او امامِ «جمعه» نبود!

او فقط امامِ «جمعه» نبود که یک روز در هفته برای برگزاری یک مراسم به مصلی بیاید و کارش را همین بداند و برود سراغ زندگی‌اش. او امامِ «هر روز» بود برای مردم آذربایجان. عرصه‌ای از زندگی مردم نبود که او در آن غایب باشد. مگر ممکن بود مردم درگیر مصائب باشند و او در سفر؟ نماز جمعه برای مخاطبانش، «عادت» نبود که اگر نباشد فقط دلتنگ شوند. آنجا محل تجمع انقلابیون برای پیش بردن کشتی انقلاب بود در کوران حوادث؛ محل قرار بود برای تدبیر امور.


نوع جدید آوینی‌دوستی، عامل پرهیز از عمل و اقدام!

«خلاصه کردنِ آوینی در وجهِ اندیشه‌ورزی و نظریه‌پردازی‌اش است. گو اینکه در فهمِ کاملِ همین یک وجه هم، همان فرمالیسم و شعارزدگی و سطحی‌گرایی موج می‌زند. این خط، تازه پیشروتر و متعالی‌تر از خطی است که آوینی را در صدای مسحورکننده‌اش محصور می‌کند و او را پیام‌آور رقّت قلب و اشک و… می‌داند!
نمی‌شود گفت که آوینی هیچ نسبتی با این وجوه ندارد، اما قطعاً تحدید او در این وجوه، عمل ظالمانه‌‎ای است».