زینب (س)؛ قهرمان فصل اسارت / داستان کربلا در عصر عاشورا تمام نمی‌شود

رویارویی حضرت زینب (س) و یزید ملعون، آخرین فصل داستان کربلاست. اگر ما از حضرت زینب صحبت می‎کنیم، باید از آن زینبی صحبت کنیم که یزید را مستاصل کرد. زینب (س) قهرمان فصل آخر این داستان است. او شخصیتی منفعل نیست و دارد مجلس را مدیریت می‌کند، مسئله را جمع می‌کند و تحلیل ارائه می‌کند.


تمدن اسلامی بدون اخلاق اسلامی محال است/ شدنی نیست که همه مثل ما فکر کنند

چرا می‌خواهیم همه مثل ما فکر کنند، این شدنی نیست. وحدت حول محور مشترکات است. خدا در قرآن این‌طور می‌گوید: «تَعالَوا إِلی کلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکم»، وقتی می‌خواهد مسیحی‌ها، یهودی‌ها و اهل کتاب را دعوت کند، می‌گوید بیایید حول محور کلمه «سواء» – آن سخنی که همه‌مان قبول داریم – اجماع کنیم. یک جاهایی هم تفاوت داریم، عیب ندارد، آن تفاوت‌ها را بگذارید برای وقتش.


تلازمِ حق و تکلیف در اسلام/ کدام اعمال مسئولان، جامعه را به ورطه فقر می‌کشاند؟

حضرت علی (ع) فرمودند اگر رعیّت حق والی را بدهد و اگر والی حق رعیّت را بدهد، حق عزیز می‌شود. به تبع آن راه‌های دین استوار می‌شود، علامت‌های عدل برقرار می‌شود و ان‌شاءالله عدالت اجرا می‌شود. نتیجه این است که همه مزه عدالت را می‌چشند و سنت‌های خوب جریان پیدا می‌کند.


گناه بزرگِ بی‌تفاوت به ولیّ جامعه /تبعیت و اطاعت ما را به اهل‌بیت نزدیک می‌کند

امیرالمومنین (ع) می‌گوید حق من این است که شما اطاعت مرا کنید. مفهوم اطاعت به معنای پیروی عاشقانه است نه پیروی عادی… علامت اطاعت از خدا اطاعت از ولی خدا است. علامت محبت به خدا، محبت نسبت به رسول و ولیّ خدا است و علامت محبت هم پیروی عاشقانه و اطاعت است.


تربیت یعنی همراهی آگاهی و عمل/ تأدیب در کنار توسعه علوم تجربی و دینی است

امیرالمومنین می‌گوید: «و تأدیبکم کیما تعلموا»، حق شما تأدیب است، تأدیب اشاره به تربیت دارد، یعنی حاکم نباید به توسعه آگاهی‌های علوم تجربی و علوم دینی اکتفا بکند، اینها هم دردی دوا نمی‌کند، در کنار توسعه آگاهی‌های علوم تجربی و علوم دینی، باید به فکر تادیب هم باشیم. یعنی امیرالمومنین(ع) می‌گوید علم به تنهایی تربیت ایجاد نمی‌کند.


اگر به آگاهی‌هایمان عمل نکنیم، سودی از آنها نمی‌بریم/ مسوولان جامعه اسلامی باید عادل و دل‌سوز باشند

«و علی الامراء بالعدل و الشفقه». خدایا تفضل کن مسوولان جامعه اسلامی از دو ویژگی‌ای که برایشان خیلی لازم است، بهره ببرند؛ یکی این که عادل باشند و دومی آن که دلسوز.


کیاست مؤمنانه در سیره حسین (ع)/ ضرر بی‌اعتمادی به خداوند برای کل جامعه است

ادعاها محک می‌خورد. یکی از جاهایی که ادعاها محک می‌خورد، همین تشکیل خانواده و داشتن فرزند است. دستور ولیّ جامعه نباید روی زمین بماند. از کی انتظار است؟ اصلاً توجه نداریم ابی عبدالله (ع) پنجاه و هفت سال‌شان بود که علی اصغر شش ماهه دارند.


دغدغه جامعه اسلامی و دغدغه اصلاح را داشته باشیم/ اشک بر امام حسین(ع)، باطنش اشک بر مظلومین زمان حال است

اباعبدالله(ع) فرمود: «اِنّی أُریدُ الاِصْلاحِ»، اصلاً یکی از فلسفه‌های حرکت اباعبدالله این است که حضرت مصلح است. عزاداران ایشان هم باید به اندازه خودشان حداقل دغدغه اصلاح را داشته باشند.


مجلس امام حسین دارالشفاست/ داشتن دغدغۀ جامعه اسلامی؛ الفبای مسلمانی

انتظار ما از مجلس امام حسین (ع) این است. فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»، کسی که شب را به صبح بیاورد و غصه مسلمانان را نخورد اصلا مسلمان نیست، یعنی الفبای مسلمانی، داشتن دغدغه امور جامعه اسلامی است.


«خیرخواه» مسئولین باشیم/ از گفتن حرف حق و مشورت عادلانه دادن خودداری نکنید

این الگویی است که امیرالمومنین(ع) هم برای مسئولان، هم برای ما دارد ارایه می‌کند که اگر با استانداری، وزیری، وکیلی برخورد کردیم، حرفمان راحت بگوییم. البته باید گوش هم بدهیم و عذرهایشان را هم بشنویم… در نامه حضرت به مالک اشتر، ایشان می‌گوید که نزدیک‌ترین فرد به تو «أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَکَ»، باید کسی باشد که حرف حق تلخ را واضح می‌گوید و سخنش را نمی‌پیچاند.