او امامِ «جمعه» نبود!

او فقط امامِ «جمعه» نبود که یک روز در هفته برای برگزاری یک مراسم به مصلی بیاید و کارش را همین بداند و برود سراغ زندگی‌اش. او امامِ «هر روز» بود برای مردم آذربایجان. عرصه‌ای از زندگی مردم نبود که او در آن غایب باشد. مگر ممکن بود مردم درگیر مصائب باشند و او در سفر؟ نماز جمعه برای مخاطبانش، «عادت» نبود که اگر نباشد فقط دلتنگ شوند. آنجا محل تجمع انقلابیون برای پیش بردن کشتی انقلاب بود در کوران حوادث؛ محل قرار بود برای تدبیر امور.


چگونه به استادی غربزده تبدیل شویم؟

اساتید غربزده دچار خودتحقیری مفرط هستند. تحقیر همه چیز از فرهنگ عمومی گرفته تا بحث‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی فردی. کانه نوعی مازوخیسم بر فرد حاکم است؛ یعنی به‌لحاظ روانی از این تحقیر شدن لذت می‌برد و این منحصر در خودش هم نیست، بلکه از حیرت و تحقیر کردن بقیه هم به دنبال لذت بردن است. خودآزاری و دیگرآزاری. این امر هم کاملا روانی است.


آقازاده انتقادی و آگاهی‌بخش است یا هیجان‌انگیز و انتقادی‌نما؟

«آورده سریالِ آقازاده برای جامعه چیست؟» وقتی از آورده اثر هنری سخن می‌گوئیم، از هنرِ پیشتاز، آگاهی‌بخش و محرکِ جامعه و مردم سخن می‌گوئیم! اما اگر اثری تنها با تکیه بر آنچه تاکنون در جامعه موجود بوده تولید شود و بر تکرارِ هیجان‌انگیزِ همان حرف‌ها متمرکز شود، هنرِ پیشتاز است یا هنر تخدیری؟!


مسجد به افق سینما / صیرورت از خانه خیال تا خانه خدا

رابطه سینما و مسجد، اگر یک رابطه و تعامل دوطرفه باشد هر دو را از انحراف دور می‌کند و به تحقق کیفی‌تر و عمیق‌تر کارکردهایشان منجر می‌شود. مسجد می‌تواند با این ابزار اثرگذاری اجتماعی‌اش و نزدیک‌تر شدن به زندگی مردم را محقق کند و سینما نیز با حضور در این مکان می‌تواند به بیشتر و بهتر دیده شدن و دورتر شدن هرچه بیشتر آن از فساد و انحراف منجر شود.


دوران «الغدیر» یا فصل «اقامۀ غدیر»؟

کم‌دقتی‌های برخی تریبون‌ها و تریبون‌داران -که فرصت‌های تبلیغی را به جای اینکه بستری برای بهره‌مند کردن عموم مردم از معارف مشترک و انسان‌ساز اهل بیت قرار دهند، محملی برای پرداختن به تمایزات فرقه‌ای ساختند- نه تنها محافل مشترک عرض ارادت به حضرتش را رونق نداده، که باعث بی‌رمق شدن مراسمات و نذرونیازهای چندده‌ساله در مناطق تلفیقی نیز شده است. به‌راستی چه‌قدر این دستور امام صادق علیه‌السلام در میان ما غریب است: «مبادا کاری کنید که غیرشیعیان به‌واسطۀ آن ما را سرزنش کنند؛ چون رفتار فرزند بد، مایۀ سرزنش پدرش است. برای امامتان که دلدادۀ او هستید، مایۀ زینت باشید، نه مایۀ ننگ.»


پایان ده «بیست سی» چل و عبور از دستمال پر گلابی!

عبدی پرده از یک راز بزرگ در دهه شصت برداشته است. آنجا که، علت پرجمعیت بودن نمازهای جمعه اوایل دهه شصت را توضیح داده است: “در آن سال‌ها مردم به صف نماز جمعه می‌پیوستند چون خطبه‌های جمعه در آن زمان فراجناحی بود.” عبدی تاکید کرده کسانی که بالای ۵۰ سال داشته باشند یادشان می‌آید! اما آن‌ها که  هنوز ۵۰ سال ندارند هم  یادشان می‌آید که پرشورترین و پرجمعیت‌ترین نمازهای جمعه وقتی شکل می‌گرفت که امام جمعه؛ رئیس جمهور یازده میلیونی را نقد می‌کرد.


یک کرونانگاری متفاوت

تصویر غالب از نقش‌پذیری خانم‌ها در مواقع بحران، به دوره پشتیبانی از جنگ باز می‌گردد؛ یعنی نقش غیرمستقیم و البته موثر. شرایط در بحران کرونا، البته متفاوت است. بیشتر پرستاران در بیمارستان خانم‌ها هستند و این‌بار به صورت مستقیم نقش‌آفرینی می‌کنند… تکرار هشتگ «سپاس قهرمانان سلامت» به تنهایی نمی‌تواند تصور و درک ما را بهبود بخشد. خانم‌ها طبیعتا دلبستگی‌ها و وابستگی‌هایشان به خانواده پررنگ‌تر است. باید کمی به دغدغه‌هایشان نزدیک شویم تا ببینیم «قهرمان بودن» و در عین حال «مادر بودن» و «دختر بودن»، ممکن است چه تراژدی سنگینی ساخته باشد.


زن، زیر قیچی تاریخکاتورها

ما اگر به دنبال حل بحران ها در حوزه زنان هستیم بایستی دست به کار شویم و برای زنان امروزمان با استفاده از همین تاریخ هویت سازی کنیم. کاری که غرب سال هاست در حوزه زن و خانواده دارد انجام می دهد.


همه مردان شاه

اینکه ایده اصلی و نخستین برای تغییر فرهنگ و گذشته ملت مسلمان ایران، از اتاق فکرهای اروپای قرن ۱۹ درآمد و اینکه «رضاخان» مأمور شد بخشی از سناریوی ازپیش نوشته‌شده را با سبک و سیاق خودش جلو ببرد، بارها گفته و نوشته‌ایم. بخش کمتر تکراریِ این داستان، آدم‌هایی هستند که هم وظیفه ایده‌پردازی و سیاست‌گذاری برای پیاده کردن اهداف شاه را به عهده داشتند، هم باید در پست‌ها و جایگاه‌های مختلف، امور اجرایی را تا رسیدن به نتیجه مطلوب استعمار پیگیری می‌کردند.


گسست اجتماعی زنان؛ ثمره دستور اجباری کشف حجاب

سیاست مدرن‌سازی رضاخان که انگار پیش‌تر ازهرکاری و هر مهمی سراغ ظاهر، لباس و پوشش زنان و مردان ایرانی رفته بود، به جای اینکه بتواند همه زنان ایرانی را یکپارچه و متحد کرده و از توان فکری و فرهنگی آنان برای توسعه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بهره بگیرد، درعمل، سبب گسست اجتماعی در میان آنان شد.