مبارزه با کرونا بر بنیان دانش/ جوانانی که نیاز تجهیزات بیمارستانی یک استان را تامین کردند

در شرایط شیوع سریع ویروس و اجرای قرنطینه کامل، وقتی دیدیم یک کالایی کم شده، خودمان تولیدش را شروع کردیم. ویژگی مهم شیلدهای تولیدی ما آنتی‌باکتریال بودنش است. طلق جلوی شیلد را با تکیه بر فناوری نانو به صورت ضدباکتری تولید کرده‌ایم. تاکنون بیش از ۲۴ هزار عدد شیلد تولید کردیم و تحویل علوم پزشکی شده است. شرکت ما برای ساخت دستگاه ترمومتر (تب سنج) و ماسک‌های N95 هم در تلاش است.


مرور تجربه‌های موفق مسجدی‌ها در روزهای مقابله با شیوع کرونا

چند نفر از بچه­‌های مسجد داوطلب شدند که پیگیر تامین اقلام بهداشتی برای رسیدن به دست داروخانه­‌ها و توزیع در محل بشوند. مدت کوتاهی گذشت و پشتیبانی پخش اقلام و داروخانه‌­های محل، پیگیری بچه‌­ها را دیدند و متوجه شدند که نظارتی هم هست که نظارتی هم هست. بعد از چند روز اوضاع تامین و توزیع اقلام بهداشتی در محله ما عادی شد.


نگاهی به کرونا از پشت ماسک پرستاران

وقتی داریم با بیمار صحبت کنیم، از پشت ماسک صدای ما را واضح نمی‌شنود. ما هم با این لباس، صدای او را به زحمت می‌شنویم. اما باید در این شرایط با هم تعامل کنیم. بیمار تنها مأمن و ملجأش پرستار شیفت است. چه کارهایش را بگوید، چه دغدغه‌هایش را بگوید. برای همین خیلی زود ارتباط عاطفی با بیمارها برقرار می‌کنیم.


یک آموزش استثنائی در شرایط استثنائی/ تدریس به کودکان نابینا در قرنطینه کرونایی

احتمال داشت با این وضعیت نتواند سال تحصیلی را به آخر برساند. تصمیم گرفتم به روستا بروم و حضوری به او آموزش بدهم. برای رعایت مسائل بهداشتی، هر دو موقع آموزش ماسک می‌­زنیم. ولی چون آموزش خط بریل با لامسه است و دستکش مانع می­‌شود، نمی‌توانستیم از دستکش استفاده ­کنیم.


کرونا ما را به خودشناسی و خودآگاهی دعوت کرد

در حوزه کودک، بخشی از تماس‌­ها ناشی از کلافگی والدین بود. ماجرای کرونا، به خیلی‌ از پدر و مادر­ها این درس را داد که چقدر نیازمند یادگیری و بروز کردن مهارت­‌های زندگی هستند. بیشتر والدین مهارت‌های ارتباطی با فرزندان خود را ندارند.


مدیریت کرونا در شرایط تحریم از زبان مدیر بیمارستان شهید صدوقی یزد

برای تامین لوازم، چون ما به تحریم عادت کردیم و مدیریت کردن شرایط را سال‌هاست تجربه کردیم، از قبل یک سری برنامه‌ریزی‌ها را انجام داده بودیم و غافلگیر نشدیم. اما با توجه به حساسیت بالای شرایط خط مقدم کرونا، اقلام مصرفی سه ماه، در بیست روز مصرف ­شد. خیلی زود مردم هم وارد شدند و حرکت‌های خودجوش مردمی، ظرفیت کشور را برای تامین نیازها بالا برد. با تکیه بر جهاد سلامت مردمی، از ماسک تا گان و لباس‌های یکسره، همه چیز را از تولید همین کارگاه‌ها تامین کردیم.


ناگفته‌هایی از خدمات یک جهادگر سلامت به مردم/ امام جمعه‌ای که در کف میدان مبارزه با کرونا به شهادت رسید

اینطور نبود که فقط ناظر باشد. یعنی بیاید و نگاهی بکند یا به تعبیری، بازدید کند و برود. مثلا ما از تبریز و میانه خیلی رفت‌وآمد داریم. همین همه را نگران می‌کرد. حاج جعفر همه جوانان را سر خط کرد و با کمک آن‌ها کنترل ورودی شهر را آغاز کردند. یک روز برای بستن معابر شهر مشکل داشتیم. حاج جعفر به بخشدار زنگ زد و گفت: «صاحب این شهر شمایید؟ نشستید در خانه که چه بشود؟! چرا رسیدگی نمی‌کنید؟»


از قوت جنگی تا یاقوت فرهنگی/ وقتی امام هشتم مزد یک جهادگر سلامت را می‌دهند

دیدم من شکل هیچ کدام از خانم‌های اینجا نیستم. به این خاطر دلم شکست. اولین کاری که کردم توسل به امام رضا بود. گفتم یا امام رضا، به من کمک کن بتوانم حجابم را حفظ کنم. گفتم یا امام رضا، یکی از آرزوهایم این است که ان‌شاءالله خادم تو باشم… چند روز بعد، وقتی به او گفتم امام رضا شما را به عنوان خادم ویژه قبول کرده‌اند، گفت نمی‌دانم چه بگویم، این کرونایی که مردم از آن فراری هستند، باعث نجات من از بی‌حجابی شد.


مدرسه‌ای که کرونا هم تعطیلش نکرد/ تولید ماسک در زنگ خیاطی

در کودکی تلاش بانوان برای کمک به رزمندگان و پشتیبانی جنگ را دیده بودم. مدیریت مدرسه هم فرصتی برای کنار آمدن با خلاقیت بچه‌ها در فعالیت‌های مختلف است. همین تجربه‌ها باعث شد ذهنم درگیر این مسئله بشود که در حال حاضر چه کاری از دست من ساخته است. این ایده مطرح شد که می‌شود با نیروی جوان و پتانسیل‌های مدرسه، کارهایی برای مقابله با کرونا انجام داد. کاری که از دست بچه‌های ما به خوبی برمی‌آمد، همین دوخت ماسک بود.


جهاد سلامت به روایت طلّاب یزدی

بودن یک روحانی در محیط بیمارستان، برای روحیه دادن به بیمارها و کادر درمان تاثیرش بیشتر است. بسیج، گروه‌های جهادی و دانشجویان به شیوه‌های مختلف به بیمارستان ورود کردند، ولی هیچکدام نمودشان مثل حضور یک روحانی با لباس روحانیت نیست.