نماهنگ «تمام خاطرات من»

انتشار نماهنگ «تمام خاطرات من» با صدای محمد معتمدی‌نژاد در پاسداشت کار درمان کشور در مقابله با شیوع کرونا با حال و هوای محرم


مربی تیم ملی راگبی در خدمت کارتن‌خواب‌ها/ کرونا می‌رود و مهربانی می‌ماند

یک شب حوالی آرامگاه علی‌بن‌حمزه غذاها را توزیع کردیم و دو ساندویچ دیگر باقی مانده بود. دو نفر کارتن‌­خواب را دیدم، گفتم غذا می‌خواهید؟ گفت خدا خیرت بدهد. یکی از آنها برگشت سمت آرامگاه علی‌بن‌حمزه (ع) و خدا را شکر کرد. گفت از صبح تا حالا چیزی نخوردم. آمدم سمت آرامگاه آقا علی‌بن‌حمزه (ع) شاید فرجی شود…


همه چیز کرونا متفاوت است

کشورمان در زمینه تامین اقلام و تجهیزات خیلی وضعش خوب است. از نظر رسیدگی به بیماران ما هیچ محدودیتی از نظر سنی نداریم که مثلا بگوییم سالمندان را رها کنیم تا به جوان‌ترها برسیم. از نظر پوشش بهداشتی و کاور کادر درمانی و بیماران هم هیچ کمبودی نداشتیم. البته همت مردم هم در این زمینه خیلی خوب بوده است و پشت ما را خالی نکردند.


درس مهم کرونا برای حکمرانی سلامت

یکی از دلایل موفقیت ما در مدیریت شرایط کرونایی، این بود که هشتاد درصد سیستم درمان‌ و صددرصد سیستم بهداشتی‌مان دولتی اداره می‌شود. اینکه می‌بینید آمریکا این‌قدر در بحران کرونا بد عمل کرده، به خاطر این است که سیستم بهداشت و درمانش خصوصی اداره می‌شود.


نبرد در خط پایان/ کرونا از زبان مسئول آرامستان‌های سبزوار

خانواده‌ها کسی را ندارند که به خاطر از دست دادن عزیزشان دلداری‌شان بدهد. غسال‌ها این موضوع را باری به دوش خود می‌بینند. به آن‌ها ملحق می‌شوند و خود را در غم آن‌ها شریک می‌دانند… اجسادی که از خانه‌ی سالمندان می‌آورند، فقط یک نفر از پرستاران خانه‌ی سالمندان همراهش هست. غسال‌‌ها تا لحظه‌ی آخر همراه جنازه هستند… بارها پیش آمده میت فوت عادی به آرامستان آورده‌اند، ولی کسی نبوده همراهی‌اش کند. ترس باعث تنهایی این میت شده و همکاران خودشان زیر تابوت او را گرفته‌اند.


شکست کرونا با فعالیت مسجدی‌ها/ وضعیت سفید یک محله در شهری با وضعیت قرمز

منطقه حصیرآباد، خلأ جدی فضای ورزشی دارد. با تهیه تشک‌­های ورزشی، حیاط مسجد را به باشگاه ورزشی تبدیل کردیم تا بچه‌­ها بهترین بهره را از فضای مسجد ببرند و توانایی‌هایشان را رشد بدهند. روز افتتاح باشگاه مصادف شد با شهادت سردار دل‌­ها؛ حاج قاسم سلیمانی. این شد که اسم باشگاه را به نام شهید قاسم سلیمانی نام‌گذاری کردیم.


وضعیت کرونا هم‌چنان جدی است

نسخه کامل تیزر فرهنگی سوگ با همت داود مرادیان و به سفارش مرکز فیلم و سریال عصر منتشر شد.


وقتی برادران افغانستانی آستین همت را بالا زدند/ تولید هزاران ماسک و گان در اصفهان

روز درخت­‌کاری حضرت آقا یک سری صحبت‌­هایی ایراد فرمودند. وقتی آقا فرمودند همه دست‌­به‌­دست هم بدهید و به کمک مدافعان سلامت بیایید، به ­نظر من یک فتوا بود و یک وظیفه برای ما تعریف شد. حرف‌شان برای من این معنا را داشت که رهبرم می‌گوید کارت را ول کن! بیا الان وقت جهاد برای تولید اقلام بهداشتی است. شما که امکانش را داری، در این جهاد سهمی داشته باش.


وقتی یک دهه هشتادی در جهاد سلامت شرکت می‌کند/ از بخش کرونایی‌ها تا تغسیل اموات کرونایی

وقتی دیدم یک سری بچه‌های هم‌­سن خودم، مثل طلبه­‌ها و بسیجی‌ها برخی فعالیت‌های خودجوش جهادی را آغاز کردند، احساس کردم دارم از این قافله­ جا می­‌مانم. با خودم گفتم آن کسی که برای بیمارها وقت می‌­گذارد، شاید هزار تا مشکل داشته باشد. اما پای کار می‌ماند و شانه خالی نمی‌کند. آن وقت من که سالم هستم، دلیلی ندارد کنار بنشینم و کاری نکنم. اولش همه می‌گفتند سن تو به این کارها نمی‌­خورد، برو بزرگ شو بعد بیا!


از نجات رزمنده بعثی تا مبارزه با کرونا

دکتر بهشتی که رفته بود جبهه، یک سر هم به بچه‌های اصفهان زده بود. از او خواستند تا اجازه دهند عملیات کنند. شهید بهشتی گفته بود باید ببینم چه کرده‌اید. او را بردند خطِ شیر و کانال را نشانش دادند. گفته بودند تا چند قدمی عراقی‌ها این کانال را کنده‌اند. شهید بهشتی باورش نمی‌شد. عبا و عمامه را برداشته بود و با ردا وارد کانال شده بود تا با چشم خودش ببیند چه کرده‌اند تا اجازه عملیات را از امام بگیرد. آخرهای تونل، نزدیک عراقی‌ها، صدایشان را با گوش‌های خودش می‌شنید.