آوینی در خاطرات حجت الاسلام هادی بنک‌دار

هنر ارزشمند، دستاورد فکر آوینی

۹۹/۰۶/۲۱، ۱۱:۲۶ ق٫ظ

خیلی سعی کرد آن فضا و آن تعریف سنتی را که ما از مقوله هنر داشتیم و خیلی روبنایی بود را عمیق کند. جلسات اول بود که ایشان گفت شما آمدید سینما یاد بگیرید؟ آمدید هنر یاد بگیرید؟ من می‌گویم «اسرار الصلوه» را بخوانید. می‌گویم بروید فلسفه بخوانید.

به گزارش «ایام»، متن پیش رو گفت‌وگو با حجت‌الاسلام هادی بنک‌دار؛ مسئول وقت واحد سمعی بصری موسسه امام خمینی(ره) است که از خاطرات جلساتش همراه گروهی از طلاب با شهید آوینی می‌گوید. این مطلب را که در شمارۀ ۲۵ نشریه فرهنگی، تحلیلی سوره، در اردیبهشت ۸۵ منتشر شده که در ادامه می‌خوانید:

عکس شهید آوینی در اتاق شما دکوری است یا رابطه‌ای بین مؤسسه و فعالیت شما با ایشان برقرار است؟

سال ۷۱-۷۰ از مدتی قبل دوستانی که از منطقه آمده بودند، طلبه شده بودند و نسبت به فضاهای فرهنگی دغدغه داشتند. این عده جمع شدند که چه کار بکنند که با راهنمایی یکی از دوستان خدمت شهید آوینی رسیدیم و جلساتی را از قم خدمتشان می‌رفتیم که باعث تغییرات اساسی در نگرش دوستان و ما نسبت به اصل هنر راه ورود به مقوله هنر و نقد آن شد. با شهادت ایشان هم مطالعه آثارشان را ادامه دادیم. به مرور ما در مؤسسه متمرکز شدیم و دوستان دیگر هم جاهای مختلف، ولی هر کس در هر قسمتی که رفت آن تأثیر را در خود حفظ کرد و محسوس هم هست.

اسامی را به خاطر دارید؟

آقایان ابهری، دعوتی، گلابعلی، محسنی، من و اخوی. آقای یکتا هم بود که ادامه نداد و هنر را رها کرد و دنبال نکرد. آقای حامی هم بود. الآن در مقوله تهیه‌کنندگی کار می‌کند.

 همه بچه‌های مدرسه معصومیه بودید؟

 بله، بعد از آن اتاقی گرفتیم و مطالعات شهید آوینی راه افتاد که هنوز هم گروه مطالعات شهید آوینی هست و همکاریش با روایت فتح و تدریس این مباحث ادامه دارد. یکی از دوستان بیشترین تحول را داشت. دیدش خیلی متفاوت بود. دغدغه‌اش این بود که فلان دوست پسر و دوست دختر دارند چه کار می‌کنند. مورد بگیرد و مورد ببندد. ولی الان در برخورد با مقوله‌های فرهنگی، ملایم‌ترین فرد بین دوستان است. یعنی استدلالی و ریشه‌ای برخورد می‌کند.

این جمع پیش رفت تا اینکه به مرور بحث در مورد آثار ایشان تمام شد و لازم بود هر کسی در حوزه خودش فعالیت بیشتری بکند. لذا از هم جدا شدند. ما هم به بحث‌های مؤسسه چسبیدیم که درسمان را تمام کنیم. اخوی دانشکده هنر دانشگاه تهران رفت و مدرک کارگردانی گرفت. آقای ابهری متبحر در قلم زدن شد و آقای غلامعلی در دارالحدیث است.

در جلسات، آوینی چه می‌گفت؟

نوارهایش هست و دست آقای محسنی است. ایشان برایش خیلی جالب بود که یک جمع طلبه دارند می‌آیند دنبال این فضا. خیلی سعی کرد آن فضا و آن تعریف سنتی را که ما از مقوله هنر داشتیم و خیلی روبنایی بود را عمیق کند. جلسات اول بود که ایشان گفت شما آمدید سینما یاد بگیرید؟ آمدید هنر یاد بگیرید؟ من می‌گویم «اسرار الصلوه» را بخوانید. می‌گویم بروید فلسفه بخوانید.

این خیلی شوک بود برای ما. فلسفه که درس‌های روزمره حوزه بود را زده بودیم تا متمرکز شویم و اینکار را یاد بگیریم، حالا ایشان می‌گوید بروید همان را بخوانید. بعد می‌گفت: اگر می‌خواهید با میز مونتاژ آشنا شوید، یک صبح تا ظهر یادتان می‌دهم. ولی اینکه حرف نشد، کم کم بحث‌هایی مطرح شد که نسبتتان را باید در این عالم پیدا کنید و جایگاهتان را پیدا کنید تا بتوانید جایگاه سینما و هنر را پیدا کنید و بعد از آن بتوانید آن را نقد کنید و از سینما باید به اندازه خودش انتظار داشته باشید. عمده بحث‌های ایشان در درست کردن فضایفکری ما بودکه در واقع یک سری چالش‌هارا جلوی ای ما می‌انداختند ویک سری مطالعاتی می‌دادندو مباحثه می‌حکردیم و سئوال‌هابرای ما باب جدیدی باز کرده بود. این نوع سئوال‌ها خیلی مطرح شد. سئوال‌هایی که امروزه شاید خیلی پیش پا افتاده بنظر می‌‎رسد و خیلی‌ها دغدغه ذهنی‌شان است، ولی در آن فضا کمتر کسی اینجور فکر می‌کرد.

مثل چی؟

مثل اینکه فرضاً مقوله هنر، سینما با فرهنگ خاستگاهش کجاست؟ چه شکلی باید به فرهنگ نگاه کرد؟ شبیخون فرهنگی با شبیخون جنگ فرق می‌کند، ولی واقعیت این است که ما بعد از زمان جنگ دوستانی که با تجربه جنگ می‌آمدند و می‌خواستند در مقوله فرهنگ وارد شوند، فضا را اشتباه می‌گرفتند و هنوز هم بعضی‌ها فضا را اشتباه می‌گیرند. یعنی همان تکنیک‌های جنگ پشت خاکریز را می‌خواهند بکار ببرند. درست است که اسمش هجمه است، ولی میدان‌ها و ابزارها خیلی فرق می‌کند و التزام پیدا کردن و مجهز شدن به ابزار این میدان جدید، مقوله‌ای است که برای بعضی‌ها سخت است. باید از صفر شروع کنی و آموزش ببینی و یاد بگیری و جلو بیایی. [شهید آوینی] حتی در بکار بردن الفاظ مچ ما را می‌گرفتند. مثلاً اگر کلمه‌ای می‌گفتیم می‌گفتند منظورت از این کلمه چه بود؟ آن زمان، فیلم ترمیناتور ۲ تازه آمده بود و واقعاً به آن به‌عنوان یک فیلم سینمایی نگاه نمی‌کردند. یک مصداق بارز سینمای هالیوودی است. پای فیلم تقریباً دو و نیم ساعته می‌نشینی، فکر می‌کنی چهل دقیقه نشسته‌ای، ریتم آنچنانی و بازی آنچنانی، این را به‌عنوان شاخص سینما معرفی می‌کردند. می‌گفتند اگر می‌خواهی همین را بفهمی باید فلسفه بخوانی باید امام را بشناسی. باید عرفان یاد بگیری. مقوله‌های عرفانی را بفهمی و نقد کنی. بفهمی ارزش‌های آن کجاهاست و سطح ارزش آن تا کجاست. می‌گفت، سینما به‌عنوان یک سرگرمی تلقی می‌شود. همه اینها که فیلم چقدر خوب کار کرده و قوی است و فلان است همه یک مقوله سرگرمی است. با توجه به شناختی که داری ارزش سرگرمی مشخص می‌شود که اصلاً باید توجه کنی یا نه؟ و سینمایی را که سرگرم نکند سینما نمی‌دانست.

 چند وقت به چند وقت جلسه داشتید؟

 فکر می‌کنم هفته‌ای یکبار بود. اما از صبح تا شب خانه یکی از دوستان و به حالت کارگاهی اردویی. تا مغرب هم ادامه داشت.

هیچ وقت گفت که چرا این قدر روی شما سرمایه‌گذاری می‌کند؟

 تا آنجا که من یادم هست برای ایشان جالب بود که یک جمع طلبه پیش قدم شده‌اند. با توجه به دغدغه‌هایی که داشت.

طلبه‌های سطح بالایی هم نبودید؟

 نه، طلبه‌های سال دوم و سوم بودیم. بعد از اینکه این طلبه‌ها آمدند و استارت کار خورده شد برایش جالب بود و خیلی وقت می‌گذاشت. با وسیله شخصی خودش می‌آمد و خیلی مشتاق بود.

این جلسات چند وقت طول کشید؟

فکر می‌کنم ۶-۵ ماه؛ دقیق یادم نیست. آقای محسنی بیشتر یادش است.

عکس العمل حوزه در برابر دغدغه‌ها و رفتار شما چه بود؟

 ما به‌عنوان یک مصداق از حوزه، آن موقع جایی را پیدا نکردیم برای اینکه پناه ببریم و دغدغه‌مان را مطرح کنیم و خوراک به ما بدهد. فقط حاج آقا مصباح خیلی تحویلمان گرفت و گفت: من امکانات برای شما فراهم می‌کنم و در این مقوله رشد کنید. استاد یا هر چه بخواهید می‌آورم که در این مقوله مطالعه کنید. به‌عنوان یک جمع طلبه حیف است که شما ۱۰ طلبه آخرکار تنها ۱ کارگردان یا ۱۰ فیلم ساز شوید. بچه‌های مسلمان زیاد هستند که دوست داشته باشند که کارگردان شوند و علاقه به این کار داشته باشند. ولی کسانی که موقعیت شما را داشته باشند و طلبه باشند و امکان مطالعه در این زمینه را داشته باشند و جهت مهیا کردن مطلب و مشخص کردن راه چنین شرایطی را داشته باشند، کم است. شما در این مقوله فعال شوید و کاری کنید که کارگردان بسازید نه این که نهایتاً ده تا کارگردان بشوید. بیایید گروه مطالعات هنری را راه بیاندازید و من هم پشتیبانی می‌کنم و حاج آقا مصباح آن موقع خیلی حمایت کردند. اما آن موقع در آن حدی نبودیم که بفهمیم ایشان چه می‌گوید.

آن زمان ایشان کجا بودند؟

 در ساختمان باقرالعلوم در چهارراه بیمارستان، روبروی حجتیه که دروس تخصصی را آنجا تدریس می‌کردند. دروس عمومی را هم در راه حق تدریس می‌کردند. ایشان استقبال کردند و ما تشویق شدیم. فقط می‌خواستیم اجازه بگیریم، ولی دیدیم حاج آقا می‌گوید بیایید مطالعات تان را شروع کنید. بحث‌های نظری را شروع کنید.

این‌ها با نظرات شهید آوینی پیوند خورد؟

این قبل از شهید آوینی بود، ما آوینی را اصلاً نمی‌شناختیم. گفتیم: اگر قرار باشد در این وادی برویم باید با کجا مرتبط شویم؟ تهران؟ صدا و سیما؟ کی؟ کجا؟ آقای دعوتی که از دوستان بود، قبل از طلبگی با حوزه هنری سازمان تبلیغات مراوده داشت. از آن کانال به شهید آوینی رسیدیم. هم دوستان، آوینی را پسندیدند و هم آوینی جمع را پسندید. بعدها شنیدم که پیش دوستانش خیلی تعریف می‌کرده که یک جمعی از طلبه‌ها مشتاق این مباحثند. خیلی خوشحال بوده.

 به استناد صحبت‌های خودتان، در نگاه آوینی ریشه هنر در مباحث رایج در حوزه نهفته است و اگر حوزه از این فضا جدا شود، هنر بلاتکلیف می‌ماند. تیم شما که از حوزه برخاسته بود، چقدر سعی کرد دیدگاه‌ها و فضای آوینی را به حوزه منتقل کند؟

ما در مقام انتقال نبودیم. ما طلبه‌های ابتدایی حوزه بودیم. البته نمی‌شود هم گفت که منتقل نکردیم. هر کدام به سهم خودمان فعالیت‌هایی داشته‌ایم. ما در اینجا خیلی از کارآیی‌هایمان به واسطه او بود. قطعاً تأثیر کوتاه مدت نداشتیم ،ولی در دراز مدت چرا نمونه‌اش بعضی برادران که جذب دفتر تبلیغات شدند و خیلی اثرگذار بودند.

بعضی در حوزه به بسیاری از مقوله‌های هنر به‌عنوان پدیده‌های مبتذل نگاه می‌کنند. اگر نگاه آوینی تبیین شود، باز هم اینها موضع خواهند گرفت؟

 علیرغم گاردی که حوزه دارد (البته نمی‌دانم این قضاوت در مورد حوزه و کلیات حوزه چقدر درست است. چون کار آماری خاصی نداریم، برداشت ماست، احساسمان است، شاید واقعیت اینقدر غلیظ نباشد که ما احساس می‌کنیم) حوزه یک گارد و پیش فرضی نسبت به هنر دارد. سپر دفاعی را پیش فرض دارد. چون آلات نهی شده در آن بکار می‌رود و غفلت آفرین است. ولی به نظر من اگر قرار باشد عمیق‌ترین کارها صورت بگیرد در همین نظام حوزه می‌تواند صورت بگیرد. درست است که سپر دفاعی گرفته که در این مقوله وارد نشود، ولی ساختاری که در حوزه برای بررسی موضوع و به روز کردن موضوعات وجود دارد، این قابلیت را ایجاد کرده است که اگر این مقوله از این سپر رد شود، همین جا می‌تواند کار جهشی روی آن صورت بگیرد و مهم‌تر از آن این است که حوزویت حوزه باید سر جای خودش بماند. نقد و بررسی، روحیه حق‌یابی و حرف جدید داشتن در حوزه مهم است. از طرفی حوزه در یک نظامی حرکت می‌کند که می‌خواهد حرف خدا را در فقه و اصول کشف کند و از طریق پیامبر، ائمه، علما و علومی که به وجود آمده می‌خواهد به حق برسد. این ادبیاتی که در حوزه است با آن ادبیاتی که شهید آوینی استفاده می‌کرد و ادبیات روایات و احادیث که خیلی حول و حوش حق و حقانیت و حق محوری است با هم مشترک است و شهید آوینی خیلی از این ادبیاتش را از لسان روایات و دروس حوزوی که خوانده بود بدست آورده بود. شهید آوینی از معدود کسانی بود که در فضای هنر بود، ولی ارجاع مستقیم به کتب اصلی روایی شیعه یا به کتب عرفانی اصلی می‌داد. می‌شود اینطور حلش کرد که چون حق و حق‌یابی نظام اصلی و ساز و کار نظام حوزوی را تشکیل می‌دهد و از آن طرف هم شهید آوینی می‌خواست نسبتش را با حق پیدا کند، پس حوزه می‌تواند از منظر آوینی به مقوله هنر نگاه کند.

 ما داریم فرصت بزرگی را از دست می‌دهیم و آن از دست رفتن هنرمندان فعال در جنگ است. از این پشتوانه نباید غفلت کرد. آوینی خودش در آن فضا آوینی شده است و بنکدارها که آوینی را درک کرده‌اند اگر نجنبند ممکن است فرصت را از دست بدهند. وقتی یک نسل عوض می‌شود، یعنی روز از نو، روزی از نو. اگر از اینها غفلت شود و حوزه زودتر با هنر و هنرمندی که تعهد خود را ثابت کرده است گره نخورد، ممکن است این پیوندها حالا حالاها با حوزه و هنر شکل نگیرد.

 این دغدغه یک مقدار حالت افراطی دارد، ما اگر جامعه‌مان را یک جامعه مسلمان تصور کنیم، آنکه دفاع مقدس را ساخت یک جامعه مسلمان شیعی بود. نظام شیعی و ویژگی‌های این مذهب یک سری اقتضائات دارد. شما اگر شیعه‌اش کردی با اصول شیعه آشنایش کردی، تعیین مصداق به قول بحث‌های حوزوی، با مکلف است. شما تکلیف‌محوری را به او یاد بده، تعیین مصداق را مکلف انجام می‌دهد. حالا اگر دکترای هسته‌ای فلان باشد می‌شود شهید چمران. یا هنرمند زمان شاهی باشد و درس‌خوانده زمان شاه می‌شود شهید آوینی. آنکه همه اینها را دور هم جمع می‌کند، آن فرهنگ و چیزی است که رسالت حوزه است. رسالت حوزه القاء فرهنگ مذهبی به شماست و نیز به روز کردن ادبیات دینی در زندگی امروز است و جریان دادنش به زندگی امروز است که فرقی نمی‌کند اگر پشت کامپیوتر باشی، باید نمازت را بخوانی، اگر در فضا هم باشی باید نمازت را بخوانی. باید بتواند برای مکلف این فضا را خوب ترسیم کند که هر کجا باشیم و هر کاری بکنیم، مکلف هستیم. باید تکلیفمان را انجام دهیم. این چیزی است که از زمان پیغمبر خدا و از زمان حضرت آدم تا آخر قیامت اتفاق می‌افتد.

 از فضایی که آیت الله مصباح در تفکرش داشته و شما از آن یاد کردید چه استفاده‌هایی کردید؟ آیا کرسی تدریس هنر و نظریه‌پردازی برای هنر تشکیل دادید؟ آیا سراغ تربیت فیلمساز و هنرمند رفتید؟

 در مؤسسه با آن فضای فکری بلندی که حاج آقا داشتند، اگر معیارتان اینها باشد اینطور نشد. ولی اگر بخواهید در این فضا وارد شوید و عملکرد آقای مصباح را بررسی کنید آن یک حرفی است. می‌توانید مؤسسه را بررسی کنید. مؤسسه را به‌عنوان جزئی از حوزه بررسی کنید. چون مؤسسه جزیی از حوزه است. می‌شود گفت مؤسسه در حوزه پیشتاز بوده، صف شکن بوده، عملگرا بوده و ایده‌ها را به عمل نزدیک کرده است. خوب در حوزه‌ای که صدای تلویزیون باید موقع پخش موسیقی قطع شود و موقع اخبار صدایش باز شود و خیلی‌ها این مقولات را نجس می‌دانند، یک آقای آیت اللهی هست با این دید نسبت به موضوعات مختلف هنر که شما باید مطالعات هنری داشته باشید و هیچ محدوده‌ای در مطالعات هنری نباید داشته باشید، چون می‌خواهید آن را نقد کنید. باید اطلاع پیدا کنید. الآن کتابخانۀ اینجا از غنی‌ترین کتابخانه‌های علوم انسانی در منابع خارجی است. ایشان خیلی از شیوه‌های سنتی در این مقوله را شکستند. بخاطر اینکه تجهیزات اینچنینی جمع شود (استودیو، باکس تدوین و…) واقعاً آبروی شخصی گرو گذاشته شد و شخصاً خدمت آقا رو زدند. چرا اینکار را کردند؟ دلیلش در صحبت‌هایشان هست. چون ما وظیفه‌مان است برای کل جهان تبلیغ کنیم، خوراک بفرستیم، مُبلّغ بفرستیم، محصولات را به زبان‌های مختلف بفرستیم و حرف حق را بزنیم.

 تا به‌حال چه کارهایی کرده‌اید؟

از ابزارهایی که در دسترس بوده استفاده کرده‌ایم. ورود به صدا و سیمای دیگر کشورها، ارسال سی دی صوتی و تصویری و دی وی دی. در همه مقولات ما نمونه کار داریم.

 برنامه‌سازی کرده‌اید یا اینکه ضبط کلاس و سخنرانی بوده است؟

بعضی برنامه‌سازی بوده و بعضی کلاس بوده. برنامه‌سازی نه در حد الف و ب و ج. سطح بالا نه، در همین حد که یک جلسه کارشناسی تشکیل شود و یک کار ترکیبی انجام شود. میز گرد و گفتگو شروع کار بوده.

 چند سال است؟

تجهیزات سال ۷۸ راه اندازی شد.

 عکس العمل خارجی‌ها نسبت به کارهایتان چه طور بوده؟

 برای فراتر از مرزها محصولات تصویری و کلاس‌هایی به زبان انگلیسی تهیه شده. دی وی دی و سی‌دی برایشان فرستادیم که بازخورد خوبی هم در کشورهای مختلف داشتیم. آنهایی هم که از خارج آمده‌اند، می‌گویند در چند کشور به‌وسیله تلویزیون‌های کابلی همان سی‌دی را که در اختیارشان گذاشته شده، بخش کردند و استقبال شده و تکثیر هم کرده‌اند. در استرالیا۔ آفریقا، کانادا این اتفاق افتاده است. البته در واقع نمی‌شود گفت که ما نسبت به رسالت حوزه کاری انجام داده‌ایم، ولی کاری که اینجا شده جای دیگر نشده یا نمی‌تواند بشود. اینجا واقعاً همت و پشتیبانی شخص آقای مصباح سپر شده است. با این حال مشکلات زیادی هم هست که از خارج این جا به ما تحمیل می‌شود.

 ما برنامه مفصلی را طرحش را آماده کردیم. برآورد کردیم. آماده کلید زدن بود. کارشناسان را مشخص کردیم. همه کارها در مؤسسه انجام شد ولی ردیف ما را صفر برگرداندند. گفتند مگر شما صدا و سیما هستید. الآن سه سال است که دقیقاً این ادبیات را بکار می‌برند. الآن از وقتی که ما واقعاً در کار تولید افتاده‌ایم راحت به ما می گویند: نه! الآن ما تقاضای Dvcan دادیم، خب گران است. حدود سه میلیون تومان است. می‌گویند این چه دوربینی است شما می‌خواهید. بهترین دوربین دویست هزار تومان است، شما مگر می‌خواهید چه کار کنید. یک ضبط ببرید سرکلاس و صحبت را ضبط کنید. مگر شما صدا و سیما هستید. واقعاً این ادبیات را بکار می برند؟

شنیده‌ام که شما آرشیو خوبی از موسیقی کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کنید برای ساخت محصولاتتان. درست است؟

بله، ما برای ساخت محصولاتمان استفاده می‌کنیم، البته با احتیاط. چون منی که مسئولیت اینجا را دارم، متوجه این همه هزینه‌هایی که سر این کار شده و توی حوزه به این جا رسیده است، هستم و نمی‌خواهم با یک بی‌احتیاطی به باد بدهم. بله ما موسیقی‌های مختلف آرشیو می‌کنیم، ولی با احتیاط. ما آرشیومان را در اختیار هر کسی نمی‌گذاریم. ولی تهیه کنندگان خودمان را سراغش می‌فرستیم، تدوین‌گران هم مجاز هستند، ولی کارمندان دیگر حق ندارند به آن نزدیک شوند. اینقدر ما احتیاط می‌کنیم. آرشیو فیلم در حد ضرورت تهیه می‌کنیم. فیلم‌های روز و آنهم در حد ضرورت، چون موضع اتهام خیلی غلیظ است، مخصوصاً در این مؤسسه، در خود این مؤسسه هم تفکرات مختلف است و بعضاً ما را در تقابل با اهداف حاج آقا مصباح می‌دانند که متأسفانه این امر خیلی قوت پیدا کرده.

 با توجه به ظرفیتی مؤسسه دارد برای اینکه در امور رسانه‌ای پشتوانه تئوریکی قرار بگیرد چقدر با صدا و سیما و رسانه‌های مختلف در تماس بوده. چه قدر با مرکز پژوهش‌های سازمان صداوسیما و رادیو معارف تعامل داشته است؟

بصورت غیر مستقیم الآن تغذیه اصلی مراکز فکری از سوی موسسه است چون نیروهایشان را از این جا جذب کرده‌اند. برنامه‌ریزی شده هم نیست، ولی اتفاقی است که دارد می‌افتد. افرادی که اینجا تحصیل می‌کنند یک سری ویژگی‌های خاص پیدا می‌کنند که مورد توجه قرار می‌گیرند. مثلاً خود آقای صادقی که در مرکز پژوهش‌های صدا و سیماست فارغ التحصیل و درس خوانده اینجاست. بدنه نمایندگی ولایت فقیه در دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل اینجایند. در همین مراکز فرهنگی- فکری تعداد زیادی از کارشناسان مباحث مختلف علمی و مبنایی مخصوصاً فلسفی-اعتقادی از مؤسسه‌اند. همچنین درصد زیادی از کارشناسان شبکه‌های خارجی از همین مؤسسه است.

پس اگر کرسی هنر شکل بگیرد خیلی میتواند در پشتوانه هنری شدن تبلیغات رسانه‌ای کشور مؤثر باشد؟

بله اینجا خیلی زمینه دارد. شنیده‌ام خود حاج آقا پیشنهاد تشکیل کرسی هنر را داشتند. حتی گفته بودند یکی دو تا گروه‌ها را ببینید که روی این موضوع کار کنند و رشته‌اش را راه بیاندازیم. اما چون بچه‌ها با همان ساختار قبلی بالا آمده‌اند متمرکز نشده‌اند. دوستان فارغ‌التحصیل که اینجا درس خوانده‌اند و گرایش هنری داشتند جذب جاهای دیگر شده‌اند. جمع نشدند که امور را در اینجا فعال کنند. خیلی از دوستان دانشکده صدا و سیما هستند، چند نفری اینجا درس می‌خوانند و تعدادی هم دفتر تبلیغات هستند، بعضی هم در تهران و در دانشگاه هستند و یا حتی مؤسسات خصوصی زده‌اند. اینجا جمع نشدند که رشته هنر را راه بیاندازند.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/11875

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها



تازه‌های شبکه‌های اجتماعی