روایتی از اسناد لانه جاسوسی درباره شهید بهشتی

آیا بهشتی خائن است؟!

۹۹/۰۸/۱۸، ۷:۳۶ ق٫ظ

مدتی بعد، شایعه شد که سندی علیه آیت­ الله بهشتی مبنی بر دیدار ایشان با ژنرال هایزر در زمستان ۵۷ در سفارت پیدا شده است. مجاهدین خلق و گروه­هایی که مخالف حزب جمهوری اسلامی بودند، می­گفتند: بهشتی روابط جدی با سفارت آمریکا دارد.

به گزارش «ایام»؛ به مناسبت یوم الله ۱۳ آبان، روایتی از دو سند لانه جاسوسی در مورد آیت الله دکتر سید محمد بهشتی از نظرتان می‌گذرد:

رابرت ارنست هایزر، ژنرال ۴ ستاره نیروی هوایی آمریکا بود. وی در جنگ جهانی دوم حضور داشت و در زمان خود، تمام مدال­های افتخار نیروی هوایی آمریکا را تصاحب کرد. در جریان تسخیر لانه­ی جاسوسی آمریکا در تهران، اسنادی پیدا شد که یکی از آن اسناد مربوط به دیدار ژنرال هایزر با شهید بهشتی بود. سندی که باعث شایعات زیادی شد و انگشت اتهام به سمت شهید بهشتی رفت. در ادامه به اتفاقاتی می‌پردازیم که با یافتن این سند پیش آمد.

ممنوعیت انتشار سند مذاکره شهید بهشتی با ژنرال هایزر

در همان ساعات اولیه تسخیر لانه جاسوسی، اکثر اسناد فوق سری سفارت آمریکا در تهران پودر یا رشته رشته شده بود و قابل بازیابی نبود اما بروس لینگن که کاردار سفارت آمریکا بود، صبح روز ۱۳ آبان بی احتیاطی بزرگی می­کند و حدود ۵۰ سند مهم که درباره آخرین وضعیت فعالان سیاسی ایران مانند شهید دکتر بهشتی، مهدی بازرگان و ابراهیم یزدی بوده را برای مطالعه به دفتر خود می­برد و پس از آنکه تصمیم می­گیرد به دیدار قطب­زاده برود، این اسناد را به خزانه اسناد بر نمی­گرداند و روی میز کارش رها می­کند.

مدتی بعد، شایعه شد که سندی علیه آیت­ الله بهشتی مبنی بر دیدار ایشان با ژنرال هایزر در زمستان ۵۷ در سفارت پیدا شده است. مجاهدین خلق و گروه­هایی که مخالف حزب جمهوری اسلامی بودند، می­گفتند: بهشتی روابط جدی با سفارت آمریکا دارد.

اسناد لانه جاسوسی توسط تیمی به سرپرستی حسین شیخ­الاسلام جمع­آوری ­و ترجمه ­می­شد و در اختیار شورای هماهنگی قرار می­گرفت. اعضای شورا بعد از خواندن سندها تصمیم می­گرفتند که کدام یک از سندها صلاحیت انتشار دارد.

سند مربوط به دکتر بهشتی در همان روزهای اول بازیابی شد و آماده انتشار بود اما اعضای شورای هماهنگی اسناد بنا به دلیل­های نامشخص، حاضر نشدند این سند را افشا کنند. گویا مشکل­های ریشه­ای با حزب جمهوری اسلامی مانع از روشن­گری افکار عمومی می­شد اما دانشجویان حزب جمهوری که اقلیت ۲۰درصدی در سفارت بودند، نسبت به منتشر نشدن این سند اعتراض داشتند که یا باعث اخراج آنها از لانه شد و یا از دسترسی به اسناد و اطلاعات محروم شدند.

سند مربوط به دکتر بهشتی، ۲۹ سال در اختیار محمد موسوی خوئینی­ها بود و چند سال بعد از شهادت دکتر بهشتی و بعد از گذشت ۲۹ سال از سال­روز اشغال تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران، برای اولین بار در نشریه موسسه مطالعات و پژوهش­های سیاسی منتشر شد.

سند فوق، شرح دیدار کاردار سفارت آمریکا و مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا با دکتر بهشتی بود که یک هفته قبل از تسخیر سفارت آمریکا در تهران، دیدار داشتند. [۱]

ممنوعیت انتشار سند شهید بهشتی باعث بروز اختلاف بین دانشجویان و شورای هماهنگی شد

فائزه مصلحی: نسبت به بعضی از عملکردهای شورای هماهنگی اعتراض داشتیم اما نمی­توانستیم اعتراض خود را بیان کنیم؛ مسائل را با احتیاط در جمع خودی، تحلیل می­کردیم چون می­ترسیدیم دیگر اجازه­ی ورود به لانه را به ما ندهند. به همین دلیل، گروه ما از مجموعه جدا شد و به قسمت شمالی سفارت رفتیم.

زمانی که سند شهید بهشتی، صلاحیت انتشار نگرفت بین دانشجوها و شورای هماهنگی اختلاف پیش آمد. حرف ما مطالبه­گری بود و می­گفتیم: اگر سند موجود بوی خیانت می­دهد باید اعلام شود، اگر هم نشان از تایید دکتر بهشتی است، باید بگویید تا فشار از روی شهید بهشتی برداشته شود.

این قضیه برای من خیلی مهم بود. آقای مختاری را کنار کشیدم و از او در مورد این سند سوال کردم. آقای مختاری به من اطمینان داد که سند در تایید شهید بهشتی است و گفت: شهید بهشتی با آمریکایی­ها دیداری داشته است و با آنها محکم برخورد کرده است. من خیلی خوشحال شدم و گفتم: پس چرا شورای هماهنگی اعلام نمی­کند که سند در تایید دکتر بهشتی است؟ گفت: نمی­دانم!!!

انگشت اتهام گروه­های سیاسی و حتی افراد مذهبی به سمت شهید بهشتی بود چون شبهه ایجاد شد که دکتر بهشتی در ماجرای سند، خیانت­کار هست یا نه؟

من معتقدم برای منفی کردن ذهن­ها نسبت به حزب جمهوری اسلامی، محتوای سند را عمدا افشا نکردند. شهید بهشتی در راس حزب جمهوری بود، اگر نگاه­ها نسبت به ایشان منفی می­شد، حزب هم زیر سوال می­رفت. افشا نکردن سند، برنامه­ریزی شده بود.[۲]

محتوای مذاکره شهید بهشتی با ژنرال هایزر

حسین شیخ الاسلام: سندهای CIA، پنتاگون و وزارت امور خارجه در قسمت­های جدا نگه­­داری می­شدند. من به عنوان مترجم روی سندهای CIA کار می­کردم. سند شهید بهشتی جزء سندهای وزارت دفاع بود. نمی­فهمم چرا این سند را همان موقع منتشر نکردند. در انتشار اسناد، بیشترین ظلم به دکتر بهشتی شد. ایشان یکی از بزرگترین کارهای انقلاب را به دستور امام انجام دادند اما هنوز ارزش کار شهید بهشتی شناخته نشده است.

آمریکایی­ها می­دانستند که ایران به دلیل همجوار بودن با شوروی (بزرگترین رقیب آنها) و همچنین تسلطی که بر تنگه هرمز دارد، یکی از مهم­ترین نقاط جهان است. آمریکا با تسلط بر ایران، مدیریت جریان نفت از خلیج فارس و تنگه هرمز را در دست داشت و از این طریق قدرت­های اروپائی، چین، ژاپن و هند را کنترل می­کرد.

طبق اسنادی که پیدا کردیم، سفارت آمریکا در تهران نسبت به وزارت خارجه و ساختار تصمیم­گیری مستقر در واشنگتن دید بهتری از انقلاب ایران داشت.

چند روز مانده به پیروزی انقلاب، آمریکائی­ها فهمیدند ساختار اطلاعاتی آنها نسبت به انقلاب ایران اشتباه بوده است. برای همین، یکی از بهترین نیروهای خود یعنی ژنرال هایزر را برای مذاکره به ایران فرستادند.

مذاکره با هایزر کار بسیار بزرگی بود که شهید بهشتی به دستور امام انجام داد. امام خمینی می­دانست منطق و برخورد شهید بهشتی در حد بالایی است و در این قضیه سربلند بیرون خواهد آمد.

یکی از مهم­ترین کارهای سیاسی در کل تاریخ ایران، همین مذاکرات شهید بهشتی با ژنرال هایزر است. شهید بهشتی با قدرت بیان و استدلال بالایی که داشت به هایزر ­فهماند که حمایت آنها از شاه و احترام نگذاشتن به عقیده­ی ملت ایران به ضرر آمریکا است؛ هر چند باعث کشتار بیشتری خواهد شد اما سرنوشت انقلاب ایران را عوض نخواهد کرد.

نتیجه­ی مذاکره این شد که آمریکایی­ها نصیحت ژنرال رابرت ارنست هایزر که برگرفته از صحبت­های شهید بهشتی بود را گوش کردند. آنها نمی­توانستند مقابل پیروزی انقلاب بایستند اما از لجاجت بیشتر و استمرار کشتار در ایران دست برداشتند.

دیدار بروس لینگن با شهید بهشتی

هنگام تسخیر لانه جاسوسی، لینگن عالی­ترین مقام آمریکایی جزء ۵۲ گروگان آمریکایی بود. سند زیر شرح دیدار دیدار وی با شهید بهشتی است که لینگن به صورت محرمانه برای واشنگتن می­فرستد و دانشجویان پیرو خط امام، سند را در سفارت آمریکا پیدا می­کنند.

بروس لینگن: من و هنری پرشت در ۲۷ اکتبر [۱۹۷۹، ۷ آبان ۱۳۵۸] با دکتر محمد بهشتی که با [امام] خمینی [ره] پیوستگی نزدیکی داشت، در اتاق  انتظار ساختمان سنا ملاقات کردیم.

بهشتی به مشکلات در حمل قطعات یدکی نظامی از آمریکا به ایران و قراردادهای تجاری و همچنین شایعات گسترده در مورد دخالت «سیا» در کردستان اشاره کرد و گفت: در برخورد با مسائل تجاری علاوه بر جنبه­های عادی تجاری باید دیدگاه سیاسی نیز در نظر گرفته شود و همچنین مقدار زیادی از وجوه ایران در آمریکا توسط دادگاه­ها مسدود شده­اند که دولت آمریکا برای حل این مشکل باید حمایت خود از ایران نشان دهد. او گفت: اظهار حمایت دولت آمریکا از انقلاب کفایت نمی­کند بلکه به جای حرف باید عمل کند.

او گفت: شاه پنجاه سال تباهی را بر ملت ایران تحمیل نموده است. ملت ایران نمی­توانند تحمل کنند که آمریکا و یا هر کشور دیگری از او حمایت کند.

در مورد شاه، من گفتم: ما شاه را به عنوان یک مقام مسئول در ایران به رسمیت نمی­شناسیم و از دولت موقت به رهبری بازرگان حمایت می­کنیم و به شاه تأکید کرده­ایم که به هنگام اقامت در آمریکا هیچ­گونه فعالیت سیاسی نباید داشته باشد.

در برابر شایعات مربوط به فعالیت سیا در کردستان و مناطق دیگر ایران گفتم: این شایعات مطلقاً بی­اساس می­باشند. نه سیا و نه هیچ نهادی از دولت آمریکا به هیچ شکلی در هیچ ­یک از فعالیت­هایی که به تمامیت ایران لطمه بزند، شرکت نداشته­اند. من بر اساس اطلاع کامل از فعالیت­های دولت آمریکا در ایران چنین تضمینی به او دادم، در هر حال ایجاد آشوب در کردستان از هر طریقی که باشد کاملاً بر خلاف منافع ملی خودمان خواهد بود.

پرشت گفت: در واشنگتن ایرانیانی با دفتر او تماس می­گیرند که از طبقات متوسط و متخصص ایران هستند و مخالف شاه هم بودند، ولی اکنون از ایران فرار کرده­اند چون احساس می­کنند برای آنها در جو سیاسی جدید جایی وجود ندارد. او از بهشتی خواست تا موضع رهبری انقلاب را در برابر این افراد و ایرانیانی که به طور فزاینده نسبت به پیشرفت انقلاب سرخورده و ناامید شده­اند، روشن کند.

بهشتی گفت: رهبر متوجه است که نمی­توان به دور ایران حصار کشید و آن را از تأثیرات خارجی و منافع تجارتی و تخصصی که به آنها احتیاج است، منزوی ساخت. در مورد یک میلیون اقلیت هم، همین موضع اتخاذ می­شود ولی به آنها اجازه داده نخواهد شد که نظرات خود را به اکثریت ۳۵ میلیون ایرانی که از انقلاب و اهداف آن حمایت می­کنند، دیکته کنند. اگر لازم باشد این توده­های میلیونی جمعیت ایران راه خود را به تنهایی طی خواهند نمود و در مدت ۲۰ سال می­توانند آنچه را که با رفتن این طبقه از دست داده­اند و منافعی که این یک میلیون اقلیت برای کشور داشته است، جبران کنند.

بهشتی تأکید کرد که هدف رهبری جلب حمایت اقلیت است و در جهت آن کوشش می­کند ولی به هیچ صورتی اکثریت به این اقلیت کوچک اجازه نخواهند داد تا اهداف انقلاب اسلامی که ملت ایران خواهان آن هستند را تباه سازند. همان­طور که قبلا گفته بود این اهداف شامل جامعه­ای می­شود که آزاد، مترقی و پیرو اصول اسلامی باشد.

بهشتی از لحاظ فکری، شخصیتی اثرگذار دارد. او با اعتماد به نفس فوق­العاده و به طور آرام و شمرده زبان انگلیسی را به خوبی صحبت می­کرد. رفتار او در تمام مدت، آرام بود. به نظر می­رسید که سعی داشت به ما بفهماند که بهبود روابط بیشتر به نفع آمریکا است تا به نفع ایران و در امر بهبود روابط آمریکا و ایران، بار اصلی را به دوش آمریکا ­گذاشت. حرف­هایش نشان از این داشت که ایران انقلابی از حمایت و تفاهم آمریکا استقبال خواهد نمود ولی به هیچ­وجه به آمریکا وابسته نخواهد بود.[۳]

تنظیم: زهرا قوامی­فر


[۱] جودوی، حسین / دانشجویان و گروگانها/انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۱۳۹۲/صفحه:۳۸۵-۳۸۶

[۲] جودوی، حسین / دانشجویان و گروگانها/ انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۱۳۹۲/ صفحات ۳۸۵و ۳۸۶ ، ۲۲۵ و ۲۲۶

[۳] جودوی، حسین / دانشجویان و گروگانها/ انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۱۳۹۲/ صفحات ۳۸۶ تا ۳۹۰


لطفا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید
لینک کوتاه: https://ayyam.ir/12727

چاپ نوشته


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برگزیده‌ها

مصاحبه با پروفسور بویل درباره ابعاد حقوقی تسخیر سفارت آمریکا
دکترین ضرورت چیست؟
 محاکمه شهروند آمریکایی در دوران کاپیتولاسیون
محکومِ آمریکایی
 سخنرانی حجت الاسلام الهی خراسانی
پیامبری که نمی‌شناسیم
مشاهده همه


تازه‌های شبکه‌های اجتماعی