرم امام رضا(ع) بمب منفجر شد، این حرف‌های غیر عقلایی چیست که می‌زنید؟ حالا یک بنده خدای دیگری پیدا شده و گفته اصلاً کرونا می‌گیرند که بگیرند، بی‌ملاحظه و تدبیر رفتار می‌کند، می‌گوید جا‌نمان فدای امام حسین، ما هم بگیریم چه اشکالی دارد. آن‌هایی که رفتند سوریه برای دفاع از حرم، آنها رفتند که بقیه مسلمان‌ها جان‌شان سالم بماند. اما تو  با این ندانم کاری‌ها تنها خودت که نمی‌گیری، بقیه را هم گرفتار می‌کنی و مدیون جان دیگران می‌شوی.

الفبای مسلمانی، داشتن دغدغه امور جامعه اسلامی است

 خب پس انتظار ما از مجلس اباعبدالله(ع) شفای مرض‌هایی است که قرآن می‌گوید در سینه‌ها است و یکی از بزرگ‌ترین این مرض‌های بشری، بی‌دردی است. بی‌دردی بدترین درد است. امیرالمومنین فرمود: «وَ حَسْبُکَ دَاءً أَنْ تَبِیتَ بِبِطْنَهٍ»، می‌خواهی ببینی مریض هستی یا نه، ببین شب با شکم پر می‌خوابی در حالی که دور و بر تو گرفتاران هستند. بنابراین بی‌تفاوتی و احساس مسئولیت نداشتن مرض بزرگی است.

ما انتظارمان از مجلس امام حسین(ع) این است که این مرض درمان بشود و این مرض درمان می‌شود، می‌توانیم تنبه، توجه و معرفت پیدا ‌کنیم، اگر بخواهیم. مرض‌های جسمی اگر بر فرض درمان نشود، اولاً بسیاری هستند که با همین مرض‌های جسمی کنار می‌آیند. شما الان نگاه کنید معلول‌هایی هستند که از زندگی راضی‌اند، نابینا هستد، اما کلی کار می‌کند. خلاصه با این شرایط شصت سال، هفتاد سال کنار می‌آیند. «صَبَرُوا أَیَّاماً قَصِیرَهً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَهً طَوِیلَهً»، می‌گوید یک شصت سال، هفتاد سال، صد سال یا هزار سال چیزی نیست، آنها صبر کردند، ولی راحتی ابدی برایشان آمد. بر مرض‌های دنیوی را می‌شود صبر کرد، اما مرض‌های روحی هم دنیا را گرفتار می‌کند هم تا ابد می‌ماند. اگر چشم دل من کور باقی بماند روز قیامت کور محشور می‌شوم. می‌گوید: «رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى»، می‌گوید من را چرا کور محشور کردی، من که در دنیا چشم داشتم؟ خدای متعال می‌گوید بله، ولی آن چشم‌های تو را گاوها و گوسفندان هم داشتند، کبوترها هم داشتند، آن چشم سر وقتی به درد می‌خورد که چشم دل را بینا کند. گوش را حیوانات هم دارند، قوی‌ترش را هم دارند؛ ولی گوشی به درد می‌خورد که گوش دل را شنوا کند که در عوالم دیگری که در پیش داریم آنجا نابینا و ناشنوا و زمین‌گیر نباشیم. انتظار ما از مجلس ابی‌عبدالله این است. فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»، کسی که شب را به صبح بیاورد و غصه مسلمانان را نخورد اصلا مسلمان نیست، یعنی الفبای مسلمانی، داشتن دغدغه امور جامعه اسلامی است.

یکی از تکالیف‌مان این است که در دنیا سربار دیگران نباشیم

اصلاً انسان وجودی است پر از دغدغه و پر از غصه. ما از اباعبدالله یاد می‌گیریم که سطح دغدغه‌ها را بیاوریم بالا، دغدغه‌هایمان را محدود نکنیم در مسایل شهوانی و حیوانی و دنیوی. آنها هم سر جای خودش، اما اگر مسایل مادی بزرگ‌ترین دغدغه‌های ما نباشد، اشکال ندارد. اگر بنده بگویم آقا دغدغه پول نداشته باشید، یک حرف بی‌خودی زدم، چون خودم  هم این دغدغه را دارم؛ اما به ما یاد دادند که بگوییم خدایا دنیا را همّ اکبر ما قرار نده. یک دعایی- دعای شب نیمه شعبان- در مفاتیح است، شش الی هفت خط که شیخ عباس قمی می‌گوید خوب است که در تمام سال این دعا را بخوانند. یک جمله‌اش این است «اللَّهُمَّ لا تَجْعَلِ الدُّنْیَا أَکْبَرَ هَمِّنَا وَ لا مَبْلَغَ عِلْمِنَا»، می‌گوید خدایا دنیا همّ اکبر ما نباشد. بزرگترین دغدغه‌مان دنیا نباشد. نمی‌شود که دغدغه دنیا و معاش را نداشته باشیم یا کسی دغدغه ازدواج را نداشته باشد، بشر هستیم و با این مسایل وجودمان درگیر است، ولی می‌گوید بزرگ‌ترین دغدغه‌ات این نباشد. تو دغدغه‌ات را آخرت قرار بده، خدا دنیایت را کفایت می‌کند. چطور می‌شود دغدغه ما آخرت باشد، خدا دنیا را کفایت کند؟ اگر دغدغه‌مان آخرت باشد به تکالیف‌مان توجه می‌کنیم. یکی از تکالیف‌مان این است که در دنیا سربار دیگران نباشیم. سعی کن ثروت حلال را کسب کنی. سعی کن سختی‌های زندگی را برای کسب روزی حلال تحمل کنی. یکی از دستورات این است، خدا هم سبب‌ساز است. خدا گره‌ها را باز می‌کند. البته خدا متقین را مدتی آزمایش می‌کند و در تنگناهایی قرار می‌دهد، ولی این تنگناها قرار نیست همیشه بماند. ما تجربه کردیم در زندگی‌مان، بزرگترهای ما تجربه کردند، تاریخ همیشه همین‌طور بوده است. زندگی علما و زندگی شهدا را بخوانید،  از اطرافیا‌نتان بپرسید، خدا گشایش ایجاد می‌کند، خدا نمی‌‌گذارد مومن در بن‌بست بماند. خدای متعال کمک می‌کند. منتهی خدای متعال گشایش‌هایی که دارد یک جوری است که هم مشکل دنیایی حل بشود هم مشکل روحی، یعنی با یک تیر چند نشان می‌زند. وقتی به تو پول می‌دهد که امیدت از خلق خدا قطع شده باشد. اینجاست که  انسان مزه این آیه را می‌چشد که می‌گوید: «مَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لایحْتَسِبُ»، پس ما دغدغه داریم، دین می‌آید می‌گوید آقا سطح دغدغه‌ات را ببر بالاتر، تو باید دغدغه‌ات این باشد که تکلیفت چیست.

یکی از تکالیف ما این است که احساس مسئولیت نسبت به همدیگر داشته باشیم

 تو بگو خدایا من را با تکلیفم آشنا کن. خداوند خودش آن دستورات خدای متعال، آن تکالیف و همه چیز را حل می‌کند. منظور از تکالیف، تکالیف سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، فردی است. تکالیف داستانش گسترده است، یکی از تکالیف ما این است که احساس مسئولیت نسبت به همدیگر داشته باشیم. نسبت به کل مسایل دنیای اسلام احساس مسئولیت داشته باشیم. به همه مسلمانان فکر کنیم. این وظیفه ما است. خب متأسفانه این موضوع در جامعه کم‌رنگ شده و ما به جای اینکه به تکلیف خودمان توجه کنیم، بیشتر به تکلیف دیگران توجه می‌کنیم.

جوان‌های عزیز، خودسازی را باید جدی بگیرند

الان یکی از ویژگی‌های جامعه ایرانی این شده که غر می‌زنند، نق می‌زنند،‌ انتقاد می‌کنند. ماشاءالله، چه انقلابی باشی، چه نباشی، از هر طیفی باشی تو همیشه زبانت باز است برای انتقاد از مسئولین. انتقاد اشکال دارد؟ نه اشکال ندارد. اگر انتقاد منصفانه باشد خیلی هم خوب است. مطالبه‌گری بد است؟ نه، اتفاقاً مطالبه‌گری خوب است، باید مطالبه کنیم، چراکه این اقدام مسئولین را به کار صحیح وادار می‌کند، ولی یک کمی هم به عیب‌های خودمان توجه کنیم. آن مسئول می‌رود فردا شما را می‌گذارند مسئول، بنده را می‌گذارند مسئول، وامصیبتا علی الاسلام و السلام، بعد ما چه کار می‌کنیم؟ ما هم همان خرابکاری‌ها را می‌کنیم. این مسئولینی که بعضی‌هایشان خیانت می‌کنند ‌بصورت ناخواسته، بعضی‌هایشان حالا ممکن است منافق باشند عمداً، خیلی‌هایشان هم خدمت می‌کنند، اما ممکن است اشتباهات یا کم‌کاری‌هایی هم دارند. نکته اینجاست که اینها هم وقتی که مسئول نبودند از نفر قبلی که مسئولیت داشته انتقاد می‌کردند، اما از اینکه خودش هم عیب دارد غافل بوده؛ لذا در روایت داریم « أَکْبَرُ الْعَیْبِ أَنْ تَعِیبَ مَا فِیکَ مِثْلُهُ»‏. بزرگ‌ترین عیب این است که تو انتقادی از دیگران بکنی که عین همان را خودت داری. متاسفانه الان در مسایل خانوادگی که یکی از گرفتاری‌های ما گرفتاری‌های خانوادگی است، یعنی آمار طلاق به شدت دارد افزایش پیدا می‌کند، تازه حالا خیلی‌ها که ازدواج هم نمی‌کنند، اما همان‌هایی هم که ازدواج می‌کنند، ازدواج‌ها متزلزل است. شما دقت که می‌کنی می‌ّبینی که مردها به حقوق خودشان و زن‌ها هم به حقوق خودشان توجه می‌کنند، مردها به عیب‌های زنشان و خانم‌ها به عیب‌های شوهرشان توجه می‌کنند، با این نگاه، اوضاع هیچ وقت درست نمی‌شود. همۀ ما به دیگری می‌گوییم تو اصلاح شو که کارها درست بشود، اما اسلام این را نمی‌گوید، می‌گوید خودت را اصلاح کن. لذا جوان‌های عزیز، خودسازی را باید جدی بگیرند. قرآن می‌گوید: « قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً» ، اول از خودت شروع کن، خودت را حفظ کن، بنابراین همه‌اش توجه کردن به عیب و ایرادهای دیگران، ما را از عیب‌های خودمان غافل می‌کند و خیلی چیز بدی است. این نوع انتقاد و مطالبه‌گری مضر است. باید کمی هم انسان خودش را جای دیگران بگذارد. ما اشکالاتی و ایرادهایی داریم. قرآن می‌گوید: «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»، می‌گوید هوای خودتان را داشته باشید، اگر کسی هم گمراه شد، شما نگران نباشید، اگر شما راه را پیدا کردید راه را بگیرید بروید. پس این بی‌دردی‌ها گاهی در قالب دردمندی اتفاق می‌افتد. یعنی بچه انقلابی است، سرش می‌شود از دنیای سیاست، به ظاهر بصیرت دارد، زبانش بر سر مسئولین و بر سر هر کسی دراز است، اما غافل از خودش است. این نوع مطالبه‌گری سم است، این نوع مطالبه‌گری هیچ فایده‌ای ندارد و هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. خیلی خوب است اینکه به حقوق دیگران اعتراف کنیم، این نکته را از مولا امیرالمومنین(ع) یاد بگیریم.

هر جا بحث حق مطرح است، تکلیف هم هست

 ائمه معصومین ما را توجه دادند به حقوق یکدیگر. حق یک جاده یک طرفه نیست که بتازیم برویم بگوییم این حق من است، می‌خواهم حقم را بگیرم. حق دو طرفه است. امیرالمومنین(ع) در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه، فرمود اگر قرار بود حق یک طرفه باشد، خدا رابطه‌ی خودش را با مردم یک طرفه قرار می‌داد، چون خدا بر همه حق دارد، مردم هم که از خدا طلب ندارند. طلب دارند؟ حقی بر گردن خدا دارند؟ نه، اما خدا رابطه خودش را با ما دوطرفه کرده است. فرموده است «اُذکرونی اَذکرکم»، شما به یاد منِ خدا باشید، ببینید من چگونه به یاد شما خواهم بود. فرموده شما اهل شکر باشید، خدا بر خودش واجب کرده است که آن‌هایی که اهل شکر هستند، نعمت‌هایشان را زیاد کند. « لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم». بنابراین رابطه خدا دو طرفه است، همچنین خدا رابطه‌ی مردم را با یکدیگر دوطرفه قرار داده است. یعنی اگر شوهر حق دارد، زن هم حق دارد. اگر معلم حق دارد، شاگرد هم حق دارد. اگر پدرها حق دارند، فرزندان هم بر گردن والدین حق دارند. اگر مسئولین بر مردم حقوقی دارند، مردم هم بر مسئولین حقوقی دارند. لذا امیرالمومنین در یک جا فرمود: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ»، من بر گردن شما حق دارم، شما هم بر گردن من حق دارید. بعد امیرالمومنین(ع) اول شروع کردند از حقوق مردم گفتند. متواضعانه امیرالمومنین فرمود حق شما این موارد است. بعد حق خودشان را گفتند. اصولاً هر جا بحث حق مطرح است، تکلیف هم هست. متأسفانه امروز شاید برای رأی است یا غفلت، نمی‌دانم، عده‌ای مدام به حقوق مردم توجه می‌دهند، ولی مردم را متوجه تکالیف‌شان نمی‌کنند. این یک نوعی عوام‌فریبی است که ما به مردم بگوییم شما حق دارید، اما نگوییم شما تکلیف دارید. نه، مردم هم تکلیف دارند. ان‌شاءالله خدای متعال کمک کند این بحث را در شب‌های آینده پی می‌گیریم.

 شب اول ماه محرم، محرم که می‌آید هر چه انسان نورانی‌تر باشد خود به خود احساس غم پیدا می‌کند. بچه‌ها بابایشان هم که بمیرد می‌خندند، چون بچه‌اند و نمی‌فهمند. غم حسینی یک درکی، یک شعوری و یک معنویتی می‌خواهد. «اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَهً فى قُلُوبِ الْمُؤمنینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً». یک داغی روی دل مومنین ایجاد شده که هیچ گاه سرد نمی‌شود. شما خیلی‌هایتان جوان هستید، هنوز پدر مادرهایتان زنده هستند، ولی وقتی پدر آدم می‌میرد، مادر انسان می‌میرد، انسان گریه می‌کند، اما این گریه دوام ندارد و انسان سرد می‌شود، اما داغ حسین انگار همین الان اتفاق افتاده، این از عجایب است. می‌دانید علتش چیست؟ علتش این است که حسین عالم را داغ‌دار کرده است. هستی شعور دارد، طبیعت شعور دارد، عالم داغدار است. اباعبدالله (ع) سعه وجودی دارند، این حادثه بر وجود اباعبدالله (ع) همه عالم را مصیبت‌دیده کرده است و این مصیبت ادامه دارد تا امام زمان بیاید. شب اول ماه محرم، بعضی‌ها هستند بهشان هم نگویید محرم است، از غم‌شان می‌فهمید محرم آمده است. ائمه معصومین این چنین بودند و اوج این غم هر شب و هر روز مدام زیاد می‌شده تا روز عاشورا. روز عاشورا باز عالم یک جوشش دیگری پیدا می‌کند و این برای این است که ما را متوجه به یک غم واقعی بکنند و آن غم ضربه‌ای است که جریان حق خورده است و باید ما زمینه‌ساز ظهور آن منتقم باشیم. امام زمان(عج) که می‌آیند خودشان را با امام حسین(ع) معرفی می‌کنند.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/11403

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی