مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا

دکترین ضرورت چیست؟

۹۹/۰۸/۱۷، ۵:۰۳ ب٫ظ

جالب است بدانیم پروفسور بویل در ۱۹۸۵ در فصل ۱۳ و ۱۴ کتاب “سیاست جهان و حقوق بین الملل” به این موضوع پرداخته و تسخیر لانه جاسوسی را “از دیدگاه حقوقی” حق ایران برای جلوگیری از کودتای بعدی آمریکا برشمرده است.

از دیدگاه برخی تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان که امام آن را انقلاب دوم نامیدند، حرکتی خلاف قوانین فراملی و حقوق بین الملل است. نادر طالب زاده چندی قبل مصاحبه ای با پروفسور بویل شخصیت آکادمیک و حقوقی مطرح آمریکایی انجام داد که در آن برای اولین بار به بعد جدیدی از تسخیر لانه جاسوسی از دیدگاه حقوقی پرداخته شد.جالب است بدانیم پروفسور بویل در ۱۹۸۵ در فصل ۱۳ و ۱۴ کتاب “سیاست جهان و حقوق بین الملل” به این موضوع پرداخته و تسخیر لانه جاسوسی را “از دیدگاه حقوقی” حق ایران برای جلوگیری از کودتای بعدی آمریکا برشمرده است. بخش‌هایی از این مصاحبه را با هم می‌خوانیم.

پروفسور بویل، نویسنده کتاب "سیاست جهان و حقوق بین الملل"
پروفسور بویل، نویسنده کتاب “سیاست جهان و حقوق بین الملل”

من سعادت زیادی داشتم که توانستم در سال ۱۹۶۹ مطالعه پیرامون مسائل خاورمیانه را به همراه یک کارشناس ایرانی شروع کنم. در این مسیر تاریخ کامل برخوردهای ننگین آمریکا در مقابل ایران را مطالعه کردم.
مسائلی مانند کودتای دولت آمریکا علیه حکومت منتخب مصدق و به قدرت رساندن شاه و روی کار آوردن ساواک که توسط حکومت آمریکا تربیت شده و دوره دیده بودند و تمام صدماتی که شاه به مردم ایران وارد کرده بود تا زمانی که انقلاب اسلامی با رهبری آیت الله خمینی که درود خدا بر او باد به پیروزی رسید.
خوب زمانی که مسئله گروگان گیری شروع شد من با دقت و وسواس آن را دنبال می کردم و درمورد آن مصاحبه انجام می دادم و از طرفی دنبال کردن اسناد و مدارک و منابع خبری در آمریکا به نظر من رسید که دولت کارتر تحت نفوذ برژینسکی که در آن زمان مشاور امنیت ملی بود، در حال طرح ریزی کودتا علیه انقلاب ایران بود، در واقع همان اتفاقی که در سال ۱۹۵۳ افتاد می توانست تکرار شود و به همین خاطر برژینسکی ژنرال هاوزر را به تهران فرستاد تا ارتش ایران را در یک کودتا علیه انقلاب با خودش همراه کند. چرا که بسیاری از ارتشی های ایران در آمریکا تربیت و خریداری شده بودند.
بگذارید اینجا این را بگویم که من همان برنامه دکترا در رشته علوم سیاسی دانشگاه هاروارد را دنبال می کردم که قبل از من خروجی های آن برژینسکی و هنری کسینجر بود. آنها دفتر کسینجر در مرکز امور بین الملل در هاروارد را در اختیار من قرار داده بودند.
بنابراین سال ها قبل از این‌که برژینسکی در دولت کارتر به قدرت برسد و دست به اعمال شنیع بزند با تفکر و نوشته های او آشنا بودم و با توجه به چیزهایی که می دیدم و تامل می کردم امکان وقوع یک کودتا بسیار نزدیک بود. کودتایی که دولت کارتر تحت نفوذ برژینسکی در حال طرح ریزی و برنامه ریزی برای زمینه سازی آن بود.
بعد از پذیرفتن شاه در آمریکا که حدس می زنم دانشجویان موافق آن بودند آن حادثه رخ داد و نتیجه آن تسخیر سفارت توسط دانشجویان بود. همانطور که در کتاب خودم نوشتم بله گرفتن سفارت کنوانسیون های بین المللی را نقض می کند ولی در این مورد یک کودتا علیه جمهوری اسلامی در حال شکل گیری بود و به وضوح می خواستند همان کاری که در ۱۹۵۳ علیه دولت مصدق انجام دادند را تکرار کنند و شاه کوچولو و ساواک را دوباره به قدرت برسانند.
استدلال من این بود که ایران می توانست یک پرونده برای دفاع از حق خودش راه بیاندازد و برای توجیه کردن اشغال سفارت از دکترین ضرورت برای خودش بهره بگیرد. چون در حقوق بین الملل یک دکترین جهانی به اسم دکترین ضرورت وجود دارد.
متاسفانه همانطور که می دانید در ادامه آمریکا برای داستان گروگان گیری از ایران در دیوان بین المللی دادگستری شکایت کرد و ایران تصمیم گرفت برای ارائه استدلال های خودش شکایت نکند. ولی من فکر می کنم اگر ایران شکایت می کرد می توانست آمار تمام کارهایی که ایالت متحده با او کرده بود را ارائه بدهد.
رفتارهایی مثل کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت دموکراتیک و منتخب مصدق و پرورش ساواک توسط سی آی ای و همه خسارت هایی که شاه و ساواک با همکاری دولت آمریکا و صهیونیست ها به مردم زدند. البته می دانیم که شاه با اسرائیل و صهیونیست ها همکاری می کرد و صهیونیست ها نفت ایران را غارت می کردند و با گرفتن وام های جعلی و طرح ریزی ضررهای زیاد و جبران ناپذیری را به ملت ایران می زدند.
من در آن زمان می دانستم که ایران می تواند در دیوان بین المللی دادگستری شکایت کند و پرونده خوبی را تشکیل بدهد و قطعا درخواست کند که از دکترین ضرورت به نفع او استفاده شود. به این معنا که اشغال سفارت تنها راهی بود که ایران برای جلوگیری از کودتا علیه انقلاب داشت.
متاسفانه این پرونده بسته شد و ایران باخت و با توجه به گذشت بیش از مدت ۱۰ سال از اشغال سفارت ایران دیگر نمی تواند این پرونده را به جریان بیاندازد و با توجه به شرایط فعلی هیچ راهی نیست که ایران بتواند دوباره برگردد و این استدلال ها را انجام بدهد. ولی این حقایق وجود دارند.
البته در این مورد من اعتقاد دارم که ایران درست عمل کرد. پاسخ دادن در یک دادگاه آمریکایی سودی ندارد. چرا که هیچ وقت از یک دادگاه آمریکایی نمی توان توقع عدالت داشت. دروغ ها و افتراها علیه ایران تا حدی است که هیچ زمانی نمی توانید حق خودتان را در یک دادگاه آمریکایی بگیرید.
چیزی که من همیشه درمورد آن حرف می زنم درباره پاسخ دادن ایران در دیوان بین المللی دادگستری بود نه دادگاه داخلی آمریکایی که در آن صورت ایران می توانست یک پرونده بسیار قانع کننده ای را داشته باشد و همانطور که اشاره شد از دکترین ضرورت برای گرفتن سفارت استفاده کند. ولی فکر می کنم تصمیم ایران برای عدم ورود به دادگاه های آمریکایی صحیح بود چرا که عدالت در دادگاه های آمریکا برقرار نیست و رسیدگی به شکایت ها کاملا ظالمانه است.
این وکلا، وکلای کلاش و دغل کار در این جور پرونده ها یک فرصتی را به دست می آورند تا جیب ایران را خالی کنند. این کارهایی است که در یک دادگاه آمریکایی انجام می دهند.
شما خوب اطلاع دارید در آن زمانی که آمریکایی ها و صهیونیست ها ایران را تهدید به حمله می کردند پیشنهاد دادم و بارها از این خواستم که اجازه بدهید که من از آمریکا و دیگر دولت ها در دیوان بین المللی دادگستری شکایت کنم. فقط می خواهم بگویم که نه تنها برای گذشته که برای آینده اگر ایران دوباره تهدید شود باید پرونده شکایت از آمریکا و طبیعتا اسرائیل را در دادگاه های جهانی با جدیت پیگیری کند و به نظر می رسد که این موضوع دوباره پیش بیاید که در زمان ترامپ و نتانیاهو ایران را دوباره تهدید به حمله نظامی کنند و من نگران هستم که اوضاع به این سمت برود.
می خواستم دوباره درخواست خودم را ارائه بدهم که جمهوری اسلامی ایران از اسرائیل در دیوان بین المللی دادگستری به دلیل تحمیل نسل کشی کامل علیه فلسطینی ها، حرم شریف، قدس، قبه الصخره و مسجد ابراهیمی را نجات بدهد.
زمانی که من آنجا بودم صهیونیست ها با ساختن کنیسه ای داخل مسجد بعد معنوی آن را نابود کرده بود. شرایط برای فلسطینی ها وحشتناک و بد شده است. به نظر می رسد در زمان ترامپ نتانیاهو، کوشنر، گرین بلات مشاور ترامپ در امور اسرائیل و فریدمن سفیر آمریکا در اسرائیل شرایط برای فلسطینی ها سخت تر هم شود.
به همین دلیل است که من از معدود افرادی بودم که در آمریکا تلاش می کنم این نکات را بیان کنم و نمی توانم بگویم که در جامعه حرفه ای حقوق بین الملل یا رسانه ها و امثال آنها صدای من به جایی رسید. هیچ کس نمی خواهد به این استدلال ها گوش بدهد.
درباره ساز و کارهای دولت نظامی کارتر و تمامی این تهدید ها علیه ایران من با قاطعیت بر این باور بودم که می توانست در مورد آن مذاکره شود و در نهایت همینگونه هم بود. هیچ تهدید و دلیلی برای استفاده از نیروی نظامی نبود. عملیات پنجه عقاب که در طبس شکست خورد یک شوخی و تقلب بود و خوشبختانه قبل از این‌که به پایین شهر تهران برسد شکست خورد.
چرا که خودشان را آماده کرده بودند که اگر لازم شد در این عملیات جعلی هزاران نفر از مردم را بکشند. بنابراین اوضاع می توانست خیلی بدتر از این هم شود. ولی بازم متاسفم که هیچ توجهی به این استدلال ها نمی شود و من از مرکز توجه اکثر جوامع علمی و رسانه های خبری در در اینجا کنار گذاشته شدم.
برای هیچ کس دانستن این استدلال ها جالب نبود همانطوری که امروز وقتی ترامپ دوباره به جمهوری اسلامی بهتان می زند برای آنها شنیدن این بحث ها و جدل ها جالب نیست. رسانه های اصلی آمریکا دقیقا می دانند من کی هستم. ولی هیچ وقت از من برای ارائه این استدلال ها دعوت نمی کنند. خب در آمریکا این طور است.
کارتر و برژینسکی به صدام در عراق چراغ سبز نشان دادند تا با حمله و تهاجم به ایران جنگی وحشتناک را برای کودتایی دوباره علیه انقلاب شروع کند و به نحوی میدان های نفتی ایران در خوزستان را به غارت ببرد.
جنگی که جنایت وحشتناک را در آن زمان به مردم تحمیل کرد و این مقاله تمامی مسائل تا قبل از پایان جنگ و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرباس ایران توسط امریکا که موجب کشته شدن بسیاری از مردم معصوم شد را بررسی می کند.
برای درک خوب منشاء جنگ ایران و عراق که به صورت دردناکی مردم ایران را آزار داد باید ارتباط این دو مسئله را با یکدیگر به خوبی فهمید. شاید شما بخواهید این مقاله را به فارسی ترجمه کنید تا مردم ایران بفهمند اینجا در ایالت متحده چه اتفاقی افتاد.
من باور دارم که این مقاله تحلیل دقیق قانونی را به ما ارائه می کند که در آنجا چه اتفاقی افتاد. همه چیز و همه مدارک از دید حقوق بین الملل و همچنین منابع عمومی اسناد در آمریکا در کتاب من که به زبان شما ترجمه شده است مستند هستند. منابعی که برای کارشناسان این حوزه به راحتی قابل دسترس هستند. نمی گویم که مردم عادی و معمولی این مطالب را می خوانند ولی متخصصان اکثرا این مطالب را مطالعه می کنند. اینها برداشت من از لحاظ حقایق موجود و مسائل حقوقی بود.
در پایان بهترین سلام های خود را به همه مردم ایران می رستم و بدانید که اینجا در آمریکا افراد زیادی هستند که مخالف جنگ با ایران هستند و خواهان رابطه معقول و منطقی برپایه حسن ظن با جمهوری اسلامی ایران هستند.


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/12689

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی