روایتی از نگهداری گروگانهای آمریکایی در تبریز

شستشوی مغزی آمریکایی‌ها!

۹۹/۰۸/۱۶، ۳:۱۷ ب٫ظ

یک ماشین ضد گلوله و دارای پرده از تهران فرستادند تا گروگان­ها را منتقل کنند. هنگام رفتن، با آنها دست دادیم و خداحافظی کردیم، حتی یکی از آنها گریه کرد و گفت: ما به جز محبت از شما چیزی ندیدیم.

به گزارش «ایام»؛ متن پیش‌رو روایتی‌ست از تسخیر کنسولگری آمریکا در تبریز و خاطراتی از نگهداری گروگان‌های آمریکایی در این شهر. به مناسبت سالروز تسخیر لانه جاسوسی این روایت تقدیم نظرتان می‌گردد:

کمیته، محل نگهداری گروگان­های آمریکایی

بعد از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران، بعضی از دانشجوها، کنسولگری آمریکا در تبریز را گرفتند. چند وقت بعد، کمیته مرکزی انقلاب اسلامی تبریز به کنسولگری منتقل شد. یک روز آقای موسوی، رئیس دادگاه انقلاب به من گفت: قرار است تعدادی گروگان­ آمریکایی را برای اسکان موقت به کمیته بیاورند.

فردای آن روز، در تاریکی شب گروگان­ها را آوردند.

دو پاسدار قابل اعتماد انتخاب کردیم تا مسئول هماهنگی و محافظت از گروگان­ها در کمیته باشند.

آقای غفاری: من و آقای هیهاتی، از گروگان­ها محافظت می­کردیم. دوازده نفر از دانشجوها هم آمدند و رئیس آنها آقای رحمان دادمان بود. یکی از گروگان­ها به نام اسکات به فارسی صحبت می­کرد و حتی ترکی هم می­فهمید، برای همین جلوی آنها هیچ حرفی نمی­زدیم!

برنامه‌­ی رفاهی گروگان­ها

آقای هیهاتی: هر ماه، خانواده­‌ی گروگان­ها از آمریکا شکلات، توتونِ پیپ، نامه، کتاب و عکس­های خانوادگی می‌فرستادند. ما بسته­‌ها را باز می­‌کردیم، اگر اطلاعات خاصی در آن نبود، محتوای بسته را به آنها تحویل می‌دادیم.

آقای غفاری: رحمان برای گروگان­ها برنامه­­‌ی ورزشی در نظر گرفت. گاهی حمام آفتاب می­گرفتند یا در فضای باز، کتاب می‌خواندند. ساعت هواخوری آنها از ده و نیم تا اذان ظهر بود.

شستشوی مغزی گروگان­ها!!!

رحمان سفارش می­کرد اسلحه‌ را جایی بگذاریم تا گروگان­ها نبینند. می­گفت باید با آنها دوستانه زندگی کنیم. بعد از ۴ ماه آنها را بردند به تهران.

یک ماشین ضد گلوله و دارای پرده از تهران فرستادند تا گروگان­ها را منتقل کنند. هنگام رفتن، با آنها دست دادیم و خداحافظی کردیم، حتی یکی از آنها گریه کرد و گفت: ما به جز محبت از شما چیزی ندیدیم.

بعد از بردن آنها، به ما دستور رسید که کسی نفهمد گروگان­ها از اینجا رفته‌اند. ما هم تا یک ماه طوری رفتار می‌کردیم که انگار گروگان­ها در کمیته هستند، حتی برای گروگان­ها غذا تهیه می­‌کردیم تا افراد حاضر در کمیته هم متوجه نبود آنها نشوند.

مدتی بعد، آقا رحمان گفت: گروگان­ها به آمریکا رفتند و از خوبی­های ما تعریف کردند. آمریکایی‌ها گفتند: نیروهای ما را شستشوی مغزی دادند. گویا آنها را از خدمات دولتی هم برکنار کرده بودند.

راویان: آقایان مجید زاده‌مهدی، نادر غفاری و داود هیهاتی

گفت‌وگو: حسین وحیدرضایی

تنظیم: زهرا قوامی‌­فر


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/12649

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی