تجربیات موفق مدیر یک بیمارستان در مدیریت بحران کرونا

ما از ۳۰ بهمن تصمیم گرفتیم که این بیمارستان از مرکز ارائه‌ی خدمات به بیماران سوانح و سوختگی، به بیمارستان کرونا تغییر کاربری دهیم. یکم اسفند ۹۸ این مسئله به تصویب قطعی رسید و از همان روز تدریجاً بیماران آماده‌ جابه‌جایی شدند. دوم اسفند جابه‌جایی بیماران و پرسنل انجام شد و فردایش این تغییر به طور کامل انجام گرفت و پذیرش بیماران کرونایی شروع شد. در کمتر از ۴۸ ساعت شرایط را برای پذیرش بیماران کرونایی مهیّا کردیم.


جهادگران روی موج خدمت/ گفت‌وگو با طلبه‌ای که بیش از صد گروه مردمی را برای مبارزه با کرونا فعال کرد

مسیرها را لیست می­‌کنیم و در گروه هماهنگی فضای مجازی قرار می‌­دهیم… تیم بسیج فلان منطقه می‌بیند تیم آن مسجد دیگر کجاست. می‌رود هرجا خلاء باشد یا خیابانی مغفول مانده باشد، زحمتش را می‌کشد… این مزیت اخلاص جهادگران است که کار برکت پیدا می‌کند. ما خودجوش با هفت یا هشت گروه شروع کردیم و به صد گروه رسیدیم.


جلوه‌های همت مؤمنانه برای مبارزه با کرونا در یزد

ماه اسفند معمولا به خاطر عید نوروز خیاط‌ها وقت سر خاراندن ندارند. به ما اطلاع دادند که دوخت ماسک نیاز جدی است. همگی خیاطی‌های عید را کنار گذاشتیم و مشغول دوخت ماسک شدیم. پارچه با همت خیرین تأمین می­‌شد.برای جذب حداکثری خیاط‌ها، اطلاع‌رسانی در شبکه‌های مجازی صورت گرفت و با استقبال زیادی روبه‌رو شد. بعد از آن، به خانه­ نیروهای داوطلب ­رفتیم و به آن‌ها هم الگوی کار و ظرافت‌هایش را آموزش ­دادیم. برای سامان‌دهی شبکه خیاط‌های خانگی، در پنج نقطه ستاد خیاط‌خانه‌ها برپا شد.


کرونا ما را به خودشناسی و خودآگاهی دعوت کرد

در حوزه کودک، بخشی از تماس‌­ها ناشی از کلافگی والدین بود. ماجرای کرونا، به خیلی‌ از پدر و مادر­ها این درس را داد که چقدر نیازمند یادگیری و بروز کردن مهارت­‌های زندگی هستند. بیشتر والدین مهارت‌های ارتباطی با فرزندان خود را ندارند.


جهاد سلامت به روایت طلّاب یزدی

بودن یک روحانی در محیط بیمارستان، برای روحیه دادن به بیمارها و کادر درمان تاثیرش بیشتر است. بسیج، گروه‌های جهادی و دانشجویان به شیوه‌های مختلف به بیمارستان ورود کردند، ولی هیچکدام نمودشان مثل حضور یک روحانی با لباس روحانیت نیست.


خلاقیت جهادگران اهوازی در رزمایش همدلی

یکی از رفقا که مخاطبین زیادی در فضای مجازی داشت، فراخوان را تبلیغ کرد و موج رسانه‌­ای تازه­‌ای راه افتاد. دوباره مبلغ زیادی جمع شد. خیّرین در کمتر از یک هفته، حدود ۵۰میلیون تومان واریز کردند. مردم چند تا کولر هم اهدا کردند که به خانه‌های مستضعفین رساندیم.


وقتی برادران افغانستانی آستین همت را بالا زدند/ تولید هزاران ماسک و گان در اصفهان

روز درخت­‌کاری حضرت آقا یک سری صحبت‌­هایی ایراد فرمودند. وقتی آقا فرمودند همه دست‌­به‌­دست هم بدهید و به کمک مدافعان سلامت بیایید، به ­نظر من یک فتوا بود و یک وظیفه برای ما تعریف شد. حرف‌شان برای من این معنا را داشت که رهبرم می‌گوید کارت را ول کن! بیا الان وقت جهاد برای تولید اقلام بهداشتی است. شما که امکانش را داری، در این جهاد سهمی داشته باش.


روایت تلاش‌های عشایر فارس در جهاد سلامت/ از خیاطی برای اربعین تا دوخت چند هزار ماسک

ما تقریباً چهار سالی هست در مسیر پیاده‌روی بزرگ اربعین در عمود ۸۲۲ موکب عشایر جنوب کشور را برپا می‌کنیم. پارسال با ۵ نفر از خانم‌ها در مهدیه جمع شدیم و چهارصد بالش برای موکب زائران اربعین فرستادیم. با همت همان‌ خیاط‌ها کارگاه دوخت ماسک راه‌اندازی شد و حالا جهادگران ما ۸۰ نفرند… بچه‌ها صبح تا صبح زیارت عاشورا و دعای توسل می‌خوانند. ماه رمضان هم جزءخوانی قرآن پخش‌ می‌کردیم. صلوات می‌فرستند و ذکر می‌گویند. همه با هم حمد می‌خوانیم که زودتر این بیماری برطرف شود.


کار جهادی ؛ ارث شهید به فرزندانش/ روایت خانم دکتر و آقای مهندس از خط مقدم سلامت

به خاطر مسئله کرونا دانشگاه تعطیل شد. از تهران که برگشتم، برای اطمینان از ناقل نبودن، خودم را قرنطینه کردم. کمی بعد دوستان تماس گرفتند که اردوی جهادی تولید شیلد در پیش است. تولید شیلد به دست کسانی که تجربه‌ قبلی ندارند، وجه علمی‌اش یک بحث است و وجه اجرایی آن بحثی دیگر. ویروس هم زیاد شناخته شده نبود و به لحاظ اطلاعات عمومی و منابع علمی، ریسک بود. نمی‌دانستیم کارمان مفید هست یا نه. با این همه، مثل هزاران جهادگر دیگر شروع کردیم به تولید تجهیزات بهداشتی.


وقتی یک دهه هشتادی در جهاد سلامت شرکت می‌کند/ از بخش کرونایی‌ها تا تغسیل اموات کرونایی

وقتی دیدم یک سری بچه‌های هم‌­سن خودم، مثل طلبه­‌ها و بسیجی‌ها برخی فعالیت‌های خودجوش جهادی را آغاز کردند، احساس کردم دارم از این قافله­ جا می­‌مانم. با خودم گفتم آن کسی که برای بیمارها وقت می‌­گذارد، شاید هزار تا مشکل داشته باشد. اما پای کار می‌ماند و شانه خالی نمی‌کند. آن وقت من که سالم هستم، دلیلی ندارد کنار بنشینم و کاری نکنم. اولش همه می‌گفتند سن تو به این کارها نمی‌­خورد، برو بزرگ شو بعد بیا!