جلیلی: ما از «نقد فیلم» باید به «نقد سینما» برسیم/ قوچانی: باید به یک سینمای استراتژیک گذر کنیم

مشکل امروز این است که ما نقد سینما نداریم. ما در یک سال شاید ۱۰۰ فیلم بسازیم و هر صد تا هم با معیارهای سینمایی و حتی معیارهای محتوایی، آثار خوبی باشند. ولی در سینمای بدی قرار بگیرند. چرا؟ چون عدالت در آن رعایت نشده است. مثلا به اندازه کافی برای نوجوانان فیلم نداشته باشید. مثلا سهم تاریخ را نداده باشید. سهم کسانی که دارند در راه پیشرفت ایران تلاش می‌کنند را نداده باشید… ما باید تلاش کنیم کلیدواژه‌های نقد سینمای ایران را توسعه بدهیم و مقداری ملی‌تر به سینما نگاه کنیم


آوینی را معجزه تمام عیار این انقلاب می‌دانم

یک هنرمند روشنفکر با گرایش‌های کاملاً غربی بر اثر رویارویی با تحولات زمان و خصوصاً اندیشه انقلاب، تبدیل شد به یک انسان روشن و عمیق نسبت به انقلاب با گرایش‌های فوق‌العاده مذهبی و دینی. برای مثل من که گذشته و جوانی او را در دانشگاه دیده‌ام، این تنها و تنها می‌تواند یک معجزه باشد. اگر انقلاب ایران چند معجزه داشته باشد، من آوینی را یک معجزه تمام عیار این انقلاب می‌دانم.


هنر ارزشمند، دستاورد فکر آوینی

خیلی سعی کرد آن فضا و آن تعریف سنتی را که ما از مقوله هنر داشتیم و خیلی روبنایی بود را عمیق کند. جلسات اول بود که ایشان گفت شما آمدید سینما یاد بگیرید؟ آمدید هنر یاد بگیرید؟ من می‌گویم «اسرار الصلوه» را بخوانید. می‌گویم بروید فلسفه بخوانید.


دنبال راه‌حل‌های روزمره نبود/ خودش را در انقلاب پیدا کرد

سال ۴۷ که من سال چهارم دانشگاه بودم، احساس می‌کردم که آوینی تغییر کرده است و راه‌های دیگری را جست‌وجو می‌کند. او به دنبال راه حل‌های روزمره نبود. احساس می‌کردیم آوینی به دنبال مسائل دیگری است که برای ما قابل هضم نبود. ذهن من و همه دوستانش با رگه‌های ذهنی او تفاوت داشت. انگار قصدش غیر مادی شدن بود و این در همان دوران هم بروز و نمود داشت… بعدها با حرکت و اوج گیری انقلاب، انگار خودش را در انقلاب پیدا کرد و به راه‌حل‌های اجتماعی انقلاب رسید.


این فکر تحمل نمی‌شود

مرحوم شهید آوینی باجرأت و جسارت رسوخ کرد در مبانی و مبادی تمدن جدید؛ این شرط مواجهه است و امکان برابر شدن، نفوذ کردن رسوخ کردن و حتی همزبان شدن و بحث کردن. و گرنه باید در آنچه که آنها گفته‌اند سهمی و نیم خورده‌ای هم به ما برسد. لااقل ورود در فکر شهید آوینی به ما این درس را می‌تواند بدهد، اگر به یاد گرفتن الفاظ اکتفا نکنیم و به شعار تبدیلش نکنیم و یک نوع استقلال فکر داشته باشیم.



پرواز آزاد؛ از مرز سرزمین تا مرز عقیده

مرز پرواز اندیشه مصطفی‌ها و محمد مهدی‌ها، نه حد میشناسد و نه تهدید. ریزگردهای آسمان هیچ منطقه ممنوعه‌ای نمی تواند تفکر انقلابی آنان را بر زمین بنشاند. آنانکه با بینش هنر _ تعهد شهید آوینی آشنا هستند «منطقه پرواز ممنوع» را با جان و‌دل تماشا می‌کنند.


آوینی؛ آئینه آیین آرمانگرایی

آوینی تا انتهای حق پرستی رفت و خواست که خودش درمیان نباشد؛ به همین ترتیب، آئینه‌ای برای نمایش حقیقت و آئینه آرمانگرایی شد…به همین دلیل هم حتی تلخ‌ترین سوژه‌ها هم وقتی هدف دوربینی که آوینی کارگردانش بود قرار می‌گرفتند، بجای القای بن‌بست و احساس بیچارگی، ادراکی تازه از عشق و مبارزه را به مخاطب منتقل می‌کردند.


مرد تقوای ستیز

مرتضی جمله‌ای از نیچه را نقل می‌کند که «باید در دامنه آتشفشان زیست کرد». راه این نوع زندگی گریز نیست، ستیز است. ستیز همراه با دانش. تقوای مرتضی، تقوای گریز نیست. تقوای ستیز است. عرفانش هم عرفان ستیز است. به همین خاطر سلوکش از نوع تارک دنیایی نیست. اما چون پدیده مقابل را می‌شناسد، نمی‌گریزد.


اگر آوینی امروز زنده بود، حتماً عصیان می‌کرد!

اگر از من بپرسند کارنامه‌ی، وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی، کارنامه صدا و سیمای جمهوری اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی مبتنی بر آن ایده‌آل‌های شهید آوینی و با محک اندیشه‌های ایشان چه است. می‌گویم صفر است. هیچ کدام از این اتفاقاتی که در ذهن ایشان بود، در حوزه هنر به وقوع نپیوست.