همه چیز کرونا متفاوت است

کشورمان در زمینه تامین اقلام و تجهیزات خیلی وضعش خوب است. از نظر رسیدگی به بیماران ما هیچ محدودیتی از نظر سنی نداریم که مثلا بگوییم سالمندان را رها کنیم تا به جوان‌ترها برسیم. از نظر پوشش بهداشتی و کاور کادر درمانی و بیماران هم هیچ کمبودی نداشتیم. البته همت مردم هم در این زمینه خیلی خوب بوده است و پشت ما را خالی نکردند.


یک کرونانگاری متفاوت

تصویر غالب از نقش‌پذیری خانم‌ها در مواقع بحران، به دوره پشتیبانی از جنگ باز می‌گردد؛ یعنی نقش غیرمستقیم و البته موثر. شرایط در بحران کرونا، البته متفاوت است. بیشتر پرستاران در بیمارستان خانم‌ها هستند و این‌بار به صورت مستقیم نقش‌آفرینی می‌کنند… تکرار هشتگ «سپاس قهرمانان سلامت» به تنهایی نمی‌تواند تصور و درک ما را بهبود بخشد. خانم‌ها طبیعتا دلبستگی‌ها و وابستگی‌هایشان به خانواده پررنگ‌تر است. باید کمی به دغدغه‌هایشان نزدیک شویم تا ببینیم «قهرمان بودن» و در عین حال «مادر بودن» و «دختر بودن»، ممکن است چه تراژدی سنگینی ساخته باشد.


نگاه به کرونا از پشت ماسک یک پرستار

وقتی داریم با بیمار صحبت کنیم، از پشت ماسک صدای ما را واضح نمی‌شنود. ما هم با این لباس، صدای او را به زحمت می‌شنویم. اما باید در این شرایط با هم تعامل کنیم. بیمار تنها مأمن و ملجأش پرستار شیفت است. چه کارهایش را بگوید، چه دغدغه‌هایش را بگوید. برای همین خیلی زود ارتباط عاطفی با بیمارها برقرار می‌کنیم.


پرستاری که برای خدمت از فرزندش هم گذشت/ ماجرای سرودی که نشاط را در بیمارستان طنین‌انداز کرد+فیلم

با آمدن کووید ۱۹، آی‌سی‌یو به بخش کرونا تبدیل شد. خود را ملزم دانستم که بیمارستان را رها نکنم. خدمت به مردم را در این وضعیت یک وظیفه‌ بود. بچه‌‌ یک ساله‌ام را به خدا سپردم و با پشتوانه و دلگرمی‌های خانواده‌ام راهی بیمارستان شدم… به خاطر اضطراب ناشی از کرونا، مردم کوچک‌ترین علامتی را به عنوان کرونا تلقی می‌کردند و مراجعات زیادی داشتیم. تا اینکه شروع طرح غربال‌گری، توانست جلوی شلوغی بیش از حد بیمارستان‌ها را بگیرد.


زحمات کادر درمان در مراحل تست کرونا از زبان یک پژوهشگر غسّال

وارد محل تست که شدم، قیافه‌ پرستار توجهم را جلب کرد. ماسک، شیلد، عینک محافظ، دستکش و روپوش سفید نیمه‌شفافی که از روی کفش تا سرش را پوشانده، ترکیب لباس رزم اوست. ترکیبی که حتی راه رفتن را هم سخت‌ می‌کند. به این فکر می‌کنم که بودن در این لباس‌ها، در زمان طولانی یک شیفت چقدر سخت است.


طعم خاصِ خودشیرینی برای امام زمان

حالا من بودم و سه‌شنبه‌هایی که خودش را به رخ دیگر روزهای هفته می‌کشید. کمک به افرادی که به خاطر ترس از کرونا، به بیمارستان نمی‌رفتند، برایم لذت بخش بود. در طول روز، از محلات مختلف شهر تماس داشتم. وقتی آدرس را می‌گرفتم، بلافاصله در مکان حاضر می‌شدم. چون احتمال ناقل بودن فرد و اطرافیانش زیاد بود. باید خیلی بااحتیاط رفتار می‌کردم. در عین حال، اصلا ترسی نداشتم.


ما سفید پوشیدیم تا شما سیاه نپوشید

خانم‌ها الان در خیاط‌خانه‌ها فعال هستند و دارند ماسک و لباس می‌دوزند. قشنگ مثل زمان جنگ است که زن‌ها پشت جبهه فعالیت می‌کردند تا رزمندگان در خط مقدم بتوانند بجنگند. این روزها ماسک و لباس می‌دوزند تا ما در محیط کار، بتوانیم با ایمنی بالا کار کنیم.